حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۵ تير     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 امام باقر علیه‌السلام و برخورد با فرق و مذاهب
ای زراره! از کسانی که در کار دین به قیاس پرداخته‌اند بپرهیز؛ زیرا آنان از قلمرو تکلیف خود تجاوز کرده‌اند. آنان آن‌چه را می‌بایست فراگیرند، کنار نهاده و به چیزی پرداخته‌اند که به آن‌ها واگذار نشده است. روایات را به ذوق خود تجزیه و تحلیل کرده و تأویل می‌کنند و بر خدا دروغ می‌بندند.

پیدایش فرقههای انحرافی، مسئله‌‌ای بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن هشدار داده و با تعیین محوریّت امامان معصوم علیهم‌السلام، برای رفع این خطر اقدام نموده بود. اینک به بعضی از این جریان‌های فکری منحرف در زمان امام باقر علیه‌السلام اشاره می‌کنیم:

خوارج

خوارج، گرچه پس از جنگ نهروان به شدت تضعیف شدند، ولی با گذشت زمان، به تجدید قوا پرداخته، هوادارانی یافته و بعدها به شورش‌ها و حرکت‌های اجتماعی دامن زدند.

یکی از میدان‌های رویارویی امام باقر علیه‌السلام با اندیشه‌های منحرف، موضع‌گیری‌های آن حضرت، با مشی خوارج بود.

امام باقر علیه‌السلام می‌فرمود:

به این گروه مارِقه (خوارج) باید گفت: چرا از علی علیه‌السلام جدا شدید؟ با این که شما مدّت‌ها سر در فرمان او داشتید و در رکابش جنگیدید و نصرت او زمینه تقرّب شما را به خداوند فراهم می‌آورد.

آن‌ها خواهند گفت: امیرمؤمنان علیه‌السلام در دین خدا حَکَمْ قرار داده است! (در جنگ با معاویه، حکمیت را پذیرفته است.)

به آنان باید گفت: خداوند در شریعتِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حکمیت را پذیرفته و آن را به دو مرد از بندگانش وانهاده است، آن‌جا که فرموده: «فابعثوا حکماً من اهله و حکماً من اهلها ان یریدا اصلاحاً یوفق الله بینهما»؛ و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو (همسر) بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند). اگر این دو داور، تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آن‌ها کمک می‌کند؛ زیرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نیّات همه، باخبر است) (نساء، آیه 35)

از سوی دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در جریان بنی قُریظه، برای حکمیّت، سعد بن معاذ را برگزیده و او به آن‌چه مورد امضا و پذیرش خداوند بود، حکم کرد.

به خوارج باید گفت: آیا شما نمی‌دانید که وقتی امیرمؤمنان علیه‌السلام حکمیّت را پذیرفت، به افرادی که حکمیّت به عهده آنان نهاده شد، فرمان داد تا بر اساس قرآن حُکم کنند و از حکم خداوند فراتر نروند و شرط کرد که اگر حکم آن‌ها خلاف قرآن باشد، آن را نخواهد پذیرفت؟

زمانی که کار حکمیّت به ضرر علی علیه‌السلام تمام شد، برخی به آن حضرت گفتند: کسی را بر خود حَکَم ساختی که علیه تو حُکم کرد! امیرمؤمنان علیه‌السلام در پاسخ فرمود: من به حکمیت کتاب خدا تن دادم، نه به حکمیت یک فرد، تا نظر شخصی خودش را اعمال کند!

اکنون باید به خوارج گفت که در کجای این حکمیت، انحراف از حکم قرآن دیده می‌شود، با این‌که حضرت به صراحت اعلام کرد که: حُکم مخالف قرآن را رد می‌کند! (الاحتجاج، احمد بن علی الطبرسی، ج 2، ص 174، دارالاسوة)

در روایتی دیگر آمده است: فردی از خوارج مدعی بود که علی علیه‌السلام در جنگ نهروان به خاطر کشتن خوارج، گرفتار ظلم شده است. وی می‌گفت: اگر بدانم که در پهنه زمین کسی هست که برای من ظالم نبودن علی علیه‌السلام را ثابت کند، به سویش خواهم شتافت. به او گفتند که از میان فرزندان علی علیه‌السلام شخصی چون ابوجعفر محمد بن علی علیه‌السلام می‌تواند به تو پاسخ دهد. وی که از سردمداران خوارج بود، گروهی از بزرگان یارانش را گردآورد و به حضور امام باقر علیه‌السلام رسید.

به امام باقر علیه‌السلام گفته شد: اینان برای مناظره آمده‌اند.

حضرت فرمود: اکنون بازگردند و فردا بیایند. فردای آن روز، امام باقر علیه‌السلام فرزندان مهاجر و انصار را گردآورد و گروه خوارج نیز حضور یافتند. امام باقر علیه‌السلام با حمد و ستایش خداوند، سخن آغاز کرد و پس از شهادت به وحدانیّت خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سپاس خدا را که با اعطای نبوّت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، ما خاندان را کرامت بخشید و ولایت خویش را به ما اختصاص داد. ای فرزندان مهاجر و انصار! در میان شما هرکس فضیلتی از امیرمؤمنان علیه‌السلام می‌داند، بایستد و بگوید!

حاضران هر یک ایستادند و در فضیلت علی علیه‌السلام سخن‌ها ایراد کردند. با این زمینه و فضایی که امام باقر علیه‌السلام پدید آورد، آن مرد، که بزرگ خوارج آن محفل به شمار می‌آمد، از جای برخاست و گفت: من به فضایل و ارزش‌های علی علیه‌السلام بیش از این جمع آگاهم و روایت‌های بیشتری می‌دانم؛ ولی این‌ها مربوط به زمانی است که علی علیه‌السلام هنوز حکمیّت را نپذیرفته و با پذیرش حکمیّت کافر نشده بود!

سخن در فضایل علی علیه‌السلام به حدیث خیبر رسید، آن‌جا که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لأعطینّ الرایة غداً رجلاً یحبّ الله و رسوله و یحبّه الله و رسوله کرّاراً غیر فرّار لا یرجع حتی یفتح الله علی یدیه»؛ فردا پرچم را به دست فردی خواهم سپرد که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، بر دشمن هماره می‌تازد و هرگز از میدان نبرد نمی‌گریزد. او از رزم باز نمی‌گردد، مگر با پیروزی و فتح خیبر.

در این هنگام امام باقر علیه‌السلام به آن مرد رو کرد و فرمود: درباره این حدیث چه می‌گویی؟

خارجی گفت: این حدیث حق است و شکی هم در آن نیست؛ ولی کفر پس از این مرحله پدید آمد!

امام باقر علیه‌السلام فرمود: آیا آن روز که خداوند علی علیه‌السلام را دوست می‌داشت، می‌دانست که او در آینده اهل نهروان را خواهد کشت یا نمی‌دانست؟

آن مرد گفت: اگر بگویم خدا نمی‌دانست، کافر شده‌ام پس ناگزیر باید اقرار کنم که خداوند می‌دانسته است!

امام باقر علیه‌السلام فرمود: آیا محبّت خدا به علی علیه‌السلام از آن جهت بوده که وی در خطِّ اطاعت خدا حرکت می‌کرده یا به خاطر عصیان و نافرمانی بوده است؟

مرد گفت: بدیهی است که دوستی خداوند نسبت به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از جهت اطاعت و بندگی وی بوده، نه عصیان و نافرمانی (در نتیجه محبّت خداوند به علی علیه‌السلام بیانگر این است که آن حضرت تا پایان عمر در راه اطاعت خدا گام نهاده و هرگز از مسیر رضای او بیرون نرفته و آن‌چه انجام داده وظیفه الهی او بوده است.)

سخن که به این‌جا رسید، امام باقر علیه‌السلام به آن مرد فرمود: اکنون، تو در میدان مناظره مغلوب شدی! برخیز و مجلس را ترک کن!

مرد برخاست و در این حال آیه‌ای از قرآن را که بیانگر آشکار شدن حق برای او بود، زمزمه می‌کرد و اظهار می‌داشت: «الله اعلم حیث یجعل رسالته». (اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 8، ص 349، دارالکتب الاسلامیة)

جبریه و مفوّضه (اشاعره و معتزله)

مُجبره کسانی هستند که می‌گویند: انسان هیچ‌گونه اختیاری از خود ندارد و همه اعمال او مستقیماً توسط خداوند انجام می‌شود. نقطه مقابل این گروه مفوضه هستند که می‌گویند: انسان بدون هیچ گونه دخالتی از ناحیه خداوند اعمال خود را انجام می‌دهد. بدیهی است که هردو نظریه مردود است؛ بلکه نظریه صحیحی که از جانب اهل بیت علیهم‌السلام مطرح شده «امری بین این دو امر» است؛ یعنی خداوند قدرت و اختیار را به انسان‌ها عنایت فرموده و انسان‌ها با توانایی که خداوند عنایت کرده به انجام کارها می‌پردازند. هر دو گروه فکری (مجبره و مفوّضه) در زمان امام باقر علیه‌السلام جریان داشت و حضرت در پاسخ جبر مطلق و تفویض مطلق فرمود: لطف و رحمت الهی به خلق، بیش از آن است که آنان را به انجام گناهان مجبور سازد و سپس ایشان را به خاطر کارهایی که به اجبار انجام داده‌اند، عذاب کند. از سوی دیگر خداوند قاهرتر و نیرومندتر از آن است که چیزی را اراده کند و تحقق نیابد.

از آن حضرت سؤال شد: مگر میان جبر و اختیار، جایگاه سومی وجود دارد؟

امام باقر علیه‌السلام فرمود: آری! میان جبر و اختیار (مطلق) فضایی به گستره آسمان و زمین است. (همان، ج 1، ص 221، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت)

غُلات

سومین جریان فکری ناسالم در عصر امام باقر علیه‌السلام جریان «غلوّ» است. ضعف فرهنگی جامعه، همواره دو نتیجه تلخ را به همراه دارد: افراط و تفریط!

برخی از مردم تحت تأثیر محیط و شگردهای تبلیغی بنی‌امیه، تا آن‌جا از خاندان رسالت فاصله گرفتند که به ایشان توهین کرده و ناسزا می‌گفتند. در مقابل، گروه دیگری به انگیزه موضع‌گیری علیه حکومت بنی‌امیه و یا انگیزه‌های دیگر، در تعظیم جایگاه اهل بیت علیهم‌السلام تا آن‌جا پیش رفتند که امامان معصوم علیهم‌السلام ناگزیر با آنان به مواجهه و مبارزه پرداختند و این همان جریان غلوّ بود.

در روایتی از امام صادق علیه‌السلام، هفت تن به عنوان عناصر فرصت طلب و دروغ پرداز، معرفی شده‌اند: مغیرة بن سعید، بیان، صائد، حمزة بن عماره بریری، حارث شامی، عبدالله بن عمرو بن حارث، ابوالخطّاب. (اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی، ج 2، ص 577، موسّسه آل البیت)

هشام بن حکم از امام صادق علیه‌السلام نقل کرده است:

مغیرة بن سعید از روی غرض ورزی بر پدرم (امام باقر علیه‌السلام) دروغ می‌بست. یاران مغیرة در جمع اصحاب امام باقر علیه‌السلام حاضر می‌شدند و نوشته‌ها و روایات را از ایشان می‌گرفتند و به مغیرة می‌رساندند. او در لابلای آن نوشته‌ها، مطالب کفرآمیز و باطل می‌افزود و به امام باقر علیه‌السلام نسبت می‌داد و آنان را امر می‌کرد تا آن مطالب را به عنوان آرای امام علیه‌السلام در میان شیعه رواج دهند. بنابراین آن‌چه از مطالب آمیخته به غلوّ در روایات امام باقر علیه‌السلام دیده شود، افزوده‌های مغیرة بن سعید است. (همان، ص 590)

امام باقر علیه‌السلام از وجود چنین عناصر ناسالمی، کاملاً آگاهی داشت و در هر فرصت به افشای چهره آنان و انکار بافته‌های ایشان می‌پرداخت. آن حضرت درباره مغیرة فرمود: آیا می‌دانید مغیرة مانند کیست؟ مغیرة مانند بلعم است که خداوند در حق وی فرمود: «...الّذی آتیناه آیاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین»؛ ما آیات خود را به او عطا کردیم؛ ولی او به عصیان گرایید و پیرو شیطان گشت و در زمره گمراهان قرار گرفت. (اعراف، آیه 175)

«بیان» از دیگر چهره‌های افراطی و غالی است. او تا بدان‌جا به انحراف گرایید که مدعی نبوت و رسالت شد. (فرق الشیعة، نوبختی، ص 34، المکتبةالمرتضویة)

امام باقر علیه‌السلام درباره او فرمود: خداوند لعنت کند بیان تبّان را؛ زیرا وی بر پدرم علی بن الحسین علیه‌السلام دروغ می‌بست. من شهادت می‌دهم که پدرم بنده صالح خدا بود. (رجال، کشی، ج 2، ص 590)

حمزة بن عمار بربری، از دیگر منحرفانی است که تحت لوای اعتقاد به امامتِ علی و ائمه علیهم‌السلام به تحریف دین پرداخته است. او اهل مدینه بود. وی محمد بن حنفیّه را تا مرتبه الوهیت بالا برد و گروهی از مردم مدینه و کوفه پیرو او شدند. امام باقر علیه‌السلام از او تبرّی جسته و وی را لعنت نمود. (فرق الشّیعه، ص 27)

ابومنصور عجلی، افراطی دیگری است که در عصر امام باقر علیه‌السلام با افکار غلوّآمیز و آرای ساختگی خود، پیروانی برای خویش گردآورد که با نام «منصوریه» یا «کسفیّه» شهرت یافتند. امام باقر علیه‌السلام ابومنصور را به طور رسمی طرد نمود؛ ولی وی پس از وفات آن حضرت، مدعی شد که امامت از امام باقر علیه‌السلام به وی منتقل شده است. (فرق الشیعه، ص 38)

برخی از این غالیان تلاش می‌کردند تا امام باقر علیه‌السلام را مهدی موعود معرفی کنند؛ ولی حضرت در ردّ آنان فرمود: گمان می‌کنند که من مهدی موعودم؛ ولی من به پایان عمر خویش نزدیک‌ترم تا به آن‌چه ایشان مدعی هستند و مردم را به آن می‌خوانند. (سیر اعلام النبلاء، شمس الدین ذهبی، ج 5، ص 346، دارالفکر)

امام باقر علیه‌السلام در مورد انتخاب میانه روی به شیعیان فرمود: ای گروه شیعیان! میانه رو باشید تا تندروان از تندروی خویش نادم شوند و به شما اقتدا نمایند و جویندگان راه و حقیقت به شما ملحق گردند. یکی از یاران حضرت سؤال کرد: غالیان چه کسانی هستند؟ امام علیه‌السلام پاسخ داد: غالیان کسانی‌اند که به ما اوصاف و مقاماتی را نسبت می‌دهند که خودمان آن اوصاف را برای خویش قائل نشده‌ایم! آنان از ما نیستند و ما هم از ایشان نیستیم! سپس حضرت ادامه داد: به خدا سوگند! ما از سوی خدا برائت و آزادی مطلق به همراه نداریم و میان ما و خدا خویشاوندی نیست و بر خداوند حجت و دلیلی در ترک تکلیف و وظائف نخواهیم داشت. ما به خداوند تقرّب نمی‌جوییم؛ مگر به وسیله اطاعت و بندگی او. پس هریک از شما که مطیع خداوند باشد، ولایت و محبّت ما به حال او ثمربخش است و کسی که اهل معصیت باشد، ولایت ما سودی به حالش نخواهد داشت. هان! دور باشید از گول زدن خویش و گول خوردن به وسیله غالیان! (اصول کافی، ج 2، ص 75، دارالکتب الاسلامیّة)

مُرْجِئه

چهارمین نحله انحرافی در عصر امام باقر علیه‌السلام «مرجئه»‌اند. آنان عقیده دارند که: اقرار قلبی به شهادتین کافی است و التزام عملی به احکام اسلامی لازم نیست و هر حاکمی که اقرار به شهادتین نمود، همگان باید از او اطاعت نمایند. بدیهی است که چنین طرز تفکری مورد استقبال همه دنیاپرستان و شهوت‌پرستان قرار می‌گیرد. حامیان این فکر در زمان ما کسانی هستند که مبنای خود را بر «تساهل و تسامح» قرار داده‌اند.

روایاتی که در بیان حقیقت ایمان وارد شده و ایمان را به اقرار به لسان و اعتقاد در قلب و عمل به ارکان تقسیم می‌کند، در ردّ گمان مرجئه است.

امام باقر علیه‌‌السلام به عمرو بن قیس فرمود: ای پسر قیس! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لایزنی الزانی و هو مؤمن و لایسرق السارق و هو مؤمن»؛ زانی و سارق، مؤمن نیستند! (همان، ص 285)

صوفیه

متصوفانی هم‌چون محمد بن منکدر، طاووسی، ابن ادهم و... در عصر امام باقر علیه‌السلام، اوقات خود را صرف عبادت نموده و دست از کار و تلاش کشیده و خویشتن را بر مردم تحمیل می‌نمودند.

محمد بن منکدر می‌گوید: باور نداشتم علی بن الحسین علیه‌السلام فرزندی به یادگار گذارد که فضل و دانشش مانند خود او باشد، تا این‌که پسرش محمد بن علی علیه‌السلام را دیدم. من خواستم او را موعظه کنم؛ ولی او مرا اندرز داد! یارانش به او گفتند: به چه چیز تو را موعظه کرد؟ او گفت: من در زمانی که هوا بسیار گرم بود به سوی محلی از اطراف مدینه بیرون رفتم. در راه به محمد بن علی علیه‌السلام برخوردم. او مردی تنومند و فربه بود. دیدم او بر دو غلام خود تکیه زده و مشغول کار است! با خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش در این هوای گرم، با این حال برای به دست آوردن مال دنیا بیرون آمده! هم اکنون او را موعظه خواهم کرد! پس نزدیک رفته، سلام کردم و او هم چنان نفس زنان و عرق ریزان جواب سلام مرا داد. به او گفتم: خدا، کارت را اصلاح کند. بزرگی از بزرگان قریش در این هوای گرم، با این حال برای طلب دنیا بیرون آمده! اگر اکنون مرگ تو برسد و در این حال باشی چه خواهی کرد؟

آن حضرت دست از دوش آن دو غلام برداشته، روی پا ایستاد و فرمود: به خدا، اگر مرگم در این حال فرا رسد، در حال فرمانبرداری و طاعت خداوند هستم که بدین وسیله نیازمندی خود را از تو و از مردم دور می‌سازم. من آن‌گاه از مرگ می‌ترسم که بر من درآید و من در حال نافرمانی و معصیتی از معصیت‌های پروردگار باشم.

من (محمد بن منکدر) که این پاسخ را از او شنیدم گفتم: خدا تو را رحمت کند! من خواستم تو را موعظه کنم؛ اما تو مرا اندرز دادی. (الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 159، انتشارات علمیه اسلامیّه)

مُشَبّهه

از پیروان فرقه‌های منحرف دیگر، کسانی بودند که خدا را شبیه مخلوقین می‌دانستند. از این جهت آنان را مشبّهه می‌گویند.

امام باقر علیه‌السلام در ردّ این گروه فرمود: انّه واحد صمد، احدی المعنی. لیس بمعان کثیرة مختلفة؛ همانا او یکتایی بی نیاز است که همگان به او نیازمندند. او حقیقتی است بسیط و یگانه و در او حقایق متعدد و مختلف وجود ندارد. (اصول کافی، ج 1، ص 108)

محمد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر علیه‌السلام عرض کردم: برخی از مردم عراق معتقدند که خداوند با چیزی می‌شنود و با چیز دیگر می‌بیند. امام علیه‌‌السلام فرمود: دروغ گفته و ملحد شده‌اند! آنان خداوندِ بزرگ را به دیگران تشبیه نموده‌اند. او شنوایی بیناست؛ با همان چیز که می‌بیند، می‌شنود و با همان چیز که می‌شنود، می‌بیند.

محمد بن مسلم به امام باقر علیه‌السلام عرض کرد: برخی از مردم عراق گمان می‌کنند که بینایی خداوند بر چیزی است که آن را درک کرده و تعقّل نماید!

حضرت فرمود: اندیشه، فکر و تعقّل از ویژگی‌های مخلوق است و خداوند از صفات مخلوق مبرّاست.

اهل قیاس

تفکّری بسیار خطرناک که در زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام تولد یافت و زمینه بسیاری از بدعت‌ها و انحرافات عملی گردید، مسئله عمل به قیاس (مقایسه احکام خدا با یکدیگر) و استحسان بود. بازگشت این دو امر، در حقیقت به اِعمال نظر شخصی و سلیقه‌ای در دین خدا و خروج از دستورالعمل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. مبتکر قیاس، ابوحنیفه بود و بعد از او پیروانش آن را گسترش دادند. امام باقر علیه‌السلام در پاسخ این تفکر فرمود: «انّ السُّنّة لاتقاس و کیف تقاس السّنّة و الحائض تقضی الصیام و لاتقضی الصلاة»؛ سنّت و احکام شرعی از طریق قیاس، قابل شناخت نیست. چگونه می‌توان قیاس را ملاک قرار داد با این‌که زن حائض پس از دوران حیض می‌بایست روزه را قضا کند؛ ولی قضای نماز بر او واجب نیست (با این‌که اهمیت نماز در اسلام بیشتر است.) (المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، ج 1، ص 338، المجمع العالمی لاهل البیت علیهم‌السلام)

حضرت در سخنی دیگر به زرارة سفارش فرمود: «یا زرارة ایّاک و اصحاب القیاس فی الدین. فانّهم ترکوا علم ما وکلوا به و تکلفوا ما قد کفوه، یتأولون الاخبار و یکذّبون علی الله عزّوجلّ»؛ ای زراره! از کسانی که در کار دین به قیاس پرداخته‌اند بپرهیز؛ زیرا آنان از قلمرو تکلیف خود تجاوز کرده‌اند. آنان آن‌چه را می‌بایست فراگیرند، کنار نهاده و به چیزی پرداخته‌اند که به آن‌ها واگذار نشده است. روایات را به ذوق خود تجزیه و تحلیل کرده و تأویل می‌کنند و بر خدا دروغ می‌بندند.

آن حضرت می‌فرمود: «ادنی الشّرک ان یبتد الرجل رأیاً فیحب علیه و یبغض علیه»؛ کمترین مرتبه شرک این است که شخصی نظریه‌ای را از پیش خود (بدون حجّت شرعی) بنیان نهد و همان نظر را ملاک حبّ و بغض و داوری‌ها قرار دهد.

محمد بن طیّار از اصحاب امام باقر علیه‌السلام می‌گوید: امام باقر علیه‌السلام به من فرمود: آیا تو با مردم به بحث می‌پردازی؟ گفتم: بلی. امام فرمود: آیا هرچه از تو می‌پرسند تو به هر حال پاسخی در قبال آنان ارائه می‌کنی؟ گفتم: بلی. حضرت فرمود: پس در چه زمینه سکوت کرده و علم و دانش واقعی آن را به اهلش (اهل بیت علیهم‌السلام) ارجاع می‌دهی؟! (همان، ص 304)

در این بیان، امام علیه‌السلام به محمد بن طیّار یادآور شد که: هیچ فردی جز معصومین علیهم‌السلام نباید خود را در مرحله‌ای فرض کند که می‌تواند به اتّکاء رأی و اندیشه خود، همه پرسش‌ها را پاسخ دهد و آن‌جا که نتوانست، به تمثیل و تشبیه و قیاس متکی گردد؛ بلکه انسان مؤمن باید همواره در مسائل مبهم به مفسّران واقعی قرآن و اهل بیت رسالت علیهم‌السلام رجوع نماید.

منبع‌‌: www.hawzah.net

تاريخ: ۱۳۹۴/۶/۲۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal