حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۶ تير     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه اطلاع رسانی فرهنگی-تبلیغی رسالات:
 گفت و گو با حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی نظری منفرد
مسلم است که اگر گوینده‌ای می خواهد روایتی را نقل کند باید پیرامون آن به خوبی مطالعه و دقت کند و اگر نیاز به توضیح دارد آن را بیان کند؛ ثانیاً ما روایاتی داریم که معصومین فرموده‌اند بعضی از مطالب ما را که مردم نمی‌توانند درک کنند و فهم آن‌ها برای مردم...

اشاره

حجت‌الاسلام حاج شیخ علی نظری منفرد خطیب گرانقدر و شیرین سخنی است که خطابه و منبر و کرسی تدریس و فقاهت را با هم جمع کرده است. ایشان در آذر 1326 در شهر مقدس قم و در خانواده‌ای روحانی و اهل علم متولد شد و پس از اتمام دروس ابتدایی در سال 1341 وارد حوزه‌ی علمیه‌ی قم گردید.

ایشان می‌گوید: ورود من به حوزه بعد از ارتحال آیت الله العظمی بروجردی و تقریباً همزمان با شروع انقلاب امام خمینی (ره) بود. البته قبل از ورود به حوزه از دارالفنون مدرک گرفته بودم که در آن زمان می‌گفتند تصدیق مدرسی که چیزی شبیه به لیسانس امروزی بود. در حوزه‌ی مقدسه‌ی قم دروس سطح را تمام کردم و در سال 1346 به نجف اشرف مشرف و در آن‌جا نیز دو سال ماندم و دوباره به قم بازگشتم.

ایشان در قم از محضر علمای بزرگی همانند آیت‌الله محقق داماد و آیت‌الله میرزا هاشم آملی بهره‌ی فراوان برده و تحصیلات خود را کامل کرده است. با پیروزی انقلاب اسلامی برای دوره‌ی اول و دوم از شهرستان اباده به مجلس شورای اسلامی می‌رود. پس از پایان دوره‌ی دوم نمایندگی مجلس و با توصیه‌ی مرحوم آیت‌الله گلپایگانی به قم باز می‌گردد و مجدداً تدریس سطح و خارج و هم‌چنین وعظ و خطابه را پی می‌گیرد. از ایشان تا کنون بیش از بیست اثر قابل توجه در زمینه‌های تاریخ اسلام، مسائل اعتقادی و... منتشر شده است.

منبر از نگاه حضرت عالی چه جایگاهی دارد و جنابعالی از چه زمانی به طور رسمی منبر رفتید؟

منبر منصب بزرگی است که خطیب بر منبر تبلیغ دین خدا را می‌کند. تبلیغ هم کار انبیا است. از این رو مبلغ به حکم آیه‌ی شریفه‌ی «الذین یبلغون رسالات الله...» باید در تبلیغ خدا را در نظر داشته باشد.

بنده بعد از بازگشت از نجف در اسل 47 در قم شروع به منبر رفتن کردم و در تکایای اطراف خانه‌ی پدری در قم در ایام محرم و صفر و فاطمیه منبر می‌رفتم. این روند ادامه داشت تا سال 51-50 که منبر من بهتر شد و در مجلس روضه‌ی مرحوم آیت‌الله آقای حاج میرزا هاشم آملی در مسجد اعظم که روضه‌ی مهمی بود در دهه‌ی اول محرم سال 51 منبر رفتم.

اگر امروز بخواهید برای درس خطابه و منبر بگذارید چه نکات شاخص و مهمی را در نظر می‌گیرید که بگویید؟

چند نکته از اصول خطابه است که خطیب باید به آن‌ها توجه داشته باشد تا خطابه‌ی او جذاب و تأثیرگذار باشد. خطیب مانند ساقی است که تشنگان را با خطابه‌ی خود سیراب می‌کند لذا همان‌گونه که آب برای تشنه لب گواراست باید کلام خطیب به گونه‌ای باشد که برای مستمع گوارا باشد. این بدان معناست که خطیب باید نیازسنجی کند و مطالبی را در منبر بیان کند که مناسب حال مخاطب باشد. روان‌شناسی مخاطب کاری است که با درایت خطیب و یا آگاهی از افراد مجلس به دست می‌آید و می‌تواند بفهمد که این مستمعان معلوماتشان در چه حدی است. آیا همه در یک سطح از علم قرار دارند؟ موضوع مناسب این مستمعان چه نکته‌ای است؟ رعایت این نکته باعث جذابیت منبر و مفید واقع شدن مطالب به حال مستمعان است. نکته‌ی دیگری که خطیب نیازمند رعایت آن است داشتن اعتماد بنفس است. اگر خطیب هنگام خطابه اعتمادبنفس نداشته باشد نمی‌تواند خوب سخنرانی کند لذا هرکسی از هر سطح و طبقه‌‌ی علمی در مقابل انسان نشسته باشد، باید خطیب اعتمادبنفس داشته باشد تا در سخنرانی اضطراب و دلهره پیدا نکند و معلوماتش را از یاد نبرد.

راه بدست آوردن اعتمادبنفس نیز چند نکته دارد؛ اول آن‌که برای رضایت پروردگار منبر برودو اخلاص داشته باشد. دوم آن‌که سرمایه‌ی علمی و معلومات برای خود کسب کند. نباید خطیب مانند کارخانه‌ی بدون مواد باشد زیرا اگر مواد نباشد کارخانه تولیدی و خروجی ندارد. اگر خطیب سرمایه‌ی علمی نداشته باشد مجبور است لفاظی کند و این مستمع را جذب نمی‌کند، زیرا مستمع به دنبال لفظ نیست بلکه به دنبال مطلب است. اگر مطلب خوبی بدست نیاورد پای منبر نمی‌نشیند.

سوم آن‌که خطابه یک هنر است. خطیب باید هنر ارائه‌ی یک مطلب را نیز داشته باشد. من اسم کتابی را که درباره‌ی خطابه نوشته‌ام به همین علت فن خطابه گذاشته‌ام. فن خطابه داشتن غیر از سرمایه‌ی علمی داشتن است. داشتن فن خطابه در کارخانه‌ای که مثالش را زدم مانند مهندسی این مواد خام است. کارخانه مواد خام دارد اما برای تولید نیاز به مهندس هم دارد که این هنر را داشته باشد که با ترکیب مناسب مواد بتواند محصول مناسب را ارائه دهد. خطیب هم با داشتن فن خطابه می‌تواند از آن سرمایه‌ی علمی استفاده کند و با ترکیب و استفاده‌ی به موقع از آیات و روایات و ارتباط دادن میان آن‌ها و بهره‌گیری از مباحث، تاریخی، اخلاقی و شعر و آمیختن آن با حرکات دست و صورت، تن پایین و بالای صدا، مطلب قابل استفاده‌ای را به مستمع ارائه دهد که مورد بررسی او قرار گیرد و او را جذب کند.

سیر مطالعاتی کسی که می‌خواهد منبری شود باید در چه زمینه‌هایی باشد؟ مثلاً تفسیر، حدیث، تاریخ و در سایر زمینه‌ها چه کتاب‌هایی؟ مثلاً مرحوم فلسفی فرموده بود: «منبری باید یک دوره ناسخ التواریخ را دیده باشد.» یا رهبر انقلاب فرموده‌اند: «طلبه‌ای که می‌خواهد در دانشگاه تبلیغ کند باید یک دوره آثار شهید مطهری را مطالعه کرده باشد.» اکنون سؤال دیگر این است که واعظ در این زمان چه کتاب‌هایی را و با چه روش و سیر مطالعاتی باید مطالعه کند؟

دو شیوه مطالعاتی در خطابه وجود دارد تا انسان بتواند خطابه‌ی خوبی ارائه دهد:

شیوه‌ی اول این‌که خطیب به اقتضای هر منبری و موضوعی که برای آن منبر باید برود کتابی یا کتاب هایی را مطالعه و فیش‌برداری برای آن موضوع کند تا بتواند منبر خوبی ارائه دهد. اما این‌که کسی امروز برود و کتابی همانند ناسخ التاریخ را از ابتدا تا انتها مطالعه کند نه حوصله‌ی آن هست و نه بسیاری از مطالب آن به منبر به کار می‌آید. آری می‌توان برای مطالعه‌ی امثال این کتاب گزینش کند.

شیوه‌ی دوم این است که انسان کتاب یا کتاب‌هایی را انتخاب می‌کند و از ابتدا تا انتهای آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد از ان فیش‌برداری می‌کند و بر اساس آن منبر می‌رود.

حضرتعالی در مجالس علما و مراجع زیاد منبر رفته‌اید. بین منبر رفتن برای خواص و نخبگان و سایر اقشار چه تفاوت‌هایی وجود دارد؟

در این‌جا نیز همانند نکته‌ای که در ابتدای سخن به ان اشاره کردیم بر آن تأکید می‌کنم و آن این‌که خطیب باید نسبت به مستمع خود آگاهی قبلی داشته باشد و بداند که مستمع او در چه سطح علمی قرار دارد. اگر جمع حاضر اهل علم هستند و علما حضور دارند متناسب با علم آن‌ها مطالب را بیان کند. و اگر مخاطبان در سطح پایین علمی و یا اقشار بی‌سواد یا کم‌سواد هستند مطالب را متناسب با آگاهی آن‌ها بیان کند؛ حتی رعایت حال علمی محیط دانشگاه و حوزه، شهر و روستا متفاوت است و باید منظور شود. مطرح کردن مباحثی مانند جبر و تفویض در محیط علمی کاربرد دارد. اما در محیط‌ غیر علمی کاربرد ندارد مستمع خسته می‌شود و استفاده هم نمی‌برد.

مدت زمان یک منبر را چقدر می دانید؟ آیا سخن طولانی‌ مضر است؟

داوری کلی نمی‌شود انجام داد. فقط می‌توانیم یک میانگین ارائه دهیم. گاهی مستمع نشاط دارد، مطلب می‌خواهد، محیط از جهت گرما و سرما مناسب است، نور و صدا به اندازه است و همه‌ی شرایط دست به دست هم می دهد، انسان منبر را طولانی می کند و مستمع هم خسته نمی‌شود. همه‌ی این عوامل در سخنرانی و زمان آن دخیل اند.

اما در شرایط عادی سخنرانی باید کوتاه باشد؛ طالب و روضه را 20 دقیقه تا حداکثر 30 دقیقه بیان کند. در مسند ابی یعلی آمده که عمار یاسر بعد از حیات پیامبر صلی الله علیه و آله در جایی به سخنرانی پرداخت و خیلی کوتاه سخنرانی کرد. برخی به ایشان اعتراض کردند که چرا کوتاه صحبت کردید. عمار گفت: «امرنا رسول‌الله باقصار الخطب»؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما امر فرموده که کوتاه خطبه بخوانیم. خطابه هنگامی که کوتاه باشد به کام شنونده شیرین تر است.

از شخصیت‌های منبری در دهه‌های اخیر کدامیک را بر جامعه تدثیرگذار می‌دانید؟ علت موفقیت آن‌ها چه بوده است؟ خطبایی مانند مرحوم کافی، مرحوم فلسفی و شهید مطهری چگونه بوده‌اند؟

من همه‌ی این بزرگان را خطبای موفق می‌دانم. این بزرگان گذشته از سرمایه‌ی علمی که داشتند با احساس و سوز صحبت می کردندو تأثیر بسیاری بر شنونده می‌گداشتند. مرحوم تربتی هم این‌گونه بودند. ایشان یک یا دو سال بعد از آقای بروجردی وفات کردند و قبر ایشان در قبرستان نو در یکی از مقابر است. ایشان از طرف آقای بروجردی به رفسنجان می‌رفتند. سخنرانی‌های ایشان ضبط شده و موجود است که بسیار تأثیرگذار و جذاب بود. موعظه اگر از دل براید لاجرم بر دل نشیند اما اگر فقط از زبان برآید از گوش تجاوز نمی‌کند. بعضی افراد این‌گونه بودند که منبرهایشان تدثیرگذار بود. در نجف هم همین‌طور بود. گاهی یک یا الله می‌گفتند وسط منبر و همه گریه می کردند. نقل شده مرحوم محدث قمی و مرحوم شیخ جعفر شوشتری هم این‌گونه بودند.

مشکلات و چالش‌های مداحی و منبر در این روزگار چیست؟ آیا به دلیل وجود رسانه‌هایی مانند تلویزیون استقبال از منبر کم نشده است؟ چه راه‌هایی برای به روز کردن منبرها وجود دارد؟

در دنیای امروزی از شیوه‌های تبلیغی مختلفی استفاده می‌شود اما بنده معتقدم که با وجود ابزارهای مختلفی هم چون رسانه‌های مختلف تصویری و مکتوب برای تبلیغ، هنوز تبلیغ به شیوه‌ی سنتی ما جایگاه خود را دارد. زیرا تبلیغ رو در رو تأثیرگذارتر است از این‌که مستمع از تلویزیون ببیند. این به شرطی است که خطیب از شیوه‌های جذابیت منبر که بیان کردیم بهره بگیرد تا شیوه‌ی تبلیغی او تأثیرگذار و جذاب باشد. اگر این موارد را رعایت کنیم هنوز تبلیغ شفاهی و رو در رو تأثیرگذار است و جایگاه خود را می‌تواند حفظ کند.

گاهی در روایات مطالبی وجود دارد که ذکر آن موجب سؤال یا شبهه در ذهن شنونده می‌شود؛ مثلاً «اذا شاع الزنا کثر الزلزال و یا...». اخیراً دیده شده بعضی از گویندگان این‌گونه مطالب را گفته‌اند و توجیهات و توضیحات آن را ارائه نکرده‌اند و روشنفکران آن را به باد استهزا گرفته‌اند و یا ایجاد شبهه کرده‌اند که اگر مثلاً گناه و یا بی‌حجابی موجب قطع رحمت الهی است، پس چرا در غرب که انواع فسق و فجور رواج دارد رحمت الهی قطع نمی‌شود؟ حال پرسش این است که بیان این‌گونه مطالب در خطابه‌ها باید به چه شیوه‌ای باشد که ایجاد شبهه نکند؟

این سؤال سؤال بسیار مهمی است. جواب به این سؤال نیز جوانب مختلفی دارد. اولاً مسلم است که اگر گوینده‌ای می خواهد روایتی را نقل کند باید پیرامون آن به خوبی مطالعه و دقت کند و اگر نیاز به توضیح دارد آن را بیان کند؛ ثانیاً ما روایاتی داریم که معصومین فرموده‌اند بعضی از مطالب ما را که مردم نمی‌توانند درک کنند و فهم آن‌ها برای مردم سنگین است نقل نکنید. این حدیث در کافی شریف است «ان احادیثنا صعب مستصعب یا یتحمله الا بنی مرسل او ملک مقرب او عبد امتحن الله قلبه بالایمان.»

روشن است که گوینده نباید در منبر و سخنرانی بدون مقدمه چیزی را نقل کند که مردم کشش و قدرت درک آن را ندارند. هر گوینده‌ای نیز نمی‌تواند بعضی از مطالب را به خوبی توضیح دهد. بنابراین بهتر است مطالب شبهه‌انگیز اصولاً نقل نشود؛ مثلاً مسأله‌ی «اذا کسر الزنا کسر الزلال» را باید ابتدا بررسی کرد که ایا این مطلب به صورت یک کبرای کلی و قاعده‌ی مسلمی در همه‌ی ازمنه و امکنه است؛ یعنی به اصطلاح اهل منطق آیا این مطلب به نحو یک موجبه‌ی کلیه‌ی فراگیر و به نحو قضیه‌ی حقیقیه است (بر فرض صحت سند)، یا این‌که این مطلب قضیة فی واقعه بوده است؟ همه‌ی این‌ها باید ابتدا بررسی شود و یا مثلاً در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که حضرت به جابر بن یزید جعفی فرموده‌اند: اگر اسراری که از ما آموخته‌ای در جایی نقل کنی علیک لعنتی و لعتة ابائی. یعنی مسأله تا این حد حساس و مهم است.

بردن کتاب روی منبر برای منبری کار درستی است؟

این هم از مواردی است که بستگی به شرایط آن دارد. اگر خطیب بتواند به دانستنی‌های خودش اتکا کند و آیات و روایات را به صورت صحیح از حفظ بخواند، طبیعتاً نشانه‌ی رشد و برتری اوست؛ و الا در مواردی ایجاب می کند که انسان از روی کتاب بخواند؛ شرایط مهم است.

توسل به اهل بیت علیهم السلام را چقدر در منبر مؤثر می‌دانید؟

خیلی مهم است. از جمله نکات دیگری که تأثیر می‌گذارد این‌که منبری باید با وضو منبر برود و حتماً اخلاص داشته باشد. وقتی منبر می رود قبل ار منبر رفتن دعائی بخواند و از خدا بخواهد که حق را بر زبانش جاری کند. این‌ها مؤثر است.

اگر الآن جوان بودید و تازه به وادی منبر، وعظ و خطابه پای می‌گذاشتید چه کارهایی می‌کردید و چه کارهایی نمی‌کردید؟

آن‌چه که به نظر من می‌رسد این‌که جوانان عزیز باید از فرصت جوانی برای آموختن و مطالعه کردن، خوب استفاده کند. این دوران بسیار بااهمیت است. مقداری که سن انسان بالا می‌رود مشاغل بیشتری پیدا می‌کند و توان او هم تحلیل می‌رود. دیگر فرصت و توان آموختن و ذخیره‌سازی معلومات ندارد. بنده در دوران جوانی سعی کردم از فرصت جوانی به صورت بهینه استفاده کنم و تا آن‌جا که می‌توانستم به لحاظ شوق و علاقه‌ای که به منبر داشتم زیاد مطالعه می‌کردم و یادداشت برداری می‌نمودم. اکنون یادداشت‌های بسیار زیادی از آن دوران دارم.

کتاب زیاد دارید؟ اصولاً منبری باید کتابخانه‌ای غنی داشته باشد یا نه؟

بله. من هم حدود چهار یا پنج هزار کتاب دارم ولی منبری باید منابع دست اول در دست داشته باشد. این کتاب‌ها باعث اعتمادبنفس منبری می‌شود. همین منابع است که سبب می‌شود منبری بتواند بلافاصله به آن‌ها مراجعه کند و مطلبی را به دست آورد.

شما برای منبر چند ساعت مطالعه می‌کنید؟

ساعت مطالعه برای منبرهای مختلف متفاوت است. اگر سخنرانی مهمی داشته باشم گاهی یک تا دو روز قبل مشغول مطالعه‌ام. غیر از مطالعه، فکر کردن درباره‌ی آن موضوع و چگونگی ورود و خروج از بحث هم وجود دارد که از مطالعه محسوب می‌شود. چینش درست مواد خام و معلومات ذهنی خیلی مهم است تا مطلب درست جا بیفتد و مستمع بتواند استفاده کند.

منبرهای دیگر و معمولی این‌گونه نیست و یک یا دو ساعت زمان نیاز است که مصادر مختلف را ببینم و مثلاً راجع به ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مطالبی را درباره‌ی ولادت، اخلاق و خصوصیات آن حضرت به دست آورم.

داستان یا خاطره‌ی عبرت آموزی از اساتید و یا همکاران اهل منبر به یاد دارید؟

داستانی از مرحوم سید کاظم هندی نقل شده است. ایشان از منبری‌های معروف عراق بوده است. منبر مرحوم سید کاظم هندی بسیار جذاب بود. زیرا ایشان سخنوری قوی بودند و روضه هم خیلی خوب می‌خواندند. روزی ایشان به همراه یکی از علمای وقت در مجلس مهمی حضور پیدا می‌کنند. پس از مجلس و موقع ناهار آن عالم به مرحوم سید کاظم هندی می‌گوید: شما تصور نکنید که جذابیت منبر شما به دلیل تأثیر نفس شماست بلکه جذابیت و گیرایی منبر شما به دلیل مطالبی است که در منبر شما جمع می‌شود، در مردم اثر می‌گذارد و باعث عشق آن‌ها به منبر شما می‌شود. مرحوم سید کاظم هندی مخالفت می‌کنند و می‌گویند: خیر این به دلیل تأثیر نفس من بر مستمع است. آن عالم می‌گوید: خیلی خوب اگر به واسطه‌ی نفس شماست شما الآن که سفره می‌اندازند مرا بر سر سفره بگریان. مرحوم هندی می‌گوید باشد و شروع می‌کنند به خواندن. آن عالم که می‌گفته که تأثیر کلام شما به واسطه‌ی نفس شما نیست می‌گوید من یکدفعه به خودم آمدم دیدم شانه‌های مرا می‌مالند تا از شدت گریه به خود بیایم. فهمیدم که این تأثیر نفس سید کاظم هندی است که به دلیل طهارت، پاکی نفس و تهذیبی که دارد این‌گونه بر مستمع تأثیر می‌گذارد. شهید ثانی در شرح لمعه فرموده است: «الموعظة اذا خرجت من القلب دخلت فی القلب و اذا خرجت من مجرد اللسان لم تتجاوز الآذان.»

جمله‌ی برگزیده‌ای بگویید که عصاره‌ی تجربه‌های شما در امر وعظ و خطابه باشد؟

جمله‌ای از مرحوم آیت‌الله گلپایگانی به یاد دارم. ایشان به من لطف داشتند و بنده به دستور ایشان از تهران به قم آمدم. ایشان روزی به صورت خصوصی به من می‌فرمودند که در منبر اخلاص داشته باش. اگر اخلاص داشته باشی آثار وضعی آن خودش پیدا می‌شود. آثار وضعی آن این است که سخن تو در دیگران اثر بگذارد. اثار مادی ان هم ایجاد می‌شود اما توجه به این چیزها نداشته باش. شهرت و درآمد خوب از آثار وضعی مادی ان است که نباید به آن توجه داشت. اخلاص باشد خداوند همه چیز را فراهم می‌کند.

بهترین کتابی که خوانده‌اید؟

کتاب سفینة البحار محدث قمی را کتاب بسیار خوبی می‌دانم که هر منبری به آن نیازمند است. من این کتاب را هم خوانده‌ام و هم فیش‌برداری کرده‌ام. این کتاب کتاب دم‌دستی بنده است. نقل شده که ایشان می‌فرمودند: سفینه بهترین کتاب من است و بیست سال برای این کتاب زحمت کشیده‌اند. هم‌چنین «حیاة الحیوان» دمیری نیز کتاب خوبی برای اهل منبر است و داستان‌های زیبایی دارد.

رمز توفیق خود را هم در ساحت طلبگی و هم در ساحت منبر در چه چیزی می‌دانید؟

عنایت خداوند و اطاعت از پدر و مادر را رمز موفقیت خود می‌دانم زیرا من به لحاظ داشتن مدرک معقول و منقول می‌خواستم به دانشگاه بروم و نمی خواستم در صنف روحانی وارد شوم. برادرانم هم هیچ‌کدام روحانی نیستند اما پدرم فرمودند دوست دارم که شما روحانی شوید و من هم حرف پدرم را اطاعت کردم و رفتم روحانی شدم. اگر توفیقی باشد از این ناحیه است.

از آثار خودتان که مورد علاقه شماست و شاخص هم است نام ببرید؟

من واقعه‌ی کربلا را که تا به حال بیش از 20 بار چاپ شده است کتابی خوب می دانم. بعد از این کتاب تاریخ رسول اکرم را که ناقص هم هست؛ چون از هجرت تا وفات نوشته شده است. از خداوند توفیق می‌خواهم از ولادت تا هجرت را هم بنویسم.

نقش همسرتان را در موفقیت علمی و خطابه‌ی شما چقدر بوده است؟

از عوامل موفقیت خودم در خیلی از کارهایم را همسرم می‌دانم. ایشان هماهنگی کامل در محیط زندگی با من داشته‌اند و کمکم کرده‌اند که بتوانم در این زمینه بخصوص نگارش کتاب‌ها موفق باشم و الا اگر انسان در محیط خانه مشکل داشته و آرامش نداشته باشد نمی‌تواند موفق باشد. من از ایشان تشکر و سپاسگذاری می‌کنم.

خاطره‌ای زیبا و آموزنده از منبرهای سنگین، شورانگیز و فراموش‌نشدنی خود به یاد دارید؟

یادم می‌آید که سال 1364 در روز عرفه در صحرای عرفات و در خیمه‌ی حجاج منبر رفتم. در آن‌جا گروهی از فضلای طراز اول آن روز حوزه نیز بودند. معلوم است که آن جا حال و هوای خاصی وجود داشت.

در آن جمع، مردم گریه‌‌ی زیادی کردند. یکی از فضلا بعد از منبر بنده به من فرمودند: الآن همین‌طور که نشسته بودم. به قلب من گویا الهامی وارد شد (زیرا در روایت نیز وجود دارد که المؤمن ملهم) که کانّ خدای متعال همه‌ی این افرادی را که این‌جا گریه کردند بخشیده است. این خاطره بسیار برای من جالب و ماندگار بود.

نکته‌ی ناگفته‌ای باقی ماند؟

تشکر می‌کنم از شما و عزیزانی که در این عرصه در حال خدمت هستید. همین که انسان بداند انجام وظیفه می کند و رسالت الهی را ابلاغ می‌کند خودش نشاط به انسان می‌دهد. امیدوارم موفق باشید!

منبع: دوماهنامه تخصصی تبلیغ، سال اول، پیش شماره اول، تیر و مرداد 1390

تاريخ: ۱۳۹۴/۸/۳۰
» مطالب مرتبط
  تشیع انگلیسی انتقام یهود از اهل بیت علیهم‌السلام است!
  گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسین مؤمنی
  شباهت‌های ظهور و عاشورا؛ نحوه انتقام امام مهدی (عج) از قاتلان سیدالشهداء علیه‌السلام!
  تجلی اندیشه اسلام بدون مرز در افغانستان
  نوآوری‌ها به سنتی بودن عزاداری لطمه نزند
  قوّت دشمن در ضعف ماست
  مصاحبه رسالات با حجت‌الاسلام و المسلمین روشن‌تن (بخش دوم)
  مصاحبه کوتاه رسالات با خانم حیدری؛ از نخبگان تبلیغی مشهد
  مشهد؛ قطب شعر حوزوی
  بررسی جریان‌های انحرافی مهدویت
  مصاحبه کوتاه رسالات با خانم حسن پور
  مصاحبه اختصاصی رسالات با حجت الاسلام والمسلمین شرفی
  طلبه‌‌ای که با کافه‌‌داری، تبلیغ می‌‌کند!!
  گفتگوی اختصاصی رسالات با حجت‌الاسلام والمسلمین بابانیا
  نذر فرهنگی، مهم ترین نذر امروز
  چه رابطه ای بین امام حسین علیه‌السلام با امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد؟
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal