حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ يکشنبه ۱۷ آذر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 بررسی تحلیلی عرفان‌های نوظهور در گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی (1)
آن‌ها می‌گویند اگر اسلام در گذشته مفید هم بوده باشد تاریخ مصرف آن گذشته است و دیگر امروز پاسخگوی نیازهای بشر نیست. شعار اصلی آن‌ها در این زمینه این است که انسان به لحاظ تفکر، منش، رفتار و شخصیت جدید شده است و نیازمند ...

در این گفتگو که نزدیک به سه ساعت به طول انجامید جناب آقای دکتر فعالی با شور و حرارتی برخاسته از دغدغه‌مندی نسبت به شیوع و گسترش این فرقه‌های انحرافی تحلیل جامعی از وضعیت جنبش‌های نوپدید دینی ارائه نمودند. تعریف فرقه‌ها و ویژگی‌های آن‌ها، شخصیت‌شناسی رهبران و بنیادگذاران این فرق، آسیب‌های ناشی از رشد و گسترش آن‌ها علل گرایش به آیین‌ها و نحله‌ها، روش‌ها و ابزارهای نفوذ آن‌ها در مخاطب و... از جمله مباحثی بود که استاد فعالی به تبیین و توضیح آن پرداختند.

با تشکر از فرصتی که در اختیارتیم مصاحبه کننده قرار دادید، اگر اجازه بدهید طلیعه‌ی کلام را با ارائه تعریفی از این فرقه‌ها آغاز نماییم.

ما در ایران به این گروه‌ها و نحله‌ها این عناوینی که عرض می‌کنم اطلاق می‌کنیم: گاهی به این‌ها عرفان‌های کاذب، گاه می‌گوییم عرفان‌های منسوخ، گاهی می‌گوییم عرفان‌های مادی و گاه می‌گوییم خرافه با پوشش معنویت. این تعابیری که عرض کردم از سوی مقام معظم رهبری در فرمایشات سال‌های گذشته‌شان در محافل مختلف به کار رفته است و نشان‌دهنده‌ی موضع‌گیری منفی معظم له نسبت به فرقه‌ها و نحله‌ها می‌باشد. با توجه به این‌که خاستگاه این فرقه‌ها و نحله‌ها، غرب بویژه ایالات متحده آمریکا است، مناسب است ببینیم در آن‌جا این فرقه‌هارا به چه نام‌هایی می‌نامند.

اولین اصطلاحی که برای این فرقه‌ها به کار می‌برند، این‌ها را به عنوان ادیان بدیل می‌شناسند. در این‌جا نکته‌ی جالبی وجود دارد و آن این‌که اولاً به این‌ها عنوان دین اطلاق می‌شود. ثانیاً جمع بسته شده و از واژه‌ی ادیان برای آن‌ها استفاده شده است. ثالثاً پسوندی به عنوان بدیل برای آن‌ها بکار رفته است. علت این‌که به آن‌ها دین گفته می‌شود این است که در کمال صراحت در کتاب‌هایی که نوشته‌اند بیان می‌کنند که ادیان دو دسته‌اند: ادیان قدیمی و ادیان جدید.

وقتی سخن از ادیان قدیمی می‌آید معمولاً به ادیان ابراهیمی اشاره می‌کنند ولی در واقع نوک حمله و سیبل اساسی به سمت اسلام است. آن‌ها می‌گویند اگر اسلام در گذشته مفید هم بوده باشد تاریخ مصرف آن گذشته است و دیگر امروز پاسخگوی نیازهای بشر نیست. شعار اصلی آن‌ها در این زمینه این است که انسان به لحاظ تفکر، منش، رفتار و شخصیت جدید شده است و نیازمند دین جدید است. ساده‌سازی این شعار چنین است که «انسان جدید نیازمند دین جدید است و تاریخ مصرف ادیان کهنه و قدیمی بویژه اسلام سر آمده است.» لذا انسان نو، دین نو و بشریت دین جدید می‌خواهد. ضمناً در تمام این نحله‌ها چنانچه در مباحث بعدی اشاره خواهم کرد سعی دارند به جز این‌که جنبه‌های سیاسی و اجتماعی و رفتاری اعضا را ترمیم می‌کنند به سؤال‌های بنیادی آن‌ها نیز پاسخ بدهند. تلاش برای پاسخگویی به ایت سؤال‌های بنیادی که ادیان متولی پاسخ به آن‌ها می‌باشند دلیل دیگر آنان برای نامگذاری این فرقه‌ها به نام دین است. اما در پاسخ به چرایی استفاده از واژه‌ی جمع برای این فرقه‌ها باید گفت آن‌ها معتقدند دین انتخابش بر اساس سلیقه است نه بر اساس تعقل و خردورزی. البته پیشینه‌ی این بحث به سده 17 میلادی باز می‌گردد که در آن تأکید می‌کردند که زمان عقلانیت و خردورزی در حوزه‌ی دین‌داری و دین به پایان رسیده است و دیگر در باب آموزه‌های دینی، عقلانیت و خردورزی نمی‌توان کرد و از یأس از عقلانیت در حوزه‌ی دین و اثبای آموزه‌های دینی سخن می‌گفتند. لذا هرگاه در دین نتوان عقلانیت و خردورزی کرد باید امر انتخاب دین را به پسند و ناپسند انسان‌ها واگذار کرد. دین شما چیست؟ همان که می‌پسندی. دین دیگری چیست؟ همان که او می‌پسندد. به تعبیر یکی از رهبران این فرقه‌های انحرافی، اگر سفره‌ای گسترده باشد و 15 نوع غذا در این سفره باشد شما دست به ان غذاهایی می‌برید که مورد پسند و علاقه بوده و آن را دوست دارید. آن‌ها معتقدند که انتخاب دین دقیقاً مثل انتخاب غذا، پوشاک، رنگ کیف و کفش و مبل و ... بوده و انتخاب خوشآیند و بدآیند تابع سلایق انسان است. می‌دانیم که انسان‌ها سلیقه واحد ندارند و سلیقه‌ها بسیار متنوع است پس باید بر حسب سلایق متنوع و گوناگون انسان‌ها دین داشت. از این جهت باید به ارائه ادیان اندیشید نه دین واحد. به همین جهت است که به اندازه‌ی تعداد و تنوع سلیقه‌های انسان‌ها دین تولید کرده‌اند. این در حالی است که اولین مسئله رساله‌های عملیه این است که انتخاب دین فقط بر اساس تحقیق ممکن است و معتقدند که تقلید در اصول دین نه تنها ممنوع است بلکه حرام است. همین مسئله نشان دهنده‌ی اختلاف فاحش اعتقادات اسلامی با آموزه‌های غرب عقل‌ستیز است.

نکته‌ی سومی که باید در این‌جا عرض کنم در خصوص پسوند «بدیل» در عنوان «ادیان بدیل» است. می‌دانید که بدیل یعنی جانشین. هدف اصلی نسبت به طراحی و تولید و بازسازی ادیان تحقق عنصر بدیل است. آن‌ها می‌سازند و تولید می‌کنند و به جاهای دیگر عرضه می‌کنند تا عنصر بدیل یعنی جانشینی و جایگزینی خود به خود محقق شود. یعنی هدف اصلی این است که ادیانی در جهان غرب ساخته شود و به کشورهای دیگر مخصوصاً به جهان سوم به ویژه جهان اسلام وبالاخص ایران اسلامی عرضه گردد تا در روند تاریخی و در یک بازه‌ی زمانی تاریخی چه بسا 20، 30 یا حتی 50 ساله آن دین به عنوان عنصر بدیل و جانشین و جایگزین آهسته آهسته جای خود را باز کند. آن‌ها مطالعه‌ی عمیقی را بر روی این بحث انجام می‌دهند و با در نظر گرفتن منافع ملی خودشان، با صبر و حوصله می‌نشینند و ابزارها و تکنیک‌هایشان را به کار می‌بندند تا این عنصر جانشینی محقق بشود. اگر روی این سه نکته‌ای که من عرض کردم (دین، ادیان و بدیل) توجه کنید حاصل همه‌ی آن‌ها می‌شود یک جمله و آن این‌که این فرقه‌ها را به نام ادیان طراحی کردند، چون انسان امروز معنویت‌خواه است. تمام آن‌ها بعد معنوی هم دارند. به حسب نوع سلایق انسانی آن‌ها را بازسازی نمودند و این‌ها را به جهان‌های دیگر به خصوص جهان سوم، جهان اسلام و ایران اسلامی منتقل نمودند تا در یک روند زمانی جانشین آداب و رسوم بومی و دینی اصلی این بلاد یعنی دین اسلام قرار بگیرند.

با این توضیحات روشن می‌شود که هدف اصلی از آوردن این ادیان بدیل به جوامع اسلامی مقابله با رشد و توسعه‌ی اسلام و تشیع است و در زمره‌ی ابزارهای دشمن برای استحاله‌ی نظام قرار می‌گیرند.‌

بله. در واقع عنصر بدیلی که آن‌ها می‌گویند با نگاه خودشان می‌گویند. این دقیقاً همان عنصری است که رهبری حفظه‌الله سالیانی است با عنوان هجمه‌ی فرهنگی و استحاله فرهنگی بیان می‌کنند و نسبت به نفوذ آن در جامعه‌ی اسلامی هشدار می‌دهند. آن‌ها با نگاه خودشان می‌گویند جانشین تا منافع مالی و اقتصادی خودشان را ببرند و ما با نگاه خودمان که نگاه داخلی و درست و بومی است به آن‌ها می‌گوییم استحاله.

آیا در جهان اسلام از واژه‌های دیگری برای نامگذاری فرقه‌ها استفاده می‌شود؟

بله. همان‌طور که گفتم اصطلاحات دیگری هم برای نامگذاری این جنبش‌ها به کار می‌رود. اصطلاح دومی که به این‌ها اطلاق می‌شود عنوان کالت است. واژه‌ی کالت به حسب لغت دو معنا ممکن است داشته باشد. اولاً به معنی پرستش و مراقبت است و دوماً نشان‌دهنده‌ی یک سیستم اعتقادی و یک فعالیت فرهنگی است. این معانی بسته به این است که از کدام ریشه باشد: «کالیوس» یا «کالچر». اگر از کالیوس باشد که ریشه‌ی یونانی است معنی اول را می‌دهد. اگر از کالچر باشد که لاتینی است به معنای فرهنگ ویک سیستم اعتقادی و آموزه‌ای است. مهم تعریف کالت است. کالت را با سه نگاه تعریف می‌کنند. یکی نگاه الهیاتی است و دوم نگاه روان‌شناسانه و سوم نگرش جامعه‌شناسانه است. تعاریف مختلفی در این زمینه ارائه شده است. من خیلی خلاصه عرض می‌کنم: تعریفی که با نگاه الهیاتی نسبت به کالت ارائه می‌شود این است که می‌گویند کالت به یک گروه و جمعیتی اطلاق می‌شود که از دین خاص یا مذهب و آئین خاصی تبعیت می‌کنند و دارای آموزه‌ها و مناسک و آداب خاصی هستند و نیز تفسیر خاصی از کتاب مقدس دارند. یک نفر به عنوان محور میان آن‌ها وجود دارد و یک تشکیلات پیچیده‌ای بر آن‌ها حاکم است و از منابع خاص مادی تغذیه می‌کنند. تا الآن معادل فارسی دقیقی برای این واژه بیان نشده ولی معادل «شبه فرقه معنوی» را برای آن می‌توان گذاشت. متوجه باشیم که کالت امروز در جهان غرب دارای یک بار کاملاً منفی است، حتی شاید در زبان فارسی هم دارای بار منفی باشد. مثلاً گفته می‌شود فلانی فرقه‌ایست یا فرقه‌باز است. وقتی به شخصی می‌گویند عضو کالت است یک بار کاملاً منفی همراه آن وجود دارد.

آیا در روان‌شناسی و جامعه‌شناسی به بحث از کالت یا به تعبیر دیگر همان فرقه‌ها پرداخته می‌شود و رویکرد خاصی به این بحث وجود دارد؟

رویکرد روان‌شناسانه به این مفهوم این است که معمولاً درصدد تعریف برنمی‌آید. روان‌شناسان معمولاً به آثار شوم رفتاری، منش و شخصیتی که کالت‌ها نسبت به اعضا دارند حساسند. در یک نگاه کلان، روان‌شناسان معتقدند که کالت‌ها یک سیستم اعتقادی و آموزه‌ای هستند که برای اعضا، خانواده‌ی اعضا و کشوری که ان اعضا و فرقه‌ها در ان فعالیت می‌کنند معمولاً آسیب‌زا می‌باشند. نگاه روان‌شناسی با کالت بیشتر از منظر آسیب‌زایی و پیامدهای منفی است.

اما تفسیر جامعه‌شناسی به گونه‌ای دیگر در این زمینه سیر می‌کند. جامعه‌شناسان معتقدند که به لحاظ اجتماعی، وقتی اعضا در یک کالت گردآوری می‌شوند، خودبه خود از فعالیت‌های اجتماعی و معمول جدا می‌شوند و ارتباطات خاصی میان آن‌ها در گروه برقرار می‌شود و یک سازمان فرقهای و دینی شکل می‌گیرد که به قول خودشان «فانکشن»های خاصی دارند. این هم توضیح مختصری در باب کالت.

اما واژه‌ی دیگری که برای نامگذاری فرقه‌ها امروز رایج است new religious movements می‌باشد که مخفف آن را NRM می‌نامند و به معنای جنبش‌های نوین دینی می‌باشد.

بنیانگذار این اصطلاح یک جامعه‌شناس به نام بارکر می‌باشد. ایشان در دهه 60 میلادی یعنی پس از جنگ جهانی دوم این اصطلاح را باب کرد و معتقد است جنبش‌های نوپدید دینی آن دسته از جنبش‌ها و ادیان نوظهور هستند که به جز این‌که کارکردهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارند دارای کارکردهای دینی هم می‌باشند. چون در این فرقه‌ها و نحله‌ها سؤال‌های بنیادینی که ادیان مطرح می‌کنند مطرح است و بالاخره فرقه‌ها باید تکلیف اعضا را مشخص کنند که آیا خدا وجود دارد یا نه؟ جهان دیگر وجود دارد یا نه؟ پاداش و عقابی در کار است یا نه؟ آیا معنویت وجود دارد یا نه؟

این پرسش‌های بنیادینی است که ادیان به آن‌ها پاسخ می‌دهند. بارکر معتقد بود که فرقه‌ها و نحله‌ها باید به این پرسش‌های اساسی هم پاسخ‌گو باشند. در این صورت چون کار دین پاسخ به این پرسش‌هاست این فرقه‌ها به صورت دین جدید جلوه می‌کنند. بارکز ویژگی‌های جنبش‌های نوپدید دینی را در این نمونه‌هایی که عرض کردم خلاصه می‌کند و می‌گوید: اعضا در این جنبش‌ها انسان‌های متعصبی‌اند؛ دوم این‌که این فرقه‌ها و جنبش‌ها متمایلند که جامعه‌ی ان‌ها نسبت به جامعه‌های بیرونی نابهنجار و نامتعادل باشند. یعنی تفاوت‌های اساسی میان اعضا و دیگرانی که عضو این فرقه نیستند باید وجود داشته باشد و این تفاوت‌ها را به گونه‌ای متفاوت از اعضای جامعه و از طریق مد، پوشش، لباس و آرایش و چه به لحاظ آموزه‌ها و حتی ادبیات و طرز سخن گفتن بروز دهند. هم‌چنین معتقد است که رهبران در این فرقه‌ها شخصیت‌های کاریزماتیک دارند؛ یعنی شخصیت‌ها معنوی و مرجع می‌باشند.

هم‌چنین در این فرقه برای هدایت اعضا نسخه‌های عملی پیچیده می‌شود. از سوی دیگر رهبران به اعضا القا می‌کنند که تنها کسانی رستگارند و در جهان دیگر در ارامش کامل (در نظر انان معنای رستگاری پاداش و مأوی در بهشتی که اسلام می‌گوید نیست بلکه معنی آن آرامش بدلی و دنیوی است) خواهند بود که عضو فرقه باشند و از رهبریت فرقه کاملاً تبعیت کرده به تعبیر دقیق‌تر بردگی فرقه را انجام دهند.

ادامه دارد...

منبع: نشریه‌ی مرزبان‌نامه

تاريخ: ۱۳۹۴/۵/۲۴
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
دوره دانش افزایی خواهران
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal