حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۹ بهمن     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
از تردید به یقین:
 بررسی کتاب نامیرا؛ اثر صادق کرمیار
مکث کرد و دوباره رو به عبدالله برگشت و گفت: و اما من! هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمی‌کنم، ‌که تکلیف خود را از حسین می‌پرسم و من حسین را نه فقط برای خلافت، که برای هدایت می‌خواهم و من... حسین را برای دنیای خویش نمی‌خواهم، که دنیای خود را برای حسین...

عاشورا همان‌طور که فاجعه و حادثه غمباری است، دانشگاهی برای ساختن انسان و انسانیت نیز می‌‌باشد. نه تنها روز عاشورا بلکه تمام رویدادهایی که سرانجامش به گونه‌ای با آن روز خون‌بار مرتبط هستند می‌تواند الگو و ارزش‌سازی باشند برای زیستن.

کتاب «نامیرا» اثر صادق کرمیار که چندی پیش منتشر شده است و توجه علاقه‌مندان بسیاری را به خود جلب نموده، نمونه یکی از آثاری است که پیرامون واقعه عاشورا آفریده شده‌اند. این کتاب مستقیم به واقعه عاشورا نمی‌پردازد، بلکه به مسائلی اشاره می‌کند که قبل از آن واقع شده‌اند. وقایعی که نتیجه‌اش در روز عاشورا معلوم و مشخص می‌شود.

روایت این کتاب از آن‌جا آغاز می‌شود که دلاور و جنگجویی از سرزمین غربت باز می‌گردد تا در دیار خود اندکی بیاساید اما با ورود به منطقه کوفه با انس بن حارث روبرو می‌شود و سرگشتگی و تردیدش شروع می‌‌گردد. با این حال این بیداری و این پیله ‌دریدن به سادگی میسر نمی‌‌شود و فراز و فرودهای فراوانی به وجود می‌آید. در اواسط کتاب ما با اصرارهای مردم مواجه می‌شویم که می‌خواهند او؛ «عبدالله بن عمیر» را باخود برای نامه نوشتن به امام حسین علیه‌السلام همراه کنند. حتی به او می‌گویند که 18هزار نفر با نماینده امام؛ مسلم‌بن عقیل بیعت کرده‌اند. عبدالله مجدد سراغ بیعت حتی با نماینده امام نمی‌‌رود با این‌که می‌داند حق کدام طرف است و باطل کدام سو. استدلال عبدالله نیز اتحاد امت اسلامی است و خطر تهاجم رومیان.

روایت ادامه می‌یابد تا این‌که عبیدالله بن زیاد با نیرنگ‌هایش وارد کوفه می‌شود و دیگر سقوط‌‌ها آغاز می‌گردد. عمر بن‌ حجاج با اندک نیرنگی از پا درمی‌آید و بازیچه شریح می‌شود و تا جایی پیش می‌رود که به مقام فرماندهی سپاهیان ابن زیاد می‌رسد!

قیام کوفه با شهادت هانی شروع می‌شود و با شهادت مسلم بن عقیل به پایان می‌‌رسد و خوف بر شهر سایه می‌‌افکند و عبدالله در حال خروج از کوفه است تا دچار این فتنه نشود و دامان او به این خون‌‌ها آلوده نگردد. در بین راه با پیکی مواجه می‌شود به نام «قیس بن مسهر صیداوی» که باعث افتادن پرده‌‌های تردید عبدالله است.

در این کتاب می‌خوانیم:

خواست برود. لختی مکث کرد و دوباره رو به عبدالله برگشت و گفت:

و اما من! هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمی‌کنم، ‌که تکلیف خود را از حسین می‌پرسم و من حسین را نه فقط برای خلافت، که برای هدایت می‌خواهم و من... حسین را برای دنیای خویش نمی‌خواهم، که دنیای خود را برای حسین می‌خواهم. آیا بعد از حسین کسی را می‌شناسی که من جانم را فدایش کنم؟

و رفت.

تمام گفت و گویی که در این یک صفحه وجود دارد پرسش و پاسخی به حکایت چرایی وقوع کربلاست و نویسنده به زیبایی توانسته است خواننده را با خود همراه کند و به این نقطه برساند که نور معرفت را بر دل او بتاباند. این نور همراه با روشن کردن دیدگان عبدالله چشم خواننده را نیز باز می‌کند و با چرایی قیام اباعبدالله علیه‌السلام آشنایش می‌سازد.

در پرداخت شخصیت‌‌های این کتاب عده‌ای ستمکاراند مانند: عبیدالله، شریح، زبیر؛ عده‌ای خوب و اصطلاحاً شخصیت‌‌های سفید هستند مانند: مسلم بن عقیل، هانی؛ اما عده‌ای نیز وجود دارند که از تردید به یقین می‌رسند؛ مانند عبدالله بن عمیر و ربیع. هم‌چنین عده‌ای هم از یقین ظاهری خود به تردید، تزلزل و بعد سقوط راه گم می‌کنند؛ مانند عمرو بن حجاج. پرداخت شخصیت‌ها به این شکل، جامعیتی به اثر بخشیده است که می‌‌تواند مخاطب را با جهانی هر چقدر واقعی‌‌تر نزدیک کند و او را همراه خود پیش ببرد و به منزل مقصود برساند.

با تمام این احوال کتاب نامیرا از ضعف تألیف داستانی رنج می‌برد. پرداخت نوشتاری این کتاب به صورت داستانی و رمان نیست؛ زیرا توصیف‌ها و نزدیک کردن مخاطب به صحنه بسیار کم اتفاق می‌افتد. این کتاب را می‌توان فیلم‌نامه‌ای دانست که در حد خود عالی و خوب است اما فیلم‌‌نامه‌‌ای است که سعی شده به زبان داستان نگارش شود. به عبارت دیگر اگر فعل‌های آن را به مضارع استمراری که زمان نگارش فیلم‌نامه است برگردانیم می‌بینیم هیچ لطمه‌ای به متن وارد نمی‌شود. همین نکته باعث می‌شود حوصله‌ی خواننده سر برود و با متن ارتباط خوبی برقرار نکند زیرا متن به او تصویر بسیار محدود و حتی کلیشه‌‌ای می‌دهد که در سریال‌های تاریخی تلویزیون به وفور یافت می‌شود.

در پایان باید اشاره نمود که هر چند این اثر مانند هر اثر هنری انسان‌ساخت دیگری دچار نقاط ضعف و قوت‌هایی است اما باید دید خواننده هنگام ورود به این کتاب چه دیدگاهی دارد و هنگام خروج از آن چه دیدگاهی. اگر درکش بالا رفته است کتاب چه عنوان فیلم‌نامه داشته باشد چه رمان چه داستان بلند تفاوتی نمی‌کند و کار خودش را به خوبی انجام داده است اما اگر درکش به محیط تغییر نکند، هر چه می‌خواهد باشد، آن اثر هنری کار خودش را نکرده است و گزارشی بیش نیست. البته در این کتاب مخاطب با وسعت نگاه مواجه می‌شود و درک می‌کند: چیزهایی که ما می‌بینیم ممکن است حقیقتی دیگر داشته باشند. همانطور که برای عبدالله درک تازه‌ای به وجود آمد و از ابرهای تردید به خورشید یقین رسید.

نویسنده متن: رضا وحید

تهیه و تنظیم: سایت هنر متعالی
تاريخ: ۱۳۹۴/۹/۲۲
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal