حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۸ خرداد     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
توماس تروتر؛ ترجمه محمد حسين رحمانيان:
 هنر ديني چيست؟
هنر عبارت است از فرآيند بيان عواطف و آرمان‎هاي بشري، در قالب شكل يا رويداد عيني و ملموس، از شادي‎هاي ساده‌ی انسان گرفته تا بيانات پيچيده‌ی فلسفي. يك اثر هنري، واقعي و عيني است. رويدادي است كه به بيننده كمك مي‎كند بين تجربه‌ی خود و آن‌چه هنرمند درباره‌ی آن بيان كرده، ارتباط برقرار كند. قبل از اين تعريف، ما...

مقصود از هنر ديني چيست؟ آيا هنري است كه موضوعات ديني را به نمايش مي‌‌گذارد؟ يا هنري كه اثر هنرمندان مذهبي است؟ يا هنري كه توسط برخي گروه‌هاي مذهبي يا كليساها رسماً جهت داده و معين شده است؟ هريك از تعاريف فوق زماني براي هنر ديني بهكار ميرفتهاند.

عموميترين تعريف براي هنر ديني عبارت است از هر آنچه موضوعات مربوط به كتاب مقدس را بنماياند. چنين هنرهايي مخصوصاً در قرون اخير فراوان مي‌باشند كه هنوز هم چشمگيرند. آيا ميتوان هنر ديني را به هر آن‌چه هنرمند مذهبي انجام ميدهد تعريف كرد؟ چنين بياني در رنسانس، يعني هنگامي به كار ميرفت كه كليسا هنرمندان بزرگي را به كار گرفت كه نه تنها در موضوعات مربوط به كتاب مقدس بلكه در اسطورهشناسي باستان نيز تجربه داشتند.

در طول تاريخ، "هنر ديني" عبارت بود از هر هنري كه كليسا رسماً به ديني بودنش تصريح ميكرد. تعريف اصطلاح هنر ديني هنوز لاينحل باقي ماندهاست. موضوعات مربوط به كتاب مقدس ممكن است براي مقاصد غير ديني در نقاشيها استفاده شوند. دينِ هنرمندان ربطي به نوع و چگونگي كارشان ندارد. به طوري كه نقاشان مؤمن ممكن است هرگز در "ديني" ارائه نمودن هنرشان بهاندازه‌ی غيرمؤمن‌ها موفق نباشند. برخي از قويترين آثار هنـر ديني در روزگار اخير توسط هنرمنداني تهيه شدهاند كه خودشان به تشكيك در سنتها و ارزشهاي ديني معترف بودهاند.

منظور از واژه‌ی دين (Religion=) چيست؟ اين واژه از يك كلمه‌ی قديمي لاتين به معني "به هم گره زدن" اخذ شدهاست. دين، تلاش و جستجوي بشر براي ايجاد ارتباط [بين اجزاي هستي] و درك معنا در شناخت جهان است.

وقتي ابتداييترين فرهنگها خواستند ارتباطي بين تولد و مرگ و فصول سال بيابند، يك ديدگاه ديني را [براساس اين ارتباط] بنيان نهادند. هنگامي كه اشكال مختلف بتپرستي بخشي از تلاشهاي آن‌ها براي تأثيرگذاري بر جهان شد، مي‌كوشيدند همه چيز را به هم ربط بدهند و ماوراي آن جهاني كه اغلب وجود دشمني را در احساسات بشر نمايان ميساخت، مفهومي نو ايجاد كنند. دين هر نگرشي است كه در قبال جهان، وقايع جهان و نيرويي كه اجزاي هستي را در يك كلِّ منسجم و تجربي به هم پيوند ميزند، اتخاذ شود.

طبق بحث فوق، هنر لزوماً نبايد از جهت كتاب مقدس، اهميت موضوعي داشته باشد تا ديني خوانده شود. هر شور و هيجان احساس شده يا هر بينشي در باره‌ی عالم وجود كه با قدرت وقوت بيان شده باشد، بايستي به عنوان هنر ديني تلقي شود. در فرهنگهاي گذشته، ديـن و هنر تقريبـاً يـكـي بـودهاند. ساختمانها، نمادها و موسيقيهاي دينيِ يك فرهنگ، هنر است و هنرِ آن فرهنگ، دينِ آن فرهنگ است. هنر عبارت است از فرآيند بيان عواطف و آرمانهاي بشري، در قالب شكل يا رويداد عيني و ملموس، از شاديهاي ساده‌ی انسان گرفته تا بيانات پيچيده‌ی فلسفي. يك اثر هنري، واقعي و عيني است. رويدادي است كه به بيننده كمك ميكند بين تجربه‌ی خود و آن‌چه هنرمند درباره‌ی آن بيان كرده، ارتباط برقرار كند. قبل از اين تعريف، ما هنر را زيبا، پيراسته، متقارن يا آرامبخش ميدانستيم. هنر ممكن است مبين چنين تواناييهايي باشد؛ لكن اگر تعريف فوق از هنر درست باشد، علاوه بر موارد مذكور، همزمان زشت، آشفته، نامتقارن و چندشآور نيز هست. چون گاهي برخي از مردم، جهان را اين‌گونه ادراك ميكنند. پس چگونه قضاوت كنيم؟ آيا يك اثر هنري، صرفاً يك قطعه‌ی هنري خوب به شمار ميرود يا يك اثر هنر ديني است؟

احتمالاً اين يك سؤال بيربط است. سؤال مهم اين است كه آيا يك اثر هنري بيانگر ديدگاهي توانمند از زندگي هست يا نه و بدون در نظر گرفتن اهميت موضوع، آيا اثر هنري برخي از حساسيتهاي ديني را در بيننده برميانگيزد؟

يك اثر هنري هم ميتواند از حيث موضوعيت ديني اهميت داشته باشد و هم يك بيان غيرديني به شمار رود. همچنين، يك اثر هنري نامربوط به كتاب مقدس ميتواند با قدرتي بيان شود كه يك اثر كاملاً ديني تلقي شود. [براي ديني شمرده شدنِ اثر هنري،] صِرف نشان دادن موضوع ديني كافي نيست. يك نقاشيِ نشاندهنده‌ی موضوعي دينـي، شايد يك مفهوم ناب ديني را ارائه دهد؛ لكن تجربه‌ی بيننده نيز ممكن است محدود به دانش او از يك صحنه يا واقعه‌ی ديني خاص باشد. از سوي ديگر رفتاري نشأت گرفته از رويدادهاي مشترك در زندگي و تجارب بشر ـ كه آن‌چنان به وسيله‌ی حسِ هنرمند پرداخت شده كه قوت آن، بيننده را تحت تأثير قرار ميدهد ـ بيترديد يك رويداد ديني است و بين پديدهها ارتباط برقرار ميكند. به نقاشي هْلمن هانت با عنوان "نور عالَم" بنگريد كه چه زيباست و نمودار احساس لطيف هنرمند ميباشد. اين نقاشي آكنده از نمادهاي ديني است؛ ولي در بيان يك حس نيرومند از آرمان يا هيجان بشري ناموفق بودهاست. اكنون نگاهي به نقاشي جورج روئولت با عنوان "شاه پير" بيندازيد كه نمايانگر پادشاهي قدرتمند است كه گلي ظريف در دست دارد، فكهايش را به هم فشرده و به غايتمندي زندگي و پوچي قدرت فاني ميانديشد. كداميك از اين دو نقاشي ديني محسوب ميشود؟ هر دو دينياند؛ ولي نقاشي "شاه پير" علاوه بر ديني بودن، يك اثر هنري بزرگ نيز به حساب ميآيد.

بگذاريد فرضيه‌ی خود را با نگاه به دو تعبير هنري در مورد عيسي (ع) بيازماييم. به نقاشي محبوب "سر مسيح" اثر وارنر سالمن و نقاشي سر مسيح اثر مانياس گرانوالد بنگريد. مسيح سالمن ساختگي، خوشسيما، اروپايي و موطلايي است كه نگاهي شل به آسمان دارد. از طرفي گرانوالد، مسيح را در رنج و صليب نشان ميدهد و فشار تاج خار بر سر مسيح، خون را به جريان مياندازد. اين تصوير، تعبيري هولناك از درد و رنج را در غالب موضوع به نمايش ميگذارد و با معيارهاي ظاهري، يك مسيح زشت و ناخوشايند را مينماياند. كداميك از تصاوير فوق، در مورد حس اقتدار و راز توانمندي خدا در تجسد، بيشتر سخن ميگويند؟ آن كه خونسرد و آرام و ضعيف است يا آن كه خود را در رنج و تعب دنيا مياندازد تا عشق الهي را آشكار كند؟

مردمِ امروز ممكن است مسيح خوشسيما را بيشتر بپسندند؛ اما حوادث سوزناك زمان ما مسيحِ در صليب را نيرومندتر ميكند و ما ميتوانيم با مسيح همدردي كنيم. اين نگرش، ما را به مسأله‌ی نهايي در مورد هنر ديني ميرساند. هنر اين‌قدر در زندگي و اجتماع بشر مفيد است كه از آغاز تمدن، ستمپيشگان تلاش در كنترل آن نمودهاند: "نگذار افقهاي هنر، وسيعتر از خواستههاي حاكمان شود تا مردم را تحت انقياد و كنترل درآوري." به همين خاطر است كه نازيها در آلمان و كمونيستها در شوروي براي هنرمندان زحمات فراواني ايجاد كردند و به همين دليل است كه حمله به هنرمندان در فرهنگ ما، به مثابه حمله به آزادي خود ما در دانشاندوزي و اعتقاد است. حتي پلاتو دستور داد كه در حكومت مطلق او، هنرمندان بايد به دقت تحت نظر باشند.

ما در جامعهاي آزاد زندگي ميكنيم و اگر هنرمندان آزاد باشند، ميتوانند پيامبراني در چنين جامعهاي به شمار روند. هنرمندان، رازهايي از نهاد ما به ما ميگويند كه سنتهاي ديني ممكن است اجازه‌ی اقرار به آن‌ها را به ما ندهند. به تعبير مختصر، يك نوع نقش ديني را براي ما ايفا ميكنند و روح خلاقيت و نوگرايي ما را در جستجو براي معنا و مفهوم در تاريخ و زندگاني بشر باز نگه ميدارند. بدون آن‌ها زندگي روالي صوري و عاري از احساس خواهد داشت نه متهورانه، نوپا و واقعي.

اگر به نگارخانه‌ی محلّي در موزه يا دانشكده يا دانشگاه نزديك خودتان نرفتهايد، چرا سري بدانجا نمي زنيد تا سؤالاتي را كه در اين مقاله مطرح شده از خود بپرسيد؟ با يك هنرمند آشنا شويد و سعي كنيد بفهميد چه عواملي او را به تفكر يا تكلم واميدارد. سپس در ذهن خود، در مورد مفهوم زندگي، اين سؤال را از خود بپرسيد: چگونه بين همه‌ی اين عوامل ارتباط برقرار كنم؟ دين، زندگي است. آن زندگي كه بدون سؤالات و كشمكشهاي معنوي گذرانده ميشود، البته يك زندگي ملالانگيز است. هنگامي كه انجام اعمال عبادي براي ما از روي عادت بوده هيچ توجه معنوي به آنها نداشته باشيم، طبعاً اين اعمال، خسته كننده و بيهوده خواهند بود و لذا هرچه خدا را بپرستيم و در ظاهر به خواستههاي او گردن نهيم، گويي هيچ كاري نكردهايم. به همين دليل است كه دين و هنر، بخشي از تلاشي وسيعتر براي دريافت معنا و مفهوم هستند و ما به هردوي آنها نيازمنديم.

منبع: پایگاه هنر متعالی

تاريخ: ۱۳۹۴/۹/۱
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal