حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۳ مرداد     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 مروری بر احوال علامه محمد باقر مجلسی
مرحوم علامه مجلسی، درس و بحث را از چهارده سالگی آغاز کرد، هوش سرشار و شگفت آور او به حدی بود که در چهارده سالگی از فیلسوف بزرگ اسلام مرحوم ملاصدرا، اجازه روایت گرفت. وی که به دانستن عشق می ‌ورزید، در اندک زمانی در علوم گوناگون حوزه درسی آن زمان، مثل صرف و نحو، ...

 
 
 
 

علامه محمد باقر مجلسی به سال ۱۰۳۷ هجری مساوی با عدد ابجدی جمله «جامع کتاب بحار الانوار» چشم به جهان گشود.

پدرش مولا محمد تقی مجلسی از شاگردان بزرگ شیخ بهایی و در علوم اسلامی از سر‌آمدان روزگار خود به شمار می ‌رفت. وی دارای تألیفات بسیاری از جمله «احیاء الاحادیث فی شرح تهذیب الحدیث» است. مادرش دختر صدرالدین محمد عاشوری است که خود از پرورش یافتگان خاندان علم و فضیلت بود.

در خاندانی رشد و نمو کرد که از نیمه قرن پنجم هجری به تشیع در میان مردم مشهور بودند و بسیاری از افراد این خانواده در قرن دهم و یازدهم از دانشمندان معروف زمان به شمار می ‌رفتند. پدر بزرگش «ملا مقصود» از دانشمندان با تقوا و از مروجین مذهب تشیع بود. وی به خاطر کلام زیبا و اشعار دلنشین و رفتار و گفتار نیکو در محافل و مجالس به «مجلسی» لقب یافته بود و خاندان عالیقدر آنان نیز بدین نام شهرت یافته بودند.

تحصیلات

مرحوم علامه مجلسی، درس و بحث را از چهارده سالگی آغاز کرد، هوش سرشار و شگفت آور او به حدی بود که در چهارده سالگی از فیلسوف بزرگ اسلام مرحوم ملاصدرا، اجازه روایت گرفت. علامه مجلسی که به دانستن عشق می ‌ورزید، در اندک زمانی در علوم گوناگون حوزه درسی آن زمان، مثل صرف و نحو، معانی و بیان، لغت و ریاضی، تاریخ و فلسفه، حدیث و رجال، درایه و اصول و نیز فقه و کلام، به درجه استادی رسید و در بعضی از این دانش ‌ها کتاب ‌های سودمندی به رشته تحریر در آورد.

علامه در دوران جوانی خود از محضر دانشمندان و عالمانی عالیقدر هم چون ملاعبدالله شوشتری، شیخ عبدالله بن جابر آملی، شیخ علی جبل عاملی و سایر بزرگان دین به ویژه فقیه و حکیم و محدث نامی ملا محسن فیض کاشانی (که در سفری به اصفهان آمده و در آن دیار ماندگار شده بود) بهره‌های کافی می ‌برد.

علامه مجلسی که در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدریس اشتغال داشت، بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و تدریس مشغول گشت. میرزا عبدالله اصفهانی در کتاب «ریاض العلما» می ‌گوید: بیش از هزار نفر در پای درس علامه حاضر می ‌شدند.

اساتید

1) محمد تقی مجلسی :درس و بحث را در چهار سالگی نزد پدر آغاز کرد.

2) ملا صدرا :نبوغ سرشار او به حدی بود که در چهارده سالگی از فیلسوف بزرگ اسلام ملا صدرا اجازه روایت گرفت.

3) علامه حسن علی شوشتری

4) امیر محمد مؤمن استرآبادی

5) میرزای جزایری

6) شیخ حر عاملی

7) ملا محسن استرآبادی

8) ملا محسن فیض کاشانی

9) ملا صالح مازندرانی.

تدریس

مجلسی که در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدریس اشتغال داشت بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و درس دادن مشغول گشت. در پای درس او بیش از هزار طلبه می ‌نشستند و از نور علم و معرفت دل های خود را جلا می ‌دادند. سید نعمت الله جزایری که نامی ‌ترین شاگرد اوست، می‌ گوید: «با آن که در سن جوانی به سر می‌ برد چنان در علوم تتبع کرده بود که احدی از علمای زمانش به آن پایه نرسیده بودند. هنگامی که در مسجد جامع اصفهان مردم را موعظه می کرد هیچ کس فصیح‌ تر و خوش کلام تر از او ندیدیم. حدیثی که شب مطالعه می ‌کردم چون صبح از او می ‌شنیدم چنان بیان می ‌کرد که گویی هرگز آن را نشنیده ‌ام

تواضع و بزرگ منشی او چنان بود که بسیاری از بزرگان حوزه برای نشان دادن ارادت خود به او و شناساندن ارزش علامه به طلاب جوان گاهی به پای درس ایشان حاضر می‌شدند. شیخ محمد فاضل‌ (با این که مجلس درس و مباحثه داشت‌) به حوزه درس علامه حاضر می ‌شد و عملاً به طلاب درس تواضع می ‌آموخت و علامه نیز در مقابل به شاگردانش اظهار می ‌داشت استفاده او از من کمتر از استفاده من از اوست بلکه استفاده من از او بیشتر است.

آثار و شاگردان

از جمله شاگردان برجسته علامه می ‌توان به بزرگانی چون سید نعمت الله جزائری، عبدالله بن عیسی التبریزی معروف به افندی، سید محمد صالح بن عبدالواسع خاتون آبادی، ملا محمد کاظم شوشتری، عبدالحسین مازندرانی، ملا محمد باقر لاهیجی و... نام برد که بعدها هر یک ستاره ‌ای درخشان در آسمان علم و فقاهت بودند.

علامه از همان آغاز جوانی تمام زندگی خود را وقف احیای علوم نقلی (آیات و روایات) کرد و در اولین گام کتب اربعه را به درس و بحث حوزه ‌های علمیه آن زمان کشاند. ضمن نگاشتن شرحی بر «اصول کافی» و «التهذیب» یکی از شاگردانش را به نوشتن شرح «استبصار» تشویق کرد.

 علامه در مقدمه بحارالانوار چنین می ‌نگارد: «در آغاز کار به مطالعه کتاب ‌های معروف و متداول پرداختم و بعد از آن به کتاب های دیگر که در طی اعصار گذشته به علل مختلف متروک و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا که نسخه حدیثی بود سراغ گرفتم و به هر قیمتی که ممکن شد، بهره برداری می ‌کردم. شرق و غرب را جویا گشتم تا نسخه‌ های بسیاری را گردآوری نمودم. در این امر مهم جماعتی از برادران دینی مرا یاری نمودند و به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور سر کشیدند تا به فضل الهی مصادر لازم را به دست آوردند... بعد از تصحیح و تنقیح کتاب ها بر محتوای آن ها واقف شدم، نظم و ترتیب کتاب ها را نامناسب دیدم و دسته بندی احادیث را در فصل ها و ابواب متنوع راهگشای محققان و پژوهشگران نیافتم، از این رو به ترتیب فهرستی همت گماشتم که از هر جهت جالب و مفید باشد. در سال ۱۰۷۰ هجری از فهرست بندی سایر کتاب ها دست کشیدم که اقبال عمومی را مطلوب ندیدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع دیدم... ترسیدم که در روزگاری بعد از من باز هم نسخه‌ های تکثیر شده من در طاق نسیان متروک و مهجور شود و یا مصیبتی از ستم غارتگران زحمات مرا در تهیه نسخه‌ های بر باد دهد، لذا راه خود را عوض کردم، از خدا یاری طلبیدم و به کتاب بحارالانوار پرداختم...

در نظر دارم که اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهی مساعدت نماید، شرح کاملی متضمن بر بسیاری از مقاصدی که در مصنفات سایر علما باشد بر آن «بحارالانوار» بنویسیم و برای استفاده خردمندان، قلم را به قدر کافی پیرامون آن به گردش درآورم.

مطالعه در روایات

علامه در مسیر احیای علوم اهل بیت علیهم السّلام راه استادش فیض را در پیش گرفت و در اولین قدم «کتب اربعه» را به صحنه درس و بحث کشاند. ضمن نگاشتن شرح بر اصول کافی و تهذیب، از شرح «من لایحضره الفقیه» که پدرش بر آن شرحی نگاشته بود، خودداری کرد و یکی از شاگردانش را به نوشتن شرح استبصار تشویق نمود.

وی طلاب را که مدت ها از روایات و احادیث جدا بودند به مطالعه و تحقیق در روایات تشویق کرد و برای حفظ و نگهداری کتب اربعه از گزند حوادث روزگار و تحویل دادن آن ها به نسل فردا بدون هیچ گونه کم و کاستی و تحریف اعلام کرد «اگر هر یک از طلاب کتب اربعه را بنویسد، به دریافت یک اجازه از او نایل خواهند شد. طلاب با شوق تمام به نوشتن کتب اربعه پرداختند و نسخه ‌ها را نزد علامه می ‌بردند و او با خط خود در پشت نسخه‌ های آن ها اجازه آنان را می ‌نوشت.

علامه با خود می ‌اندیشید که تدریس کتب اربعه و توجه به بعضی از دیگر کتاب ها چون «ارشاد مفید»، «قواعد علامه»و «صحیفه سجادیه» تنها این کتب را از خطر نابودی نجات خواهد داد اما برای کتب دیگر چه باید کرد؟ اندیشه درباره هزاران کتاب شیعه که در کوره ‌های حمام یغماگران و فرهنگ کشان به خاکستر تبدیل شده بود و نیز صدها نسخه کوچک و بزرگ روایات که از حوادث روزگار مصون مانده یا در کنج صندوق خانه ‌ها پنهان شده بود و یا آن ها را به نقاط دور دست دنیا کشیده بودند او را آزار می ‌داد. از سوی دیگر تعصب خشک اهل سنت در نابودی ذخیره‌ های گرانبهای تشیع و احتمال سقوط دولت صفویه به دست دو قدرت بزرگ شرق و غرب اهل تسنن و نفوذ قدرتمندانه صوفیان در دربار و جامعه و نقشه‌ های آنان برای تحریف بسیاری از روایات، بی ‌توجهی طلاب به کتب روایات و احادیث بیش از پیش آثار اهل بیت را در معرض خطر نابودی قرار داده بود. از این رو تلاش همه جانبه ‌ای برای به دست آوردن آثار تشیع آغاز کرد به گونه ‌ای که او در این تلاش وسیع دویست اصل (و منبع مکتوب) از اصول چهارصدگانه معتبر شیعه را به دست آورد و نفیس ترین کتابخانه تشیع را گرد آورد. حتی در زمانی که به علامه خبر دادند که نسخه کتاب «مدینه العلم» در یکی از کتابخانه‌ های یمن به چشم خورده است، علامه این مطلب را با شاه در میان گذاشت. شاه سفیرانی را با هدایای فراوان و گرانبها نزد پادشاه یمن روانه آن کشور کرد و از او کتاب «مدینه العلم» را درخواست نمود اما هیچ گاه آن کتاب به دلایل نامعلوم به دست علامه نرسید.

علامه در ادامه کارهای فکری-فرهنگی خود بسیاری از کتب گذشتگان را که علما در مسائل گوناگون نگاشته بودند، احیا کرد و طلاب را به نسخه ‌برداری از آن ها تشویق و ترغیب نمود و کتاب هایی که غبار غربت آن ها را فرا گرفته و کسی آن را نمی ‌شناخت و مطالعه نمی‌ کرد با دستخط مبارکش در زیر آن می‌ نوشت که این کتاب غریب مانده و کسی آن را نمی ‌خواند.
تألیفات

با توجه به نیاز فرهنگی مردم زمان خود دست به تالیف کتاب های گوناگونی می ‌زد. زمانی احساس می‌ کرد مردم به علم نجوم نیازمندند، پس کتاب «اختیارات» را می ‌نوشت و چون احساس می‌ کرد جامعه به سوی جدا شدن از خدا سوق داده می ‌شود، کتابی در تهذیب اخلاق چون «عین الحیاة» را می ‌نوشت.

آثار فارسی او به سود دین و دنیای مردم بود و زمینه هدایت مردم را فراهم می‌ ساخت. کمتر خانه ‌ای از شیعیان بود که از کتاب های وی در آن یافت نشده و مورد بهره وری قرار نگرفته باشد. کتاب های او چنان بود که عرب و فارسی، جاهل و عارف مردان و زنان و حتی کودکان هم استفاده می ‌کردند. تالیفات فارسی او عبارتند از: حق الیقین، عین الحیاة، حلیة المتقین، حیوة القلوب، مشکوة الانوار، جلاء العیون، زادالمعاد، تحفة الزائر، مقیاس المصابیح و...

آثارعربی

1) بحارالانوار

2) ملاذ الاخبار فی شرح التهذیب

3) شرح اربعین

4) الوجیزة فی الرجال

5) الفوائد الطریقة فی شرح الصحیفة السجادیه

6) رساله الاوزان

7) المسائل الهندیه

8) رساله اعتقادات (۷۵۰ سطر است و در یک شب نگاشته شده است)

9) رساله فی الشکوک

10) مرأة العقول فی شرح اخبار الرسول در شرح اصول کافی

و بیش از ۳۰ رساله دیگر در مسائل مختلف و ترجمه دعاها و کتاب هایی مختصر در عقاید و احکام.

منبع: ویکی فقه

 
تاريخ: ۱۳۹۵/۶/۱
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
ثبت نام جذب و گزینش
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal