حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۷ شنبه ۳۰ تير     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
گفت‌وگو با حجت الاسلام نجم الدین طبسی درباره زندگی:
 دوست و دشمن، از امام رضا علیه السلام خرسند بودند
احمد بزنطی به حضرت جواد علیه السلام گفت: عده‌ای از مخالفان شما خیال می‌کنند مأمون پدر شما را به رضا ملقب ساخته است؛ زیرا آن حضرت ولایت‌عهدی او را پذیرفت. امام فرمود: به خدا سوگند اینان مردمی بدکار و دروغگو هستند و خیال نابجایی کرده‌اند، بلکه خدای متعال او را رضا...

 

 
 
به عنوان سؤال اول، لطفا بفرمایید مهم‌ترین مقطع زندگی حضرت امام رضا علیه السلام چه مقطعی از زندگی پربرکت ایشان بوده است؟

زندگی امام رضا علیه السلام را باید در چند دوره، مورد ارزیابی قرار داد. دوران زندگی امام رضا علیه السلام در دوران امامت امام کاظم علیه السلام تا قبل از زندان. دوم، دوران زندگی امام رضا علیه السلام در زمان زندانی شدن کاظم علیه السلام. سوم، دوران امامت ایشان پس از شهادت امام کاظم علیه السلام تا قبل از احضار اجباری به مرو و دوره چهارم، دوران ولایت‌عهدی حضرت علیه السلام؛ یعنی از لحظه خروج امام رضا علیه السلام از مدینه تا رسیدن ایشان به مرو و پذیرش ولایت‌عهدی تا شهادت.

هر چند، همه این مقاطع مهم است؛ اما مقطع آخر شاید چشم‌گیرترین و مهم‌ترین دوران زندگی امام رضا علیه السلام باشد. لحظه خروج از مسجد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، وداع با قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بلند بلند گریه کردن حضرت، جمع کردن فامیل و درخواست گریه برای ایشان و خبردادن به اینکه آخرین سفر است، طواف وداع، ارسال افرادی به عنوان جاسوس و انتخاب مسیر اهواز که امام رضا علیه السلام بر انتخاب این مسیر تأکید و اصرار داشتند، از جمله وقایع این دوران است.

چه اسرار و دلیلی در انتخاب این مسیر نهفته بوده است؟

شاید یکی از آثار این سفر و اسرار این اِسراء حضرت علیه السلام، همین چیزی است که اکنون می‌بینیم اهواز یک‌پارچه شیعه آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، شیفته و پاکباخته اهل بیت علیه السلام هستند.

شما دوران ولایت‌عهدی ایشان را به عنوان مهم‌ترین مقطع زندگی ایشان معرفی کردید. علت پذیرش ولایت‌عهدی از سوی ایشان چه بود؟

من می‌خواهم در اینجا به نکته‌ای اشاره کنم که عده‌ای درباره پذیرش ولایت‌عهدی از سوی امام علیه السلام تحلیل‌هایی ارائه می‌کنند، اما من معتقدم که باید علت اصرار حکومت در پذیرش ولایت‌عهدی را تحلیل کرد که اگر به درستی تحلیل شود، علت پذیرش آن از سوی امام علیه السلام نیز تبیین می‌شود که البته از جانب حضرت علیه السلام پذیرشی نبوده و در واقع نوعی تحمیل بوده است و لذا حضرت علیه السلامهیچ‌گونه تبریکی را از سوی خواص نمی‌پذیرفتند.

یکی از وقایع زندگی ایشان، مناظرات با جریان‌های انحرافی و ضد دینی بود. ظهور این جریانات و واکنش امام علیه السلام را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یکی از نکات زندگی آن امام همام، برخورد ایشان با جریانات انحرافی و ادیان و مذاهب باطله بود که غالبا حکومت پشت سر این جریانات بود و آنها را تحریک و تقویت می‌کرد. در دوران هارون و مأمون که آن را عصر ذَهبی و طلایی می‌نامند، در واقع عصر رواج دادن خطوط انحرافی و مذاهب باطله و جریانات پوشالی بود تا مردم را به خود مشغول کنند تا کمتر وارد سیاست شوند و از طرفی به خیال خودشان، خانه اهل بیت علیه السلام و عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را تحت الشعاع قرار دهند. بالاخره جامعه بیمار و گرفتار شبهات و انحرافات بود، ولی این بزرگوار به حول و قوه الهی با ترتیب دادن مناظرات و بحث‌هایی، تمام جریانات را به چالش و شکست کشاند؛ به گونه‌ای که همه اعتراف کردند که اگر بر روی کره زمین یک عالِم است، آن شخصی کسی جز علی بن موسی الرضا علیه السلام نیست.

در صفحات ۱۷۰ تا ۲۲۸ کتاب احتجاج طبرسی، تمامی مناظرات حضرت با اهل کتاب، مجوسی‌ها، پیرامون توحید، خداشناسی، صفات خداوند، بداء و مناظرات با منحرفین و جریان سلفی‌گری آمده است که حضرت علیه السلام با قدرت در برابر این جریان ایستاد و مجسمه و مشبهه خداوند را کافر و ملعون می‌دانست و گاهی از تعبیر اینکه «خدا آنها را بکشد»، استفاده می‌کرد و افکار انحرافی آنها را به چالش کشانده و رد می‌کرد.

بسیاری از مناظرات دیگر حضرت در ارتباط با تصحیح انحرافات اهل حدیث بود که در اثر کج‌فهمی و ناآگاهی، آیات و روایات را تحریف و معنای آن را طبق نظر خودشان تطبیق می‌دادند و لذا از همان اول با جریان سلفی به شدت برخورد کرد.

مهم‌ترین محورهای مناظرات امام رضا علیه السلام چه مباحثی است؟

با بررسی بیانات و فرمایشات حضرت علیه السلام در موقعیت‌های گوناگون، سه محور بسیار پررنگ و برجسته از سوی ایشان ارائه می‌شد که البته فقط منحصر در مناظرات نبود. اولین محور، تأکید بر مقام شامخ امام علی علیه السلام و امامت و ولایت ایشان و تبیین آن است که امام رضا علیه السلام در مناظرات‌شان بحث‌های مفصلی درباره امامت ایشان داشتند و این مقام را برای مردم ترسیم می‌کردند که جایگاه این مقام، آنقدر بلند است که هرگز بر مأمون و بزرگ‌تر از مامون قابل انطباق نیست و بر علی علیه السلام، مصداق تام آن، انطباق دارد. چنانچه در استقبال از ایشان در نیشابور که فقط ۲۰ هزار قلم‌به‌دست و به اصطلاح امروزی، خبرنگار بودند، در آنجا حدیث سلسلة الذهب را درباره مقام شامخ امام علی علیه السلام بیان کردند.

محور برجسته دیگر در فرمایشات و موضع‌گیری‌های ایشان، حادثه کربلا و مظلومیت ایشان است که در همان حدیث سلسلة الذهب به آن اشاره کردند و در موقعیت‌های گوناگون، مظلومیت امام حسین علیه السلام را با برگزاری مجالس و بیانات‌شان، یادآور می‌شدند.

محور و نکته سوم، تأکید ایشان بر بحث مهدویت است. در جلد پنجم کتاب معجم احادیث مهدی (عج)، چندین روایت از حضرت رضا علیه السلام را درباره موضوع مهدویت نقل کردیم. شاید بیش از ۳۰ روایت باشد که در جهات و ابعاد مختلف، جریان مهدویت همچون ضرورت وجود امام مهدی (عج)، غیبت، انتظار و ثواب منتظرین، علائم ظهور، نهی از توقیت و غیره است؛ به‌ویژه درباره نهی از توقیت، روایت صحیحی از امام رضا علیه السلام وارد شده است که «وقت ظهور را حتی پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلمنیز نمی‌داند و به فرموده پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم، فقط خداوند از آن اطلاع دارد». این روایت در واقع، پیامی به بعضی محرفین امروزی است که با عقائد مردم بازی می‌کنند و آن را به سخره گرفته و برای ظهور امام (عج) وقت تعیین می‌کنند که طبق روایت صحیح از امام رضا علیه السلام، حتی خود پیامبر و امام زمان (عج) نیز نمی‌دانند؛ لذا باید بر دهان آنها زد و آنها را دروغگو نامید.

به عنوان سؤال پایانی، درباره نامگذاری آن حضرت به رضا علیه السلام، بفرمایید چگونه و توسط چه کسی صورت گرفت؟

برخی از مورخان بر این باورند که مأمون عباسی، امام را ملقب به «رضا» کرد، ولی امام جواد علیه السلام این نظر را رد کرده است. احمد بزنطی به حضرت جواد علیه السلام گفت: عده‌ای از مخالفان شما خیال می‌کنند مأمون پدر شما را به رضا ملقب ساخته است؛ زیرا آن حضرت ولایت‌عهدی او را پذیرفت. امام فرمود: به خدا سوگند اینان مردمی بدکار و دروغگو هستند و خیال نابجایی کرده‌اند، بلکه خدای متعال او را رضا نامیده است؛ زیرا آن حضرت، خدای تعالی را در آسمان و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیه السلام را در زمین از خود خشنود ساخت.

بزنطی پرسید: از کجا چنین لقبی مخصوص پدر بزرگوار شما شده است، با آن که پدران و اجداد شما همگی مرضی خدا، رسول و ائمه طاهرین بوده‌اند؟ فرمود: علت این که پدر من از میان تمام ائمه علیه السلام بدین لقب مفتخر گشت این بود که دوست و دشمن از وی خرسند بودند، لیکن پدران او هرگاه مورد توجه و علاقه دوستان بودند، دشمنان از آنها رضایتی نداشتند.

گفت‌وگو از: سید علی اصغر میرخلیلی

منبع: سایت مباحثات

 

تاريخ: ۱۳۹۵/۹/۹
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
ثبت نام جذب و گزینش
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal