حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 تبلیغ شایسته و مبلّغ وارسته
معاذ با سوابق درخشان رزمندگی، پیشتازی در ایمان، تدریس، تبلیغ، امارت، قضاوت، صحابت، هجرت‌های متعدد تبلیغی و... سرانجامی تاریك داشت. شاید سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله در خاتمه سفارش‌ها، هشداری بود به معاذ كه متأسفانه نادیده گرفته شد. پس از پیامبر، صدیقه‌ی طاهره از او كمك خواست ولی...

در این مقاله به توصیه‌‌های تبلیغی پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله به معاذ بن جبل می‌‌پردازیم؛ اما قبل از آن یادآوری چند نكته ضروری می‌‌نماید.

1) تبلیغ، رسالت پیامبران

وظیفه اصلی پیامبران الهی تبلیغ معارف الهی است و این شرافت نصیب برخی از اصحاب پیامبران الهی نیز ‌شده است. یكی از یاران مبلّغ پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز معاذ بن جبل است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در آستانه اعزامش، توصیه‌‌هایی در دو محور صفات روحانی و آموزه‌‌های تبلیغی بیان فرمودند. بدیهی است تا مبلّغ، وارسته نباشد، تلاشش شایسته نخواهد شد. ما این توصیه پیامبر گرامی را كه «آیین تبلیغ‌» است به اختصار، تقدیم دوستان می‌‌كنیم. گفتنی است پیام و هدف تبلیغات، معارف دین است كه به فطرت پاك انسانیت القا می‌‌شود. فطرت‌ها در گذشته و امروز، یكسان و ثابت است، گر چه تفاوت‌ها، دگرگونی‌ها و تنوع‌هایی در نحوه‌ی اعزام، مسئولیت اهل تبلیغ، مبلّغان و نیز در مخاطب، رخ داده است.

2) مُعاذ

ابو عبدالرحمن، معاذ، فرزند جبل، از انصار و طایفه خزرج، در هجده سالگی ایمان آورد و جزء هفتاد نفری بود كه پیش از هجرت در عقبه با پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بیعت كردند.

او در بسیاری از جنگ‌ها، در ركاب حضرت حاضر بود. وی در سال دهم هجری پس از جنگ تبوك به یمن اعزام شد. البته او پیشتر، نیز چند بار به عنوان مبلّغ، كه معمولاً سِمت امارت و قضاوت داشت، به اطراف مدینه، اعزام شده بود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله وی را با عبدللَّه بن مسعود در هنگام عقد اخوت بین اصحاب، برادر قرار داد.

3) تكریم مبلّغان

هنگام هجرت تبلیغی معاذ، پیامبر صلی الله علیه و آله با مهاجران و انصار او را در مدینه بدرقه می‌‌كردند. این مشایعت به قدری محترمانه بود كه معاذ، سواره و حضرت، پیاده در كنارش راه می‌‌رفت و او را نصیحت و راهنمایی می‌‌فرمود. معاذ، شرمنده شد و عرض كرد: یا رسول اللَّه! شایسته نیست شما و اصحاب پیاده باشید و من سواره، اجازه فرمایید پیاده شوم! حضرت فرمودند: «اِنَّما أحتَسِبُ خُطایی هذهِ فی سَبیلِ اللَّه»؛ رنج این پیاده‌روی را به حساب خدا می‌‌گذارم.‌ ناگفته پیداست كه نصوص فراوان قرآنی و روایی در فضیلت اهل علم، شامل مبلّغان نیز می‌‌گردد.

4) آیینه عبرت

معاذ با سوابق درخشان رزمندگی، پیشتازی در ایمان، تدریس، تبلیغ، امارت، قضاوت، صحابت، هجرت‌های متعدد تبلیغی و... سرانجامی تاریك داشت. شاید سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله در خاتمه سفارش‌ها، هشداری بود به معاذ كه متأسفانه نادیده گرفته شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در پایان، ضمن تصریح به این‌كه این آخرین دیدار من و تو است فرمود: بدان ‌ای معاذ! محبوب‌‌ترین شما نزد من كسی است كه با همین حال [و عقیده‌‌ای] كه اكنون از هم جدا می‌‌شویم، او را ببینم.

پس از پیامبر صلی الله علیه و آله صدیقه‌ی طاهره از او كمك خواست ولی او سر باز زد و در تحكیم طاغوت كوشید. وی در زمان دومین خلیفه از خلفای نخستین، سال هجدهم هجری، در 38 سالگی بر اثر طاعون در منطقه اردن، وفات كرد.

شیخ مفید نوشته است: پس از پیامبر، حضرت زهرا علیها السلام از تمام اصحاب و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله استمداد طلبید و یاری خواست، تا این‌كه به معاذ بن جبل رسید. حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: ‌ای معاذ بن جبل! تو با رسول خدا صلی الله علیه و آله عهد كرده و بیعت نموده‌‌ای كه دین او و خانواده‌‌اش را یاری كنی، پس چرا امروز كه ما مظلومیم سكوت كرده و دم بر نمی‌‌آوری؟ معاذ گفت: تنها من كه از اصحاب پیامبر نیستم و دیگران نیز با او پیمان بسته بودند! حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: هیچ كدام به من پاسخ مثبت ندادند. معاذ بن جبل گفت: من به تنهایی نمی‌‌توانم تو را یاری كنم!

حضرت زهرا ناراحت و دل‌شكسته از نزد او بیرون آمد در حالی كه می‌‌فرمود: به خدا سوگند! من دیگر با تو سخن نخواهم گفت، تا این‌كه در روز قیامت به پیشگاه پدرم وارد شویم... . (الاختصاص، ص 184 و 185)

5) نظارت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از اعزام معاذ، پیگیری و نظارت نیز داشته و به اهل یمن، كه میزبان و مخاطب معاذ بودند نوشت: «... إِنّی لَمْ اُبْعِثْ عَلَیكُمْ مُعاذاً رَبّاً و إِنَّما بَعَثتُهُ أخاً و مُعَلِّماً و مُنْفِذاً لِأمْرِاللَّه...»؛ معاذ را به عنوان ارباب شما، به یمن اعزام نكردم، بلكه تنها او را به عنوان برادر، راهنما [و آموزنده معارف] و مجری فرمان خداوند فرستادم. (مكاتیب الرسول، ج 1، نامه پیامبر به اهل یمن)

نكات تبلیغی

حضرت نكات مهم و كاربردی تبلیغی را به معاذ گوشزد كرده است كه به بعضی از آن‌ها اشاره می‌‌كنیم.

1) آموزش قرآن

ای معاذ: «عَلِّمْهُمْ كتابَ اللَّه»؛ كتاب خدا را به مردم بیاموز. (این توصیه‌‌ها در منابع شیعه و سنّی آمده است و ما از تحف العقول، ص 23 و 24، با تصحیح علی‌اكبر غفاری نقل می‌‌‌كنیم.)

حضرت در جای دیگری می‌‌فرماید: «اِنْ اَرَدْتُمْ عَیشَ السُّعَداءِ وَ مَوْتَ الشُّهَداءِ، والنَّجاةَ یومَ الْحَشْرِ، وَالظِّلّ یوْمَ الحَرُورِ، وَالهُدی یوْمَ الضَّلالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ، فَإِنَّهُ كَلامُ الرَّحْمنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیطانِ وَ رُجْحانٌ فِی الْمیزانِ»؛ اگر در پی زندگی با سعادت، مرگ با شهادت و نجات روز حشر، در سایه بودن در روز گرمای سوزان و هدایت در روز ضلالت هستید، به دیگران قرآن بیاموزید، راستی كه آن سخن خدای رحمان، و نگهدارنده از شیطان و مایه سنگینی میزان است. (مستدرك الوسائل، ج 4، ص 232، درباره فضیلت تعلیم قرآن كتاب‌های زیادی نوشته شده است و ضمن كتب روایی نیز روایات فراوانی هست مثل كافی ج 2، كتاب فضل قرآن، محجّةالبیضاء، آداب القراءة و نهج البلاغه خطبه 158)

2) ادای امانت

«وَ أدِّ اِلَیهِمُ الْأَمانَةَ فِی كُلِّ قَلیلٍ وكَثیرٍ»؛ امانت آن‌ها را كم یا بیش بدان‌ها بپرداز.

ادای امانت یكی از صفات بارز مؤمنین است كه خداوند به آن امر فرموده است: «أنَّ اللَّه یأمُرُكُمْ أنْ تُؤَدُّوا الْأماناتِ اِلی أهْلِها‌»؛ خداوند به شما فرمان می‌‌دهد كه امانت‌ها را به صاحبانش بدهید... (نساء، آیه‌ی 58)

هر چه در اختیار انسان است امانت است. امانتداری معنای وسیعی دارد كه شامل امانات مادّی و معنوی می‌‌شود. نیز می‌‌فرماید: «وَالّذینَ هُمْ لِأماناتِهِمْ وَ عهْدِهمْ راعُونَ»؛ و آن‌ها كه امانت‌ها و عهد خود را رعایت می‌‌كنند. (مؤمنون، آیه‌ی 8)

اهمیت ادای امانت

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «اِتَّقواللَّهَ وَ عَلَیكُمْ بِأَداءِ الأَمانَةِ اِلی مَن اِئتَمَنَكُمْ، فَلَوْ أنَّ قاتِلَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ علیه‌السلام اِئتَمَنَنی أمانَةً لأَدَّیتُها»؛ از خدا بترسید و بر شما باد به پرداخت امانت به كسی كه شما را امین دانسته [و چیزی نزد شما نهاده] كه به راستی اگر كشنده امیرمؤمنان علیه‌السلام چیزی را به رسم امانت نزد من گذارد، آن را خواهم پرداخت. (بحارالانوار، ج 75، ص 114)

دستورالعمل همه پیامبران

امام صادق علیه‌السلام می‌‌فرماید: «أنَّ اللَّه عزّوجلَّ لَمْ یبْعَثْ نَبِیاً اِلاَّ بِصِدْقِ الحَدیثِ وَ أداءِ الْأمانَةِ اِلی البِرِّ وَ الفاجِرِ»؛ به راستی كه خدای عزیز و جلیل، پیامبری را برنینگیخت، مگر با مأموریت ترویج صدق گفتار و پرداخت امانت [به صاحبش] ؛ چه خوب و چه بد باشد. (كافی، ج 2، ص 104)

3) رفق و مدارا

«وَ عَلَیكَ بِالرِّفْقِ وَ الْعَفْوِ فِی غَیرِ تَرْكٍ لِلْحَقِّ یقُولُ الجاهِلُ قَدتَرَكْتَ مِنْ حقِ اللَّه»؛ بر تو باد نرمش و گذشت در غیر مورد ترك حق كه نادان بگوید حق خدا را ترك نمودی.

مدارا كردن به معنای ملاطفت و نرمی و ملایمت، و سازگاری و رفق، و به اصطلاح روز، تحمل دیگران است. شاعر پارسی زبان گوید:

به مدارا دل تو نرم كنم آخر كار/ به دِرَم نرم كنم گر به مدارا نشود

نظامی گنجوی نیز گوید:

مدارا كن كه خوی چرخ تند است/ به همّت رو كه پای عمر كند است

مدارا و گذشت جذب كننده دیگران به دین است و لذا خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله می‌‌فرماید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهَمْ وَلوْ كُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا منْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِر لَهُمْ...»؛ به (بركت) رحمت الهی، در برابر آنان نرم شدی، و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراكنده می‌‌شدند. پس آن‌ها را ببخش و برای آن‌ها آمرزش بطلب... . (آل عمران، آیه 159)

البته گذشت در چهارچوب تدبیر امور عامه است، اما احكام الهی مشورت‌بردار نیست، پس عفو و گذشت شامل حدود شرعی و امثال آن نمی‌‌شود. پیامبر صلی الله علیه و‌ آله فرمود: :«ثلاثٌ مَنْ لَمْ یكُنْ فیهِ لَمْ یتِمَّ لَهُ عَمَلٌ؛ وَرَعٌ یحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِی اللَّهِ، و خُلْقٌ یداری بِهِ النَّاسَ، وَ حِلْمٌ یرُدُّ بهِ جَهْلَ الجاهِلِ»؛ سه چیز است كه اگر در كسی نبود كارش به پایان نرسد: ورع و پارسایی كه او را از نافرمانی‌های خدا باز دارد، خلق و خوئی كه بدان با مردم مدارا كند، بردباری و حلمی كه بدان جهل جاهل را دفع كند. (اصول كافی، ج 3، ص 181)

مدارا در نماز جماعت

امیرمؤمنان علیه‌السلام در نامه‌‌ای به مالك اشتر نخعی می‌‌فرماید: هنگامی كه نماز جماعت می‌‌خوانی با طولانی كردن نماز، مردم را پراكنده مكن و هم‌چنین با سرعت زیاد آن را تباه مساز؛ زیرا در میان مردم، بیمار یا صاحب حاجتی وجود دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به یمن فرستاد، از او پرسیدم: چگونه با مردم نماز بخوانم؟ فرمودند: در حد ناتوان‌‌ترین آن‌ها و بر مؤمنان مهربان باش! (نهج‌البلاغه، نامه 53)

4) گذشت

«وَ اعْتَذِر اِلی أَهْلِ عَمَلِكَ مَنْ كُلِّ أمْرٍ خَشیتَ أنْ یقَعَ الَیكَ مَنْهُ عَیبٌ حَتّی یعَذِّروكَ»؛ از كارمندان خود در هر چه می‌‌ترسی دچار عیبی شوی پوزش طلب تا تو را معذور دارند.

عذرخواهی و پذیرش عذر دیگران اخلاق حسنه‌‌ای است. گرچه انسان از كاری كه موجب عذرخواهی می‌‌شود باید اجتناب كند؛ ولی گاهی ناخواسته برخی اشتباهات پیش می‌‌آید. البته عذرخواهی زمانی درست است كه قابل جبران باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌‌فرماید: «شَرُّ الْمَعْذِرَةِ حینَ یحْضَرُ الْموتُ»؛ بدترین عذرخواهی‌ها آن است كه هنگام مرگ انجام پذیرد. (مستدرك الوسائل؛ ج 2، ص 104) البته اگر انسان در انجام مأموریت خود تلاش كرد، اما آن طور كه شایسته بود نتوانست وظیفه‌‌اش را انجام دهد، اعتراف به كوتاهی یا عدم توانایی بیش از این، خود عذرخواهی است. امام علی علیه‌السلام می‌‌فرماید:«اَلاِقْرارُ بِالذَّنْبِ الاِعْتِذارُ»؛ اعتراف به گناه خود عذرخواهی است.‌ (غررالحكم، ص 195)

عذرخواهی نابجا

امیرمؤمنان علی علیه‌السلام فرمود: «لا تَعْتَذِرْ مِنْ اَمْرٍ أَطْعْتَ اللَّهَ سُبْحانَهُ فیهِ»؛ از كاری كه با آن خدای سبحان را فرمان برده‌‌ای عذرخواهی مكن. (غررالحكم، ح 3414)

هم‌چنین آن حضرت می‌‌فرماید: «مَنِ اعْتَذَرَ مِنْ غَیرِ ذَنْبٍ فَقَدْ اَوْجَبَ عَلی نَفْسِهِ الذَّنْبَ»؛ هركسی بدون ارتكاب گناهی عذرخواهی كند، خود را گنهكار قلمداد كرده است.‌ (غررالحكم، ح 10250)

منبع: www.yasinmedia.com

تاريخ: ۱۳۹۴/۴/۲۴
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal