حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۲۱ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
به همت اداره هنر و رسانه برگزار شد:
 چهل و چهارمین جلسه انجمن شعر طلاب خراسان رضوی
چهل و چهارمین جلسه انجمن شعر طلاب خراسان رضوی، عصر شنبه 23 آبان‌‌ماه سال جاری در اتاق جلسات کانون بحث و انتقاد دینی شهید هاشمی‌نژاد برگزار گردید.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگی-تبلیغی رسالات، چهل و چهارمین جلسه انجمن شعر طلاب خراسان رضوی با حضور 11 تن از اعضای این انجمن آقایان حجت الاسلام عدالتی مجد، علی اصغر شکفته، سید رضا بابایی حسینی، مجید احمدی، محمد علی زندی، سید حسین مؤید، رضا صادقی، کلاته بزرگ، رضا رجبی و خانم‌ها صدر و صباغ خور برگزار شد.

حجت‌الاسلام علی عدالتی مجد، دبیر انجمن شعر طلاب خراسان رضوی در این رابطه گفت: در این جلسه 26 اثر قرائت شد و 14 مورد از این آثار مورد نقد کارشناسان و اعضای انجمن قرار گرفت.

وی افزود: ماه صفر فرصتی مناسب برای شعرا است که در مورد اربعین و سایر مناسبت‌های آن اشعار در خور توجهی بسرایند.

دبیر انجمن شعر طلاب خراسان رضوی اظهار داشت: با توجه به این‌که مشهد مقدس در سال 2017 میلادی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام اعلام شده است، از تمامی شاعران عضو دعوت می‌شود که با سرودن و خلق آثار جامع و جهانی، خود را برای این مسئله آماده کنند.

وی هم‌چنین از شاعران عضو این انجمن خواست جزوه‌ای در 8 صفحه حاوی عکس و نام، زندگینامه هنری و معرفی آثار و 5 مورد از آثار برتر خود، هر کدام در یک صفحه، ارائه نمایند تا به عنوان شناسنامه آرشیوی طلاب شاعر خراسانی در دفتر اداره هنر و رسانه نگهداری شود.

گفتنی‌ست با توجه به انتقال دفتر اداره هنر و رسانه به کانون بحث و انتقاد دینی شهید هاشمی‌نژاد واقع در میدان صاحب‌الزمان مشهد، از این پس جلسات این انجمن و سایر انجمن‌های اداره هنر و رسانه از جمله سینما، ادبیات داستانی، عکس و خوشنویسی در اتاق جلسات این مرکز برگزار خواهد گردید.

سه دو بیتی از احمد ناظر کلاته بزرگ

یک غنچه سرخ روی دست خورشید/ پرپر شد و عطر جانفزایی پیچید

از بوی گل محمدی در آن روز/ عطری ز گلاب ناب خورشید چکید

***

لب‌های عطش‌ناک عمو را می‌دید/ قاسم که به خون پاک خود می‌غلطید

در لحظه‌ی آخرین نگاهش می‌گفت:/ سیراب شدم پدر لبم را بوسید

***

عباس به دوش می‌کشد مشک پر آب/ در سینه‌ی اوست عکس طفلان بی‌تاب

ناگاه هجوم خصم و مشکی بی آب/ -چشمی که همیشه منتظر ماند- رباب

اثری از خانم صباغ خور درباره حضرت زینب سلام الله علیها

بانو پیام کربلایت قشنگ بود/ آن لحظه‌‌های نور و نوایت قشنگ بود

آن گل که بر گلوی علی اصغرت شکفت/ هم ناله با طنین صدایت قشنگ بود

لب‌های کودکان حرم داغ و تشنه بود/ این بار هم نگاه رسایت قشنگ بود

وقتی رقیه از تو سراغ پدر گرفت/ تکیه کلام عمه فدایت قشنگ بود

آری تلألو گل خورشید روی نی/ در چشم‌های نغمه‌سرایت قشنگ بود

در اوج آتش غم و داغ بلند عشق/ آن لحظه‌های ناب دعایت قشنگ بود

با این‌که عمق فاجعه از حد گذشته بود/ اما چقدر صبر و وفایت قشنگ بود

هرگز ندید چشم تو غیر از جمیل را/ بانو کدام صحنه برایت قشنگ بود؟

«غریو تشنگی» - علی اصغر شکفته

نگاه تشنگی می‌سوخت تا اعماق جان‌ها را/ که بهر یک دو جرعه آب می جستند سقا را

نوای العطش از خیمه‌ها تا عرش اعلا بود/ بجز ساقی ندارد کس کلید این معما را

ندارد او تحمل تا ببیند این چنین حالی/ غریو تشنگی در خیمه‌گاه آل طاها را

 دل او بیقرار و سینه تنگ از جور نامردی/ شرر می‌زد دل صد پاره و بی‌تاب سقا را

به او خورشید عالم‌تاب دستور سقایت داد/ که بهر غنچه‌هایش آورد آب گوارا را

شجاعانه روان شد سوی نهر آب با امید/ که شاید آورد او جرعه‌ای از آب دریا را

بیا ای فاطمه یک دم کنار علقمه بنگر/ که بی دست و علم کشتند خورشید دل‌آرا را

شکفته دیده گریان است از این ماتم عظمی/ سراسر سوخته از غم دل پر غصه ما را

«عطش» - علی اصغر شکفته

تا کنون من طلب آب نکردم ز کسی/ طلب از قوم ستمگر جگرم را سوزاند

اصغر از ضعف عطش روی دو دستم خوابید/ خنده‌ی غنچه‌ی پرپر جگرم را سوزاند

قبل از آنی که ببوسم رخ زیبایش را/ بوسه زد تیر به حنجر جگرم را سوزاند

رفتم از هوش کنار بدن اکبر خود/ تن صد پاره‌ی اکبر جگرم را سوزاند

بر سر نعش علمدار نشستم گفتم/ رفتنت شیر دلاور جگرم را سوزاند

از غمت پشت برادر بشکست ای ساقی/ بازوی رفته ز پیکر جگرم را سوزاند

بگو ای علقمه بازوی علمدار کجاست؟/ غمت ای زاده‌ی حیدر جگرم را سوزاند

بود در خیمه عزیز دل من در تب و تاب/ تب آن سرو صنوبر جگرم را سوزاند

بودم آن شام غریبان به کنار مقتل/ گریه و ناله‌ی مادر جگرم را سوزاند

این شکفته‌ست که از عمق وجودش گوید/ غمت ای سبط پیمبر جگرم را سوزاند

دو اثر از رضا صادقی

جلوه‌ای ناب خداوند به دنیا داده/ همه‌ی نور خودش را به تو یکجا داده

هشتمین آینه‌ی عشق به این‌جا آمد/ به جهان گل پسر حضرت زهرا(س) آمد

آسمان هم به تو دل بست چه عاشق داری/ این چه سرّیست که با قلب خلائق داری

وصف تو معرفت از جنس خدایی می‌خواست/ نه قصیده نه غزل، عشق‌سرائی می‌خواست

در دلش یاد غم کرب و بلا دائم داشت/ بر لبش ذکر پر از معنی یا قائم داشت

ما حسینی شده از صحن گوهرشاد توایم/ کربلا رفته‌ی از پنجره فولاد توایم

دور و نزدیک ندارد، هر کسی یارت شد/ بی‌شک همسایه‌ی دیوار به دیوارت شد

***

به نام نامی عشقی که لم یزل شده است/ که در کتاب خدا بهترین غزل شده است

شروع می‌کند این‌بار زائری خسته/ همان‌که شد به نگاه تو سخت وابسته

سلام بر تو که این‌قدر مهربان هستی/ همیشه باور دل‌های عاشقان هستی

سلام بر تو که مسجود آسمان هستی/ تمام جلوه‌ی حسن پیمبران هستی

ز پشت پنجره‌ی آن بهشت رویایی/ میان زمزمه‌های غریب تنهایی

بدون هیچ کنایه صریح می‌گویم/ فقط کنار شما سرپناه می‌جویم

 

تاريخ: ۱۳۹۴/۸/۲۴
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal