حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ يکشنبه ۵ خرداد     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 مسئوليت‏هاى امام حسن علیه‌السلام در دوران پدر
اميرمؤمنان بارها پاسخ بدين ‏پرسش‌ها را به امام حسن علیه‌السلام ارجاع داده بود. گاهى مردم پس از دريافت پاسخ از امام حسن علیه‌السلام به نزد امام على علیه‌السلام مى‏ رفتند و از حضرت پاسخ همان سؤال را مى‏ خواستند كه حضرت مى‏ فرمود: اگر از من هم مى‏ پرسيديد...

امام حسن عليه‌السلام در طول سي و هفت‏ سالي كه در كنار پدر زيست نه فقط فرزندي مطيع و امام‌شناس بود، بلكه همواره بازوي نيرومند، ياوري صديق، مسئولي امين و باتجربه و سربازي عاشق و فداكار براي اميرمؤمنان عليه‌السلام به حساب مي‏ آمد. وي با شناخت كاملي كه از پدر داشت، خود را وقف خدمت ‏به اميرالمؤمنين عليه‌السلام كرده بود.

روزي بازوي نظامي پدر مي ‏شود و به فرمانش به طرف كوفه روانه ‏مي‏ شود تا مردم آن سامان را از توطئه شوم دشمنان اسلام آگاهي دهد و آن‌ها را جهت مقابله با پيمان‌شكنان و ناكثان بسيج كند. روز ديگر بازوي سياسي امام مي‏ شود و در جريانات سياسي دوران عثمان‏ وارد صحنه مي‏ شود و او را نسبت‏ به وضع ناهنجار دستگاه خلافتش و كثرت انحرافات آگاه مي ‏سازد و يا در مسئله حكميت ‏به دستور آن‏ حضرت و با بيانات شيوا و دلنشين، اعلام موضع مي‏ نمايد و دست ‏به ‏افشاگري مي‏ زند.

آن حضرت در سمت قضاوت و ديگر مسئوليت‏ ها به كمك و ياري پدر مي‏ شتابد. اين نوشتار كوتاه اگرچه بيان‌ كننده بخشي از مسئوليت‏ ها و مأموريت‏ هاي امام حسن عليه‌السلام در دوران پدر مي‏ باشد، اما بايد اعتراف كرد كه بدون شك در اين سي و هفت‏ سال خدمات آن حضرت‏ در قالب مأموريت از طرف اميرمومنان عليه‌السلام بيش از اين‌ها بوده است ولي‏ ما بر آن ‏ها دست نيافته‏ ايم و يا فاقد ارزش تاريخي بوده‏ اند.

اما مسئوليت‏ هاي ثبت ‏شده در تاريخ به قرار زير است:

1) نماينده امام علي عليه‌السلام به سوي عثمان

انحرافات و كج‏روي‏ هاي آشكار كارگزاران عثمان عرصه را بر تمام‏ مسلمانان آگاه و بيدار، به ويژه صحابه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم تنگ كرده ‏بود. ابن عبد ربه اندلسي مي‏ نويسد:

در زمان خلافت عثمان كارهاي خلاف زياد صورت مي‏ گرفت. بدين جهت ‏هرگاه فرد يا افرادي به حضور علي عليه‌السلام مي‏ آمدند و از كارهاي عثمان‏ شكايت مي‏ نمودند، علي عليه‌السلام  پسرش، حسن عليه‌السلام را نزد عثمان مي‏ فرستاد تا شكايت مردم را به او گوشزد كند. اين موضوع بسيار تكرار شد، تا اين‌كه روزي عثمان به حسن عليه‌السلام گفت: پدرت تصور مي‏ كند كه احدي ‏آگاهي ندارد ولي ما به آن‌چه انجام مي ‏دهيم آگاه هستيم. بنابراين‏ از ما دست‏ بردار.

پس از اين گفتگو ديگر حضرت علي عليه‌السلام پسرش امام‏ حسن عليه‌السلام را نزد عثمان نفرستاد.

2) پاسخ به سؤالات مذهبي مردم

از ديگر مسئوليت‏ هاي مهم امام حسن عليه‌السلام در زمان پدر، پاسخگويي به ‏پرسش‌هاي مهم مردم بود. حضرت اميرمؤمنان عليه‌السلام بارها پاسخ بدين ‏پرسش‌ها را به امام حسن عليه‌السلام ارجاع داده بود. گاهي مردم پس از دريافت پاسخ از امام حسن عليه‌السلام به نزد امام علي عليه‌السلام مي‏ رفتند و ازحضرت پاسخ همان سؤال را مي‏ خواستند كه حضرت به آنان مي‏ فرمود: اگر از من هم مي‏ پرسيديد بيش از اين جوابي دريافت نمي‏ كرديد.

در دوران خلافت ابوبكر يك نفر اعرابي نزد او آمد و گفت: من در حال احرام حج‏ به تخم شترمرغ دست ‏يافتم و آن را خوردم. چه‏ كفاره ‏اي بر من واجب است؟ ابوبكر كه نتوانست جواب دهد، او را به‏ نزد عمر فرستاد. او هم كه از جواب عاجز مانده بود، اعرابي را به نزد عبدالرحمن بن عوف راهنمايي كرد. عبدالرحمن نيز كه درمانده شده بود، به اعرابي گفت كه نزد علي عليه‌السلام برود. مرد اعرابي ‏نزد علي عليه‌السلام آمد.

حضرت به حسنين عليهما‌السلام اشاره كرد و فرمود: مسئله خود را از هركدام از اين دو كودك مي ‏خواهي بپرس. اعرابي ‏سؤال خود را مطرح كرد و امام حسن عليه‌السلام در محضر اميرمؤمنان بدان‏ پاسخ گفت.

روزي حضرت علي عليه‌السلام در «رحبه‏» بودند كه مردي به حضورش آمد و عرضه داشت: من از رعاياي شما هستم. حضرت فرمود: خير. هرگز از رعاياي من نيستي، بلكه تو پيك پادشاه روم هستي؛ از معاويه‏ سؤالاتي كرده‏ اي و او درمانده و عاجز شده است. بدين جهت تو را جهت دريافت پاسخ‏ هاي آن به نزد ما فرستاده است.

آن‌گاه حضرت به او فرمود: از يكي از دو فرزندم بپرس. او گفت: از فرزندت حسن عليه‌السلام  مي‏ پرسم. امام حسن عليه‌السلام رو به او كرد و فرمود: آمده ‏اي كه بپرسي فاصله بين حق و باطل چه مقدار است؟ هم‌چنين ‏آمده ‏اي كه بپرسي چقدر فاصله است‏ بين آسمان و زمين؟ ميان مشرق‏ و مغرب چه اندازه فاصله است؟ قوس و قزح چيست؟ كدام چشمه و چاه ‏است كه ارواح مشركان در آن‌جا جمع هستند؟ ارواح مؤمنان در كجا جمع مي‏ شوند؟ خنثي كيست؟ كدام ده چيز است كه هريك سخت ‏تر از ديگري است؟

عرض كرد: يابن رسول‌الله! آري. پرسش ‏هاي من همين است كه بيان‏ داشتيد. سپس امام حسن عليه‌السلام به يك‌يك پرسش‏ هاي او پاسخ داد. مرد شامي به امام حسن عليه‌السلام گفت: گواهي مي‏ دهم كه تو فرزند رسول خدايي و همانا علي ‏بن ابي‏ طالب عليه‌السلام براي خلافت و جانشيني رسول خدا از معاويه سزاوارتر است...

3) خواندن دعاي باران به دستور اميرمؤمنان عليه‌السلام

گروهي نزد علي عليه‌السلام آمده، از كمبود باران شكايت كردند. آن حضرت ‏فرزند برومندش، امام حسن عليه‌السلام را فراخواند و به وي فرمود: خداي را از بهر استسقاء بخوان. امام حسن عليه‌السلام به دنبال فرمان پدر، دست‏ به ‏دعا برداشته، فرمود: «اللهم هيج لنا السحاب بفتح الابواب بماء عباب‏»؛ خدايا! ابرها را به حركت درآور و با بازكردن درب‏ هاي آسمان، آب و باران فراواني بر ما فرست.

سپس امام حسن عليه‌السلام دعاي استسقا را جهت آمدن باران قرائت كرد.

امام حسين عليه‌السلام نيز به دستور پدر به دعاي استسقاء پرداخت: «اللهم معطي الخيرات...»؛ خدايا! اي كسي كه خيرات و بركات ‏را به بندگان عطا مي‏ كني....

هنوز دعا پايان نگرفته بود كه باران تندي شروع به باريدن ‏كرد.

به سلمان گفتند: اي اباعبدالله! اين دعا به آن ‏ها ياد داده ‏شده بود. او در پاسخ گفت: واي برشما! مگر نشنيده ‏ايد حديث رسول‏ خدا را كه مي‏ فرمايد: خداوند مصالح حكمت را بر زبان اهل ‏بيت من‏ جاري ساخته است.

4) بسيج مردم كوفه

امام حسن عليه‌السلام از طرف امام علي عليه‌السلام مأمور شد تا جهت آگاه ساختن ‏مردم كوفه از توطئه‏ هاي شوم دشمنان و بسيج مردم براي ياري ‏علي عليه‌السلام به همراه عمار بن‏ ياسر و قيس به كوفه برود.

امام حسن عليه‌السلام در كوفه چنين گفت: اي مردم! به دعوت امام و امير خود پاسخ مثبت دهيد و به كمك ‏برادران مجاهد خود عليه شورشگران داخلي حركت كنيد... سوگند به‏ خدا، خردمندان او را ياري نمايند. درس عبرتي براي آيندگان ‏نزديك و دور خواهد شد. عاقبت نيكي خواهيد داشت. پس به دعوت ما پاسخ دهيد و ما را بر آن‏چه ما و شما بدان مبتلا و دچار گشته ‏ايم ‏ياري نمائيد.

همانا اميرمومنان عليه‌السلام فرمود: من به سوي ناكثين حركت‏ كردم تا آنان را به جاي خود نشانم. در اين حال از دو صورت خارج‏ نيست؛ من يا ظالم و ستمگرم و يا مظلوم و ستمديده. مردم، از خدا مي ‏خواهم مردي را برساند كه جوياي حقيقت ‏باشد و حق خدا را در نظر بگيرد، چنان‏چه من مظلوم و ستمديده هستم ياري ‏ام كند و اگر ستم مي‏ كنم، ممانعت و جلوگيري نماييد.

سوگند به خدا! طلحه و زبير از اولين كساني بودند كه با من بيعت كردند و از اولين‏ افرادي بودند كه پيمان شكستند و خدعه نمودند. آيا از بيت‌المال ‏چيزي را به خود اختصاص داده‏ ام و يا حكمي را دگرگون كرده ‏ام؟! پس ‏حركت كنيد به سوي آنان و امر به معروف و نهي از منكر نماييد.

كارشكني ‏هاي ابوموسي اشعري عقيم ماند و امام حسن عليه‌السلام توانست‏ حدود دوازده هزار نفر از جنگجويان كوفه را جهت پيوستن به سپاه ‏علي عليه‌السلام به سوي بصره گسيل دارد.

5) تبيين سياست امام علي عليه‌السلام درباره‌ي حكميت

پس از پايان گرفتن جريان حكميت توسط ابوموسي اشعري و عمروبن‏ عاص و خيانت آشكار آن‌ها به اسلام و مسلمانان، بسياري از مردم ‏لب به اعتراض گشودند كه چرا امام علي عليه‌السلام بعضي از بستگان خود را مأمور مذاكره و تكلّم نكرد؟

با اين‌كه مردم كوفه بر خلاف نظر امام ‏علي عليه‌السلام، ابوموسي اشعري‏ را جهت مذاكره و حكميت پيشنهاد كرده و بر اين امر اصرار ورزيده ‏بودند؛ حضرت علي عليه‌السلام براي پايان دادن به اختلافات، به امام‏ حسن عليه‌السلام دستور داد تا درباره ابوموسي و عمروبن عاص و اشتباهاتشان ‏سخن گويد.

اندليسي مي ‏نويسد: روزي علي عليه‌السلام در مسجد كوفه بالاي منبر سخن مي‏ گفت. متوجه فرزندش‏ حسن عليه‌السلام شد و به او فرمود: برخيز و درباره اين دو نفر سخن بگو. امام حسن عليه‌السلام برخاست و پس از حمد و ثناي خدا، فرمود: «اي مردم! شما در مورد اين دو نفر (ابوموسي و عمروبن‏ عاص) مذاكره كرديد (و به توافق رسيديد) و ما آن‌ ها را به مجلس ‏مذاكره فرستاديم. بر اين اساس كه مطابق قرآن، نه مطابق هوس‏ هاي ‏نفساني داوري كنند ولي آن‌ها مطابق هوس ‏هاي نفساني، نه مطابق ‏قرآن داوري كردند و وقتي كه مذاكره اين‌گونه باشد، حاكم نخواهد بود. بلكه محكوم است. ابوموسي در آن‌جا كه حكميت را براي ‏عبدالله بن عمر قرار داد، به خطا رفت. ابوموسي از سه جهت ‏خطا كرد: 1. عبدالله با پدرش عمر مخالفت نمود، زيرا عمر او را براي‏ خلافت نپسنديد و او را جزو شوراي شش نفره قرار نداد. 2. عبدالله رهبري و حاكميت را براي خود طلب نكرد. 3. مهاجران و انصار كه مقام زمامداري را تشكيل مي‏ دهند، براي‏ امارت او اتفاق نظر ننمودند.

در مورد اصل مسئله حكميت (وكالت دادن به شخصي براي داوري) رسول ‏اكرم صلي الله عليه و آله در جريان يهوديان بني‌ قريظه، سعد بن معاذ را منصوب نمود تا درباره آن‌ها داوري كند و او نيز حكمي كرد كه خداوند به آن ‏راضي شد و شكي در اين جهت نيست، زيرا اگر حكم كردن سعد بن معاذ خلاف بود، پيامبر صلي الله عليه و آله به آن راضي نمي ‏شد.

6) عهده ‏داري امامت جمعه

يكي ديگر از مسئوليت‏ هاي مهم امام حسن عليه‌السلام كه در زمان پدر به وي ‏واگذار شده بود، اقامه نماز جمعه بود. مسعودي مي‏ نويسد: آن‌گاه ‏كه عذري مانند بيماري براي اميرمومنان عليه‌السلام پيش مي‏ آمد و نمي ‏توانست ‏براي اقامه نماز جمعه در مسجد كوفه حضور يابد، فرزند برومندش را به اين امر مهم مي‏ گمارد.

امام حسن عليه‌السلام در يكي از خطبه‏ هاي نماز جمعه در مسجد كوفه، چنين‏ فرمود: همانا خداوند سبحان مبعوث ننمود پيامبري را مگر اين‌كه ‏بعد از او، خليفه و جانشيني را تعيين كرد و يا گروه و يا خانداني را.

پس قسم به آن كس كه محمد صلي الله عليه و آله را به پيامبري برگزيد، هيچ‌كس در حق ما اهل‏بيت كوتاهي نخواهد كرد، مگر اين كه خداوند سبحان اعمال او را ناقص خواهدگذاشت و هيچ دولتي بر ضد ما حاكميت پيدا نخواهد كرد، مگر آن‌كه عاقبت از آن ما خواهد شد و متجاوزان به حق ما پس از چند صباحي، سزاي عمل خود را خواهند ديد و به مكافات آن خواهند رسيد.

7) دستياري اميرمومنان عليه‌السلام در قضاوت

حضرت علي عليه‌السلام در برخي رويدادها از امام حسن عليه‌السلام مي‏ خواست قضاوت ‏كند. اميرمؤمنان عليه‌السلام از فرزندش خواست تا درباره مردي كه چاقو در دست داشت و در خرابه ‏اي كنار كشته ‏اي دستگيرش كرده بودند، قضاوت‏ كند. اينك تمام ماجرا:

امام صادق عليه‌السلام فرمود: در دوران حاكميت اميرالمؤمنين عليه‌السلام مردي را جهت دادخواهي به محضر آن حضرت آوردند. آن مرد را در خرابه ‏اي ‏يافته بودند در حالي كه چاقويي خون‌آلود در دست داشت و بالاي سر مقتول كه به خون خويش مي ‏غلتيد، ايستاده بود. حضرت پرسيد: اي‏ مرد! در اين مورد چه مي‏ گويي؟

متهم پاسخ داد: اي اميرمؤمنان! اتهامم را مي‏ پذيرم. علي عليه‌السلام دستور داد او را ببرند و به جاي مقتول قصاص كنند. در اين ‏هنگام مردي با عجله و شتاب خود را نزد حضرت رساند و فرياد زد: او را بازگردانيد، به خدا سوگند، او جرمي ندارد. من قاتلم!

اميرمؤمنان از متهم پرسيد: چه چيز تو را وادار كرد كه اتهام ‏قتل را بپذيري و حال آن كه او را نكشته ‏اي؟

مرد پاسخ داد: وضعيت‏ به گونه ‏اي بود كه نمي‏ توانستم كمترين دفاعي از خود كنم؛ زيرا چند نفر مرا در حالي كه كارد خونين در دست داشتم و بالاي سر مقتول ‏ايستاده بودم، ديدند و دستگيرم كردند. من در كنار خرابه مشغول‏ ذبح گوسفند بودم. وقتي آن را سر بريدم نياز به قضاي حاجت پيدا كردم. از اين رو، داخل‏ خرابه شدم كه ناگهان ديدم مردي در خون ‏خود مي‏ غلتد. به شدت ترسيده بودم. در حالي كه چاقوي خون‌آلود در دستم بود، چند نفر وارد شدند و مرا بازداشت نمودند.

علي عليه‌السلام دستور داد آن دو را نزد فرزندش، حسن عليه‌السلام ببرند و داستان ‏را براي او بيان كنند و حكم الهي را بپرسند. آنان را نزد امام ‏مجتبي عليه‌السلام بردند. آن حضرت پس از شنيدن سخنان آن‌ها چنين قضاوت‏ نمود:

قاتل واقعي با اقرار و صداقتش جان متهم را نجات ‏داد و با اين‏ كارش، گويي بشريت را نجات داده است، خداوند سبحان فرمود: «...و من احياها فكانما احيا الناس جميعا»؛ هركس انساني را از مرگ‏ رهايي بخشد چنان است كه گويي همه مردم را زنده كرده است.

بنابراين آن دو را آزاد كنيد و ديه مقتول را از بيت‌المال‏ پرداخت نماييد.

8) فرماندهي گروه ده هزار نفري

در پي خيانت آشكار معاويه و هوادارانش پس از ماجراي حكميت، اميرمؤمنان عليه‌السلام در اواخر عمرش بر آن شد تا جنگ با معاويه را از سر بگيرد.

بدين جهت ‏با بسيج كردن مجدد نيروهاي رزمنده، امام ‏حسن عليه‌السلام را به فرماندهي ده هزار نفر منصوب كرد تا آن‌ها به سوي ‏جبهه صفين روانه شوند. مردم گروه گروه به اين سپاه پيوستند. صد هزار شمشير جمع شد و آماده حركت ‏شد. در اين هنگام بود كه ابن‏ ملجم ملعون بر فرق مقدس امام علي عليه‌السلام ضربت زد و آن ضربت‏ به شهادت ‏آن حضرت منجر شد و آن سپاه با عظمت مانند گله گوسفندي كه چوپان ‏خود را از دست داده باشد از هم گسيخت.

9) سرپرستي موقوفات و صدقات

از ديگر مسئوليت ‏هاي امام حسن عليه‌السلام، توليت موقوفات امام‏ علي عليه‌السلام بود. امام علي عليه‌السلام در اواخر عمر خويش طي حكمي همه موقوفات‏ خويش را به امام حسن عليه‌السلام واگذار كرد.

اين موقوفات دو بخش بود: برخي موقوفات خود امام علي عليه‌السلام بودند از قبيل چاه، چشمه، نخل و ديگر چيزهايي كه اميرمؤمنان آن‌ها را احداث و وقف گردانيده بود؛ برخي همان موقوفات پيامبر صلي الله عليه و آله و فاطمه سلام الله عليها بود كه توليتش به عهده حضرت علي عليه‌السلام بود كه مجموع آن‌ها عبارت بود از چشمه ينبع و وادي احمر، القصيبه، منطقه ينبع، يبيغات، صحراي رعيه، عين حسن، ديمه، اذنيه، ام ‏العيال، حيطان ‏سبعه (دلال، عواف، برقه، ميثب، حسني، صافيه، مشربه ‏ام‏ابراهيم) و فدك.

امام علي‌ عليه‌السلام در فرماني به امام حسن عليه‌السلام به وي چنين مي‏ فرمايد:

«اين است آن‌چه را كه بنده خدا، علي‏ بن ابي‏طالب، پيشواي‏ مؤمنين درباره دارايي خود به آن فرمان داده براي به دست آوردن ‏رضا و خشنودي خدا كه به سبب آن مرا به بهشت داخل نمايد و بر اثر آن، آسودگي آخرت را به من عطا فرمايد... و پس از من، حسن‏ بن علي سفارش مرا انجام مي ‏دهد. وصي من است از مال و داراييم به‏ طور شايسته صرف مي ‏كند و به مستحقين و سزاواران مي ‏بخشد و اگر براي حسن پيشامدي نمود حسين زنده است. وصي من بعد از حسن، اوست‏ و سفارشم را مانند او انجام مي‏ دهد....

و شرط مي‏ كند با آن كه‏ تصدي اين مال را به او داده، اين كه اين مال را به همان طوري‏ كه هست، باقي بگذارد و ميوه آن را در آن‌چه به آن مأمور گشته و رهنمود شده است، صرف نمايد و شرط مي‏ كند كه نهالي از زاده ‏هاي ‏درخت‏ خرماي اين ده‏ها را نفروشد...»

10) ايراد سخن به دستور پدر

روزي امام علي‌ عليه‌السلام به امام حسن عليه‌السلام فرمود: برخيز و سخنراني كن تا گفتارت را بشنوم. امام حسن عليه‌السلام عرض كرد: پدرجان! چگونه سخنراني ‏كنم با اين كه رو به روي شما هستم و از شما شرم دارم.

امام عليه‌السلام سپس خود را مخفي نمود به طوري كه صداي حسن عليه‌السلام را مي‏ شنيد. امام حسن عليه‌السلام برخاست و خطابه خود را شروع كرد و پس ازحمد و ثناي الهي فرمود: «اما بعد فان عليا باب من دخله كان ‏مومنا و من خرج منه كان كافرا اقولي قولي هذا و استغفرالله ‏العظيم لي و لكم‏»؛ بدون شك علي، دري (از علم و كمال) است كه‏ اگر كسي وارد آن در شود، مؤمن است و كسي كه از آن خارج گردد، كافر است. من اين سخن را مي‌ گويم (و به آن معتقدم) و از براي خود و شما از درگاه خداي بزرگ طلب آمرزش مي‏ كنم.

در اين هنگام امام علي عليه‌السلام برخاست و بين دو چشم حسن عليه‌السلام را بوسيد و سپس فرمود: «ذريه ‏بعضها من بعض والله سميع عليم‏»؛ آن‌هافرزندان و دودماني بودند كه بعضي از بعضي ديگر گرفته شده بودند و خداوند شنوا و داناست.

منبع: ماهنامه كوثر، شماره 39

 

 
تاريخ: ۱۳۹۴/۴/۹
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal