حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۵ تير     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 غیبت
آبروى برادر مسلمان هم‌چون گوشت تن اوست و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشاى اسرار پنهانى هم‌چون خوردن گوشت تن اوست و تعبیر به «میتا» به خاطر آن است که «غیبت» در غیاب افراد صورت مى‌‏گیرد، که هم‌چون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند و این ناجوانمردانه‌‏ترین ستمى است که ممکن است انسان درباره برادر خود...

آیه‌ای در مورد غیبت کردن

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ يَأْکُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ.»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است! (حجرات، آیه 12)

شأن نزول این آیه:

مفسران نقل کرده‌‏اند: جمله «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً» درباره دو نفر از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله است که رفیقشان «سلمان» را غیبت کردند، زیرا او را خدمت پیامبر فرستاده بودند تا غذائى براى آن‌ها بیاورد، پیامبر سلمان را سراغ «اسامة بن زید» که مسئول «بیت‌المال» بود فرستاد.

«اسامه» گفت: الآن چیزى ندارم، آن دو نفر از «اسامه» غیبت کردند و گفتند: او بخل ورزیده و در باره «سلمان» گفتند: اگر او را به سراغ چاه سمیحه (که چاه پر آبى بود) بفرستیم آب آن فروکش خواهد کرد! سپس خودشان به راه افتادند تا نزد «اسامه» بیایند و درباره موضوع کار خود تجسس کنند.
پیامبر صلّى اللّه علیه و اله فرمود: من آثار خوردن گوشت را در دهان شما مى‏‌بینم. عرض کردند: اى رسول خدا ما امروز مطلقاً گوشت نخورده‌‏ایم! فرمود: آرى گوشت «سلمان» و «اسامه» را مى‏‌خوردید.

سپس آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهى کرد.

تفسیر آیه:

در این آیه نیز در زمینه مسائل اخلاقى اجتماعى سه حکم اسلامى به ترتیب: اجتناب از گمان بد، تجسس و غیبت، بیان شده است.

نخست مى‏‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمان‌ها گناه است»! (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ.) منظور از این نهى، نهى از ترتیب آثار است. یعنى هر گاه گمان بدى نسبت به مسلمانى در ذهن شما پیدا شد، در عمل کوچکترین اعتنایى به آن نکنید، طرز رفتار خود را دگرگون نسازید و مناسبات خود را با طرف تغییر ندهید. لذا در روایات دستور داده شده که اعمال برادرت را بر نیکوترین وجه ممکن حمل کن، تا دلیلى بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخنى که از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، مادام که مى‏‌توانى محمل نیکى براى آن بیابى!

سپس در دستور بعد مسأله «نهى از تجسس» را مطرح کرده، مى‏فرماید: «و (هرگز در کار دیگران) تجسس نکنید» (وَ لا تَجَسَّسُوا.) و بالأخره در سومین و آخرین دستور - که در حقیقت معلول و نتیجه دو برنامه قبل است- مى‌‏فرماید: «و هیچ یکى از شما دیگرى را غیبت نکند» (وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً.) و به این ترتیب گمان بد سر چشمه تجسس و تجسس موجب افشاى عیوب و اسرار پنهانى و آگاهى بر این امور سبب غیبت مى‌‏شود که اسلام از معلول و علت همگى نهى کرده است.

سپس براى این که قبح و زشتى این عمل را کاملاً مجسم کند آن را در ضمن یک مثال گویا ریخته، مى‏‌گوید: «آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد»؟! (أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً.) به یقین «همه شما از این امر کراهت دارید» (فَکَرِهْتُمُوهُ.) آرى آبروى برادر مسلمان هم‌چون گوشت تن اوست و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشاى اسرار پنهانى هم‌چون خوردن گوشت تن اوست و تعبیر به «میتا» به خاطر آن است که «غیبت» در غیاب افراد صورت مى‌‏گیرد، که هم‌چون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند و این ناجوانمردانه‌‏ترین ستمى است که ممکن است انسان درباره برادر خود روا دارد و از آن‌جا که ممکن است افرادى آلوده به بعضى از این گناهان سه گانه باشند و با شنیدن این آیات متنبه شوند و در صدد جبران برآیند در پایان آیه راه را به روى آن‌ها گشوده، مى‏‌فرماید: «و تقواى الهى، پیشه کنید (و از خدا بترسید) که خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است» (وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ.) (www.tadabbor.org)

ناجوان‌مردانه‌ترین ستم

در گزیده تفسیر نمونه آمده است:

«آبروی برادر مسلمان هم‌چون گوشت تن اوست و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشای اسرار پنهانی، هم‌چون خوردن گوشت تن اوست و تعبیر به «میتاً» به خاطر آن است که غیبت در غیاب فردی صورت می‌گیرد که هم‌چون مردگان، قادر به دفاع از خویشتن نیستند و این ناجوانمردانه‌ترین ستمی است که ممکن است انسان درباره برادر خود روا دارد. (گزیده تفسیر نمونه، ج 4، ص 504)

و نیز در این کتاب آمده است: دو کس غیبت مؤمنی می‌کردند، رسول خدا ـ که از نزدیک آن‌ها عبور می‌کرد، از آن آگاهی یافت ـ آن دو با اندک فاصله‌ای به دنبال پیامبر حرکت کردند و به محلی رسیدند که مرداری افتاده بود، پیامبر برگشت و به آن‌ها فرمود: «از این مردار بخورید». گفتند: یا رسول اللّه! مرداری بدین صعبی، چون توان خورد؟! فرمود: آن‌چه شما خوردید از این صعب‌تر بود!

چند بیت شعر در مورد غیبت

1) آن کس که لوای غیبت افراخته است/ او از تن مردگان غذا ساختـــه است. (سنایی)

2) زبان کـــــرد شخصی به غیبت دراز/ بــدو گفت داننده‌ای سرفــــراز

که یاد کســـــان پیش من بد مکــن/ مــرا بد گمان در حق خود مـکن. (بوستان سعدی)

احادیثی در مورد غیبت

1) فرق غیبت و تهمت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «هَلْ تَدْرُونَ مَا الْغِيبَةُ قَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ قِيلَ أَ رَأَيْتَ إِنْ كَانَ فِي أَخِي مَا أَقُولُ قَالَ ص إِنْ كَانَ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَّه‏.»؛ آيا مى‌دانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مى‌دانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آن‌چه مى‌گويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آن‌چه مى‌گويى در او باشد، غيبتش كرده‌اى و اگر آن‌چه مى‌گويى در او نباشد، به او تهمت زده‌اى. (مجموعه ورام، ج 1، ص 118)

2) 40 روز نماز و روزه‌ات پذیرفته نمی‌‌شود!

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهُ وَ لَا صِيَامَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَيْلَةً إِلَّا أَنْ يَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ.»؛ هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد، مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد. (بحارالأنوار، ج 72، ص 258، ح 53)

3) شنونده‌ی غیبت

امام علی علیه‌السلام: «اَلسامِعُ لِلغيبَةِ كَالمُغتابِ»؛ شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 221، ح 4443)

4) بدتر از بیماری خوره

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :«الغِيبَةُ أسرَعُ في دِينِ الرجُلِ المُسلمِ مِن الآكِلَةِ في جَوفِهِ»؛ غيبت كردن در (نابودى) دين آدمى، زودتر كارگر افتد تا بيمارى خوره در اندرون او. (الكافي: 2 / 357 / 1 و منتخب ميزان الحكمه: 436)

5) نتیجه‌ی غیبت

پیامبر خدا فرمود: «شبی که به معراجم بردند، بر جمعیتی عبور کردم که با ناخن‌های مِسی، صورت و گوشت خویش را می‌خراشیدند و می‌کندند. گفتم: یا جبراییل! این‌ها کیانند؟

گفت: کسانی که گوشت مردم می‌خورند و آبروی خلق می‌ریزند. (کشف الاسرار، 9/262)

6) کفاره غیبت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «كَفّارَةُ الاِغتيابِ أَن تَستَغفِرَ لِمَنِ اغتَبتَهُ»؛ كفّاره غيبت اين است كه براى شخصى كه از او غيبت كرده‌اى، آمرزش بطلبى. (امالى طوسى، ص 192)

 

نکوهش غیبت کردن در متون ادبی

در حکایت هفتم از باب دوم گلستان ـ شیخ اجلّ سعدی ـ آمده است: «یاد دارم که در عهد طفولیت متعبّد بودم و شب خیز و مولع زهد و پرهیز، شبی به خدمت پدر نشسته بودم و همه شب دیده بهم نبسته و مصحف عزیز در کنار گرفته و طایفه‌ای گرد ما خفته، پدر را گفتم: از اینان یکی سربر نمی‌دارد که دوگانه‌ای برای یگانه گزارد؟ چنان خفته‌اند که گویی مرده‌اند؟ گفت: «ای جان پدر تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق اُفتی.»

و نیز در حکایت یکم همین باب آمده: «یکی از بزرگان، پارسایی را گفت: چه گویی در حقّ فلان عابد که دیگران در حقّ او به طعنه سخن‌ها گفته‌اند؟ گفت: در ظاهرش عیب نمی‌بینم و از باطنش غیب نمی‌دانم.»

برخورد با شخص غیبت‌‌کننده

به يکي از بزرگان گفتند: «ديروز فلان مجلس بوديم؛ فلان کس از بزرگان، داشت غيبت شما را مي‌کرد.» شب که شد، آن عالم بزرگ، يک طبق پر از هدايا براي غيبت‌کننده فرستاد. طبق را بردند در منزلش و گفتند: «اين طبق را فلان بزرگ براي شما فرستاده است.» او هم گرفت و گفت: «عجب! ما امروز درباره‌ی او بد گفتيم و پشت سر او غيبت کرديم و حالا او براي ما هديه فرستاده است.» يکي دو سه روزي گذشت. که آن آقا را ديد و گفت: «آقا! خيلي ممنونيم. شما هديه‌اي براي ما فرستاديد. اين هديه، مناسبتي هم داشت که براي ما فرستاديد؟»
آقا فرمود: «بلي؛ بدون مناسبت نبود.» پرسيدند: «چه مناسبتي داشت؟» آقا گفت: «شما در فلان مجلس، غيبت من را کرديد و در نتيجه، اعمال خوب شما به پرونده من منتقل شد. من هم براي اين‌که يک مقداري تلافي بکنم، براي شما هديه فرستادم.»

تهیه و تنظیم: سایت رسالات

 

 
تاريخ: ۱۳۹۴/۶/۱۸
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal