حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 بررسی تحلیلی عرفان‌های نوظهور در گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی-بخش دوم
مثلاً از جمله نکاتی که می‌بایست در نحوه مواجهه با فرقه‌ها بدان توجه نمود، تفکیک میان رهبران و اعضاست. معمولاً کسانی که رهبری این فرقه‌ها و نحله‌ها را بر عهده دارند اکثراً افراد شیاد، کلاهبردار، اهل خرافات، به دنبال منافع...

شنیده می‌شود که گاهی از این ادیان با نام ادیان مجازی نام می‌برند. آیا این اصطلاح از سوی مجامع علمی و اندیشمندان پذیرفته شده است؟

بله. چهارمین واژه‌ای که در زمره اصطلاحات بکار رفته در توصیف فرقه وجود دارد و در صدد بیان آن بودم همین واژه است. در بعضی از متون وقتی مطالعه می‌کنیم به این فرقه‌ها ادیان مجازی گفته می‌شود. این‌که چرا به آن‌ها مجازی گفته می‌شود نکته‌ی خیلی مهمی است و دلیل آن این است که بیش از 70 درصد فعالیت این فرقه‌ها داخل فضاهای مجازی صورت می‌گیرد. مراد از فضای مجازی معنای عام آن یعنی فضای سایبری و رسانه‌ها حتی تلویزیون‌ها، سایت‌ها، وبلاگ‌های فعال، تالار گفتگوها، چت روم‌ها و امثال این‌ها می‌باشد. آموزش‌های این فرقه‌ها در فضای مجازی صورت می‌گیرد و حتی عضو گیری و عضو شدن در این فضا بوده و سطوح تماس در فضای مجازی تعریف می‌شود. حتی منابع مالی که به فرقه‌ها تزریق می‌شود در فضای مجازی صورت می‌گیرد.

نکته‌ی جالب این است که معمولاً ملاقات و دیدارهای چهره به چهره‌ی اعضا با کادر رهبری و رهبران به ندرت صورت می‌گیرد. این خود یک تاکتیک است تا شخصیت رهبران رازگونه، کاریزماتیک و آسمانی جلوه کند. وقتی شما کسی را به راحتی ببینید، آهسته آهسته اعتمادتان نسبت به او کم شده و از مرجعیت در نزد او کم می‌شود و ابهت شخصیت کاریزماتیک او ریخته می‌شود. ولی وقتی کسی را بعد از یک سال تقاضا آن هم برای دو دقیقه دیدار کنید این‌جاست که شخصیت کاریزماتیک او کاملاً محفوظ می‌ماند و وی مهم جلوه می‌کند. این تکنیک‌هایی است که این فرقه‌ها بکار می‌گیرند. کالت یا عناوین دیگر نوعاً در این جهت مشترکند که ویژگی‌هایی که بیان شد در میان آن‌ها وجود دارد.

اگر بخواهید در جمع‌بندی این تعاریف مختلف، تعریف مختار و متناسب با کارکرد‌های این جنبش‌ها در ایران ارائه دهید کدام اصطلاح را برمی‌گزینید؟

بهتر است برای این‌ها از دو اصطلاح فرقه‌ها و نحله‌ها استفاده کنیم. تعبیر کالت دقیقاً معادل فرقه است که ما عرض کردیم. اما تعبیر ادیان بدیل یا ادیان مجازی الزاماً می‌تواند فرقه نباشد. یعنی الزامی نیست که فرقه باشد و می‌تواند فرقه نباشد و من از ان به نحله تعبیر می‌کنم.

اما فرق این دو چیست؟ فرقه دارای ویژگی‌هایی مجازی است که اشاره کردم و در فرقه معمولاً یک رهبر یا سطوح رهبری وجود دارد. ویژگی دوم فرقه‌ها این است که داخل یک نظام تشکیلاتی و سازمانی پیچیده یا نیمه پیچیده قرار دارند. لازمه‌ی نظام پیچیده یا نیمه پیچیده تشکیلاتی این است که سطوح تماس داشته باشند و لذا معمولاً سه سطح دارند. سطح عوام، سطح متوسط و سطح خواص که سطح تماس نزدیکی به رهبری و رهبران دارد. سوم این‌که در فرقه‌ها آداب، مناسک و آموزه‌های خاصی ارائه می‌شود. به تعبیری یک شریعت و یک نسخه‌ی خاصی پیچیده می‌شود. چهارم این است که منابع مالی خاصی در فرقه‌ها رایج است که به گونه‌های مختلفی وجود دارد که یک نمونه‌ی آن از پایین به سمت بالا (یعنی بصورت عمودی) است و نهایتاً ویژگی دیگر این‌که تفسیر خاصی از متون مقدس در این فرقه‌ها رایج است. چنان‌چه فرقه‌های ایرانی تفسیر خاصی از آیات ارائه می‌دهند و نوع فرقه‌های غربی تفسیرهای خاصی از عهدین برملا و آشکار می‌کنند که کاملاً با تفسیرهای رایج تفاوت دارد و متمایز است.

یک نکته‌ی جالب که می‌توان به عنوان مصداق این تفاسیر فرقه‌ای به آن اشاره کرد تفسیرهای مسعود رجوی است. وی قبل از انقلاب وقتی سرکرده گروه مجاهدین بود (همان گروهی که بعداً شد منافقین)، یک تفسیر خیلی خاصی از آیات قرآن ارائه می‌داد. مثلاً معتقد بود معاد که در قرآن آمده به این معناست که وقتی بشر بسیار پیشرفت می‌کند، آدم‌های پولدار سوار سفینه‌های فضایی می‌شوند و به کرات دیگر می‌روند و در آن‌جا امکانات سکونت برای انسان وجود دارد و در آن‌جا به راحتی و خوشی عمرشان را ادامه می‌دهند و یک زندگی مرفه برای خودشان فراهم می‌کنند. در واقع این همان بهشت الهی خواهد بود. اما آدم‌هایی که پول ندارند و فقیرند و مسکین و محرومند در همین زمین می‌مانند.  و آن‌ها وقتی کرات به همدیگر برخورد کنند داخل آتش زمین می‌سوزند. این همان جهنمی است که در قرآن وعده داده شده است.

این توضیحات ارزشمندی که ارائه فرمودید تصویر مناسبی از ویژگی‌های فرقه را در ذهن تداعی کرد. آیا نحله‌ها هم دارای شاخصه‌های مختص به خود و متمایز از فرقه‌ها می‌باشند؟

بله. واژه دومی که من بکار بردم نحله است و مقصود از آن مواردی است که با یک جریان فکری مواجه هستیم. وقتی یک فکری به صورت کتاب در می‌آید و پشت ویترین یک کتابفروشی گذاشته می‌شود، جوانی می‌خرد و آن را داخل منزل می‌برد و می‌خواند و به دوستان خود هم احیاناً می‌دهد و مطالعه می‌کنند. این فرآیند توسعه‌ی یک کتاب است. خود همین موجب توسعه‌ی یک فکر و یک جریان فکری است. در واقع یک رویکرد اندیشه‌آموزی در فرقه‌ها جریان دارد. بخصوص این‌که تعداد نحله‌ها در ایران و جهان طبق آمارها به مراتب بیشتر از فرقه‌ها است.

وقتی می‌گویند ادیان بدیل یا ادیان مجازی یا جنبش‌های کالت‌ها و حتی کالت‌ها، آموزه‌ها اختصاص به همان تشکیلات و سازمان‌ها و فرقه‌ها دارد. در واقع فرقه‌ها، نحله‌هایی هستند که انسجام سازمانی یافته‌اند اما در جهان به وفور شما جریان‌ها و نحله‌های فکری را به صورت ادیان نوظهور می‌بینید که هنوز تبدیل به یک فرقه نشده‌اند گرچه همه‌ی آن‌ها می‌توانند در آینده تبدیل به یک فرقه شوند اما ما در ایران هر دو نوع آن را داریم. هم فرقه‌ها و هم نحله که آمارشان با همدیگر بسیار متفاوت است. این نیم نگاهی بر تعریف‌هاست.

از بحث تعاریف که بگذریم این سؤال پیش می‌آید که وضعیت کمی و آماری آن‌ها در ایران و جهان به چه صورت است و تا چه حد گسترش یافته‌اند؟

تا آن‌جایی که در منابع مکتوب، سایت‌ها و یا گفته‌های شفاهی، شنیده یا دیده می‌شود، آمارهایی که خودشان درباره‌ی این جنبش‌ها و نحله‌ها و فرقه‌ها ارائه می‌کنند به این صورت است: می‌گویند در دهه‌ی 70 میلادی تعداد این جنبش‌ها و کالت‌ها در سراسر آمریکا و اروپا و غرب حدود 87 فرقه بود که بخشی از آن‌ها را فرقه‌های شیطان‌پرستی تشکیل می‌دادند. در دو دهه بعد از آن، در دهه 90 تعداد این فرقه‌ها و نحله‌ها به 350 فرقه رسید اما در پایان سال 2010 آمارها به این صورت است که معتقدند در ایالات متحده آمریکا بیش از 3500 فرقه شکل گرفته و در سرتاسر اروپا هم عددی معادل همین بیان می‌کنند. لذا آمارها حاکی از ان است که تعداد فرقه‌ها و نحله‌ها و به تعبیری جنبش‌ها در سراسر جهان (منظور غرب است) حدود 7000 فرقه و نحله است. در این‌جا نکته‌ای که قابل توجه است شیب رشد و توسعه این فرقه‌هاست که بسیار تند می‌باشد. در ابتدا 87 فرقه، در دو دهه بعد از ان 350 و یک دهه بعد از آن ناگهان به 7000 فرقه در سراسر جهان بدل می‌شود. این شیب هم نشان‌دهنده‌ی فعالیت فراوان نحله‌ها در جهان و هم نشان‌دهنده‌ی اقبال مردم نسبت به این فرقه‌هاست.

از آن‌جا که عمدتاً خاستگاه این فرقه‌ها، غرب و به ویژه ایالات متحده است و متناسب با تحولات آن مناطق و در پاسخ به مصایب و مشکلات آن‌ها بوجود آمده‌اند و از سوی دیگر تعارض و تنازع آشکاری با ایران اسلامی دارند، لذا تعبیر شبیخون فرهنگی بسیار درست است. اصولاً مخاطب تولیدات و پیامدهای این فرقه‌ها بیشتر شرقی‌اند و با اهداف مشخص و به منظور خاصی پدید آمده‌اند و مصرف‌کنندگان این فرقه‌ها در خود جهان غرب نسبت به مصرف‌کنندگان شرقی و جهان سوم کمتر است.

آیا آمار رسمی از میزان گسترش و نفوذ این فرقه‌ها در ایران وجود دارد تا بتوان تحلیل وضعیت موجود را به آن استناد داد؟

واقعیت این است که در ایران آمار رسمی از میزان گسترش این فرقه‌ها و نحله‌ها در اختیار نداریم و مطالبی که بیان می‌شود بیش از هر چیز حاصل تخمین و پیش‌بینی افراد و مشاهدات آنان است. اما رصدهای بنده حاکی از فعال شدن بیش از 1000 فرقه و نحله در دو دهه اخیر است که اکثراً به صورت نحله و جریان فکری‌اند. پائولو، دالایی لاما و کریشنا مورتی در زمره این نحله‌ها بودند که عامل اصلی گسترش آن را باید در وجاهت یافتن به خاطر شکل و سیاق فرهنگی آن و تبدیل شدن به یک جریان فکری دانست. البته کم و بیش در این سالیان اخیر مخصوصاً در دو دهه‌ی اخیر برخی از این نحله‌ها در ایران تبدیل به تشکیلات، سازمان و به تعبیر خاص، فرقه شده‌اند و آسیب‌های اجتماعی و دینی زیادی را در پی داشته‌اند.

نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که چون این فرقه‌ها مانند نحله‌ها از جنس فرهنگ‌اند، نوع مواجهه هم به تناسب آن می‌بایست فرهنگی باشد. به همان اندازه برخورد فرهنگی با هجمه نظامی مضحک است که برعکس. مثلاً نمی‌شود کشوری به ایران تعدی و تعرض نظامی کند و ما بخواهیم با او با زبان فرهنگ حرف بزنیم. یعنی اقتضای مقابله با شبیخون فرهنگی، تدارک و تجهیز فرهنگی و اقدام درخور و متناسب با ویژگی‌های فرهنگی است. شیوه‌های خاصی جهت مقابله‌های فرهنگی وجود دارد که باید آن‌ها را شناخت و بر اساس آن روش‌ها و تکنیک‌ها نسبت به مقابله با حمله دشمن اقدام نمود.

آیا به نظر شما برخوردهای امنیتی و مثلاً دستگیری سران این فرقه‌ها به عنوان مقابله‌ی غیرفرهنگی تلقی شده و نباید این کار را انجام داد؟

نه من نمی‌خواهم دستگیری و بازداشت و یا انواع دیگر برخوردهای امنیتی را نفی کنم ولی قایلم وزن اقدامات فرهنگی می‌بایست بسیار بیشتر از اقدامات پلیسی و امنیتی باشد. از سوی دیگر معتقد به تفکیک و تناسب در نحوه برخوردها هستم.

مثلاً از جمله نکاتی که می بایست در نحوه مواجهه با فرقه‌ها بدان توجه نمود، تفکیک میان رهبران و اعضاست. معمولاً کسانی که رهبری این فرقه‌ها و نحله‌ها را بر عهده دارند اکثراً افراد شیاد، کلاهبردار، اهل خرافات، به دنبال منافع شخصی و معمولاً دارای آلودگی‌های خاص مالی و اخلاقی هستند و بر اساس همین عناوین جرم خیز هم دستگیر می‌شوند که طبیعی هم هست؛ اما پیروان معمولاً از سر تمایلات معنوی و سادگی جذب شده‌اند. لذا مراکز فرهنگی باید چنان قدرتمند وارد شوند که انگیزه‌های عضویت در این فرقه‌ها از میان برود و نسبت به ادامه فعالیت افراد پیشگیری لازم به عمل آید. مشکل این است که وقتی فردی عضو فرقه‌ای باشد و رهبران آن فرقه دستگیر شدند این چند هزار پیرو بعد از برخورد امنیتی-قضایی با رهبر و کادر رهبری فرقه دچار تحیّر و سرگردانی می‌شوند. از دین قبلی بریده و در مذهب جدید تکلیف آن‌ها روشن نیست و جامعه و خانواده نیز حاضر به پذیرش آن‌ها نیستند و لذا وضعیت بسیار اسفناکی پیدا خواهند کرد. مستعدترین افراد برای تشکیل فرقه‌های جدید همان قربانیان فرقه‌هایند و ممکن است برای رهایی از وضع موجود فرقه جدیدی را به عنوان ماوای خود انتخاب و یا دست به ایجاد فرقه جدیدی بزنند. در حال حاضر فرقه‌هایی در ایران وجود دارند که تا حدود 20 الی 30 هزار عضو دارند و پس از دستگیری رهبر فاقد سیستم هدایت و رهبری هستند و خود به یک ظرفیت بالقوه برای تبدیل به فرقه‌های دیگر بدل شده‌اند. در این‌جا نیازمند اقدامات فرهنگی جدی برای بازپروری این افراد هستیم.

در غرب ده‌ها بلکه صدها مرکز مشاوره رایگان برای پیروان فرقه‌ها وجود دارد که به پیشگیری، مراقبه و پاسخگویی به سؤالات گرویدگان به فرقه‌ها مشغول می‌باشند که وظیفه بازسازی شخصیتی و فکری گرویدگان به فرقه‌ها و زمینه‌سازی برای بازگشت آن‌ها را بر عهده دارند.

یکی از این مراکز با 500 مشاور کشیش و مشاوره رایگان 24 ساعته در لندن فعال است و توانسته در حل کردن برخی مشکلات فکری و عقیدتی که موجب گرایش به فرقه شده و هم‌چنین کمک به قربانیان فرقه‌ها برای بازگشت به زندگی عادی و رهایی از تحیّر و سرگردانی کمک نمایند. متأسفانه هنوز در ایران چنین مراکزی مطلقاً وجود ندارد.

ادامه دارد...

منبع: نشریه‌ی مرزبان‌نامه

تاريخ: ۱۳۹۴/۶/۱۴
» مطالب مرتبط
  بررسی تحلیلی عرفان‌های نوظهور در گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی (1)
  حجت‌‌الاسلام تاج لنگرودی: منبر جای عرضه «محیای محیا محمد و آل محمد (ص)» است.
  مصاحبه با جناب آقای دکتر مفتاح
  طلبه‌‌ای که با کافه‌‌داری، تبلیغ می‌‌کند!!
  مصاحبه‌ی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین لزگی
  گفتگویی با حجت‌الاسلام والسلمین دکتر رضانژاد در مورد بابیت و بهائیت
  بخش دوم گفتگو با حجت‌الاسلام والسلمین دکتر رضانژاد در مورد بابیت و بهائیت
  تبیین عامل اصلی دشمنی خواص با حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سلیمانی
  نذر فرهنگی، مهم ترین نذر امروز
  گفتگوی خواندنی با حجت الاسلام والمسلمین طباطبائی
  اگر می‌خواهید زهد و محبت و صبر و شجاعت را یک ‌جا ببینید، سراغ امام حسن مجتبی علیه‌السلام بروید.
  گفت وگو با یک فعّال شیعی در آمریکا
  پاسخ به شبهات مهدویت و سؤالات جوانان از سوی استاد فاطمی نیا
  گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین جوادی؛ داستان نویس (بخش دوم)
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal