حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ جمعه ۶ ارديبهشت     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 پاسخ به 10 سؤال پیرامون واقعه عاشورا
برخی از مورخان نوشته‌اند: از زنان امام حسین (ع) تنها رباب در کربلا حضور داشت. او به همراه دیگر زنان و فرزندان به کوفه و سپس به شام به عنوان اسیر برده شد و بعداً به همراه کاروان به مدینه بازگشتند. او بعد از شهادت امام حسین (ع) یک سال عزاداری کرد و در این مدت روزها زیر سقفی...

سؤال: با سلام. در بعضی روایت‌ها آمده که پیامبر (ص) چندین سال قبل از شهادت امام علی (ع) یا امام حسین (ع) یا بعضی افراد دیگر از نحوه شهادت آن‌ها و حتی قاتل آن‌ها خبر داده‌اند. در این صورت یعنی قاتل آن‌ها مثلاً یزید در کشتن امام حسین (ع) اختیار نداشته و از روی جبر ایشان را شهید کرده است؟ آیا سرنوشت او این طور بوده و گرنه پیامبر (ص) چطور از این عمل او خبر داده‌اند؟ با تشکر.

پاسخ: با سلام خدمت شما پرسشگر محترم.

اولاً: قاتل ائمه و دیگران همه اختیار و اراده داشته‌اند می‌توانسته اند انجام بدهند و می‌توانسته‌اند انجام ندهند.

ثانیاً: علم امام و پیامبر: پیامبر و امام علاوه بر علم عادى كه براى نوع بشر قابل تحصيل است، از علم لدنى و خدادادى (علم غيب) نيز بهره‌‏مند است. امام عليه‏‌السلام‏ به حسب بزرگی رتبه وجودى‏‌اش با لطف و اذن الهى به سرچشمه علم الهى متصل مى‌‏شود و از حقايق حوادث عالم همان گونه كه در متن واقع هستند، آگاه مى‌‏شود؛ يعنى علم غيب امام، از سنخ علم الهى و متصل به منبع علم الهى است و همان گونه كه در علم الهى بيان شد، اين علم، علم به واقع عينى است و معنى ندارد كه منشأ تغيير در حوادث عالم باشد. بر اساس علم غيب، حقايق حوادث عالم از جمله افعال اختيارى خود امام، همراه با علت تامه‌‏اش كه علم عادى و اراده از اجزاى اين علت است، نزد امام و پیامبرحاضر است و اين حضور، حضور بى واسطه عين معلوم و واقع عينى نزد امام است.

بر اين اساس، امام حقيقت افعال اختيارى خود را، مانند خوردن ميوه مسموم يا ضربت خوردن به دنبال حركت به مسجد كوفه، از منظرى بالاتر كه همان منظر علم الهى است، مى‌‏نگرد. به همين جهت از آن جا كه علم غيب امام، همانند علم الهى، تأثيرى در حوادث عالم ندارد (چون به معناى حضور عين وقايع نزد عالم است) امام عليه‏‌السلام عكس‌‏العملى نشان نمى‌‏دهد و بر اساس علم عادى بشرى خود عمل مى‏‌كند و نيز به همين علت، اين علم براى امام تكليف‌‏آور نيست؛ چون علمى موجب تكليف است كه مكلف بتواند بر اساس آن علم، منشأ تغيير و تأثير باشد. علاوه بر اين، وقتى امام با لطف و اذن الهى به مرتبه اعلاى كمال و علو وجودى مى‌‏رسد و با منبع علم الهى تماس پيدا مى‌‏كند، در اوج مقام فنا در ذات الهى است. او در اين مقام خود نمى‏‌بيند و خود نمى‌‏پسندد و فقط خدا را مى‌‏بيند و تنها مشيت الهى را مى‏‌پسندد. خواسته‏‌اى غير از خواست و مشيت الهى ندارد و در اين مقام، وقتى اراده و مشيت الهى را (براساس نظام علت و معلولى و قضا و قدر) در تحقق حوادث و پديده‏‌هاى هستى، به دنبال علت تامه‏‌شان مى‌‏يابد، خواسته‌‏اى برخلاف آن ندارد؛ پسندد، آن چه را جانان پسندد. به همين جهت، تلاش براى تغيير اين حوادث (از جمله شهادت خود، با قطع نظر از اين كه تأثيرى ندارد) با مقام فنا و رضا و حب لقاء الله نيز سازگار نيست. لذا علم غيب امام به نحوه شهادت خود، از سنخ علم الهى است كه تأثيرى در حوادث عالم ندارد با توضيحات بالا معلوم شد كه بنا بر نظر تحقيق، سنخ علم ائمه عليهم‌‏السلام به آينده، از سنخ علوم عادى ما نيست و بنابراين اقدام به امورى كه منجر به شهادت آنان مى‌‏شود، خود را در هلاكت انداختن نيست؛ اضافه بر اين كه درجات و كمالاتى براى ائمه عليهم‏السلام مقدر شده بود كه راه رسيدن آن، از طريق تحمل همين بلاها و مصائب مى‏‌باشد.

سؤال: در مورد جایگاه انبیا و امامان این سوال مطرح است که آیا مقام امامان معصوم بالاتر است یا انبیاء؟ به عنوان مثال مقام حضرت ابراهیم بالاتر است یا امام حسین علیه‌السلام؟ مقایسه حضرت عباس علیه‌السلام با انبیا چگونه است؟ لطفا جوابتان به استناد آیات قرآنی ارسال نمایید.

پاسخ: باسلام خدمت شما پرسشگر محترم.

بر اساس آیه 124 سوره بقره و داستان حضرت ابراهیبم : «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً»، مقام امامت از مقام نبوت برتر است. علامه طباطبایى، شیخ طوسى، طبرسى و دیگران این را می‌گویند. زیرا از نظر این‌ها به لحاظ تاریخى، مقام امامت آن وقت به حضرت ابراهیم اعطا گردید که ایشان در آن زمان مقام نبوت را داشتند.

این مطلب به ویژه با توجه به لحن آیه که امامت را مبتنى بر امتحانات و آزمایشات سخت در دوران نبوت حضرت ابراهیم مبتنى کرده است به خوبى فهمیده مى‌‏شود.

آیه در مقام اعطاى نشان و درجه عالى‏‌ترى است که با درجات پیشین تفاوت ماهوى و حقیقى را داراست و اگر جز این باشد لغویت در حکم تازه لازم مى‌‏آید. بنابراین مقام امامت مقامى است که در رتبه بالاترى از مقام نبوت قرار گرفته است.

حالا تفاوت میان این دو و این که آن رتبه بالاتر چیست؟

نظریات ذیل را در میان علماء مى‌‏توان مشاهده کرد:

1)  بعضى گفته‌‏اند: تنها فرق امام با نبى در این است که به نبى وحى مى‌‏شود ، اما بر امام وحى صورت نمى‏‌گیرد. به نظر مى‏رسد این فرق درست نباشد؛ زیرا على‌‏القاعده بایستى درجه بالاتر، ویژگی‌هاى درجه پایین‏‌تر را در خود حفظ کند نه این‌که تنزل بکند.

2) در نظر برخى، از جمله علامه طباطبایى، نبى تنها داراى هدایت تشریعى و به اصطلاح ارائه کننده راه هدایت است. اما امام افزون بر آن، داراى هدایت تکوینى هم هست. یعنى امام از نظر تأثیر باطنى و نفوذ روحانى که اثر وجودیش در قلب انسان مى‌‏تابد او را هدایت مى‌‏کند و لذا مقام امامت یک نوع ولایت بر اعمال مردم است از نظر باطن، که توأم با هدایت مى‏باشد.(1)

3) برخى هم چون استاد مطهرى (ره) گفته‌‏اند: فرق نبوت و امامت در این است که نبوت راهنمایى، ابلاغ و اخبار است. ولى امامت، رهبرى است و علاوه بر رهبرى اجتماعى، رهبرى معنوى به سوى خدا هم هست.(2)

4) برخى دیگر مانند استاد سبحانى معتقدند: نبى تنها مأمور به ابلاغ رسالت و دادن نویدها و بیم‌‏‌‌ها به مردم است، اما امام علاوه بر آن پیشوایى است که شخصاً داراى سمَت امر و نهى و تکلیف و دستورات است و جامعه بشرى را با مدیریت صحیح به حد کمال رساند.(3) حضرت عباس امام نبوده است اما جایگاه و مقام بالایی داشته است. این‌‌‌که مقام آن چقدر است نسبت به انبیا گذشته اطلاعی نداریم.

پى‏نوشت‏‌ها:

1) ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص 372 تا ص 382

2) مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار، ج 3، ص 318

3) سبحانى، جعفر، منشور جاوید، انتشارات توحید، ج 5، ص 252

سؤال: زنان امام حسین چه تعداد بودند؟ آیا امام حسین سه زن ایرانی داشت؟

پاسخ: با سلام خدمت شما پرسشگر محترم

با توجه به اوضاع و واقعیت ها چند همسر گزینی مردان از ضرورت‌های اجتماعی آن زمان بود و اسلام به گونه ای آن را مشروع شمرد. امام حسین (ع) در همین چارچوب عمل کرد. هیچ کدام از امامان (ع) در یک زمان بیش از چهار همسر نداشتند و برخی از امامان(ع) با در نظر داشتن همین ضرورت ها و مصلحت ها چهار همسر داشتند، مانند امام علی(ع) البته بعد از رحلت حضرت زهرا (س). در زمان حضرت زهرا (س) حضرت علی (ع) همسر دیگری اختیار نکرد و برخی امامان، کمتر از چهار همسر داشتند. ازدواج های امامان (ع) گاهی به جهت فشار و اجبار از طرف حکومت بود، مانند ازدواج امام هشتم (ع) با «ام حبیبه» دختر مأمون عباسی و نیز ازدواج امام جواد(ع) با «ام فضل» دختر مأمون عباسی.(1)

گاهی علت ازدواج های امامان(ع) روش تربیتی و بها دادن به زیردستان و طرد امتیازات جاهلی بود، مانند ازدواج امام سجاد (ع) با کنیزی که اوّل او را آزاد کرد، سپس به عقد خود در آورد که «عبدالملک مروان» به حضرت خرده گرفت که چرا فردی از بزرگ خاندان قریش با یک کنیز آزاده شده ازدواج نموده است. حضرت فرمود: «اسلام تفاخرات جاهلی را لغو نموده است.»

در همین راستا امام حسین (ع) چهار زن داشت به نام هاى:

1) لیلی دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا.

2) شهر بانو (شاه زنان) دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(ع).

3) رباب دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع.

4) ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.

اوّلی از قبیلة ثقیف (طایفه ای در طائف)، دومی ایرانی، سومی از قبیله کلبیه و چهارمی از تیم.(2) اصولاً در مورد این که شهربانو جزء همسران امام حسین (ع) بوده، اختلاف است. در صورت قبول این مسئله در مورد این که در کربلا بودند یا نه نیز اختلاف وجود دارد. برخی از مورخان نوشته‌اند: از زنان امام حسین (ع) تنها رباب در کربلا حضور داشت. او به همراه دیگر زنان و فرزندان به کوفه و سپس به شام به عنوان اسیر برده شد و بعداً به همراه کاروان به مدینه بازگشتند. او بعد از شهادت امام حسین (ع) یک سال عزاداری کرد و در این مدت روزها زیر سقفی قرار نمی‌گرفت و مدام در مظلومیت حسین (ع) می‌گریست تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.(3) در مورد شهربانو برخی گفته‌اند: در حادثه کربلا حاضر بود و پس از شهادت امام حسین (ع) سوار بر ذوالجناح شد و یک سره به ایران تاخت و در نزدیکی ری به کوهی که اکنون به کوه بی بی شهربانو مشهور است رسید. دشمن در پی او بود. او خواست بگوید: یا هو مرا دریاب، به جایش گفت: یا کوه مرا دریاب؛ کوه شکافته شد و او در دل کوه رفت. اما محققان گفته اند که این سخن نادرست است و افسانه‌ای بیش نیست و واقعاً هم یک افسانه بیش نیست.(4)

پی‌نوشت‌ها:

1) کلینی ،کافی،ج5،ص،345

2) سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 389.

3) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 88؛ ابن جوزی، المنتظم، ج 6، ص 9.

4) زندگانی علی بن الحسین، سید جعفر شهیدی، ص 11.

سؤال: با عرض سلام و خسته نباشید. بنده فلسفه این‌که چرا برای شهادت ائمه عزاداری می‌کنیم و گریه می‌کنیم و بر سر و سینه می‌زنیم را نمی‌فهمم! البته برای امام حسین (ع) تا حدودی مسأله برایم روشن است، زیرا با عزاداری برای این امام بزرگوار، قیام ایشان زنده می‌‌ماند و با توجه به این‌که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، می‌‌توان آنرا برای حوادث آینده مد نظر قرار داد. اما برای بقیه ائمه علیهم‌السلام و حضرت رسول (ص) چرا عزاداری می‌کنیم؟ مگر ما اعتقاد نداریم که معصومین علیهم‌السلام زنده هستند و در این عالم کاملاً نقش مؤثر دارند؟ اگر این‌گونه است که عزاداری برای آن‌ها معنا ندارد!

پاسخ: با سلام.

پرسشگر محترم در مورد فلسفه عزاداری آثار و فواید زیادی مطرح شده که در این‌جا به صورت مختصر به برخی از آن‌ها پرداخته می شود و اگر تفصیلاً در این زمینه خواستید مطالعاتی نمائید به منابعی که ذیلاً اشاره خواهد شد رجوع نمائید.

1) شناساندن مقام پيشوايان بزرگ اسلام كه در سراسر زندگي آنان براي جامعه اسلامي الگو و سرمشق است خواه در مبارزه با طاغوتيان يا مسايل اخلاقي و روحي و ...

2) افزايش عشق و محبّت به اهل بيت كه پاداش رسالت پيامبر (ص) است.

3) دعوت به دين و آگاه شدن از حقايق و معارف آن و فراخواني مردم به صلاح و اصلاح و دوري از انحراف و فساد.

4) بيان حقانيت نهضت حسيني بر ضد طاغوتيان و آشكار كردن مردم با ويژگي‌هاي قيام امام حسين عليه‌السلام.

5) ياد مصيبت اهل بيت (ع) كه موجب آسان شدن مصائب و سختي‌هاي دوستداران آنان است.

6) افشاگري جنايات ستمگران به ويژه بني اميّه و بني عباس و تطبيق آن با شرايط و مقتضيات زمان.

7) همدردي با رسول خدا صلي الله عليه و آله، حضرت زهرا (س)، امام زمان (ع) و ساير ائمه (ع).

8) رشد فضايل و كرامت‌هاي انساني و الهي و پرورش روحيه شهادت طلبي.

براى آگاهى بیشتر ر . ك :

1) فلسفه شهادت و عزادارى امام حسین، سید عبدالحسین شرف‏الدین، مترجم: على صحت، انتشارات مرتضوى

2) حماسه حسینى، شهید مطهرى، انتشارات صدرا

3) فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، نشر معروف

4) آيت الله مصباح يزدي، آذرخش از آسمان كربلا

سؤال: با سلام. لطفاً بفرمایید آیا زیارت ناحیه مقدسه سندیت دارد؟ و آیا ملاک تعداد شهداء کربلا این زیارت نامه می‌باشد؟ باتشکر.

پاسخ: باسلام خدمت شما پرسشگر محترم.

زیارت ناحیه مقدسه بنا به آن‌چه در اقبال الاعمال سید بن طاووس آمده است از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، به صورت توقیع نامه به دست محمد بن غالب اصفهانی بیرون آمده است. البته مرحوم مجلسی نظر به این‌که در سند این روایت تاریخ صدور توقیع سال 252 آمده است و این تاریخ چهار سال قبل از ولادت آن حضرت خواهد بود دو احتمال را مطرح کرده است. احتمال اول این‌که در ثبت تاریخ اشتباه رخ داده باشد و احتمال دوم این‌که این زیارت از جانب حضرت عسکری علیه‌السلام باشد. ولی معروف همان است که این زیارت از جانب امام زمان علیه السلام می باشد و معمولاً واژه ناحیه برای آن حضرت به کار می‌رود.

ملاک تعداد شهدا، زیارت ها، کتاب های تاریخی و نیز کتاب‌های مقاتل می‌باشد.

موفق و پیروز باشید

سؤال: به نام خدا. سلام. مگر نه این‌که در سوره بقره آمده است که شهدا زنده‌اند و مگرنه این‌که امام زمان (عج) هم زنده‌اند. بنابراین این چگونه است که امام زمان (عج) در زمان ماه محرم بسیار اندوهگین هستند و برای جد بزرگوارشان و شهدای کربلا گریه می‌کنند؟ اصلاً مگر امامان (ع) ما بعد از شهادت یکدیگر را نمی‌بینند و باز هم در مظلومیت به سر می‌برند؟ من نمی‌توانم بین این موضوعات رابطه برقرار کنم. لطفاً جواب کامل و قانع کننده بدهید.

پاسخ: با سلام خدمت شما پرسشگر محترم.

خدواند متعال در آیه 154 سوره بقره می‌فرماید: «و لا تقتلوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولكن لاتشعرون» كه به زنده بودن شهیدان اشاره كرده که نظریات تفاسیر در این مورد زیاد است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود؛

برخی گفته‌اند كه منظور این است كه شهدا بزودی در قیامت زنده خواهند شد. برخی نیز گفته‌اند كه: كشته شدگان در راه خدا، دارای هدایت و ایمان و دین صحیح هستند، نمرده‌اند و زنده هستند.

برخی دیگر گفته‌اند: مقصود این است كه، چون از شهیدان، نام نیك در این دنیا باقی مانده است زنده می‌باشند و همه این اقوال به زنده بودن آرمان و اهداف شهیدان در جامعه باور دارند. حالا با توجه به این نکته آخر گریه برای مصائب امام حسین از طریق ائمه معصومین و امام زمان از این جهت می‌باشد. در واقع گریه برای مصائب وارده بر امام حسین علیه السلام دارای آثار فردی، اجتماعی، دنیایی و آخرتی است. چرا که گریه برای آن حضرت، نوعی پیوند با حرکت، راه و روش و هدف آن حضرت است. از این رو گریه برای او، باعث آمادگی برای مبارزه و جهاد با فساد و سبب امیدواری و رسیدن به هدف نهایی است. مرثیه، شوق و محبت را به حدی بالا می‌برد که گریه کنندگان برای ایصال به مطلوب خود، زمینه هرگونه فداکاری و از خود گذشتگی را در خود احساس می‌کنند. گریه برای امام حسین علیه‌السلام نیروی ایمان را از هر جهت بسیج کرده ضعف و ناامیدی را از انسان دور می‌کند و محرک احساسات پاک مردم است. مظلومیت و عزاداری ائمه و پیامبران برای امام بخاطر این جهت می‌باشد و ما هم که عزاداری می‌کنیم برای این آرمان و هدف می‌باشد.

سؤال: با سلام می‌‌خواستم بپرسم امام سجاد (ع) روز عاشورا کجا بودند؟ چرا مثل برادرشان حضرت علی اکبر به کمک پدرشان نیامدند؟ ضمناً می خواستم بپرسم آیا حضرت زینب (س) متأهل بودند یا مجرد؟ اگر متأهل بودند شوهرشان که بود؟ و آیا در روز عاشورا ایشان هم در کربلا بودند؟

پاسخ: با سلام خدمت شما پرسشگر محترم.

امام سجاد (ع) در روز عاشورا در میان خیمه اش بوده است. این‌که چرا به کمک پدر نیامده است بخاطر این بوده که به شدت مریض بوده است. در نقل ها بیان شده مریضی و تب حضرت بگونه‌ای است که توان ایستادن هم نداشته است و بیان شده است این هم بخاطر حکمتی بوده است که نسل امامت از بین نرود. حضرت زینب ازدواج کرده است. شوهر ایشان عبدالله بوده است و دو تا از فرزندان آن حضرت در کربلا بوده اند. در روز عاشورا شوهر حضرت حضور نداشته است.

سؤال: لطفاً دلایلی که ثابت می‌کنند آب زمزم و خاک کربلا شفا هستند را ذکر نمایید.

پاسخ: باسلام خدمت شما پرسشگر محترم.

در مورد آب زمزم و تربت کربلا مرقد امام حسین علیه السلام مستندات متعددى وجود دارد. تجربه نیز در این موارد شاهد دیگرى بر صحت این مدعا است. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: پس از طواف و نماز اگر توانستى مقدارى از آب زمزم بنوش و بگو: خداوندا این آب را علمى نافع و رزقى واسع و شفاى از همه دردها قرار بده، (1) اسماعیل بن جابر گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که فرمود: آب زمزم شفاى هر بیمارى است. (2) هم‏چنین از امام صادق علیه السلام مروى است که فرمود: در خاک قبر حسین علیه‌السلام، شفاى همه دردها است. (3) گفتنى است که در خوردن از تربت براى شفا گرفتن، باید توجه داشت که باید مقدار بسیار کمى از آن را تناول کرد.

پى نوشت ها:

1) کافى، ج 4، ص 430

2) کافى، ج 6، ص 386

3) التهذیب، ج 6، ص 74

سؤال: سلام علیکم. چرا با وجود فرزندان و نوادگان بسیار زیاد رسول اکرم صلّی الله علیه وآله، به عنوان نمونه، امام علی امیر المومنین 18 فرزند پسر و 12 فرزند دختر داشتند، اما فقط حدود 50 تا 60 نفر امام حسین علیه السلام را در کربلا یاری کردند؟ با سپاس.

پاسخ: با سلام خدمت شما پرسشگر محترم.

الف: در اندیشه شیعه تنها قول و فعل و رفتار پیامبر و امام معصوم حجت می باشد نه دیگران اینکه در این جنگ چه کارها و خونریزی‌هایی شده است برای ما هیچ‌کدام حجت نمی باشد. چون حکومت آن‌ها غصبی بوده است و...

ب: اما در مور این‌که بیان نمودید که ائمه در این جنگ‌ها حضور داشته اند، صحت ندارد. بيشتر مطالبي که مورخان درباره جنگ‌‌هاي صدر اسلام نوشته‌‌اند، از تاريخ طبري مي‌‌باشد، که پذيرش هر کدام نياز به بررسي دقيق دارد. طبري مطالب تاريخي را از راويان مختلف نقل مي‌‌کند که برخي دروغگو و غير موثق بوده‌‌اند، از جمله سيف بن عمر که خيلي از مطالب مربوط به جنگ‌‌هاي ايران و عرب‌‌ها و مطالبي را که از علي و فرزندان وي در اين باره نقل شده، از طريق وي است. جواد علي (از مورخان) معتبر مي‌‌گويد: طبري در استفاده از مآخذ، اصول اهل حديث را در نظر نگرفته و از چهره‌‌هاي ضعيف هم روايت کرده است. او روايات سيف بن عمر را که متهم به زندقه است و خود طبري هم نظر مساعدي نسبت به وي ندارد، نقل مي‌‌کند. (1) بر اين اساس اگر در برخي از منابع سخن از شرکت امام حسن و امام حسين علیها‌السلام در جنگ ايران و مسلمانان آمده است، واقعيت ندارد. افزون بر اين مسلمانان مردم ايران را قتل عام نکردند و اين مطلب از دروغ‌هائي است که دشمنان اسلام مطرح کرده‌اند. (2)

پي‌‌نوشت‌ها:

1) احمد زماني، حقايق پنهان، ص 117.

2) رسول جعفريان، تاريخ سياسي اسلام، سيره رسول خدا(ص)، ص 124.

موفق و پیروز باشید.

سؤال: سلام. چرا در متن زیارت عاشورا «اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین» آمده نه «حاربت» و یا «جاحدت»؟

پاسخ: با سلام خدمت شما پرسشگر محترم.

واژه: جاهد، در مورد باطل هم به كار مى رود و چنين نيست كه هميشه در مورد تلاش اهل حق، استعمال شود. در سوره عنكبوت آمده است: «و إن جاهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما.» (عنکبوت، آیه 8) و اگر پدر و مادر تلاش كنند براى اين كه تو به من شرك ورزى، از آنان پيروى مكن و در سوره لقمان آمده است: «و إن جاهداك على أن تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما» (لقمان، آیه 15) جاهَدَ، همان گونه كه از لغت به دست مى آيد، به معناى تلاش فراوان و به كارگيرى نهايت طاقت و توان است از سوى دو نفر كه با يكديگر درگير هستند و اين معنا و مفهوم، هم در بعد مثبت و هم در بعد منفى به كار گرفته مى‌شود. البته از اين رو كه در جنگ، تلاش و به كارگيريِ نهايت توان وجود دارد. اين واژه، در جنگ و قتال هم به كار مى رود و ممكن است واژه هاى جهاد و مجاهده، در ادبيات قرآن و روايت، هميشه در جنگ اهل حق با باطل، كاربرد داشته باشد؛ ولى اين بدان معنا نيست كه اگر "جاهد" در معناى اصلى خود، يعنى "تلاش" به كار رفت، حتما بايد در جهت مثبت باشد. شاهد اين سخن ما دو نمونه استعمال "جاهد" در قرآن به معناى تلاش در جهت منفى است كه بدان اشاره كرديم. تلاش پدر و مادر براى مشرك سازى فرزند، در قرآن، با تعبير «جاهدا» آمده است. هم اكنون به متن زيارت عاشورا و جمله «اللّهم العن العصابة الّتي جاهدت الحسين…» برمى‌گرديم و مى گوييم كه چه اشكالى دارد كه «جاهدت»، بازگو كننده تلاش آن گروه ستمكار، در برابر سيدالشهدا باشد و بدين معنا باشد كه: «خداوندا! لعنت كن آنانى را كه تمام توان خويش را در برابر سيدالشهدا و براى كشتن آن حضرت، به كار گرفتند»؟ به اين شكل، معناى "جاهدت" درست است و مشكلى ندارد و امّا غلبه استعمال واژه "جاهد" و "جهاد" در معناى مثبت، به هنگامى كه در خصوص جنگ به كار مى رود دليل آن نمى شود كه "جاهد" در معناى اصلى به كار گرفته نشود و يا اين كه در آن جا هم حتماً بايد در معناى مثبت و نه منفى استعمال گردد. استعمال اين واژه در قرآن در دو سوره، دفاع ما را تمام مى سازد و دليلى ندارد كه ما اين واژه را تحريف شده بدانيم.

پاسخ‌ها از حجت الاسلام علیرضا سعیدی

تهیه و تنظیم: سایت رسالات

تاريخ: ۱۳۹۵/۷/۱۱
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal