تاریخ: ۱۳۹۴/۴/۴
نماز تراویح در ماه مبارک رمضان
خداوند متعال اجتماع را برای ادای نماز مستحبی به جز نماز باران نخواسته است و تنها نمازهای واجب است كه بر جماعت خواندن آن، بسیار تأكید شده است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نمازهای مستحبّی ماه رمضان را فرادی به جای می‌آورد و مردم را نیز تشویق می‌نمود كه آن را به جماعت نخوانند.

نماز تراویح سنت است یا بدعت؟

نماز تراویح سنت نیست، بلکه یکی از بدعتهایی است که متأسفانه در دین مبین اسلام وارد شده است. به همین منظور لازم است که این مسئله به دقت بررسی و تحلیل شود:

یكی از مسائلی كه اهل‌سنت توجه خاصی بدان داشته و اهمیت فراوانی به آن می‌دهند، نماز تراویح است. آنان درصددند كه این مسئله و مشروعیت آن را به شریعت و صاحب آن نسبت دهند ولی در مقابل، شیعه امامیه با دلائلی متقن به شدت با آن مقابله كرده و آن را نه تنها جزء شریعت نمی‌دانند، بلكه از بدعت‌های خلیفه‌ی دوم اهل‌سنت می‌شمارند. ما در این بحث برآنیم كه با بررسی این مسئله سرمنشأ آن را پیدا كنیم كه آیا پیامبر اسلام به انجام دادن نمازهای مستحبّی به صورت جماعت در شب‌های ماه مبارك رمضان دستوری صادر كرده، یا آن كه دیگران آن را جزء شریعت شمرده‌اند، و حكم این بدعت چیست؟

تراویح در لغت و اصطلاح

تراویح جمع «ترویحه» و در اصل اسم است برای مطلق نشستن، لكن در اصطلاح اطلاق می‌شود بر هر نشستن به جهت استراحت بعد از قرائت چهار ركعت از بیست رکعت نمازهای مستحبی در شب‌های ماه رمضان. (المعجم‌الوسیط، ص ۳۸۰؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۴۶۲)

پایه‌گذار كیست؟

مرحوم سید شرف‌الدین می‌فرماید: «از جمله مسائلی كه عمر تشریع كرد و در مقابل نص اجتهاد نمود، نماز تراویح است. زیرا این نوع نماز را پیامبر صلی الله علیه و آله نیاورده و در زمان ابی‌بكر نیز سابقه نداشت. خداوند متعال اجتماع را برای ادای نماز مستحبی به جز نماز باران نخواسته است و تنها نمازهای واجب است كه بر جماعت خواندن آن، بسیار تأكید شده است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نمازهای مستحبّی ماه رمضان را فرادی به جای می‌آورد و مردم را نیز تشویق می‌نمود كه آن را به جماعت نخوانند.

در زمان ابوبكر نیز تا هنگامی كه وی از دنیا رفت، اوضاع چنین بود و بعد از به خلافت رسیدن عمربن خطاب در سال اوّل خلافتش نیز وضع بر همین منوال بود؛ تا آن‌كه وی در ماه رمضان سال چهاردهم هجری با گروهی از صحابه وارد مسجد شد و دید كه مردم نمازهای مستحبی به جای می‌آورند، ولی عدّه‌ای در حال قیام، جمعی در حال ركوع، دسته‌ای در حال سجده و گروهی نیز نشسته بودند و جماعتی هم تسبیح می‌گفتند یا قرآن تلاوت می‌كردند...

عمر از دیدن این منظره ناخشنود شد، لذا تصمیم گرفت آن را سامان دهد. از همین رو برای آنان نماز تراویح را در اوایل شب‌های ماه رمضان قرار داد و اعلان عمومی كرد كه همه در آن شركت كنند. سپس به شهرها و كشورها بخشنامه كرد و در مدینه دو نفر را قرار داد تا امام جماعت در نماز تراویح باشند؛ یكی، برای مردان و دیگری، برای زنان...». (اجتهاد در مقابل نص، ص ۲۵۴ـ۲۵۵)

بخاری در صحیح به سندش از عبدالرحمن بن عبد قاری نقل می‌كند: «در یكی از شب‌های رمضان با عمر به مسجد رفتیم، دیدیم مردم دسته دسته و پراكنده هستند، هركسی برای خود یا با گروه خود نماز می‌خواند، عمر گفت: به نظر من اگر اینان به یك امام اقتدا كنند بهتر است، لذا تصمیم خود را گرفته و دستور داد ابی بن كعب پیش نماز همه باشد. شبی دیگر با وی به مسجد رفتیم، دیدیم مردم نمازهای مستحبّی شب‌های رمضان را به جماعت می‌خوانند. آن‌گاه عمر گفت: این بدعت خوبی است!» (صحیح بخاری، ج ۲، ص ۲۵۲؛ موطأ مالك بن انس، ص ۷۳، كنزالعمال، ج ۸، ص ۴۰۸)

تصریح به بدعت‌گزاری

قسطلانی در شرح خود بر صحیح بخاری در شرح و توضیح كلام عمر كه گفت: «این بدعت خوبی است» می‌نویسد: «این‌كه آن را بدعت دانست بدان علت است كه پیامبر دستور نداده بود تا نمازهای مستحبّی ماه رمضان را به جماعت بخوانند، در زمان ابوبكر نیز سابقه نداشت، در اولِ شب هم نبود، و این تعداد ركعت هم نداشت.» (ارشاد الساری، ج ۵، ص ۴)

شبیه همین توضیح در فتح الباری و عمده القاری و دیگر شروح صحیح بخاری نیز آمده است.
ابوالولید محمد بن شحنه در حوادث سال ۲۳ هجری می‌گوید: «... عمر نخستین كسی بود كه دستور داد مردم نماز تراویح را به جماعت بخوانند.»

سیوطی نیز در تاریخ الخلفا از ابی هلال عسكری نقل می‌كند: «عمر نخستین كسی بود كه در ماه رمضان دستور داد نماز تراویح را به جماعت بگزارند...»

هم‌چنین محمد بن سعد در جلد سوّم طبقات هنگامی كه از عمر نام می برد، می‌گوید: «او نخستین كسی است كه دستور داد نمازهای شب‌های ماه رمضان (تراویح) را به جماعت بگزارند و به شهرها و كشورها بخشنامه كرد و این در ماه رمضان سال چهاردهم هجری بود.»

ابن عبدالبر در شرح حال عمر در الاستیعاب می‌نویسد: «اوست كه ماه رمضان را با نماز مستحبّیِ دسته‌جمعی نورانی كرد!!!» (ر.ك: سید شرف الدین، الاجتهاد و النص)

مخالفت با بدعت

ابن ابی شیبه از عبدالرزاق روایت كرده است: ابن عمر نماز تراویح را به جماعت نمی‌خوانده است. (المصنف، ج ۵، ص ۲۶۴، ح ۷۷۴۲)

مجاهد می‌گوید: «كسی نزد ابن عمر آمد و گفت: آیا در ماه رمضان نماز تراویح را به جماعت بخوانم؟ عمر پرسید: آیا می‌توانی قرآن بخوانی؟ گفت: آری. گفت: آیا می‌خواهی چون درازگوش ساكت باشی؟ در خانه نماز بخوان. (همان، ح ۷۷۴۳)

ربیع می‌گوید: «شافعی نماز تراویح را با مردم نمی‌خواند، بلكه در خانه خود به جای می‌آورد.» (تاریخ مدینه دمشق، ج ۵۱، ص ۳۸۴)

لبیب السعید می‌گوید: «مالك، ابویوسف و برخی شافعیان به جای آوردنِ نماز تراویح را به صورت فرادی و در خانه بهتر می‌دانستند.» (التغنّی بالقرآن، ص ۱۱۷)

نهیِ پیامبر صلی الله علیه و آله از به جای آوردن نماز مستحبی به جماعت از جمله اموری كه دلالت بر بطلان بجای آوردن نماز تراویح به جماعت دارد، این كه در روایات بسیاری پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را وادار نموده تا نماز قافله را در خانه به جای آورند، زیرا این امر به اخلاص و قبولی نزدیك‌تر است.

عبدالله بن مسعود از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال نمود: نماز مستحبّی را در خانه به جای آوردن بهتر است یا در مسجد؟ حضرت فرمود: آیا نمی‌بینی كه خانه من چقدر به مسجد نزدیك است، با این وصف من دوست دارم كه نمازهایم را در خانه‌ام به جای آورم، مگر این كه نمازهای واجب باشد. (الترغیب و الترهیب، ج ۱، ص ۳۷۹، ح ۴)

هم‌چنین آن بزرگوار صلی الله علیه و آله فرمود: «نماز واجب را باید در مسجد خواند و نماز مستحبی را در خانه.» (كنزالعمال، ج ۸، ص ۳۸۴، ح ۲۳۳۶۳)

هم‌چنین آن بزرگوار صلی الله علیه و آله فرمود: «بر شما باد به نماز در خانه‌هایتان، زیرا بهترین نماز انسان، نمازی است كه در خانه خوانده شود، مگر نمازهای واجب.» (صحیح مسلم با شرح نووی، ج ۶، ص ۳۹؛ فتح الباری، ج ۴، ص ۲۵۲ و التاج الجامع للاصول، ج ۲، ص ۶۷)

نمی‌توان ادعا كرد این روایاتِ مطلقه، به دستور عمر بن خطاب در نماز تراویح تخصیص می‌خورد، زیرا تخصیص، به دلیل و سند شرعی از جانب معصوم احتیاج دارد، كه چنین سندی وجود ندارد.

نماز تراویح از دیدگاه علمای شیعه امامیه

علمای امامیه بر بدعت بودن به جای آوردن نماز تراویح به جماعت اتفاق كرده و آن را حرام می‌دانند:
1) سید مرتضی(ره) می‌گوید: «شكی نیست كه نماز تراویح بدعت است.» (الشافی فی الامامه، ج ۴، ص ۲۱۹)

2) شیخ طوسی(ره) می‌فرماید: «نافله‌های ماه رمضان به فرادی خوانده می‌شود و جماعت در آن بدعت است.» حتی شافعی از بزرگان اهل‌سنت می‌گوید: فرادی خواندنِ آن برای من دوست داشتنی‌تر است. دلیل ما اجماع شیعه است در بین ایشان هیچ اختلافی نیست كه جماعت در آن بدعت است. هم‌چنین زید بن ثابت از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت كرده است: نماز گزاردن در خانه بهتر است، جز در نمازهای واجب. (الخلاف، ج ۱، ص ۵۲۹)

3)  شیخ علی بن محمّد قمی می‌گوید: «دلیل ما بر بدعت بودن آن اتفاق همه امّت اسلام است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله در طول زندگی خود نافله رمضانی را كه تراویح می‌نامند به جماعت نخواند؛ هم‌چنین اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله در طول خلافت ابوبكر آن را این‌گونه نخواندند تا آن‌كه عمر در عصر حكومتش دستور اقامه جماعت آن را داد و سنت همان است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله پایه‌گذاری نموده و در غیر این صورت بدعت است». (جامع الخلاف و الوفاق، ص ۱۱۹)

4) علامه حلّی(ره) می‌فرماید: «جمهور "علمای عامه" جماعت در نماز تراویح را جایز دانسته‌اند، چون عمر مردم را وادار ساخت كه آن را با «أبیّ» به جماعت بخوانند. ولی فعل او حجّت نیست، چون در دوره پیامبر صلی الله علیه و آله و ابوبكر نبوده است؛ از همین رو عمر آن را بدعتی خوب معرفی نموده است و جماعت اهل سنّت آن را به وی نسبت داده‌اند و اگر این كار سنت بود، بدعت نمی‌شد.» (تذكره الفقهاء، ج ۲، ص ۲۸۴)

5) شیخ علی بن یونس عاملی می‌گوید: «به پا داشتن شب‌های ماه رمضان به نماز به طور فرادی نزد ما ثابت است، نه به جماعت.» (الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۲۶)

6) شیخ جعفر كاشف‌الغطاء می‌گوید: «اجماع امّت است بر این كه این عمل بدعت است، حتّی خود وی نیز گفت كه این عمل بدعت است و بدعتِ خوبی است، حال آن كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر بدعتی گمراهی و گمراه در آتش است» (كشف الغطاء، ج ۱، ص ۱۸)

7) محدّث بحرانی می‌گوید: «شكّی نیست نزد اصحاب ما كه جماعت در این نافله حرام است و روایات زیادی در این زمینه وجود دارد» (الحدائق الناضره، ج ۱۰، ص ۵۲۱)

8) علامه مجلسی(ره) می‌نویسد: «قرار دادن عدد خاص در شریعت و سنت جلوه دادن آن بدعت است. رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن دستور نداده و آن را به جای نیاورده است» (بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۱۱)

نماز تراویح از دیدگاه امامان شیعه

1) امام رضا علیه‌السلام فرمود: «به پا داشتن تراویح به جماعت جایز نیست» (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۷)

2) زراره و محمّد بن مسلم و فضیل از حضرت امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام درباره انجام دادن نافله‌های ماه رمضان به جماعت در شب‌های آن پرسیدند، آن دو بزرگوار فرمودند: «رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از انجام نماز عشاء به خانه می‌رفت، آن‌گاه آخر شب به مسجد می‌آمد و به نماز مشغول می‌گردید. شب اوّل ماه رمضان، طبق روال همیشگی به مسجد آمد، عده‌ای پشت سر آن حضرت به صف ایستادند، حضرت آن را رها ساخت و به خانه بازگشت. این روش تا سه شب تكرار گردید؛ در روز چهارم آن حضرت بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: ای مردم! به جماعت خواندنِ نماز نافله در شب‌های ماه رمضان بدعت است. نماز ضحی بدعت است. آگاه باشید كه در شب‌های ماه رمضان نماز شب را به جماعت نخوانید. نماز ضحی را نخوانید كه آن نافرمانی خداست. آگاه باشید كه هر بدعتی گمراهی است و سرانجام هر گمراهی دوزخ خواهد بود! آن‌گاه حضرت از منبر پایین آمد، در حالی كه می‌فرمود: انجام دادن سنّت گرچه كم باشد از بدعت فراوان بهتر است» (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۶، ح ۱۰۰۲۶)

3) امام صادق علیه‌السلام فرمود: «هنگامی كه حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام به كوفه آمدند، به حسن بن علی علیه‌السلام دستور دادند كه در بین مردم اعلام كنند كه ادایِ نماز نافله در ماه رمضان با جماعت ممنوع است. مردم وقتی كه این سخن را شنیدند، فریاد برآوردند: «وا عمراه، وا عمراه». امیرمؤمنان علیه‌السلام پرسید: این سر و صدا چیست؟ امام حسن علیه‌السلام عرض كرد: «ای امیر مؤمنان! فریاد وا عمراه سر داده اند. حضرت فرمود: به آنان بگو بخوانند» (همان، ح ۱۰۰۶۳)

4) سلیم بن قیس از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل می‌كند كه فرمود: «... به خدا سوگند! دستور دادم كه مردم در ماه رمضان جز بر نمازهای واجب، جماعتی را برپا نسازند و به ایشان گفتم كه ادای نافله‌ها به جماعت بدعت است؛ برخی از لشكریانم فریاد برآوردند كه ای اهل اسلام! سنّت عمر تغییر كرد، او ما را از نمازهای نافله ماه رمضان باز می‌دارد، تا آن‌جا كه ترسیدم در لشرگاه سر به شورش نهند» (همان، ح ۱۰۰۶۵)

توجیهات اهل سنت

علمای اهل سنت هنگام مواجهه با این مسئله درصدد برآمده‌اند تا برای آن از هر طریق ممكن استدلال كنند كه ما در این‌جا به برخی از ادلّه و جواب آن‌ها اشاره می‌كنیم:

1) عایشه می‌گوید: «نیمه شبی رسول خدا صلی الله علیه و آله از منزل خارج گردید و برای ادای نماز به مسجد رفت، عده‌ای به او اقتدا كردند. مردم ماجرا را در روز به دیگران بازگو نمودند، تا آن كه سه شب گذشت و مسجد پر از جمعیت شد. در روز چهارم رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از ادایِ نماز صبح رو به مردم كرد و فرمود: «می‌ترسم كه این كار بر شما واجب گردد و نتوانید و رسول خدا در حالی از دنیا رفت كه مسئله بر همان منوال باقی مانده بود» (صحیح بخاری، ج ۱، ص ۳۴۳)

جواب:

الف) دلالت حدیث ناتمام است و معلوم نیست كه جریان در ماه رمضان بوده باشد.

ب) بر فرض وقوعِ این امر در ماه مبارك رمضان، ماجرا پایانی دارد كه در روایات اهل‌بیت علیه‌السلام آمده است و آن عبارت از نهیِ رسول خدا صلی الله علیه و آله و بدعت دانستن این كار است. (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۸، ح ۰۰۶۲)

ج) حدیث ضعف سند دارد، چون در طریق او یحیی بن بكیر است كه مورد تضعیف واقع شده است. (تهذیب الكمال، ج ۲۰، ص ۴۰؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۱۰، ص ۶۱۲)

د) این احتمال با تعبیر عمر به «نعمت البدعه» سازگاری ندارد.

2) به حدیث ابن وهب از ابی هریره استدلال شده كه رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مسجد شد. دید مردم در ماه رمضان گوشه‌ای از مسجد مشغول خواندن نمازند. پرسید: چه نمازی است؟ عرض شد: گروهی هستند كه به امامت ابیّ بن كعب نماز می‌خوانند. حضرت فرمود: به حقّ رسیده‌اند و كار خوبی انجام می‌دهند. (فتح الباری، ج ۴، ص ۲۵۲)

جواب:
الف) در این حدیث، نوع نماز مشخص نشده است.

ب) ابن حجر بعد از نقل حدیث آن را از دو جهت تضعیف نموده است: جهت اول آن كه در سند آن مسلم بن خالد است كه تضعیف شده و جهت دیگر این كه در حدیث آمده كه پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را بر ابی بن كعب جمع كرد، در حالی كه معروف آن است كه عمر این كار را كرده است. (همان)

3) ممكن است كسی ادعا كند كه استحباب به جماعت خواندن نماز تراویح را می‌توان با حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت نمود كه فرمود: «علیكم بسنّتی و سنّه الخلفاء الراشدین بعدی، تمسّكوا بها و عضّوا علیها بالنواجد.» (المعجم الكبیر، ج ۱۸، ص ۵۷) بر شما باد بر سنت من و سنت خلفای راشدین پس از من، و به آن چنگ زده و ثابت قدم باشید.»

جواب:
الف) این حدیث با تمام طُرقش ضعیف است؛ همان‌گونه كه در جای خود به اثبات رسیده است.
ب) بر فرض صدور، سخن در مصداق خلفای راشدین است. خلفای راشدین كسانی هستند كه به دستور خداوند و توسط پیامبر صلی الله علیه و آله به مقام امامت و ولایت منصوب گردیدند، كه همان دوازده امام علیه‌السلام می‌باشند، به خصوص آن كه تعبیر خلفای راشدین بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله اصطلاح شد.

بدعت چیست؟

بدعت در لغت به معنای ایجاد چیزی تازه و جدید است. البته نوآوری لازمه زندگی بشری است و رشد و ترقی را فراهم می‌سازد؛ ولی در اصطلاح به معنای ورود عنصری غیردینی در مجموعه آموزه‌های الهی به نام دین می‌باشد. روشن است كه بدعت حرام است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.» (كافی، ج ۱، ص ۵۷)

توضیح آن كه: دست بشر از نوآوری در احكام الهی كوتاه است؛ به این دلیل كه عبادات توقیفی است نه اختراعی و كیفیت انجام دادن آن از جانب شارع مقدس صادر می گردد و اگر دست بشر در آن باز گردد دین خدا دستخوش انحراف قرار گرفته و دیری نمی‌گذرد كه به تحریف گرفتار می‌آید.
سید مرتضی(ره) می‌گوید: «ما نمی‌توانیم بر اساس مصلحت‌سنجی، در دین نوآوری داشته باشیم، زیرا این كار بدون هیچ اختلافی جایز نبوده و حلال نیست.» (شرح نهج البلاغه، ج ۷۱، ص ۲۰۳)

عده‌ای از علمای اهل سنت بدعت در كلام عمر را به معنای لغوی آن گرفته‌اند. این توجیه صحیح نیست، زیرا دایره آن شامل احكام دین نمی‌شود و بی‌شك نماز از عبادت‌های دینی است و هرگونه نوآوری در آن، بدعتِ اصطلاحی است.

دسته‌ای دیگر بدعت را به پنج قسم: حرام، مستحب، مباح، مكروه و حرام تقسیم كرده‌اند. بر این اساس، بدعت در نماز تراویح را بدعتِ حسن دانسته‌اند. این تقسیم نادرست است، زیرا در اصطلاح شرع، بدعت جز ابداع حكمی كه بر مبنای شرع نیست، معنایی ندارد؛ چنین فعلی حرام و مبغوضِ شارع است. در این صورت چگونه می‌توان آن را بدعتِ حسن نامید؟

مرحوم شهید می‌فرماید: «بدعت در نزد ما جز بر قسم حرام استعمال نمی‌گردد» (بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۰۳)

كلامی از شرف الدین

وی در آخر بحثِ تراویح می‌فرماید: «اینان چنین پنداشته‌اند كه عمر با نماز تراویحش آن‌چه را كه خدا و پیامبر از حكمت آن غافل بوده‌اند، تدارك نموده است؛ در صورتی كه خود سزاوارترند از حكمت خداوند در قوانین و نظاماتش غافل باشند. كافی است كه در ردّ به جماعت گزاردن نمازهای مستحبّی ماه رمضان بگوییم: خداوند خواسته است بندگانش در دل شب‌ها با وی خلوت كنند و در پیشگاهش گریه و زاری نمایند و با مناجات و راز و نیاز با وی حوایج و گرفتاری‌های خود را عرض بدارند و چشم به رحمت و امید به مرحمت ذات اقدس او داشته باشند و بدانند كه پناهگاهی جز او ندارند، و نجات دهنده ایشان خدای مهربان است.

به همین جهت، خداوند سبحان مستحبات را از قید جماعت رها ساخته است تا بندگان بتوانند به تنهایی آن‌طور كه می‌خواهند به خدا نزدیك شوند و در پیشگاه وی بنالند...

دیگر این كه، رهاساختن مستحبات از قید جماعت باعث می‌شود كه خانه‌ها از بركت و شرافت نماز خواندن خالی نشود و لذت و نشاط تربیتی آن محفوظ بماند، تا از این راه فرزندان به پیروی از پدران و مادران و نیاكان خود راه دین داری و مسلمانی را بیاموزند...» (اجتهاد در مقابل نص، ص ۲۵۷ـ۲۵۸)

منبع: www.vahabiat.porsemani.ir