حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ دوشنبه ۴ شهريور     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 گفتگوی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین بابانیا
مؤمن و بخصوص مبلغین باید در برخورد با مردم نرم‌خو، متبسم و بشاش باشد و نه عبوس و خشن نباشد. یعنی یک امام جماعت وقتی مردم وارد مسجد می‌شوند به آن‌ها احترام کند و ارتباط را با آن‌ها به شکل مطلوب برقرار کند و علی‌الخصوص با جوان. وقتی وارد مسجد می‌شود...

عرض سلام و وقت بخیر. لطفاً معرفی کوتاهی از خود بفرمائید.

بسم الله الرحمن الحیم. بنده قاسم بابانیا هستم. سال 61 و اوایل سال 62 وارد حوزه‌ی علمیه شدم و سپس در ادامه وارد حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد مقدس شدم. مدتی هم درس و بحث و تدریس و تفسیر و در کنار این‌ها وعظ و خطابه را هم دارم.

چطور شد که وارد عرصه‌ی تبلیغ دین شدید؟

من کلاس دوم ابتدایی بودم. پدرم می‌رفتند کارخانه برای کار. یک روحانی در محل ما بود که ما نزد ایشان کلاس قرآن می‌رفتیم. این که می‌گویند تربیت خیلی مهم است و بچه‌ها را از کودکی باید با فضای دین و دستورات آن آشنا کرد این‌جا در زندگی من اثرگذار بود. در کلاس قرآن ما جمعیتی حدوداً 40 یا 50 نفر حضور داشتند. کلاس قرآن که تمام شد خواستند چند نفر را انتخاب کنند که صوت قشنگی دارند و اتفاقاً من در بین آن افراد بودم. موقعی که قرآن خواندم پدرم نبودند اما فردای ان روز روحانی محل به پدرم گفت: شما دیشب نبودید، آقازاده‌ی شما یک قرآنی خواند که همه را به وجد آورد. بعد در ادامه به پدرم پیشنهاد داد که پسرت را به حوزه بفرست که ان شاء الله می‌تواند مؤثر باشد و همین توی دل پدر من نشست و باعث تشویق من شد. هم‌چنین اخوی شهید من و داماد شهید خانواده‌ی ما نیز نقش زیادی در مورد این مسئله داشتند. این دو شهید بزرگوار دست من را گرفتند و به حوزه بردند. البته معلمین و اساتید من نیز نقش پررنگی در ادامه‌ی این مسیر داشتند.

شما در امر تبلیغ و منبر صاحب تجربه هستید. چه توصیه‌ها و رهنمودهای کاربردی‌ای برای بهتر شدن وعظ و خطابه‌ و منبر مبلّغین علی‌الخصوص جوانان دارید؟

اولین کاری که یک مبلغ باید بکند و توجه به آن بسیار مهم است این است که انگیزه باید داشته باشد یعنی تا انگیزه و عشق و علاقه به این راه در وجودش نباشد نمی‌تواند موفق باشد و لذا توصیه‌ی من این است که عشق و علاقه‌ی خود را به تبلیغ دین بالا ببرد و سپس سعی کند از فرصت و زمان خوب استفاده کند. در این صورت می‌تواند آینده‌ی خوبی ان‌شاالله داشته باشد.

جایگاه مطالعه را در تقویت منبرها در چه حد می‌بینید؟ آیا مطالعه مهم‌تر است یا تقوای فردی و تقوای فرد چا اثری در منبر و مخاطب او دارد؟

من برای تکمیل این سؤال یک نکته خدمت شما عرض می‌کنم. در مورد تقوا... ببینید شیخ اعظم انصاری در جوانی آمدند مشهد زیارت امام رضا علیه‌السلام. در راه برگشت می‌خواستند به تهران و سپس به نجف اشرف بروند. وارد مدرسه‌ی علمیه‌ای شدند و چند روزی خواستند در آن مدرسه بمانند. شب را آن‌جا خوابیده و صبح به طلبه‌ای که در یک حجره با هم بودند پول دادند و از ایشان خواستند که نان تهیه نمایند. طلبه‌ی جوان رفت و نان را خرید و آورد و شیخ انصاری دید که در کنار این نان حلوا هم هست!! شیخ انصاری پرسیدند که این حلوایی که شما خریدید، پولش را از کجا آوردید؟ وی پاسخ داد که از دوستم قرض گرفته‌ام! شیخ اعظم انصاری نان خالی خوردند و حلوا نخوردند!! سپس به نجف رفته و پس از چندین سال تلاش و ممارست به درجه‌ای که می‌دانید نائل آمدند و به درجه‌ی اجتهاد رسیدند. همین طلبه بعد از مدت‌ها وارد نجف اشرف شده و سراغ ایشان را می‌گیرد و می‌بیند که ایشان به درجه‌ی بالایی از علم و اجتهاد رسیده و بر کرسی تدریس نشسته‌اند و عده‌ای از علماء پای درس ایشان نشسته‌اند. وی نیز نشست و از کلاس ایشان لذت برد. پس از پایان جلسه‌ی درس، ایشان را به کناری آورده و پس از معرفی خود به طور خصوصی از ایشان پرسید: چطور شد که به چنین مقامی رسیدید؟ ایشان فرمودند: از نخوردن آن حلوا به این مقام رسیدم!! یعنی یک طلبه احتیاط کرد که چرا من آن حلوا را بخورم، برای آن‌که آن پول را دوستش قرض کرده بود و آن طلبه متوجه نبود که شیخ اعظم انصاری دارد چکار می‌کند. جان‌پرور است قصه‌ی ارباب معرفت، رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو. انسان وقتی به آن درجه رسیده متوجه می‌شود. وقتی طلبه‌های ما بتوانند از همان ابتدا تقوای خودشان را حفظ نمایند و این مسیر را با تقوا حفظ نمایند و ترس از خدا داشته باشند همه‌چیز را خداوند برای موفقیت در این مسیر برای او فراهم می‌کند. همان‌طور که در طول تاریخ ما دیده‌ایم که علمای ماسلف این‌چنین بودند و به مقاماتی رسیدند. البته در کنارش درس و... ببینید انسان با دو بال می‌تواند پرواز کند. یکی تقوا و یکی علم. عالم باشد و تقوا نداشته باشد به درد جامعه نمی‌خورد هم‌چنین اگر تقوا داشته باشد و علم نداشته باشد هم همین‌طور. این دو بال ابزارهایی هستند برای تکامل انسان و پرواز او و این‌چنین فردی می‌تواند در جامعه اثرگذار باشد کما این‌که در طول تاریخ دیده‌ایم. مثل امام راحل عظیم‌الشأن که من یک نمونه را برای شما عرض می‌کنم. برای این‌که امام از نظر بعد علمی و فلسفی و اعتقادی در سطح بسیار بالایی بودند. ایشان با آن علم و سیاستی که داشتند اما تقوای امام، شجاعت امام و عظمت امام را ما می‌توانیم در یک جا جمع کنیم. چرا؟ برای این‌که وقتی حاج مصطفی خمینی به شهادت رسید ایشان آن روز در تشییع جنازه شرکت کردند، شاگردان ایشان نیز در تشییع جنازه بودند. وقتی تشییع جنازه به پایان رسید امام فرمودند که برید درس!! دوستان خیال کردند که امام امروز درس را تعطیل می‌کنند. امام در روز مرگ فرزندشان درس را تعطیل نکردند و در آن روز درس دادند. اما همین امام...مدتی گذشت دیدند که امام یک روز به درس نیامدند! روز دوم به درس نیامدند! روز سوم به درس نیامدند!! رفتند که ببینند چه اتفاقی افتاده است دیدند که امام در خانه نشسته‌اند! پرسیدند که آقا چرا به درس نیامدید؟! الآن سه روز است که شاگردها هر روز می‌آیند و شما در کلاس حاضر نمی‌شوید! امام فرمودند من تب کرده‌ام. وقتی پرسیدند که چه شده و چه مشکلی برای شما پیش آمده است که تب کرده‌اید، خیلی اصرار کردند که امام بگویند چرا تب کرده‌اند. امام فرمودند که سه روز پیش یک طلبه‌ای پیش من آمد و غیبت یک عالمی را کرد و لذا امام این جریان را نتوانستند تحمل کنند و... ببینید، علم امام و سیاست امام و از آن طرف هم تقوا. مرگ پسرش درس را تعطیل نکرد اما به خاطر غیبت سه روز درس تعطیل شد و امام نتوانستند تحمل کنند. طلبه اگر علم دارد و در کنار آن تزکیه و تهذیب نفس، می‌تواند به وسیله‌ی این دو بال پرواز کند.

مهم‌ترین مسائلی که امروزه تبلیغ دین را تحت تأثیر قرار می‌دهد چه مسائلی‌اند؟

الآن یکی از مهم‌ترین مسائلی که در جامعه‌ی بشری وجود دارد مسئله‌ی باور و اعتقادات است. الآن فیلم‌های هالیوودی که می‌سازند و دشمنان اولین کاری که می‌کنند این است که برای جوان شبهه ایجاد کنند و از طریق آن اعتقادات جوان ما را سست نمایند. من برای شما یک مثال می‌زنم. انسان وقتی از حد ترخص رد شود نمازش شکسته است. الآن مثلاً شبهه می‌اندازند که این مسئله گذشته است و مربوط به همان دوران قدیم است! چرا؟ می‌گویند برای این‌که الآن صنعت و تکنولوژی آن‌قدر بالا رفته است که مثلاً انسان ظرف یک ساعت با هواپیما از شیراز می‌رسد به مشهد. طرف می‌گوید من چرا نماز را شکسته بخوانم. این سؤال را یکی در حرم مقدس رضوی از من پرسید. در کتابخانه‌ی آستان‌قدس رضوی از من پرسیده شد. دو نفر جوانی که اتفاقاً نمازشان را هم شکسته خواندند. گفتند آن زمان که پیغمبر و ائمه ما این حرف را زده‌اند چنین امکاناتی نبوده است. الآن به نظر ما باید نماز را کامل خواند!! آن‌ها افرادی هستند که از نظر باور و اعتقادات به این مسئله توجه ندارند و فکر می‌کنند که مثلاً اگر زمان گذشته است و صنعت و علم پیشرفت کرده است، خیال می‌کنند که این انسان می‌تواند الآن به نظر و فکر و تقلید خودش عمل کند! دشمنان اسلام و برخی از مذاهب می‌خواهند به دین اسلام ضربه بزنند. مردم و علی‌الخصوص جوانان باید توجه کامل داشته باشند که به این اعتقاداتشان لطمه‌ای وارد نشود.

تأکید شما بیشتر روی جوانان بود، اما متأسفانه امروزه شاهد هستیم که بسیاری از پدر و مادرهای جامعه‌ی ما نیز از این اقدامات و نیرنگ‌های دشمنان اسلام تأثیر می‌پذیرند و مراجعان جوانی داریم که اظهار می‌کنند والدینشان ایشان را تشویق یا حتی مجبور به کاری می‌کنند که مخالف با آئین مقدس اسلام است. در این رابطه نظرتان چیست؟

بله. من دوباره داستانی را خدمتتان نقل کنم. روزی پیغمبر اسلام از کوچه‌ای عبور می‌کردند. دیدند که بچه‌ها مشغول بازی هستند. فرمودند: ویل لاولاد آخرالزمان (وای بر اولاد آخرالزمان) از ایشان پرسیدند: چرا؟ مگر پدر و مادر ایشان کافر و مشرک‌اند؟ فرمودند: نخیر مسلمانند اما لا تعلّمونهم شیء من الفرائض (فرائض را به آن‌ها یاد نمی‌دهند) وظیفه‌ی یک جوان و نوجوان را به او تعلیم نمی‌دهند. من یک مثال خدمتتان عرض کنم. شما می‌روید امروز یک کیلو موز می‌خرید به قیمت مثلاً 4 هزار تومان و مثلاً گوشت می‌خرید 30 هزار تومان و می‌آرید خونه می‌دید به این بچه‌ها می‌خورند ولی همین پدر و مادر در طول مدت 15 سال نرفتند یک رساله‌ی عملیه بخرند و بیاورند به دست بچه‌شان بدهند. می‌بینید دختر و پسر جوان و نوجوان ما خجالت می‌کشند که یک سؤال شرعی را بیایند و از طلبه بپرسند. مسئله‌ی شرعی دارد خوب به کی مراجعه کند؟ پدر و مادرها موظف هستند که در سطح خودشان فرزندانشان را آموزش دهند و امکانات تربیتی را برای آن‌ها فراهم آورند تا آن‌ها وارد این صحنه شوند و بعداً خودبخود و به راحتی بتوانند مشکلات شرعی خود را یاد گرفته و سؤالات خود را از عالمان دین بپرسند و مسائل اخلاقی و رفتاری و اجتماعی خود را حل نمایند.

چرا برخی از پدر و مادرهای متدیّن به دین و آموزش دینی اولاد خود توجه ندارند؟

یکی از دلایل این امر می‌تواند دلسوزی بیجا و بیش از حد پدر و مادرها باشد. ببینید مادری که گوهر تعلیم و تربیت نخرید، فروخت گوهر عمر خود را ارزان و یا به تعبیر حافظ که می‌گوید گوهر پاک بباید که شود قابل فیض، ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود. مادر وظیفه دارد. ببینید ام در لغت به معنای ریشه و اصل است. در زمان قدیم وقتی جنگ می‌شد یک نفر علم را جلوی لشگر حرکت می‌داد و لشگر همراه او حرکت می‌کرد که به او ام الحرب می‌‌گفتند یعنی پیشرو. مادر هم باید پیشرو باشد. اگر مادر آن ارزش‌های اسلامی و اخلاقی را رعایت کند طبیعی است که تأثیرپذیر است. لذا اگر خانواده‌ها به این مسائل تربیتی بی‌توجه باشند طبیعی است که بچه رشد نمی‌کند و باید پدر و مادر توجه کامل داشته باشند که مهر و عاطفه نباید برتری داشته باشد بر تربیت بچه‌ها. برای مثال عرض می‌کنم مثلاً تابستان است مادر هنگام نماز صبح می‌گوید بچه‌ام تا ساعت 1 نخوابید حالا نماز بیدارش نکنم! زمستان می‌گوید هوا سرد است! پائیز می‌گوید بچه‌ام دارد خواب خوش می‌بیند! بهار می‌گوید...!! ببینید مهر و عاطفه‌ی مادر نمی‌گذارد که بچه بیدار شود و نمازش را بخواند! وقتی 15 یا 16 سالش شد بخواهی بیدارش کنی خوب بیدار نمی‌شود! اهل بیت این‌گونه نبودند. در روایت داریم که حضرت زهرا سلام‌الله علیها بچه‌ها را برای نماز بیدار می‌کردند و در امور دینی تمرین و ممارست داشتند و برای آن‌ها وقت می‌گذاشتند.

در مدتی که تبلیغ کرده و در برخورد با مردم تجربیاتی کسب کرده‌اید، به نظر شما انتظارات مردم از یک مبلّغ چیست؟

مبلّغ باید اولین کاری که می‌کند و در اجتماع که وارد می‌شود باید از نظر شکل و ظاهر و عمامه گذاشتن و لباس پوشیدن آراسته باشد. این آراستگی سفارش اسلام است. اهل بیت و علماء چنین بوده‌اند. مبلّغ ولو این‌که لباس ساده‌ای دارد اما باید سعی کند لباس و سر و صورتش طوری باشد که مردم وقتی او را نگاه می‌کنند جذب به او شوند.

دوم این است که مطابق روایت مؤمن و بخصوص مبلغین باید در برخورد با مردم نرم‌خو، متبسم و بشاش باشد و نه عبوس و خشن نباشد. یعنی یک امام جماعت وقتی مردم وارد مسجد می‌شوند به آن‌ها احترام کند و ارتباط را با آن‌ها به شکل مطلوب برقرار کند و علی‌الخصوص با جوان. وقتی وارد مسجد می‌شود فقط صرف نماز خواندن نباشد. یک بخش از عبادت ما این است. بخش دیگر عبادت ما و فرهنگ ما داشتن تعامل و جذب جوانان است. هم به پیرمردها احترام کنیم که بدانند خواندن درس تأثیر داشته است و هم به کوچکترها رحم داشته باشیم و توجه کنیم.

من چند روز پیش در مسجد بودم. بنده‌ی خدایی آمد سؤالی پرسید. به قول آقای راشد یزدی در تعامل با دیگران حرف ساده و قشنگ بزنید که طرف مقابل بگیرد چه می‌گویید. اگر طرف عالم است و علمی صحبت می‌کند علمی جواب بدهید ولی اگر ساده می‌پرسد به زبان خودش، ساده جواب دهید. پیرزن، پرمرد، جوان و کودک هرکسی به زبان خودش. برای مثال خدمتتان عرض کنم که دختر کوچکی از من پرسید خدا که ما را می‌بیند و از ضمیر ما آگاه است چرا ما باید در هنگام نماز در خانه چادر داشته باشیم، خدا که ما را می‌بیند. گفتم: «اگر بذاری بهتره عزیزم. شما فرض کن دوستت چند روزی مدرسه نیامده و متوجه شدی که مریض بوده. شما وقتی می‌ری دیدنش می‌تونی دست خالی بری و می‌تونی با یه شاخه گل بری. با شاخه‌ی گل بری بهتر نیست؟» گفت چرا. گفتم چادر مثل همون دسته گل می‌مونه. چون که با کودک سر و کارت فتاد، پس زبان کودکی باید گشاد. مسائل را باید به همان سبکی که می‌دانیم مخاطب ما می‌آموزد و متوجه می‌شود بیان نماییم نه این‌که سخت بگیریم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که شریعت مقدس اسلام خیلی آسان است و شما نباید سخت بگیرید.

اگر خاطره‌ی‌ جالبی از تبلیغ خود دارید بیان نمایید.

هرگاه کسی به من بگوید چقدر می‌گیری که بیای روضه بخونی من نمی‌رم. حتی اگر از خانواده و خویشان من باشد. چرا؟ برای این‌که می‌دانم این رضای خدا نیست چون فکر، فکر اقتصادی است. من یه جایی برای تبلیغ رفته بودم. شهرستان بابل بود و قبل از ماه مبارک رمضان. آقایان آمدند که مبلّغین را برای تبلیغ ببرند. سه نفر از روستایی آمدند و قرار شد من با آن‌ها بروم. قبل از این‌که سوار ماشین شوم به من گفتند که: حاج‌آقا چند می‌گیری برای تبلیغ کل ماه رمضان؟ تا این حرف را شنیدم گفتم: من با شما نمی‌آیم! دیگر هرچه اصرار کردند من گفتم که نمی‌آیم. گفتند: چرا؟ گفتم: شما فکر من را یک ماه مبارک رمضان درگیر کردید با پول و اقتصاد و این روش یک مبلّغ نیست. مبلّغ باید اعتقادش درست باشد. ان الله هو الرزاق. رزاق خداست. شما که نیستی. دیگر هرچه این سه نفر اصرار کردند من قبول نکردم تا این‌که یکی از آن‌ها با اشاره به دوستش گفت: ایشان پدر شهید هستند. گفتم پدر من هم شهید هستند. پیشانی ایشان را بوسیدم و گفتم به احترام شهید شما من می‌آیم ولی من بعد دیگر با مبلّغین این‌چنین تا نکنید. البته آن‌ها بعداً برای من توضیح دادند که با مبلّغی که سال گذشته آمده بود یک سری مسائلی برایشان پیش آمده بود و برای همین پرسیده بودند.

جالب این‌جا است که پولی که من بابت این تبلیغ دریافت کردم از تمامی مبلغین حاضر در شهرستان بیشتر و شاید چندین برابر آن‌ها بود. طی هم نکرده بودم ولی خدا خودش کمک کرد. جالب است که در آن سال برای خرید خانه هم احتیاج به پول هم داشتم و از این طریق مشکل من حل شد.

نیت المؤمن خیر من عمله. چرا نیت مؤمن بهتر از عملش است؟ البته برخی از افراد بد برداشت می‌کنند. این روایت یعنی جوهره و حقیقت عمل بستگی به نیت دارد. اگر نیت خراب باشد عمل ارزشی ندارد. اگر نیت پاک باشد طبیعی است که عمل خوب است. مثل این‌که نیت نماز جماعت رفتن دارد اما تو خونه نشسته است و می‌گوید من قصد دارم بروم نماز جماعت. نیت کسی که خود را به نماز رسانده و او که در خانه نشسته و قصد آمدن دارد متفاوت است. اگر تبلیغ شما برای خدا بوده است و برای دین، خود خدا کمک می‌کند و الا مشکل خواهیم داشت. اگر حرکت در جهت رضای خدا را از ائمه و علمای بزرگ یاد بگیریم، ما هم می‌توانیم در روش تبلیغی خودمان مؤثر باشیم.

تاريخ: ۱۳۹۴/۵/۱۴
» مطالب مرتبط
  بخش دوم گفتگو با حجت‌الاسلام والسلمین دکتر رضانژاد در مورد بابیت و بهائیت
  گفتگویی با حجت‌الاسلام والسلمین دکتر رضانژاد در مورد بابیت و بهائیت
  نذر فرهنگی، مهم ترین نذر امروز
  گفتگوی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین تاجی
  تبیین عامل اصلی دشمنی خواص با حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سلیمانی
  اگر می‌خواهید زهد و محبت و صبر و شجاعت را یک ‌جا ببینید، سراغ امام حسن مجتبی علیه‌السلام بروید.
  گفتگوی خواندنی با حجت الاسلام والمسلمین طباطبائی
  پاسخ به شبهاتی درباره امام حسن مجتبی علیه‌السلام
  پاسخ به شبهات مهدویت و سؤالات جوانان از سوی استاد فاطمی نیا
  گفت وگو با یک فعّال شیعی در آمریکا
  حجت‌الاسلام والمسلمین ماندگاری؛ یک شب هم «من و تو» نبینند بهتر است.
  گفتگویی با آیت‌الله حسن رمضانی
  گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین جوادی؛ داستان نویس (بخش اول)
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal