حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 مصاحبه‌ی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین لزگی
من احساس می‌کنم یکی از مشکلاتی که ما طلبه‌ها داریم جدای از تخصص در بحث فقه و اصول، در سایر زمینه‌ها تخصص لازم را نداریم؛ مثلاً اگر دوستان ما در بحث رسانه کار بکنند بعد وارد فضای مجازی شوند. در مباحث روان‌ شناسی و پاسخ به شبهات، مسائل اقتصادی و...

بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن عرض سلام و خسته نباشید و تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید. لطفاً معرفی مختصری از خود بفرمائید.

بسم الله الحمن الرحیم. من محسن لزگی هستم. افتخار دارم که جزو طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد هستم و سالیان متمادی در کسوت مقدس روحانیت هستم. در کنار حوزه توانسته‌ام مدرک کارشناسی ارشدم را در رشته‌ی فقه و مبانی حقوق از دانشگاه بگیرم و 14 سال هم هست که در سازمان زندان‌ها به عنوان یک روحانی و مبلّغ مشغول تبلیغ هستم.

به عنوان اولین سؤال لطفاً در مورد شیوه‌های تقویت منبر و وعظ و خطابه توضیحاتی بفرمائید.

ما اگر بخواهیم منبرها را تقویت کنیم باید دوستان مبلّغ ما «زبان حال» داشته باشند تا «زبان قال»! مصداق فرمایش بزرگان که می‌فرمایند «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» اگر ما مصداق واقعی این حدیث شریف باشیم طبیعتاً منبرها خیلی نیاز به تبلیغ ندارد. از طرفی مردم نگاه به رفتار عملی ما در جامعه می‌کنند. اگر رفتار عملی ما به گونه‌ای باشد که مردم جذب شوند خوب منبرها شلوغ می‌شود. این برمی‌گردد به رفتار عملی دوستان مبلّغ و افرادی که اهل تبلیغ هستند.

وظیفه‌ی یک مبلّغ چیست؟ و در جامعه چگونه باید رفتار کند؟

وظیفه‌ی ما در جامعه به عنوان یک مبلّغ این است که از حوزه‌ی وظایف خود در امر تبلیغ دین خارج نشویم. سعی کنیم با مردم  و همراه با مردم باشیم و سعی کنیم زندگی‌مان به گونه‌ای باشد که مردم با ما خیلی راحت باشند و احساس نکنند که ما تافته‌ای جدا بافته هستیم. اگر واقعاً به این‌جا رسیدیم مسلّماً موفقیم و در غیر این‌صورت توفیقی نخواهیم داشت.

یکی از مسائلی که امروز باب شده است و اهمیت ویژه‌ای دارد حضور افراد و علی‌الخصوص جوانان در فضاهای مجازی است. خوشبختانه برخی از طلاب عزیز ما نیز کم و بیش از این فضاهای پیش آمده برای تبلیغ دین استفاده نموده‌اند. شما حضور مبلّغین در این فضاها را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه توصیه‌هایی برای مبلّغین حاضر در فضاهای مجازی دارید؟

با توجه به این‌که الآن فضای مجازی بخشی از زندگی مردم شده است و روزانه مردم ساعت‌های متوالی زیادی را در این دنیا دارند سپری می‌کنند می‌طلبد که دوستان مبلّغ هم وارد این فضای مجازی شوند اما ذوق و سلیقه‌ی لازم را داشته باشند. اطلاعات لازم را داشته باشند. من احساس می‌کنم یکی از مشکلاتی که ما طلبه‌ها داریم جدای از تخصص در بحث فقه و اصول، در سایر زمینه‌ها تخصص لازم را نداریم؛ مثلاً اگر دوستان ما در بحث رسانه کار بکنند بعد وارد فضای مجازی شوند. در مباحث روان‌شناسی و پاسخ به شبهات، مسائل اقتصادی و حتی علوم پایه اگر تخصص لازم را داشته باشند می‌توانند خیلی راحت‌تر و با کیفیت بالاتری در فضای مجازی مانور بدهند و حرفی برای گفتن داشته باشند چون امروزه زبان زبان علم است و ما باید به زبان روز مسلّط باشیم. لذا می‌طلبد که دوستان عزیز طلبه با دست پُرتری وارد این فضای مجازی شوند تا بتوانند مخاطبشان را بهتر قانع نمایند.

در حوزه که ما تقریباً چنین فضایی نداریم. به نظر شما آیا این حرکت باید از حوزه‌ها شروع شود و یا این‌که نهاد دیگری می‌بایست این جریان را بر عهده بگیرد؟

ببینید چون من خودم در محیط دانشگاه بوده و هستم احساس می‌کنم حوزه باید این موانع را از سر راه خودش بردارد. یعنی خود حوزه باید متولّی این کار باشد. ما زمان را نمی‌توانیم متوقف کنیم و به زمان بگوییم بایست. زمان در حرکت است. امروز عصر عصر نانو است، عصر مسائل تکنولوژی و پیشرفت و علم است. بله، ما در حیطه‌ی مسائل فقهی توفیقات بسیار خوبی را داشته، داریم و در آینده هم خواهیم داشت اما این حصر را باید بشکنیم و دوستان طلبه را وارد عرصه‌های جدید کنیم. چه اشکالی دارد که امروز یک دوست طلبه‌ی ما برود مثلاً شیمی نانو بخواند! آیا با مسائل حوزه منافات دارد؟ در بحث مباحث علمی روز دوستان ما وارد مباحث علوم پایه شوند. چه ایرادی دارد؟ زمان زمان علم است و زبان هم زبان علم است. امروز باید با دست پر به تبلیغ رفت. چه ایرادی دارد... من خودم دانشگاه که می‌روم تأسف می‌خورم که به تعداد انگشتان یک دست طلبه‌ی ملبس دیده نمی‌شود! همه‌ی دانشگاه‌ها و عرصه‌های علمی را افراد مکلّا پر کرده‌اند و جای طلبه‌هایی که واقعاً می‌توانند حرفی برای گفتن داشته باشند خالی است. من به عنوان یک خواهش مطرح می‌کنم از مسئولین حوزه؛ اگر ما دیر بجنبیم ممکن است خیلی زمان بگذرد و دیگر جایی برای جبران این قضیه نباشد! لذا خواهش دارم که راه را باز کنند و موانع را بردارند و بگذارند طلبه‌ها در عرصه‌های علوم روز پیشرفت کنند چراکه علم و زمان ایستا نیست.

چه توصیه‌هایی به پدر و مادرهای جامعه اسلامی دارید؟ علی‌الخصوص آن‌هایی که دوست دارند فرزندانشان وارد حوزه‌ی دین و تبلیغ دین شوند و چگونه می‌توانند از ابتدا فرزندانشان را برای ورود به این راه و موفقیت در این راه آماده کنند و آن‌ها را به این امر تشویق کنند؟

این مسئله بسته به اندیشه‌ها و افکار پدر و مادر دارد؛ اگر محیط خانواده محیطی باشد که از اول پدر و مادر زمینه را فراهم کرده باشند، فرزند به ورود پیدا کردن به این امر تمایل پیدا می‌کند. می‌گویند آینده‌ی هر فرزند 50 درصدش در اندیشه‌ی پدر و مادر نهفته است. اگر پدر و مادر زمینه را از همان ابتدا فراهم کنند و آن جلوه‌های خوب طلبگی را که البته همه‌اش خوبی است را جلوه بدهند و فرزندانشان را با جامعه‌ی حوزه و روحانیت آشنا بکنند و این ذهنیت وقتی در افکار بچه کلید بخورد یواش یواش این رشد می‌کند و زمانی که به فرزندشان بگویند بیا برو حوزه چون سبقه‌ی خوبی از این موضوع دارد طبیعتاً استقبال می‌کند. برای مثال خدمتتان عرض می‌کنم در محیط کاری خودم، سال گذشته ما بین سربازانمان فصل ثبت‌نام حوزه را آمدیم اعلام کردیم. دو نفر آمدند ثبت‌نام کردند و خانواده‌هایشان تماس گرفتند و جالب این‌جاست این‌ها این‌قدر مشتاق شدند و آزمون شرکت کردند و قبول شدند. خانواده‌هایشان زنگ می‌زدند و تشکر می‌کردند که آقا ما در این فضاها نبودیم. وقتی فضا ایجاد شد دیدیم که جوان استقبال کرد. ممکن بود این جوان خدمتش را تمام کند و برود دنبال کار خودش اما مسیر زندگی‌اش برای همیشه عوض شد.

مردم چه انتظاری از مبلّغین دارند؟

انتظاری که مردم دارند اولاً چون مبلّغ از جنس خودشان است مثل خودشان باشد. ما نباید خودمان را از مردم تافته‌ای جدابافته ببینیم. حس تفوّق‌طلبی نداشته باشیم. اگر این حس واقعاً باشد به هیچ جایی نمی‌رسیم. با مردم باشیم. سابقاً هم اگر مطالعه بفرمائید بزرگان دین ما اگر توفیقاتی داشته‌اند و دارند بخاطر همگامی با مردم بوده است. بنده به عنوان یک طلبه آن‌چه را در حوزه در مورد آموزه‌های اخلاقی و عملی یاد گرفته‌ام باید مردم در من ببینند، چون مردم نگاه به رفتار و کردار من می‌کنند. ممکن است من بهترین خطیب باشم و خیلی خوب صحبت کنم اما اگر رفتارم خوب نباشد هیچ توفیقی نخواهم داشت. لذا رفتار عملی طلبه در جامعه بسیار مهم است.

یک طلبه باید خوش‌رفتار باشد، باید خوش‌گفتار باشد. باید ظاهر آراسته‌ای داشته باشد. ظواهر را هم باید رعایت کرد. بالاخره امروز چون نوعاً با دنیای مجازی در ارتباطند سطح فکری و فرهنگی‌شان بسیار بالا است. وقتی هم که با مردم سخن می‌گوید باید در استخدام کلماتش بسیار مقیّد باشد. در اجتماع هم که حاضر می‌شویم و زندگی می‌کنیم باید سعی کنیم مظاهری که در جامعه هست و در زندگی خیلی‌ها دیده می‌شود از آن‌ها در جامعه فاصله بگیریم گرچه ممکن است اسباب رفاه باشد اما برای یک طلبه چون می‌خواهد مبلّغ باشد این سبب رفاه نیست. لذا سوار شدن ماشین‌های گران‌قیمت و سکونت در محل‌های خاص و اسباب و مبلمان و... این مبلّغ به جایی نخواهد رسید و تأثیرش خیلی کم است.

برخی از جوانانی که می‌خواهند وارد حوزه و عرصه‌ی تبلیغ دین شوند ممکن است احساس کنند که زندگی طلبگی با سختی‌هایی همراه است. در مواجهه با این افراد باید چه کنیم؟

ما باید ذهنیت مساعد بسازیم. ما گاهی می‌آییم از زندگی طلبگی جلوه‌های منفی آن را نمایش می‌دهیم. زندگی طلبگی اول و آخرش همه لذت و نشاط است. حالا ممکن است خصوصاً در اوایل راه یک سری مشکلات مالی وجود داشته باشد اما از همان اول همراه با نشاط است. این‌ها را ما باید در جامعه جلوه بدهیم و ذهنیت خوب بسازیم. ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد که حتماً هم وجود دارد. این‌ها را نباید بزرگنمایی کرد.

در مواجهه با برخی از مشکلات مالی باید چه کرد؟

یکی از مسائلی که مطرح می‌شود و وجود دارد بحث مسائل مادی است که اگر طلبه مناعت طبع در زندگی داشته باشد، مادیات زیاد در زندگی او جلوه پیدا نکند از این مشکل عبور کرده است. بحث این است که اولاً بتواند خودش را در زندگی مدیریت کند و افکار و اندیشه‌هایش را مدیریت کند، مناعت طبع داشته باشد. این‌ها اگر باشد مشکلات مالی اصلاً جلوه پیدا نمی‌کند.

اگر خاطره‌ی شنیدنی‌ای از دوران تبلیغ خود دارید و یا اتفاق جالبی برایتان در این ایام روی داده است برای مخاطبین ما بیان نمایید.

من در جواب ابتدا می‌خواهم یک خواهش از طلبه‌ها بکنم. وقتی برای تبلیغ مثلاً به مسجد می‌روید، خیلی جزئیات را به رخ جوانان نکشید. ابتدا سعی کنید آن‌ها را با خود همراه کنید.

من جایی می‌رفتم برای تبلیغ یک جوانی با ریش پرفسوری آمد و به من گفت: حاج‌آقا من دیگر مسجد نمی‌آیم و دیگر هم نماز نمی‌خوانم! گفتم: چرا؟ گفت: من در همین مسجد محله‌مان می‌رفتم مسجد تا این‌که امام جماعت مسجد به من گفت که این چه ریشی است که تو می‌زاری؟! تو شباهت به یهودی‌ها پیدا کرده‌ای و من تصمیم گرفتم که دیگر نیایم!!

وایستادم یک ساعت تمام با این جوان صحبت کردم و به او فهماندم که این‌گونه نیست. در آخر به من گفت: واقعاً اگر دین ما این‌قدر راحت می‌گیرد که من پایم را از مسجد و دینم عقب نمی‌کشم!!

من خواهشم از دوستانی که برای تبلیغ می‌روند این است که... ممکن است نقاط ضعفی در جوانان و سایر اقشار مردم ببینند اما این‌ها را به صراحت نگویند. سعی کنند جاذبه‌شان بیشتر از دافعه‌شان باشد اما باید اذعان کرد که طلبه‌های ما در برخی از موارد مثل این آن‌قدر دافعه ایجاد می‌کنند که طرف را طرد می‌کنند. من هر موقع با جوانانی مثل این فرد برخورد می‌کنم تأسف می‌خورم. به من گفت: حاج آقا من چه عیبی دارم؟ با روی باز گفتم: شما هیچ عیبی ندارید، جوان بسیار مؤدب و خوش‌رفتار و با ظاهری آراسته هستید و آن‌چه هم از کلامتان مشخص است این است که تحت تربیت خانوادگی خوبی بوده‌اید و بسیار مقیّد به نظر می‌رسید. به نظر اهل تحصیل هم هستید. گفت: واقعاً. گفتم: بله، برداشت اولیه‌ی من از شما این است. شیعه باید مرتب باشد، مثل شما.

یک روز هم رفتم یه مغازه‌ای دیدم یه خانمی داخل مغازه است و وضع بسیار زننده و بهم ریخته‌ای دارد! وضع موهای سر و لباسش...

خیلی مؤدبانه به او گفتم: ببخشید خواهرم می‌شود یک خواهشی از شما بکنم؟!

یک نگاه سؤال‌انگیزی کرد و گفت: بفرمائید.

گفتم: مطمئن باشم که از خواهش من ناراحت نمی‌شوید؟

گفت: نخیر. ناراحت نمی‌شوم. بفرمائید.

گفتم: خواهش من این است که همین النگوها و انگشتر و زیورآلاتی که دارید را از دستتان در بیاورید و بندازید توی خیابون!!

گفت: این چه خواهشی است. به این‌ها پول داده‌ام و برایم ارزشمند هستند. نمی‌شود که بندازمشان توی خیابان.

گفتم: چطور شما مواظب هستید که جواهراتتان به دست دیگران نیفتد اما حیا و عفّتتان را مفت در اختیار افراد هرزه گذاشته‌اید؟!

این را که گفتم سرش را پایین انداخت و روسری‌اش را جلو کشید و گفت: بله. حق با شماست. خیلی معذرت می‌خواهم. ببخشید. چشم.

در انتها اگر صحبت خاصی دارید بیان بفرمایید.

من خواهشم از طلبه‌ها خصوصاً طلبه‌های جوان این است که اگر می‌خواهند در جامعه امر به معروف کنند، اگر می‌خواهند نهی از منکر کنند، اگر می‌خواهند جایگاهی در بین مردم داشته باشند، تعصبات را کنار بگذارند و تند با مردم برخورد نکنند. نکته‌ی دیگر این‌که اطلاعات خودشان را به روز کنند و سعی‌ کنند در همه‌ی نقاط شهر و در محافل مختلف حضور یابند و تبلیغ کنند. نکته‌ی بعدی این‌که خیلی به دنبال مسائل مادی نباشند، نه این‌که اصلاً نباشند، بالاخره چرخ زندگی باید بچرخد اما خداوند خودش کمک می‌کند. باید هر کجا که می‌روند و تبلیغ می‌کنند الگو باشند. البته هر جایی نباید بروند و نباید با هرکسی مصاحبت داشته باشند. مواظب باشند که حساب شده عمل کنند. والسلام.

با تشکر از این‌که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

تاريخ: ۱۳۹۴/۵/۲۱
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal