حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۳ مرداد     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
حجت‌الاسلام بازاری:
 قوّت دشمن در ضعف ماست
خدا می‌گوید نماز بخوان. خدایا نماز من را نیاز داری؟ میگه نه. میگم پس چرا بخونم؟ میگه بخون که اگر شاخه‌های اضافی در وجود تو بوجود آمد بتوانی آن‌ها را هرس بکنی. ما متأسفانه اما قیچی هرس را به گوشه‌ای انداختیم و یه وقت متوجه می‌شویم که... ای وای... آن‌قدر فرعیات دور و بر ما را گرفته است که اصل را فراموش کرده‌ایم.

مصاحبه اختصاصی سایت رسالات با حجت‌الاسلام بازاری

با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. لطفاً در مورد سابقه‌ی علمی و تبلیغی خود توضیحاتی ارائه بفرمائید.

بسم الله الرحمن الرحیم. رجبعلی بازاری هستم. از استان مازندران، شهرستان ساری. از سال 1356 در حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد مقدس.

از سال 56 برنامه‌ها و فعالیت‌های تبلیغی من شروع شد. از 10 سال پیش هم در دفتر تبلیغات جزو نخبگان تبلیغی به حساب می‌آیم.

چه عواملی باعث شد شما روی به تبلیغ دین بیاورید؟

ابتدا تمایل به امورات دین من را وادار کرد که به حوزه‌ی علمیه بیایم. در حوزه بستگی دارد که فرد چقدر احساس مسئولیت بکند. من دیدم که با توجه به لطفی که خداوند در امور تبلیغ به من دارد می‌توانم مثمر ثمر باشم. درست است که تحقیق، فقه، اصول و... وجود دارند اما بالاترین امتیاز یک طلبه در تبلیغ است. طلبه‌ای که کار تبلیغی می‌کند می‌تواند مردم را به سمت و سویی بکشاند که نظر انبیاء و اولیاء الهی بوده است.

جرقه‌ی اولیه‌ی ورود شما به امر تبلیغ چگونه زده شد؟

 من ورودم به حوزه و مبلغ شدنم را مدیون پدرم هستم. روزی با پدرم صحبت می‌کردم. شاید سال 53 بود و من به تازگی وارد حوزه شده بودم. ایشان به من گفتند تو زبان و بیان خوبی داری. اگر بتوانی در حوزه به سمتی بروی که مبلغ شوی بسیار خوب خواهد بود. ما جدای از این‌که مبلغ هستیم افتخارمان این است که روضه‌خوان آقا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام هستیم. اصل روضه یک صدای خوب است که خداوند به من عطا کرد. استارت و تشویق اولیه را مرحوم پدرم زدند و ما این مسیر را به لطف خدا داریم ادامه می‌دهیم.

احتمالاً در دورانی که وارد حوزه شده‌اید و بعد از آن به امر خطیر تبلیغ مشغول بودید، از برخی از افراد و بزرگان تأثیر پذیرفته‌اید. اگر مایلید نام این افراد را ذکر کنید و بفرمائید که چگونه آن‌ها در مسیر تبلیغ دین در شما اثرگذار بوده‌اند؟ اگر خودتان سبک خاصی در تبلیغ دارید آن را معرفی بفرمائید.

من در تبلیغ سبک کسی را دنبال نکردم. سعی کردم خودم باشم. البته قبل از انقلاب افرادی چون حضرت آیت‌الله فلسفی رضوان الله تعالی علیه در مورد منبر، آقای کافی در مورد بیان شیوا و روضه‌خوانی و افرادی دیگر به نوعی در منبر ما مؤثر بوده‌اند و دیدن موفقیت آن‌ها تشویق ما برای گام برداشتن در این مسیر بوده است ولی سعی کرده‌ام سبک خودم را در منبر رفتن پیگیری کنم و با استفاده از بیان و روضه‌خوانی و سایر جنبه‌های منبر بزرگان، منبر خودم را غنی‌تر کنم. الحمدلله مردم هم راضی هستند و امیدوارم خداوند هم از من راضی باشند.

مهم‌ترین معضلات و چالش‌های تبلیغ دین را چه مواردی می‌دانید؟

چالش‌ها زیادند، معضلات هم همین‌طور. من در بسیاری از شهرستان‌های کشور برای تبلیغ رفته‌ام و نظرم این است که ما مبلغین باید بنا را بر این بگذاریم که عامل در کلاممان باشیم. معضل جامعه‌ی ما این است که حرف در آن زیاد است اما عمل کم. مردم حرف‌های ما را نگاه می‌کنند و بعد با عملمان می‌سنجند. اگر با عمل ما مطابقت داشت مطمئناً آن حرف‌ها در دل مردم اثر خواهد گذاشت اما متأسفانه این‌که می‌بینید حرف‌ها اثر ندارد و این‌که می‌بینید صحبت‌ها قشنگ است اما دلنشین نیست و مردم را وادار به تفکر و عمل نمی‌کند یکی از دلایلش این است که خودمان متأسفانه اعتقاد کامل به این کلام نداریم و عملاً نرفتیم سراغش. وقتی از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام پرسیدند که آیا آن‌چه که به ما امر می‌کنید خود نیز عمل می‌نمایید یا خیر؟ فرمودند: من آن‌چه که خود عمل نکرده باشم به شما هم امر نمی‌کنم. من سعی می‌کنم آن‌چه که می‌خواهم در منبرم بگویم اول خودم عمل کنم و سپس در منبر و در جامعه بگویم.

شاید منظورتان در یک کلمه خودسازی است...؟

احسنت، بله. من تا خودم را نسازم نباید به هیچ وجه به فکر مردم باشم. تا زمانی که من تسلیم امر خداوند نشده‌ام نباید دیگران را به این امر وادار کنم که تسلیم خداوند باشند. چون گوینده خیلی مهم است. شما نگاه کنید اولین گوینده خود خداوند است. دومین گوینده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. سومین گوینده ائمه علیهم‌السلام هستند. شما ببینید کدام روایت و مطلب را که از ایشان نقل شده است داریم که خودشان عمل کننده به آن نباشند. اول عمل می‌کردند و سپس امر می‌کردند. این بهترین راه و مهم‌ترین ضرورت برای موفق بودن در امر تبلیغ است.

اگر بر فرض این خودسازی در فرد صورت گرفته باشد، آیا موانع و معضلات دیگری وجود نخواهد داشت؟ این موارد احتمالاً کدامند؟

قطعاً وجود دارد و قطعاً راحت‌تر برطرف خواهند شد. چون خودسازی که وجود داشته باشد توقفی در کار نخواهد بود. چون  می‌دانم انتهای مسیر چه کسی ایستاده است و من باید به کجا برسم. لذا وقتی مسیر و مقصد مشخص است احتمال بیرون رفتن از مسیر کمتر است، حتی اگر با موانع بسیاری روبرو باشیم.

تبلیغات فرقه‌ها و ادیانی مثل وهابیت، بهائیت و مسیحیت را تا چه حدی خطرناک می‌دانید؟ چه راهکارهایی می‌شود برای آن اندیشید و بکار بست؟

طبیعی است که بپذیریم خطر از جانب فرقه‌ها وجود دارد و می‌توانند مشکل‌ساز باشند. متأسفانه الآن برخی از ما و برخی از مسئولین ما هم‌ّشان بر این است که این فرقه‌ها را معرفی کنند که افراد مسلمان گرفتار این فرقه‌ها و برنامه‌های ایشان نشوند اما من برعکس این قضیه را هم می‌بینم و می‌گویم عوض معرفی این فرقه‌ها بیاییم داشته‌های خود را معرفی کنیم. مردم را مسلّح به سلاح علم و تقوا و عمل کنیم و خودمان را قوی کنیم تا جوابی برای آن‌ها داشته باشیم. الآن وهابی‌ها و سایر گروه‌هایی که شب و روز دارند تبلیغ می‌کنند و روز به روز بیشتر هم می‌شوند علتش این است که تشخیص داده‌اند که فلان منطقه قابلیت دریافت این تبلیغات را دارد. چرا چنین برداشتی دارند؟ چون آن منطقه از جانب فکری و فرهنگی ضعیف است. انسان تنوع طلب است. به محض این‌که می‌بیند صحبت جدیدی مطرح شده است بلافاصله جذب آن می‌شود. ما بعد از انقلاب دیدیم که بسیاری از جوانان ما جذب این حزب‌ها و سازمان‌ها شدند. مخصوصاً بچه‌های انقلابی به سمت گروه‌هایی مثل منافقین جذب شدند. علتش این بود که ما کاری این‌جا نکردیم! آن‌ها هم از بدی‌های کارشان که نمی‌گفتند! از نهج‌‌البلاغه مثلاً می‌گفتند! از خوبی‌ها می‌گویند تا جوان ما را به سمت خودشان بکشانند. مثل شیطان که به او گفتند این عابد را چگونه گول می‌زنی؟ او نه اهل ورق است و نه اهل شراب و نه اهل زنا. گفت او را به وسیله‌ی نماز خواندن گولش می‌زنم. یعنی سلاحی که در دست ماست، این فرقه‌ها می‌آیند خودشان را مسلح به آن سلاح می‌کنند و تفکرات غلط خودشان را به خورد جامعه می‌دهند. افراد هم می‌بینند آن‌چه که ما داریم می‌گوییم با آن‌چه آن‌ها می‌گویند فرق دارد و آن‌ها حرف‌های تازه دارند! شما اگر هر روز به قرآن مراجعه کنید حرف تازه‌ای دارد اما شرطش این است که کلام قرآن را بفهمید. ما مراجعه می‌کنیم اما نمی‌خواهیم بفهمیم. ما فقط سبقت را گذاشتیم در صحیح خواندن و روخوانی نماز و قرآن! سبقت را نگذاشتیم در دو رکعت نمازی که قبول باشد. نتیجه‌ی قبولی نماز هم باید خودش را در ما نشان دهد و بروز پیدا کند. خدا می‌گوید نماز بخوان. خدایا نماز من را نیاز داری؟ میگه نه. میگم پس چرا بخونم؟ میگه بخون که اگر شاخه‌های اضافی در وجود تو بوجود آمد بتوانی آن‌ها را هرس بکنی. ما متأسفانه اما قیچی هرس را به گوشه‌ای انداختیم و یه وقت متوجه می‌شویم که... ای وای... آن‌قدر فرعیات دور و بر ما را گرفته است که اصل را فراموش کرده‌ایم. یعنی قوت دشمن در ضعف ماست. دشمن قوی نیست، این ما هستیم که گاهی ضعیف عمل کرده‌ایم و فکر می‌کنیم دشمن و مکر او قوی است. بیا خودت را قوی کن تا ببینی دشمنت ضعیف است. مگر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام امام ما نیستند؟ فرمودند که اگر تمام مردم یک طرف (به سمت ناحق) بروند و من یک طرف (راه حق) باشم من راه خودم را ادامه می‌دهم. کاری به کار مردم ندارم. چرا؟ چون به آن‌چه که می‌گوید باور دارد. آن‌چه که وظیفه‌اش است را انجام می‌دهد. کسانی که واقع‌بین و منصف باشند نمی‌توانند علی علیه‌السلام را رد کنند حتی اگر دشمن جانی او باشند.

در مورد سبک‌های تبلیغی نظر کلی شما چیست؟ آیا وجود سبک‌های تبلیغی مختلف را تأیید می‌کنید و اگر این‌گونه است در مورد سبک تبلیغی خراسان توضیحاتی ارائه بفرمایید.

بله. قطعاً سبک‌های تبلیغی وجود دارند اما تبلیغ در خراسان الآن سبک خاصی را دنبال نمی‌کند. سلیقه‌ای شده است. ما و مسئولین فرهنگی ما باید این را برای مبلغین روشن کنیم نه مثل آن‌چه که الآن انجام می‌شود و کلاس‌های 10 روزه می‌گذارند که بگویند چنین و چنان...نه. این را باید به گونه‌های مختلف به باور افراد برسانند و یک فرآیند مستمر باشد. مثل یک ماهنامه. یعنی تزریق فرهنگی باید مستمر باشد. درست است که کتاب‌های مختلفی وجود دارد اما انسان نمی‌تواند به یک کتاب اکتفا کند. باید 10 تا کتاب را مطالعه کند. آن هم کافی نیست. می‌شود در لابلای مطالعات افراد مسئولین فرهنگی لااقل کد بدهند، نسبت به موضوعات مختلف و بعد بیایند روی این موضوعات مانور کنند. از طرفی باید در هر کاری نوعی رقابت هم وجود داشته باشد. مبلغین اول باید در تزکیه نفس و سپس در امور دیگر خود را ارتقا بدهند.

آن‌چه که من در بین آقایان قمی دیده‌ام در مقایسه با آقایان مشهدی مثلاً می‌روند دنبال فقه و فقاهت و... اما مشهدی‌ها بازتر فکر می‌کنند و بیان می‌کنند لذا باید ببینیم که جامعه چه نیازی دارد. یک زمانی هست که سخنرانی تخصصی در یک محفل خاص جواب می‌دهد، خوب اشکالی ندارد اما عامه‌ی مردم ما در جلسات عمومی سبک‌ها و موضوعات مختلفی را می‌خواهند و می‌پسندند. مبلغ به صورت کلی باید مبلغ عامه باشد. قطعاً آن‌چه که عمومی باشد نتیجه‌ی بهتری خواهد داشت.

ادامه دارد...

تهیه و تنظیم: سایت رسالات

تاريخ: ۱۳۹۴/۸/۳
» مطالب مرتبط
  مصاحبه رسالات با حجت‌الاسلام و المسلمین روشن‌تن (بخش دوم)
  مصاحبه کوتاه رسالات با خانم حیدری؛ از نخبگان تبلیغی مشهد
  مشهد؛ قطب شعر حوزوی
  مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین جوادی
  بررسی جریان‌های انحرافی مهدویت
  بررسی تحلیلی عرفان‌های نوظهور در گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی-بخش دوم
  مصاحبه اختصاصی رسالات با حجت الاسلام والمسلمین شرفی
  مصاحبه کوتاه رسالات با خانم حسن پور
  طلبه‌‌ای که با کافه‌‌داری، تبلیغ می‌‌کند!!
  مصاحبه با جناب آقای دکتر مفتاح
  حجت‌‌الاسلام تاج لنگرودی: منبر جای عرضه «محیای محیا محمد و آل محمد (ص)» است.
  بررسی تحلیلی عرفان‌های نوظهور در گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی (1)
  مصاحبه‌ی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین لزگی
  گفتگویی با حجت‌الاسلام والسلمین دکتر رضانژاد در مورد بابیت و بهائیت
  مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین پناهیان
  مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین ماندگاری
  گفتگوی به جا مانده از مرحوم حضرت آیه الله خوشوقت
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
ثبت نام جذب و گزینش
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal