تاریخ: ۱۳۹۳/۱۰/۲۸
آداب و شرایط ذکر
«ذکر حقیقی»، عبارت است از یاد نمودن خدا در دل و چون زبان هم به موافقت دل حرکت کند «نور علی نور». اما مجرد ذکر زبان، اگر چه هرگاه به قصد قربت و ثواب باشد فایده بسیار بر آن مترتب است، اما اثر محبت، بدون حضور قلب حاصل نمی‌گردد. هر ذکری که دلالت آن بر عظمت و جلال و عزت و کمال ایزد متعال بیشتر است، افضل است.

بدان که «ذکر»، که عبارت است از یاد خدا کردن، پس نفع آن در صورتی است که دوامی داشته باشد، یعنی دایم یا اکثر اوقات در یاد خدا باشد و به زبان، او را یاد کند. با حضور قلب و فراغت دل و توجه تام به خداوند علام، تا این‌که فکر او در دل قرار گیرد و انوار عظمت او بر دل بتابد و از اشراقات خورشید جمال او سینه گشاده گردد. این ثمره جمله عبادات و غایت مطلب از همه طاعات است. از برای ذکر، اولی است و آخری. اول آن باعث انس و محبت می‌شود و آخرش را انس و محبت باعث می‌گردد و مطلوب، حصول این انس و محبت است. پس بنده در ابتدای امر، به مشقت و زحمت، دل خود را از وساوس و زبان خود را از سخن دنیا باز می‌دارد. پس اگر توفیق مداومت یافت به آن انس می‌گیرد و محبت در دل او ریشه می‌کند، هم‌چنان که کسی ابتدا طعامی در مذاق او ناگوار باشد و به زحمت آن را تناول کند و مداومت بر آن نماید، عاقبت به آن معتاد می‌شود و با طبع او موافق می‌گردد که ترک آن را نمی‌تواند کرد.

پس هم‌چنین ذکر خدا، چون آدمی مدتی بر آن مواظبت کرد، انس به خدا می‌گیرد و چون انس به او حاصل شد، از هر چه غیر او است منقطع می‌گردد و به جز یاد خدا در دل او چیزی باقی نمی‌ماند. چون وقت مرگ رسد فرحناک می‌گردد که ضروریات حیات که فی الجمله او را از یاد خدا غافل می‌کرد در این وقت از او جدا می‌شود، زیرا بعد ازمرگ، مطلقاً عایقی نیست. پس گویا داخل خلوت محبوب خود می‌گردد و از زندان مستخلص می‌شود و دائم در لذت و بهجت است تا به ملاقات خدا فائز گردد.

و هان! تا چنان ندانی که «ذکر»، مجرد حرکت دادن زبان است؟! بلکه «ذکر حقیقی»، عبارت است از یاد نمودن خدا در دل و چون زبان هم به موافقت دل حرکت کند «نور علی نور». اما مجرد ذکر زبان، اگر چه هرگاه به قصد قربت و ثواب باشد فایده بسیار بر آن مترتب است، اما اثر انس و محبت، بدون حضور قلب و یاد خدا در دل حاصل نمی‌گردد. مخفی نماند که اذکار بسیار است، مثل «لا اله الا الله» و «سبحان الله» و «الحمد لله» و «الله اکبر» و «لا حول و لا قوة الا بالله» و «تسبیحات اربع» و «اسماء الله» و غیر این‌ها. در فضیلت هر یک از این‌ها اخبار بسیار وارد شده است و مداومت بر هر یک، باعث صفایی از برای نفس و گشادگی از برای سینه می‌شود. هر ذکری که دلالت آن بر عظمت و جلال و عزت و کمال ایزد متعال بیشتر است، افضل است. از این جهت گفته‌اند «لا اله الا الله» افضل از همه اذکار است، زیرا که دلالت بر یگانگی و وحدانیّت خدا می‌کند.

بعضی از آداب و شرایط دعا

بدان که «دعا» مغز همه عبادات است. (بحارالانوار، ج 93، ص 300) و از این جهت در فضیلت آن و امر به آن، آیات و اخبار بی‌شمار وارد شده و از کثرت اشتهار آن‌ها احتیاجی به ذکر آن‌ها نیست. ادعیه‌‌ای که از حضرت سید المرسلین و ائمه طاهرین علیهم‌السلام رسیده است، در کتب ادعیه مذکور است. هیچ مطلبی از مطالب دنیا و آخرت نیست مگر این‌که دعاهای بسیار به جهت آن وارد شده. هر که طالب آن‌ها باشد رجوع به کتب دعوات کند.

بلی، از برای «دعا کننده» آداب و شرایط چند است، که باید مراعات آن‌ها را منظور داشته باشد تا فایده دعا را ببیند و دعای او مستجاب گردد و نورانیت دعا در نفس او پیدا شود.

از جمله شرایط، در این‌جا چند شرط ذکر می‌کنیم:

1) اوقات شریفه را از برای دعای خود اختیار کند. مثل روز عرفه و ماه رمضان و روز جمعه و وقت سحر و شب‌های قدر و شب‌های جمعه و امثال این‌ها.

2) حالتی را ملاحظه کند که در آن حالت، استجابت دعا وارد شده. مثل حال آمدن باران و عقب نمازهای واجب و میان اذان و اقامه و وقت وزیدن بادها و در هنگامی که روزه باشد.

3) با طهارت باشد. یعنی وضو یا غسل داشته باشد.

4) رو به قبله باشد.

5) دست‌های خود را بلند کند به نحوی که زیر بغل او نمایان باشد. هم‌چنان که گدایان، دست خود را به جانب اغنیا دراز می‌کنند.

و از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله مروی است که «هیچ بنده‌ای دست خود را به جانب خداوند جبار دراز نمی‌کند، مگر این‌که خدا شرم می‌کند که دست او را تهی برگرداند تا فضل و رحمت خود را در آن جای ندهد.» (محجة البیضاء، ج 2، ص 289)

پس چون دست خود را فرود می‌آورید بر سر و روی خود بکشید.

6) آواز خود را پست کند و میان جهر و اخفات دعا گوید. نه چندان آهسته باشد و نه بسیار بلند.

مروی است که «چون مردمان به خدمت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمدند تا به نزدیک مدینه رسیدند، تکبیر گفتند و صدای خود را به تکبیر بلند کردند. حضرت فرمود: ای مردمان! آن کسی را که می‌خوانید کر نیست و دور نیست، بلکه در پیش گردن‌های شما است.» (محجة البیضاء، ج 2، ص 291)

7) در دعا کردن، متوجه سجع و قافیه نشود و سخن‌پردازی نکند، که این طریقه منافی خضوع و تضرّع است.

8) تضرّع و زاری کند و با خضوع و خوف و خشیت و هیبت باشد.

در اخبار رسیده است که «چون خدا بنده را دوست دارد او را مبتلا می‌سازد تا تضرّع و زاری او را بشنود.» (محجة البیضاء، ج 2، ص 293)

9) جزم داشته باشد به این‌که دعای او اجابت می‌شود و یقین داشته باشد که رد نخواهد شد.

از حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام مروی است که «چون دعا کنی باید چنان گمان کنی که حاجت تو بر در ایستاده است و داخل می‌شود.» (محجة البیضاء، ج 2، ص 294)

10) اصرار بر دعا کند و الحاح نماید و لا اقل سه مرتبه آن را تکرار کند.

11) قبل از دعا، ذکر خدا کند و ثنا و ستایش او گوید و تمجید و تعظیم او کند و صلوات بر پیغمبر و آل او فرستد.

12) ابتدا اقرار به گناهکاری و عدم سزاواری خود نماید.

13) توبه کند و از گناهان خود پشیمان شود. اگر مظلمه بر گردن او باشد ادا کند، یا عزم به ادا کردن آن نماید. اگر متمکن از ادای آن نباشد، توفیق آن را از خدا طلبد.

14) به تمام همت خود رو به خدا آورد و از هر چه غیر اوست قطع امید نماید.

15) لباس و مکان و غذای او از حلال باشد. (و این نیز از جمله شرایط عمده است.)

16) حاجت خود را «بخصوصه» نام برد.

17) چون دعا کند تخصیص به خود ندهد، بلکه دیگران را در دعای خود شریک سازد.

18) گریه کند. (و این نیز از شرایط عظیمه و آداب معتمده است.)

19) دعا را تأخیر نیندازد تا وقت حاجت، بلکه پیش از احتیاج دعا کند.

هم‌چنان که وارد است که: «در حال نعمت و آسانی با خدا آشنایی کنید تا در وقت محنت و دشواری خدا با شما آشنایی کند.»

20) هم‌چنان که مذکور شد در حاجت خود، اعتماد به غیر خدا نکند، و امید بجز او نداشته باشد.

منبع: کتاب «معراج السعادة» ملا احمد نراقی