حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ يکشنبه ۱۷ آذر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 بررسی جریان‌های انحرافی مهدویت
گاهی وقت‌ها ادعا از این پایین‌تر است؛ یعنی فرد نه ادعای مهدویت کرده است و نه ادعای بابیت و نه ادعای ارتباط، اما طوری رفتار می‌کند که مردم احساس کنند مورد تأیید امام زمان است. این هم یک نوع ادعا است که می‌توان طبقه‌بندی کرد. تقریباً کل جریان‌های ارتباطی مهدویت در یکی از این چهار قالب...

بررسی جریان‌های انحرافی مهدویت در میزگردی با حضور حجج اسلام کلباسی و فرمانیان

در این نشست که با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین کلباسی، ریاست مرکز تخصصی مهدویت حوزه‌ی علمیه‌ی قم و حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر فرمانیان، ریاست دانشکده‌ی مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب و نیز اعضای تحریریه‌ی مرزبان‌نامه برگزار گردید موضوعاتی هم‌چون پیشینه، خاستگاه، اهداف، روش‌های تبلیغی و نیز جریان‌شناسی و سیر تطور مدعیان و جریانات انحرافی مهدوی مورد بررسی قرار گرفت.

جناب استاد کلباسی ضمن تشکر از حضور شما در این مصاحبه به عنوان اولین سؤال لطفاً تاریخچه‌ای از بحث انحراف در مهدویت را بیان کنید در واقع آیا انحرافات مهدویت از زمان غیبت صغری آغاز شد یا از زمان غیبت کبری؟

ضمن تشکر از زحمات شما. انحراف در بحث مهدویت از خیلی قبل از غیبت صغری و کبری آغاز شد. در حقیقت نقطه‌ی دقیقی که می‌توان برای آن مستند تاریخی در نظر گرفت، از اول خلافت بنی‌امیه شروع شده است و در زمان بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بحث فرقه‌ی کیسانیه که در غالب امامت و مهدویت محمد حنفیه بوده است از همین‌جا شروع شد و اولین نقاط فاصله از قرن اول می‌باشد بلکه نیم قرن اول. یعنی آن‌چه که ما نشانه‌ها و آثار تاریخی‌اش را می‌بینیم. بنابراین خیلی پیش از عصر غیبت، پیش از تولد امام عصر علیه‌السلام از همان زمان شروع شد. بعد از آن بنی‌عباس باز از این موضوع بهره‌برداری کردند، استفاده کردند و حتی مهدی‌سازی کردند. از اخبار مربوط به مهدویت و از خود شخص و نام استفاده کردند.

در زمان غیبت صغری شکل کار یک مقدار متفاوت می‌شود. بحث ادعای نیابت دروغین مطرح می‌شود و امثال شلمغانی و دیگران و کسانی که می‌خواستند بهره‌برداری‌هایی انجام دهند به آن می‌پردازند. در عصر غیبت کبری نیز ده‌ها و بلکه صدها متمهد و‌ همچنین کسانی که به نحوی از این قضیه می‌خواستند سوءاستفاده کنند و سوءاستفاده کردند وجود داشتند و تا زمان ما وجود دارند.

یعنی در زمان ائمه علیهم‌السلام نیز کسانی وجود داشتند که خودشان را مهدی معرفی کرده باشند یا دستگاهی معرفی کرده باشد که این شخص همان مهدی است؟

بلهف در برخی موارد، دستگاه و حکومت بوده و نقش داشته مثل بنی‌عباس؛ اصلاً منصور مهدی عباسی را با این تز پرورش داد که این همان مهدی موعود است. در افکار ترویج می‌کرد و سعی می‌کرد ظواهر امر را نیز به همان شکل بسازد. مستندات تاریخی نیز موجود می‌باشد.

واکنش ائمه در این مورد چطور بوده است؟

خب دلیل این‌که ما می‌گوییم از مهدویت سوءاستفاده کرده‌اند دلیلش همان اخبار و روایاتی است که از ائمه نقل می‌کنیم. یعنی این‌که ائمه آن‌چه را که حق است تبلیغ می‌کردند. مثلاً همین که این‌قدر تأکید می‌کردند که قبل از سفیانی و قبل از خسف بیداء و ... کسی حق ندارد بگوید من مهدی هستم یعنی چه؟ یعنی آن زمان هم منحرفینی بوده‌اند؛ اگر چنین چیزی نبود اصلاً صدور این اخبار موضوعیت پیدا نمی‌کرد. این‌که می‌فرمودند: کسانی که وقت معین می‌کنند دروغ‌گویند. یا این همه نشانه‌های عام، خاص، نسبی، نشانه‌های کاری، یکی از شأن نزول‌های همه این اخبار مواجهه با همین مهدی‌های اختراعی و ساختگی بوده است که به جهت سوء استفاده این‌ها تکمیل پیدا کرده است.

مگر روایاتی که در معرفی مهدی (عج) موعود صادر شده است، ایشان را با اصل و نسب مشخص نکرده است؟ حال چگونه امکان داشت تا دیگران آن را بر خود و یا دیگری تطبیق بدهند؟

بله، اما اولاً اخبار مهدوی در دست همه نبود کما این‌که امروزه که عصر کتاب، اینترنت و سرعت انتقال اطلاعات است نیز اخبار مهدوی در دسترس همه نمی‌باشد و باید در این مورد به عالم رجوع کنند. آن زمان این امکانات نبود؛ در آن زمان یک حافظ، یعنی کسی که حفظ می‌کند این احادیث را حفظ می‌کرد و لذا نه تنها در مورد مهدویت بلکه در مورد امامت و خود نبوت نیز مدعیان منحرف وجود داشتند. در زمان خود پیامبر با وجود این‌که آیات قرآن وجود داشت، کسانی پیدا شدند که ادعا کردند ما هم پیامبریم. لذا مسیلمه کذاب و دیگرانی ادعای نبوت کردند. پس اولاً همه‌ی مردم معرفت به آیات ندارند و نمی‌شناسند و ثانیاً به همه‌ی این دقایق اخبار و اطلاعات نمی‌رسند. بنابراین می‌بینیم که همیشه در کنار اصل‌ها، بدل‌ها هم می‌رویند و خشک نمی‌شوند.

بعضی از نسخی که درباره‌ی انحرافات مهدویت نوشته شده است سعی کرده‌اند الگویی در مورد انحرافاتی که در مهدویت می‌باشد ارائه دهند و در آن انحرافات را طبقه‌بندی کرده‌اند. این کار برای بررسی علمی مناسب می‌باشد. حال به نظر شما چه الگویی برای طبقه‌بندی انحرافات مهدویت مناسب به نظر می‌آید؟

طبقه‌بندی در روایات موضوعی، بسته به اهداف، از زوایای مختلف ممکن است. اگر از لحاظ انگیزه‌ها نگاه کنیم می‌شود به انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی، شخصیتی و... تقسیم کرد که آن نوعی که بیشتر از ناحیه‌ی حکومت‌ها و قدرت‌ها و یا کسانی که می‌خواستند به قدرت برسند اعمال شد، انگیزه‌های سیاسی و قدرت است. یک سری انگیزه‌ها انگیزه‌های سیاسی نیست و مادی می‌باشد کما این‌که عده‌ای به سبب گیر افتادن در مسیر مسائل مادی امامت را انکار کرده‌اند و بعضی نیابت را که آن اموال را بالا بکشند. یعنی این موارد را نیز شامل می‌شد. بعضی بر پایه مسائل شخصی و شخصیتی بوده است؛ شخصیتی یعنی مثلاً حسادت؛ حسادت موجب می‌شد فرد ترغیب شود و جریان انحرافی را بوجود بیاورد. به لحاظ انگیزه‌ها می‌شود طبقه‌بندی کرد. به لحاظ نوع انحراف نیز می‌شود طبقه‌بندی کرد. هم‌چنین به لحاظ تاریخی و زمانی هم می‌توان طبقه‌بندی کرد. به حساب موفقیت و عدم موفقیت بر حسب ظاهر نیز می‌توان طبقه‌بندی کرد. یعنی هر طبقه‌بندی یک مزایایی دارد و کسی که آن را طبقه‌بندی می‌کند در بحث خود از ان بهره‌مند می‌شود.

پس تقسیم‌بندی مطلقی نمی‌توان ارائه داد؟

در طبقه‌بندی و در خیلی چیزهای دیگر مطلق‌گرایی معنایی ندارد. بخصوص در طبقه‌بندی معنایی ندارد. فرمول راجحی را نیز نمی‌توان ارائه داد. باید مقایسه کرد راجح هر چیزی با زوایای دید آن فردی که دارد بررسی می‌کند قابل نقل می‌باشد.

به هر حال نمی‌توان در این عرصه مطلق‌گرایی کرد.

جناب آقای دکتر فرمانیان، ضمن تشکر از حضور حضرتعالی در این مصاحبه بفرمایید که الگوهای متفاوتی برای طبقه‌بندی الگوهای مهدویت ارائه شده است. شما اگر بخواهید الگویی ارائه دهید که انحرافات را از لحظه‌ی ظهور انحرافات تا الآن در بر بگیرد و ترجیحاً ملاک در این طبقه‌بندی ملاک اعتقادی باشد چه الگویی را ارائه می‌دهید؟

جناب استاد کلباسی طبقه‌بندی‌ها را فرمودند. ولی از یک جهت دیگر هم می‌توان یک طبقه‌بندی عام کرد. یک طبقه‌بندی را می‌توان در نوع ادعا بیان کرد. گاهی وقت‌ها شخص ادعای مهدویت می‌کند. یعنی خودش را مهدی می‌داند و به مردم معرفی می‌کند. گاهی وقت‌ها ادعای مهدویت نیست، ادعای بابیت است؛ یعنی نائب امام زمان بودن است که این هم یکی دیگر از طبقه‌بندی‌هاست که می‌توان برای بخش مهدویت انجام داد و در حالت سوم، شخص نه ادعای بابیت دارد و نه ادعای مهدویت، بلکه ادعای ارتباط دارد. یعنی من با امام زمان در ارتباط هستم و ایشان را می‌بینم و دعا می‌گیرم و مطالبی را مدعی می‌شود که بتواند به مردم بقبولاند؛ فرد مدعی این را به عنوان ارتباط با امام زمان مطرح می‌کند.

گاهی وقت‌ها ادعا از این پایین‌تر است؛ یعنی فرد نه ادعای مهدویت کرده است و نه ادعای بابیت و نه ادعای ارتباط، اما طوری رفتار می‌کند که مردم احساس کنند مورد تأیید امام زمان است. این هم یک نوع ادعا است که می‌توان طبقه‌بندی کرد. تقریباً کل جریان‌های ارتباطی مهدویت در یکی از این چهار قالب قابل طبقه‌بندی است. نوع دیگر طبقه‌بندی در جوهره ادعا صورت می‌پذیرد. می‌توان گفت ادعاها به دو قسم کلی تقسیم می‌شود؛ معنوی و زمینی یا ماورائی و غیرماورائی. در موارد متعدد در بخش مهدویت بسیاری از ادعاها، ماورائی بوده است. یعنی مدعیان گته‌اند ما با عالم بالا در ارتباط هستیم. ما می‌توانیم خیلی از مسائل معنوی را به شما آموزش دهیم. این انحراف متأسفانه خیلی زیاد است. مردم از این مسئله اطلاع چندانی ندارند. همین مسئله باعث می‌شود که این انحرافات بسیار سریع فضا باز می‌کنند و مردم تابع آن‌ها می‌شوند. انحراف دیگر که بدیل ماورائی بودن می‌باشد، زمینی بودن است.

غالباً مدعیان زمینی دنبال یک نوع عدالت محوری و عدالت پروری هستند که با رویکرد سیاسی و اجتماعی شروع می‌شود و به مردم نوید و امید می‌دهند که در آینده نه چندان دور عدالت گسترش پیدا می‌کند و یا این‌که این حرکت مقدمه عدالت است. برخی به گونه‌ای صحبت می‌کنند و احساسات مردم را تحریک می‌کنند؛ با این عنوان که که من کاره‌ای نیستم اما در حال فراهم کردم مقدمات عدالت اصلی هستم و حتی برخی هم صراحتاً خود را به عنوان کسی که آمده است عدالت را گسترش دهد معرفی می‌کنند، رفاه مردم را زیاد کند و به فقرا رسیدگی کند. این هم یک نوع دیگر از طبقه‌بندی است که در بحث، نگاه اعتقادی می‌توانیم به این بخش داشته باشیم.

چه تفاوتی میان انحرافات گذشته و انحرافات حاضر وجود دارد؟

به نظر می‌رسد انحرافات گذشته با الآن فرق جدی ندارد ولی یک نکته را که بتوان بر آن تأکید کرد این است که ادعای مهدی بودن، یعنی ادعای خود مهدویت، در گذشته هم پررنگ‌تر بوده و هم مردم بیشتر جذب آن می‌شدند و امروزه شاید ادعای اصل مهدویت آن گسترش قبلی را ندارد ولی ادعای مقدمه سازی، یعنی این‌که فرد مدعی شود که متمهد است و بگوید متمهد به مهدی هستم امروزه خیلی گسترش یافته است. افرادی مثل باب و یا سید حسنی‌ها و یمانی‌ها در دوره‌های اخیر خیلی بیشتر شده است. نکته دوم این‌که ما باید بین شیعه و سنی تفاوت قائل بشویم؛ یعنی نوع ادعاها در شیعه بیشتر متمهدین بوده‌اند و در میان اهل سنت در دوره‌های اخیر به نظر می‌رسد بیشتر ادعاها با نگاه مهدی بوده است چراکه بیشتر نگاه آن‌ها به مهدی موعود نگاه زمینی است و هرگاه، ظلم زیاد شده و فساد گسترش می‌یافته یک نفر ادعای مهدی بودن می‌کرده است و بلافاصله نیز مورد استقبال قرار می‌گرفت. چراکه یک حکومت عدالت محور زمینی در نظرشان بود و کمک می‌کردند تا به این سامان برسد ولی در تشیع چون نگاه شیعه به امام زمان نگاه بسیار بلندی است، نگاه معنوی خیلی جدی می‌باشد، این باعث می‌شود هرکسی نتواند ادعا کند مگر این‌که کارهای خارق‌العاده‌ای انجام بدهد. لذا در درون تشیع خود به خود ادعای مهدی در دوره‌های اخیر نسبت به دوره‌های قبلی کمتر بوده است.

جناب استاد کلباسی نظر شما در رابطه با این موضوع چیست؟

زمانی پیدا می‌شد که همزمان 10 الی 12 مهدی در زندان بوده‌اند، الآن هم این ادعاها وجود دارد و هر از گاهی سر و کله‌ی یک انواعی از این‌ها پیدا می‌شود. در اینترنت هم چند مهدی هستند که ادعای مهدویت می‌کنند. منتهی می‌شود گفت که الآن از این مسئله استقبال نمی‌شود. دلیلش این است که ان کسانی که به این موارد گرایش پیدا می‌کنند افراد معتقدی هستند. هم‌چنین می‌توان گفت با توسعه معارف مهدوی تا حدودی جلوی این قبیل ادعاها سد شده است. ولی انواع دیگر ادعاها مانند ادعای ارتباط و یا ادعای پیام آوردن از جانب موعود در گذشته خیلی زیاد بوده است و هم‌اکنون بیشتر هم شده است. در ارتباط با بحث توقیت نیز در شکل‌های مختلف مواردی دیده می‌شود؛ مثلاً می‌گویند که ما باید کاری انجام دهیم که امام زمان بیایند. یعنی ظهور آن حضرت را جلو بیندازیم. این افراد در این میدان می‌آیند و می‌گویند با این چهارتا قاعده می‌شود امام زمان بیاید. گویی که از آن بالا به تمام این نقشه‌ها نگاه می‌کنند، کاملاً همه چیز را می‌بینند و علم دارند که این‌جا اگر چنین کاری کنند چنان می‌شود. این افراد حرف‌های ناشیانه و جاهلانه نسبت به بحث ظهور می‌زنند، این‌ها متآسفانه در حال گسترش است.

آیا اعای مهدویت در این زمان کمتر شده است؟

من گفتم بستر ندارد.

این کم شدن ادعای مهدویت آیا ناشی از گسترش سطح دانش مردم است و یا به خاطر کارکرد ماورائی موعود که ادعای چنان جایگاهی را سخت می‌کند؟

اهل سنت که مدعی را نوعی می‌دانند الآن به آن وضعیت کم‌اطلاعی مبتلا هستند که جوامع غیر سنی مبتلا بوده‌اند وگرنه در معارف اهل سنت هم این بحث وجود دارد که مهدی، فرزند پیغمبر است، از جانب خدا است و دیگر خصوصیات آن. شخصیت‌های بارز علمی اهل سنت از گذشتگان مثل سیوطی و آلوسی حتی امروزه زعمای وهابی، مهدی نوعی را قبول ندارند. مهدی نوعی این است که بالاخره هر کس آمد و ادعایی کرد و خواست مردم را هدایت کند بالاخره خوب است دیگر، اما اشکال این است که دید آن‌ها نسبت به این موضوع، باری به هر جهت است. یعنی آن را فرعی می‌دانند و پرداخت جدی به خصوص در تحقیقاتشان به این موضوع ندارند.

آن‌ها حتی حادثه ظهور را از حوادث آخرالزمان می‌دانند، می‌گویند بعد از آن قیامت است. سیوطی در یکی از کتبش سال 1300 قمری را سال ظهور حضرت می‌داند و می‌گوید 120 سال بعدش یا 150 سال بعدش هم قیامت است. علمایشان مهدی را شخص می‌دانند و از نظر خارجی و از نظر کلیات امر با آن مهدی که شیعه بر آن معتقد است تطبیق دارد. دراین‌کخ فضای عمومی اهل سنت با فضای عمومی تشیع از نظر نگاه ه مهدویت در حال حاضر متفاوت است این کاملاً روشن است. بحث انتظار از مختصات شیعه است و شما در جوامع شیعه که می‌گردید نام حضرت را می‌بینید، مجالس به نام حضرت می‌بینید، دستوراتی در این زمینه وارد شده است از جمله این‌که دعای عهد بخوان، دعای فرج بخوان. شما در جوامع اهل سنت اصلاً این چیزها را نمی‌بینید، وجود ندارد، البته در کتاب‌ها هست اما تبلیغ نمی‌شود. بنابراین هویت این دو جوامع از نظر عملکرد در این مسئله با هم متفاوت است.

دکتر فرمانیان: در کنار توضیح استاد این نکته را اضافه کنم که ببینید اگر ما بخواهیم مهدویت شیعی را با مهدویت اهل تسنن تطبیق کنیم به چند مسئله باید توجه داشته باشیم. یکی این است که امامت در اهل سنت یک مسئله فرعی فقهی به شمار می‌آید؛ یعنی خودشان می‌گویند این مسئله فقهی است و باید در کتب فقه بررسی شود. ما به تبع شیعه این مسئله را در کتاب‌های عقایدی بحث می‌کنیم. اگر کسی نگاه امامت در نزدش یک جایگاه اصولی نیست و یا جزء اصول اعتقادی محسوب نمی‌شود، پس مهدویت هم در نظرش زیرمجموعه بحث امامت است. لذا یک جایگاه خیلی عادی دارد و یک عقیده‌ی فرعی محسوب می‌شود. این عقیده فرعی بر علمایشان تأثیر دارد و به تبع آن بر مردم نیز تأثیر دارد. اگر علمای دین این را یک مسئله فرعی ببینند، خودبخود در تبلیغ و ترویج آن اهتمامی ندارند. من وقتی بر روی مقاله گونه‌شناسی اندیشه مهدویت در میان اهل سنت کار می‌کردم، می‌دیدم که متکلمان اهل سنت شاید به ندرت به مسئله مهدویت به عنوان یک آموزه پرداخته‌اند. در کتاب‌های اشاعره یا ماتریدی‌ها که خیلی کم دیدم به این مسئله پرداخته شده باشد. جالب است که در این مسئله غالباً اصحاب حدیث به آن پرداخته‌اند. ولی همان‌طور که استاد فرمودند بله اهل سنت همگی آن‌ها مهدی را شخصی می‌دانند، مگر این‌که به ندرت کسانی پیدا شوند و معتقد شوند که یک انسان معمولی می‌آید و کمی عدالت‌پروری می‌کند. حال هر مقدار که این تفکر جنبه‌ی صوفیانه بیشتری داشته باشد بحث‌های متافیزیکی و بحث‌های ماوراء طبیعی‌اش بیشتر می‌شود و هر چه به سمت اصحاب حدیث و به هر حال عثمانی‌گری و وهابیت‌گری و سلفی‌گری برود از جنبه‌ی متافیزیکی ان کم می‌شود. در این دید مقام مهدی علیه‌السلام را خیلی به پایین می‌کشند و در حد یک انسان خیلی معمولی به آن نگاه می‌کنند. مثلاً الآن برخی سلفی‌ها مقام عمر بن عبدالعزیز را برای مهدی متصور می‌شوند. یعنی تا این حد جایگاه امام را، امام مهدی علیه‌السلام را در میان خودشان پایین می‌آورند. ولی صوفی‌ها به خاطر نگاه ولایت تکوینی که به مهدی علیه‌السلام دارند، جایگاه او را بالاتر می‌برند و نگاه پررنگ‌تری دارند. لذا مهدی علیه‌السلام چون از نظر اعتقادی و هم از نظر مفهومی در اهل سنت آن جایگاه بلند را ندارد، خودبخود اگر کسی ادعای مهدویت کرد شاید بسیاری از مردم راحت بپذیرند و مهدویت وی را قبول کنند. از این رو در سودان هنوز خیلی از مردم بعد از این‌که صد و اندی سال از کشته شدن مهدی سودانی می‌گذردف ولی هنوز مهدی سودانی را مهدی واقعی که واقعاً پیامبر به ان بشارت داده است می‌دانند. به این دلیل که احساس می‌کنند آن‌ها را از ظلم انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها نجات داده است.

برداشت من از صحبت‌های شما این است که مهدویت در نگاه اهل تسنن کارکرد سیاسی دارد و در تشیع علاوه بر آن، نقش راهبری هم دارد؟

به عبارت دیگر می‌شود گفت در اهل سنت کارکرد سیاسی و اجتماعی آن خیلی پررنگ است ولی در شیعه یک کارکرد اعتقادی خیلی جدی که می‌تواند تحول عظیمی هم از نظر غیر معنوی در جامعه ایجاد کند وجود دارد. لذا مسئله انتظار در شیعه خیلی پررنگ می‌شود و در حالی که در اهل سنت این انتظار در وجودشان وجود ندارد؛ مگر در مواقع خاصی که ظلم و فساد زیاد شود. اگر ظلم و فساد هم زیاد بشود باز هم آن انتظار را نمی‌کشند، مگر این‌که کسی ادعای مهدویت کند و این چنینی است که شاید مردم احساس کنند باید دنبال مهدی بروند و او را حمایت کنند.

جناب استاد کلباسی، به نظر می‌رسد آموزه‌ی مهدویت فی نفسه استعداد انحراف در آن را دارد و استمرار تاریخی نیز این امر را تأیید می‌کند. ما از ابتدای اسلام می‌بینیم که این انحرافات با موضوع مهدویت همراه بوده است. حال چه مؤلفه یا مؤلفه‌هایی را به عنوان استعدادهای بالقوه‌ای که در آموزه‌های مهدویت است و آن را مستعد بوجود اوردن انحرافات و تحریفات می‌کند می‌توان نام برد؟

استاد کلباسی: البته تغییر فی نفسه شاید صحیح نباشد؛ «فی نفسه» شاید به این معنا باشد که انحراف در دل مهدویت نهفته است که چنین نیست. باید بگوییم این بستر اقتضای چنین فضایی را دارد و اصولاً هر حقیقتی که به یک موضوع معرفتی و اجتماعی تبدیل می‌شود، بلافاصله کنارش یک همزاد وجود خواهد داشت و آن همزادش به دلیل این‌که آن حقیقت موفقیت دارد، همزادش انحراف خواهد بود. لذا کنار الوهیت، واقعیت خدا و منشأ هستی که حقیقتی است که همه افراد بشر به آن توجه دارند، ما انحرافات بسیار گسترده در بحث الوهیت می‌بینیم؛ مثلاً بت‌پرستی چه چیزی است؟ انحراف در بحث خداگرایی است. نمادپرستی‌ها، طبیعت‌پرستی‌ها، خورشیدپرستی، ماه‌پرستی و از این‌جور چیزها تا ادعای خدایی؛ اگر در اینترنت جستجو کنید «خدا وجود دارد» شخص صراحتاً می‌گوید: I am God. شما وقتی نبوت را می‌بینید، نبوت یک امر اصیل در آفرینش است، کنارش مدعیان را هم می‌بینید، مسئله الوهیت است و در کنارش مدعیان را نیز می‌بینید. انا ربکم الاعلی. این موارد را طبیعتاً می‌بینید. چیزهایی که خصلت اجتماعی و ایدئولوژیک به خود می‌گیرد و دارای تأثیرات و برد اجتماعی و معنوی می‌شود، یعنی از سویی پیوند با اعتقادات مردم دارد و از سوی دیگر اجتماعی است این‌ها کنارش وجود دارد.

دکتر فرمانیان: همه‌ی انسان‌ها دنبال دو چیز مهم هستند. یکی به شدت دنبال حقیقت هستند. همه‌ی انسان‌ها حقیقت طلبند. فطرتاً خداوند در دلشان این حقیقت طلبی را قرار داده است و دوم این‌که انسان‌ها به طور جدی به دنبال آرامش و از بین بردن اضطراب هستند. اگر ما این دو حقیقت را در نظر بگیریم حال هرچه حقیقت بزرگتر باشد هم مردم بیشتر دنبال آن هستند و هم احتمال انحرافات و این‌که دزدان این وسط بیایند و بخواهند این حقیقت را طور دیگری به مردم نشان بدهند وجود دارد.

همان‌طور که استاد فرمودند هیچ حقیقتی بزرگتر از خدا وجود ندارد و مردم بیشتر به دنبال این حقیقت کمال مطلق هستند. لذا انحرافات در آن به سمت بت‌پرستی بسیار زیاد است، الآن میلیون‌ها انسان در جهان این رویکرد را دارند یا وجه بت‌پرستی دارند و یا وجه شخصیت‌پرستی؛ به این صورت که در مورد شخص خاصی غلو می‌کنند. بحث امام مهدی علیه‌السلام هم یک حقیقت بزرگ است و مهم‌تر از همه یک آرام‌بخش و امیدبخش جدی در تفکر؛ نه در تفکر ما بلکه در تفکر همه‌ی انسان‌ها است و در همه‌ی ادیان نیز وجود دارد. لذا چون این حقیقت آرام‌بخش است اضطراب را از بین می‌برد و مردم هم دنبال آرامش هستند. این آرامش بخشی توسط عد‌ه‌ای متأسفانه مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و باعث انحرافات می‌شود. یکی از این انحرافات در شیعه، انحراف به سمت نائب امام زمان بودن و یا این‌که من دارم مقدمات ظهور امام زمان علیه‌السلام را آماده می‌کنم و... است. مردم چون دنبال این امید هستند که می‌تواند هم بعد معنوی و هم بعد مادی داشته باشد، لذا عده‌ای که ناآگاه بوده و علم کمی دارند و یا افسرده هستند و به دنبال امیدی می‌گردند، خیلی سریع جذب این مدعیان دروغین می‌شوند.

پس بنابراین هر آموزه‌ای به همان میزان که متعالی و آرامش‌بخش است می‌تواند مبتلا به انحرافات گردد؛ و این دو ویژگی یعنی آرامش‌بخشی یا احتمال آرامش بخشی و تعالی، ویژگی‌های عمومی هستند که می‌توانند انحراف را به وجود بیاورند. آیا مؤلفه‌ای به غیر از این دو مورد در آموزه‌های مهدویت وجود دارد مه زمینه بوجود آمدن انحرافات را فراهم  بکند؟

استاد کلباسی: بحث آینده از مباحث مهم روبروی بشر است و همیشه این سؤال در برابر بشر بوده است که پایان این جهان چه می‌شود؟! پایان تاریخ چه می‌شود و چه اتفاقاتی رخ می‌دهد؟ این موارد برای بشر جذاب است. روی همین جهت فیلم‌هایی که در مورد آینده ساخته می‌شود حتی با به تصویر کشیدن خیالات، خیلی برای بشر جذاب است. شما می‌بینید که در سال 2012 کسانی که فیلم‌های خود را به فروش رساندند سودهای زیادی برده‌‌اند و در کنار آن چقدر افکار را مشغول کرده و چقدر همه را تحت تأثیر قرار دادند. پرداختن به اینده جزو نیازهای بشر است و بشر به دنبال پاسخ برای آن‌هاست و چون به دنبال پاسخ است هر صدایی را گوش می‌دهد تا ببیند کدامیک به طبعش ملایم می‌آید و کدام پذیرفتنی و کدام پذیرفتنی نیست.

دکتر فرمانیان: بحث بر سر آینده است؛ آینده‌ای بهتر. یعنی این‌طور بگوییم انسان‌ها همیشه در پی این هستند که آینده‌ای بهتر از گذشته داشته باشند و آموزه‌ی مهدویت دقیقاً این خصلت را دارد. یعنی به همه آموزش می‌دهد که آینده به مراتب از گذشته بهتر خواهد بود و همه انسان‌ها این را دوست دارند و علاقمند هستند یکی از کسانی باشند که در مرحله پایانی تاریخ وجود داشته باشندو یا آن آینده را بهتر تجربه کنند و ببینند و احساس کنند در بهترین موقع تاریخ بوجود آمده‌اند. همان‌طور که خود ما مسلمان‌ها می‌گوییم ای کاش ما در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم‌السلام بودیم. ما احساس می‌کنیم دوره‌ای هست که در آینده واقع خواهد شد و در ان دوره امام زمان علیه‌السلام می‌آیید و دوست داریم که ما هم یکی از افرادی باشیم که در بهترین دوران تاریخ حضور داشته و زندگی کرده، به حق و حق‌طلبی کمک نموده است. این خصلت همه‌ی انسان‌هاست که می‌توان این را هم یکی از آموزه‌های خاص مهدویت دانست.

منبع: مجله مرزبان‌نامه

تاريخ: ۱۳۹۴/۶/۲۵
» مطالب مرتبط
  مصاحبه کوتاه رسالات با خانم حسن پور
  مصاحبه اختصاصی رسالات با حجت الاسلام والمسلمین شرفی
  بررسی تحلیلی عرفان‌های نوظهور در گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی-بخش دوم
  طلبه‌‌ای که با کافه‌‌داری، تبلیغ می‌‌کند!!
  مصاحبه با جناب آقای دکتر مفتاح
  حجت‌‌الاسلام تاج لنگرودی: منبر جای عرضه «محیای محیا محمد و آل محمد (ص)» است.
  مصاحبه‌ی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین لزگی
  بخش سوم گفتگو با حجت‌الاسلام والسلمین دکتر رضانژاد در مورد بابیت و بهائیت
  گفتگوی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین بابانیا
  نذر فرهنگی، مهم ترین نذر امروز
  گفتگوی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین تاجی
  تبیین عامل اصلی دشمنی خواص با حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سلیمانی
  گفتگوی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین رحمانی
  اگر می‌خواهید زهد و محبت و صبر و شجاعت را یک ‌جا ببینید، سراغ امام حسن مجتبی علیه‌السلام بروید.
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
دوره دانش افزایی خواهران
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal