حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
آیت الله خاتمی:
 اگر می‌خواهید زهد و محبت و صبر و شجاعت را یک ‌جا ببینید، سراغ امام حسن مجتبی علیه‌السلام بروید.
اهل‌بیت عصمت و طهارت علیه السلام وقتی لبیک می ‌گفتند خودشان را در محضر خدا می‌دیدند. امام حسن علیه‌السلام چندین بار پیاده به سفر حج ‌رفتند درحالی که مرکب‌‌ها همراه حضرت بود و می‌‌توانستند استفاده کنند، ایشان به این وسیله...

در ایام ولادت با سعادت سبط اکبر امام مجتبی علیه‌السلام هستیم. لذا خوب است برای شروع اشاره‌‌ای کوتاه داشته ‌باشید به زندگی مبارک امام حسن مجتبی علیه السلام و صفاتی مانند صفت معروف کریم اهل‌بیت علیه السلام که این بزرگوار به آن متخلق بودند.

بسم الله الرحمن الرحیم. در رابطه با زندگی اهل‌بیت عصمت و طهارت، به دو گونه می‌ توان سخن گفت: نوع اول، زندگی شناسنامه ‌ای است؛ از جمله تاریخ ولادت، تاریخ وفات، تعداد ازدواج، خلفاء معاصر و مباحث اینگونه.

نوع دوم، شیوه قرآنی است، این شیوه همانگونه که قرآن کریم فرمود: «قَد کَانَ لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فِی اِبرَاهِیم وَ الَّذَینَ مَعَهُ» و «لَقَد کَانَ لَکُم فِی رَسُولِ‌اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن کَانَ یَرجُوا اللهَ وَ الیَومَ الآخِرَ» شیوه ‌الگوئی است.

به نظر می‌ رسد که در زندگی اهل‌بیت علیهم السلام آنچه قابل ‌تأمل است و به راستی معرفت تلقی می‌ گردد شناخت شناسنامه‌ ای نیست. شاید کسی نداند تاریخ ولادت یا تاریخ شهادت امام حسن علیه السلام چه‌ زمانی است. آگاهی ‌نداشتن بر این امور دلیلی بر نبود معرفت نیست ولی در روایت است که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش، مرگ جاهلی است.

بیشتر اهل‌بیت علیهم السلام در کلیات فضائل یکسانند. در عرصه عبادت، هم به معنای عام و هم به معنای خاصش در خط‌ مقدم‌ اند، در حالات بیشتر این بزرگواران است که وقتی وضو‌ می‌ گرفتند وضویشان وضویی با نشاط، لقاءالی ‌الله و زیارت ‌الله بوده ‌است. نماز اهل‌بیت عصمت و طهارت علیه السلام، نمازی به راستی قربان کل‌ تقی و معراج بو‌ده ‌است. در حالات حضرت امیر‌المؤمنین علیه السلام است که در حال نماز تیر از پای حضرت کشیدند ایشان متوجه ‌نشد. راجع به همه امامان این ویژگی وجود دارد، انس‌ و الفت ‌آنها با قرآن و دعا انسی ویژه بوده ‌است. اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام وقتی لبیک می ‌گفتند خودشان را در محضر خدا می ‌دیدند. امام حسن علیه السلام چندین بار پیاده به سفر حج ‌رفتند درحالی که مرکب‌ها همراه حضرت بود و می‌ توانستند استفاده کنند، ایشان به این وسیله می ‌خواستند نهایت عشق‌شان را به ذات مقدس ربوبی به نشان بدهند. در عرصه رفتار با مردم، همه اهل‌بیت علیهم السلام اسوه‌ بودند و شاهد این مدعا این ماجراست که هر کسی که راجع به امام حسن علیه السلام کتاب ‌نوشته‌، این داستان را نقل کرده است که مردی شامی شروع به دشنام دادن به امام حسن علیه السلام کرد. فحش و ناسزاهای شامی که تمام‌ شد امام حسن علیه السلام فرمود: «می‌ بینم که از راه رسیدی، جایی برای استراحت داری یا نه؟ اگر جایی نداری ما منزل وسیعی داریم و اگر گرسنه هستی به خانه برویم تا اطعامت ‌کنم». مرد فحش داد و امام حسن علیه السلام چنین برخورد کرد، این برخورد آنچنان مرد را دگرگون کرد که به عذر‌خواهی ‌افتاد و در بعضی از نقل ‌ها گفته شده که یک ‌هفته مهمان امام حسن علیه السلام شد و گفت: "اللهُ یَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسَالَتَهُ".

اگر کسی می ‌خواهد تفسیر عبادت، زهد، دگر دوستی، محبت به مردم، صبر و شجاعت را یک‌جا ببیند باید به سراغ اهل‌بیت علیهم السلام بیاید.

پس برخوردهای تک‌ بعدی با ائمه اطهار علیهم السلام صحیح نیست.

متأسفانه برخی در تصویر سیمای امام حسن علیه السلام شجاعت آن حضرت را کم می ‌بینند، درحالی‌که همان خونی که در رگ‌ های سیدالشهدا علیه السلام جاری بود در رگ ‌های امام حسن علیه السلام نیز جاری بود و همان خون در رگ‌ های امیر‌المومنین علی علیه السلام نیز جاری بود. اینان شیرمردان بیشه شجاعتند. برای مثال در جنگ صفین امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در خط مقدم تن‌به‌تن می ‌جنگیدند و این گویای آن است که فضیلتی از فضائل نیست که اهل‌بیت علیهم السلام نداشته‌باشند.

مرحوم خواجه نصیر در "تجرید الاعتقاد" در عرصه کلامی مطرح کرده است که ما معتقدیم اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باید در فضائل، افضل باشند و دلیلش این است که «أَفَمَن يَهْدِي إِلَي الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّي إِلاَّ أَن يُهْدَي فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» آيا کسي که به حق هدايت مي ‌کند، به پيروي کردن از او سزاوارتر است يا کسي که خود از هدايت بي‌ بهره است مگر آن که (توسط ديگري) هدايت شود؛ پس چگونه داوري مي ‌کنيد؟ (آيه‌ی 35 سوره‌ی يونس). کسی که می‌ خواهد امام ‌شود باید در همه فضائل پیشگام باشد. درباره صفات امامان معصوم علیهم السلام، برخی از این لقب‌ها را پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها داده و برخی هم بین مردم معروف شده است. اینکه به امام حسن علیه السلام کریم می‌ گوییم معنایش این نیست که دیگر امامان کریم نباشند؛ بلکه این نشانه‌ ای ‌است برای امام حسن علیه السلام. یا اگر به امام نهم امام جواد علیه السلام می ‌گوییم معنایش این نیست که امامان دیگر جود ندارند بلکه هرکدام به یک وصفی معروف ‌شدند و منشأ این وصف هم، گاهی عنوانی است که پیامبر صلی الله علیه و آله یا ائمه به آنها عطا کردند و گاهی هم خصلتی ‌است که در بین مردم با آن معروف ‌شدند.

شاید همین نگاه‌ های ناقص و تک‌ بعدی باعث شده است که امروز ادیان دیگر مثل مسیحیت و بودیسم را به عنوان ادیان محبت و اسلام را به عنوان دین خشونت معرفی ‌کنند!؟

اسلام مکتب اعتدال است و هرگز آنچه را که به حضرت مسیح نسبت ‌داده‌ شده مبنی بر اینکه اگر به گونه راستت سیلی ‌زدند گونه چپت را هم تقدیم کن قبول ‌ندارد، این مطلب با قرآن سازگار ‌نیست و ذلت قلمداد ‌می ‌شود. جالب است که امام راحل عظیم ‌الشأن می ‌گفتند ما معتقدیم این حرف دروغ است این سخن از پیامبر بزرگی مثل حضرت عیسی مسیح نمی ‌باشد، پس ما آن محبت را خارج از دین می‌ دانیم و این را هم نادرست می‌ دانیم که کسی از اسلام، فقط خشونتش را ببیند.

چون قانون ‌گذار اسلام خداوند است پس اسلام مکتب اعتدال است همانگونه که در دعای افتتاح چنین می‌ فرماید: "و ایقنت انک انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمة و اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمة" من یقین دارم خدایا که در جای مهر، ارحم الراحمینی ولی در جای عقوبت، اشد معاقبینی. دعای افتتاح از دعاهای معتبر ماه رمضان است که در بسیاری از مصادر دعائی آمده و به نایب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه منسوب است که قاعدتا این دعا را از شخص امام زمان عجل الله تعالی فرجه گرفته است.

باید توجه داشت همان‌گونه که تنها از خشم گفتن و از مهر نگفتن افراطی ‌گری ‌است، از مهر گفتن و از خشم نگفتن، آن هم به صورت افراطی‌ درست نیست، این دو را باید با‌هم ‌گفت. نباید به دامی گرفتار شویم که غربی‌ها برای ما درست کرده ‌اند، آنها می ‌خواهند با ارائه تصویر مهربانانه از ادیان دیگر، مکتب فطرت را کنار ‌بگذارند.

به نقل از دوستان امام خمینی، ایشان بارها می‌ فرمود: بیشترین ضربه را کسانی به اسلام زدند که اسلام را یکسونگرانه تفسیر ‌کردند، زهد اسلام را دیدند ولی آبادانی دنیا را که اسلام می ‌خواهد، ندیدند. باید به جایی رسید که به راستی همه اسلام را مطرح کنیم به عنوان نمونه در حادثه عاشورا شجاعت سیدالشهدا علیه السلام شجاعت حضرت علی ‌اکبر علیه السلام و حضرت ابالفضل ‌العباس علیه السلام را هم مطرح ‌کنند، این منطق را دنیای آلوده اومانیسم غربی نمی ‌پذیرد که طبق نقل برخی از مقاتل، حضرت علی‌ اکبر علیه السلام بعد از به هلاکت رساندن صد و بیست نفر به شهادت‌ رسید و حضرت عباس بن علی علیه السلام هشتاد نفر را به جهنم واصل کرد و بعد شهید‌ شد. ولی ما نباید بگوییم که اگر این واقعیت ‌ها را مطرح‌ کنیم، غربی ‌ها اسلام را دین خشونت معرفی ‌می ‌کنند! آنها که خودشان غرق در خشونتند! اگر کسی واقعاً می ‌خواهد لیبرال ‌دموکراسی غرب را ببیند نگاهی به وضعیت امروز آمریکا، همه چیز را روشن می‌ کند، بوش در عرصه مسیحی ‌گری از مسیحی ‌های متعصب‌ بود. ولی دست این جنایت ‌کاران در هر آدم‌ کشی جمعی در میان است. در یمن آنها بودند که دیکتاتور یمن را نگه‌ ‌داشتند، در لیبی مسامحه ‌مدار می‌شوند درحالی که برای این جماعت، کشتن دیکتاتور لیبی کاری‌ آسان ‌است چون در متن خشونت و مروج ‌خشونتند ولی دم از محبت می ‌زنند، این یعنی پارادوکس و تناقض، این یعنی دروغ.

بنابراین اگر ما فقط از رحم و محبت حرف بزنیم تنها به این دلیل که آنها می ‌خواهند مکتب اسلام را مکتب خشونت معرفی‌ کنند کار نادرستی است. نباید یکسونگرانه اسلام را تفسیر کرد و می ‌بایست چهره اهل‌بیت علیهم السلام را آنگونه که هست به جهان معرفی کرد، وقتی از مهر امام حسن و امام حسین علیهماالسلام گفته‌ می‌ شود از قاطعیت‌شان هم بگوییم و این یعنی دینی که در جای خودش مهر می‌ ورزد و در جای خودش خشم.

این یکسونگری در مجالس مذهبی هم وجود دارد. مثلا به مناسبت ماه مبارک رمضان یا ایام محرم، در مجالس آنقدر که به شفاعت و توسل تکیه می ‌شود به معرفت ‌شناسی اهمیتی داده ‌نمی‌ شود و این نکته بیان نمی‌ شود که اگر شما معرفتی به امام نداشته باشی، شفاعتی به شما تعلق ‌نمی ‌گیرد ولی مداحان و بعضی از سخنرانان مسئله شفاعت را آنقدر درشت می ‌کنند که در ضمیر ناخودآگاه عزاداران به ویژه جوانان این تصویر ذهنی ایجاد‌ می‌ شود که می ‌توان با عزاداری به بعضی از مسائل اسلام بی‌ توجهی کرد. نظر جنابعالی در این‌باره چیست؟
شفاعت از مسائلی است که طرح آن ضرورت دارد؛ چون از سوی وهابیت، نابخردانه به آن شبهه وارد‌ می‌ شود. ما با تبلیغات ضد‌ قرآنی وهابیت مواجه ‌یم، بنابراین باید از شفاعت و اهمیت توسل گفته شود. اما دقت کنید که شیوه‌ های این گفتن متفاوت است، گاهی ما بحث شفاعت را به عنوان یک اعتقاد مطرح‌ می ‌کنیم؛ به عنوان مثال پیامبر از چه کسانی شفاعت ‌می ‌کند و از چه کسانی شفاعت نمی ‌کند. ابوبصیر می‌ گوید: بعد از شهادت امام صادق علیه السلام برای عرض تسلیت به خانواده ایشان به منزلشان رفتم، آنها گفتند نبودی که آخرین لحظات امام صادق علیه السلام را ببینی، همه اقوام را جمع کردند؛ یک جمله فرمودند و از دنیا رفتند: "لاتنال شفاعتنا من استخف بالصلاة" بر شفاعت ما نرسد هر کس که نماز را سبک بشمارد.
مجالس دینی ما باید معجونی از خردورزی، استدلال و احساسات مقدس و عاطفی ‌باشد و هر سه این ها را در جهت خدمت و ساختن مردم به کار گرفت بنابراین مشکل، طرح ‌بحث شفاعت و توسل نیست بلکه مشکل در شیوه طرح و ارائه آن است.

دغدغه و نگرانی امروز ما این است که چگونه این مباحث را از حوزه خردورزی و احساسات مقدس به عرصه عملی بیاوریم. راهکار همان است که قرآن و اهل‌بیت علیهم السلام مطرح ‌کرده‌ اند. هرگاه قرآن یک مسئله اعتقادی را مطرح می ‌کند بلافاصله نمونه عملی‌ آن را ذکر می‌ کند، اگر می ‌خواهد مخلِص و مخلَص را معرفی ‌کند، نمونه ‌اش حضرت یوسف و حضرت موسی را مطرح می‌ کند یا اگر بخواهد سرنوشت خیره ‌سران را مطرح کند، اقوام، امت ‌ها و طاغوت ‌های سرکش را مطرح می ‌کند.

شاید این روش قرآنی، با توجه به اینکه سطح درک و تحصیلات حاضران در مجالس متفاوت باشد، مشکل باشد.

در سخنرانی‌ هایی که عموم مردم حضور‌دارند باید از طرح‌ مباحث به صورت عقلی و فلسفی خود‌داری کرد چون مستمع خسته ‌می ‌شود، به ‌عنوان مثال روز اول و دوم ماه رمضان در مجلس حضور‌دارد ولی روز دوم و سوم خبری نیست. از طرفی اگر دین، فقط به صورت احساسی مطرح ‌شود کسانی که پیگیر مباحث علمی و عقلی دینی هستند بی ‌بهره می ‌مانند. بنابراین خطابه، جنبه عمومی دارد و باید حتما نمونه‌ ها را ارائه ‌داد. بنده با خودم این‌چنین تعهد کردم که قبل از هر منبر، ببینم قرار است چه پیامی به مخاطبم القاء‌ کنم، در فلسفه به این هدف نهایی «علت‌ غائی» می‌ گویند، در حقیقت علت ‌فاعلی نیز وجود دارد، علت‌ غائی، فاعلیت ‌فاعل را تعریف‌ می ‌کند به این معنا که، منِ سخنران بدانم امشب در این خطابه به چه پیامی قرار است برسم؟ برای نمونه می ‌خواهم به جوان ‌ها بگویم خدا را حاضر و ناظر ‌ببینید، بنابراین باید به گونه ‌ای سخنرانی را تنظیم ‌کنم که به این هدف نزدیک شوم. آفت سخنرانی این است که خطیب، بالای منبر تازه به این موضوع فکر کند که امروز چه بگویم؟ این نوع سخنرانی ضربه‌ ای به خطابه‌ است، خودش‌ نمی ‌داند چه می‌ خواهد بگوید و هر چه یادش‌ آمد بیان می ‌کند «الکلام یجر الکلام"»

ولی وقتی کسی هدف را مشخص کرد هم از آیات قرآن استفاده ‌می ‌کند و هم به تفاسیر مراجعه‌ می ‌کند، آیه را معنا‌ می ‌کند و روایت را می ‌خواند و قبل از اینکه شروع به صحبت‌کند نمونه‌ ها را در ذهنش مرور می ‌کند. برای مثال اگر قرار است برای مخاطب جوان خود، از پاکی و عفاف حرف بزنیم؛ آیه عفاف را می ‌خوانیم روایتش را هم بیان می ‌کنیم و بعد برای نمونه، حضرت یوسف علیه ‌السلام را مطرح ‌می‌کنیم همان نمونه‌ ای که خداوند مطرح کرده است، بعد به جوان ‌ها می ‌گوییم که حاصل زندگی حضرت یوسف علیه ‌السلام دو کلمه است که اگر این دو کلمه را شما هم داشته‌ باشید، هرچند یوسف معصوم نمی ‌شوید ولی می ‌توانید به شخصیت او نزدیک ‌شوید و آن دو کلمه این است یکی تقوا و دیگری صبر "انَّه مَن یَتَّقِ وَ یَصبِر فَاِنَّ الله لایُضِیعُ اَجرَ المُحسِنینَ"

از همین جا برای بحث اصلی ‌مان استفاده کنیم. آیا همین عدم تقوا و صبر باعث تنها گذاشتن امام مجتبی علیه السلام در قیامش از سوی مردم نشد؟

امام حسن علیه السلام هشت ماه مانند پدر بزرگوارشان حضرت امیرالمومنین علیه السلام در جایگاه حکومت بودند. به معاویه هم اخطار‌کردند که بایستی تسلیم ‌شوی؛ ولی سرانجام وضعیت به گونه ‌ای شد که امام حسن علیه السلام به آرمان بلندشان دست پیدا نکردند. آرمان امام حسن همان آرمان امیر‌المومنین علیه السلام بود؛ یعنی اینکه معاویه به عنوان کسی که یاغی بر امام است و خروج بر امام عادل کرده از صحنه برکنار‌ شود. ولی شرایط این کار فراهم ‌نبود؛ شاید بپرسید چطور شرایط این کار فراهم نبود؟ مجموعه ‌ای از عوامل که امام حسن علیه السلام را وادار به آن نرمشِ قهرمانانه کرد چند مورد است. یکی از این عوامل، سست ‌عنصری و بی ‌حالی یاران حضرت بود که خود، معلول چند علت است:
1) ترکیب لشگر امام حسن علیه السلام: ترکیب لشگر امام علیه السلام ترکیب ناهمگونی‌بود چون گزینشی در کار نبود. همان ترکیب ناهمگون لشگر امیرالمومنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام منتقل ‌شد که در میان آنها کسانی بودند که پول ‌می ‌گرفتند و حاضر به جنگ می‌ شدند و هر کسی به آنها پول‌ می ‌داد برایش کار می ‌کردند و مزدور در بین آنها زیاد بود. کسانی نیز که ارادتی به امام حسن و اهل‌بیت علیهم السلام داشتند بسیار اندک بودند که به عدد انگشتان دست نمی ‌رسید از جمله چهره‌ هایی مثل « حجر بن عدی » و « عمر بن حمق خزاعی ». بنابراین این ترکیب ناهمگون، ترکیبی نبود که با آن بتوان به مصاف با معاویه رفت.
2)  بی ‌بصیرتی: مردم واقعا نمی‌ فهمیدند که قصه‌ی امام حسن علیه السلام و معاویه، قصه ‌ی امام معصوم و یک یاغی است، برخی فکر ‌می ‌کردند دعوای دو حاکم و دو دولت بر سر ملک است.
3)  بی‌ تقوایی: کسانی که به ظاهر با امام حسن علیه السلام بودند به خاطر منافع دنیا به صورت مخفیانه با معاویه در ارتباط بودند. برای مثال «عبیدالله بن عباس» که فامیل و فرمانده اول امام حسن علیه السلام بود کیسه‌ های طلای معاویه فریبش داد او با اینکه معاویه دو فرزند او را کشته ‌بود و از جهت عاطفی نباید به معاویه، پناهنده ‌می ‌شد ولی کیسه ‌های طلا کار خودش را کرد. تقوا را در همه عرصه ‌ها باید دید. متأسفانه برخی تقوا را در عرصه مسائل شخصی مثل نماز و روزه محدود ‌می ‌کنند و می‌ گویند آدمِ متقی، اهل نماز و روزه است، ولی تقوا مثل خونی است در پیکره اخلاق اسلامی.

تقوی انواع مختلف دارد از جمله: تقوای خانوادگی، تقوای سیاسی، تقوای تعلیم، تقوای تجارت. این "اتقوا الله"‌هایی که در قرآن می‌بینید و در هرجایی مصداقش یک چیز است «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا» یا «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجارة» در اینجا مصداق تقوا، قولی میان تو و زندگی خانوادگی است. در عرصه سیاسی نیز تقوا، اطاعت از حجت شرعی و امام است، چه بسا کسی اهل نماز شب و زیارت هم باشد ولی از حجت شرعی تبعیت‌ نکند و این بی‌ تقوایی است. بنابراین بی ‌تقوایی بود که مردم، مطیع امام حسن علیه السلام نبودند حضرت فرمان جنگ می ‌دادند ولی لشگریان سرپیچی می ‌کردند.
4) شیطنت‌ های معاویه: او آدمی بسیار مکار بود که در عرصه مکر دست اول را داشت.
نکته جالب اینجا ست که با این همه، امام حسن علیه السلام تقاضای ‌صلح ‌نکرد و تقاضای‌ صلح، از طرف معاویه بود و گفت شما هر شرطی که می ‌خواهید قرا‌ر ‌بدهید، امام حسن علیه السلام مانند یک فرمانده هوشیار و زمان ‌شناس عمل‌کرد و در قرار‌داد صلح آنچه را که باید باشد گنجاند که این قرارداد صلح، زمینه‌ساز قیام سالار شهیدان ابی‌عبدالله‌ الحسین علیه السلام شد. لذا در کتاب‌ های مختلف آمده که قیام سالار شهیدان قبل از آن‌ که قیام حسینی باشد قیام حسنی بود.

خوشبختانه در این رابطه بسیار کار شده است و بهترین کتاب درباره صلح امام حسن علیه السلام کتاب «مرحوم آل‌یاسین» است که مقام معظم رهبری آن را به نام "صلح امام حسن علیه السلام" ترجمه کرده است.

بسیاری از سردرگمی‌ های امروز جامعه ما، هم در سطح خواص و هم در سطح عامه امت اسلامی، ناشی از کم‌ رنگ شدن نقش کاربردی سیره اهل‌بیت علیهم السلام در ابعاد مختلف زندگی بشری است. چگونه می ‌توانیم از جریاناتی که در زندگی امام حسن علیه السلام رخ داد درس عبرت ‌بگیریم؟

اولین درس عبرت برای ما این است که امت اسلام در صورتی می ‌تواند قله‌ های پیروزی را فتح‌ کنند که رهبری صالح داشته ‌باشد که از او اطاعت کند.

باید توجه داشت که تنها، داشتن رهبر صالح دردی را درمان نمی ‌کند؛ امیرالمومنین علی علیه السلام رهبر صالح است می‌فرماید: "ولکن لا رأی لمن لایطاع" وقتی شما حرف علی را نمی‌ شنوید علی چه ‌کار کند. ملت ‌های در حال قیام از مصر گرفته تا تونس و بحرین و یمن باید توجه داشته باشند که قیام، فقط سرنگون کردن دیکتاتور نیست بلکه رسیدن به اهداف والا و مهم است.
نکته بعد، مسئله همراهیِ با‌ بصیرت و تقواست که نقش مهمی در رسیدن به اهداف بلندمدت دارد. به گواهی تاریخ، بی‌ حالی و دنیاپرستی اردوگاه امام حسن مجتبی علیه السلام ضربه مهلکی به اسلام زد. درست است که امام حسن علیه السلام کارش را انجام داد ولی بر اثر بی‌ بصیرتی مردم دوره سیاهی بر شیعه گذشت. معاویه، «خاندان زیاد» را مسلط‌ کرد که شیعه را از مخفی گاه ‌هایش بیرون بکشد و اعدام ‌کند. شب ‌های تاری بر امت اسلام گذشت که همه اینها نتیجه دنیا‌طلبی، بی ‌هدفی و سستی ‌های موجود در جامعه اسلامی بود و باید از سیره امام حسن علیه السلام پند و اندرز‌ گرفته ‌شود تا بار دیگر آن حوادث تلخ اتفاق ‌نیفتد.
آخرین نکته این است که بایستی دشمن‌ شناسی را به عنوان یک اصل در پیروزی، مورد توجه ‌قرار دهیم و وقتی دشمن و توطئه‌ های او شناخته ‌شد راه مقابله را آسان‌ می‌کند.

منبع: fa.abna24.com

تاريخ: ۱۳۹۴/۴/۱۰
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal