حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 گناه حضرت آدم علیه‌السلام و عصمت پیامبران
...از این‌جا روشن مى‌گردد كه ظلم نامبرده همان واقع شدن در تعب زندگى در دنیا، از گرسنگى و تشنگى و عریانى و خستگى بوده و بنابراین ظلم آدم و همسرش، ظلم به نفس خود بوده، نه نافرمانى خدا، چون اصطلاحاً وقتى این كلمه گفته می‌شود، معصیت و نافرمانى و ظلم به خداى سبحان به ذهن مى‌رسد.

ما حضرت آدم را به عنوان پیامبر قبول داریم و از طرفی در قرآن خداوند می‌فرماید: «لا ینالوا عهد الظالمین» و از طرفی در آیه 35 سوره بقره حضرت آدم را ظالم می‌گوید. لطفاً درباره‌ی این مسئله توضیح دهید.

در آیه 35 بقره که آمده «فتكونا من الظالمین»، كلمه ظالمین اسم فاعل از ظلم است، نه ظلمت، كه بعضى از مفسرین احتمالش را داده‌اند، چون خود آدم و همسرش در آیه «ربنا ظلمنا انفسنا، و ان لم تغفر لنا و ترحمنا...»، اعتراف به ظلم خود كرده‌اند.

چیزی كه هست خدای‌تعالى این تعبیر را در سوره طه مبدّل به تعبیر شقاوت كرده در این‌جا فرموده «فتكونا من الظالمین» و در آن‌جا فرموده «فلا یخرجنكما من الجنة فتشقى» و شقاء بمعناى تعب و سختی است، هم‌چنان‌كه خود قرآن آن را تفسیر نموده و تفصیل داده به این‌كه «ان لك الا تجوع فیها و لا تعرى و انك لا تظما فیها و لا تضحى...» كه ترجمه‌اش گذشت. از این‌جا به خوبى روشن مى‌گردد كه وبال ظلم نامبرده همان واقع شدن در تعب زندگى در دنیا، از گرسنگى و تشنگى و عریانى و خستگى بوده و بنابراین ظلم آدم و همسرش، ظلم به نفس خود بوده، نه نافرمانى خدا، چون اصطلاحاً وقتى این كلمه گفته می‌شود، معصیت و نافرمانى و ظلم به خداى سبحان به ذهن مى‌رسد. (و مراد از ظالمین در لا ینال عهدی الظالمین کسانی هستند که با نافرمانی خداوند صفت عدالتشان به ظلم تبدیل می‌شود و از شایستگی مقام نبوت ساقط می‌گردند.)
توضیح بیشتر این‌که نهى خداوند از نزدیك شدن به درخت نهى از شادى و خیرخواهانه بوده نه یك نهى مولوى. در نتیجه این نیز روشن مى‌گردد كه پس نهى نامبرده یعنى (نزدیك این درخت مشوید) نهى تنزیهى و ارشادى و خلاصه خیرخواهانه بوده و نه نهى مولوى كه تا نافرمانیش عذاب داشته باشد. (مثل این‌كه شما به فرزند خود بگوئى پابرهنه راه مرو، چون ممكن است میخ پاى تو را سوراخ كند) مخالفت چنین نهیى را معصیت نمی‌گویند. پس آدم و همسرش بنفس خود ظلم كردند و خود را از بهشت محروم ساختند، نه این‌كه نافرمانى خدا را كرده و باصطلاح گناهى مرتكب شده باشند.

از این هم كه بگذریم، اگر نهى خدا، تكلیفى و مولوى بود، باید بعد از آن‌كه مرتكبش توبه كرد و توبه‌اش قبول هم شد، كیفرش نیز برداشته شود و ما مى‌بینیم در مورد آدم این كیفر برداشته نشد؛ چون توبه كردند و توبه‌شان هم قبول شد ولى به بهشت برنگشتند و وضعى را كه در آن‌جا داشتند بدست نیاوردند و اگر نهى و تكلیف خدا ارشادى نبود، باید غیر از اثر وضعى و تكوینى، اثر دیگرى شرعى نداشته باشد، چون توبه اثر شرعى گناه را از بین مى‌برد و باید در مورد آدم و همسرش نیز اثر شرعى گناه را از بین مى‌برد و دوباره به بهشت برمى‌گشتند و مقام قرب را بدست مى‌آوردند، ولى نیاوردند. پس مى‌فهمیم كه نهى خدا مولوى نبوده، تنها ارشاد آدم و خیر‌خواهى او بوده است.

ترجمه تفسیر المیزان، جلد 1، صفحه 201

ظلم به نفس به نحو تخلف با اوامر ارشادی خداوند باعث صدق عنوان ظالم در مقابل عادل نیست تا با آیه «لا ینال عهدی الضالمین» تناقض داشته باشد. این امر در حقیقت ترک اولایی بوده است که با عصمت آن حضرت تنافی نداشته و شایستگی حضرت آدم را برای احراز مقام نبوت و خلافت خدا در زمین زیر سؤال نمی‌برد.

 منبع: لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها.

تاريخ: ۱۳۹۴/۴/۲۰
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal