حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۴۰۰ سه شنبه ۳۱ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 فقط‌ يك‌ نوع‌ غذا خورد...!
يك‌ بار همراه‌ پدرم‌ در يك‌ ميهماني‌ كه‌ به‌ تنوع‌ غذاهاي‌ سفره‌ مشهور بود، شركت‌ كرد. وقتي‌ برگشتند، مادرم‌ از او پرسيد كه‌ از كدام‌ نوع‌ غذا خورده‌ است‌ و آقا موسي‌ جواب‌ داد كه‌ فقط‌ يك‌ نوع‌ غذا خورده‌ است، زيرا يك‌ نوع‌ غذا، آدمي‌ را هم‌ سير مي‌ كند و هم‌ گواراتر است، در حالي‌ كه‌ تناول‌ غذاهاي‌ متنوع‌ باعث‌ سوءِ‌ هاضمه‌...

 
 
 

ايشان‌ در سفرهايي‌ كه‌ با رفقايش‌ داشت‌ در رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌ كوتاهي‌ نمي ‌كرد. از جمله‌ عادت ‌هاي‌ استادان‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ اين‌ بود كه‌ وقتي‌ مي‌ خواستند به‌ زيارت‌ امام‌ رضا (ع) در مشهد بروند، بعضي‌ از شاگردان‌ خود را هم‌ با خود مي ‌بردند. آقا موسي‌ از جانب‌ امام خميني‌ (ره) و مرحوم صدوقي‌ براي‌ همراهي‌ با آنان‌ در سفر انتخاب‌ شد و به‌ وي‌ اجازه‌ دادند كه‌ كسي‌ را به‌ عنوان‌ همراه‌ با خود بياورد. ايشان‌ هم‌ مرا انتخاب‌ كرد.

در چنين‌ سفرهايي‌ معمولاً‌ استادان‌ و شاگردان‌ آنان‌ برخي‌ كارها را كه‌ بايد در طول‌ سفر انجام‌ بگيرد، ميان‌ خود تقسيم‌ مي ‌كنند. آقا موسي‌ با من‌ قرار گذاشت‌ كه‌ جز كارهاي‌ ساده، در انجام‌ كارهاي‌ استادان‌ همكاري‌ كنيم و همين‌ طور هم‌ شد.

او آن‌ گونه‌ كه‌ مناسب‌ وي‌ بود و با طبيعت‌ بشري‌ هم‌ مخالف‌ نبود، رفتار مي‌ كرد؛ هر چند آن‌ رفتار مخالف‌ عرف‌ باشد. مثلاً‌ در مهماني ‌هايي‌ كه‌ چندين‌ نوع‌ غذا بر سر سفره‌ مي ‌گذاشتند، هيچ ‌گاه‌ اختيار از كف‌ نمي‌ داد و ضروري‌ نمي‌ دانست‌ كه‌ براي‌ احترام‌ به‌ ميزبان، از همه‌ انواع‌ غذاها بخورد.

يك‌ بار همراه‌ پدرم‌ در يك‌ ميهماني‌ كه‌ به‌ تنوع‌ غذاهاي‌ سفره‌ مشهور بود، شركت‌ كرد. وقتي‌ برگشتند، مادرم‌ از او پرسيد كه‌ از كدام‌ نوع‌ غذا خورده‌ است‌ و آقا موسي‌ جواب‌ داد كه‌ فقط‌ يك‌ نوع‌ غذا خورده‌ است، زيرا يك‌ نوع‌ غذا، آدمي‌ را هم‌ سير مي‌ كند و هم‌ گواراتر است، در حالي‌ كه‌ تناول‌ غذاهاي‌ متنوع‌ باعث‌ سوءِ‌ هاضمه‌ مي ‌شود و لذتي‌ در آن‌ نيست.

اين ها نمونه ‌هايي‌ از رفتار و اخلاقيات‌ او بود كه‌ مورد رضايت‌ پدر ما هم‌ واقع‌ مي ‌شد و همواره‌ در حق‌ او دعاي‌ خير مي ‌كرد. آقا موسي‌ همان‌ طور كه‌ با دوستان‌ و رفقايش‌ مهربان‌ و صميمي‌ بود، نسبت‌ به‌ پدر و مادرش‌ هم‌ بسيار محبت‌ مي‌ كرد. به‌ ياد دارم‌ در شش‌ ماهه‌ آخر از عمر پدرمان، آقا موسي‌ شبانه ‌روز در خدمت‌ ايشان‌ بود و از مادرم، براي‌ اين كه‌ راحت‌ باشد، خواهش‌ كرده‌ بود كه‌ در اتاق‌ ديگري‌ بخوابد و در عوض‌ خود او در خدمت‌ پدر بود و از ايشان‌ پرستاري‌ مي ‌كرد. در طول‌ شب، اگر پدرم‌ كوچك ‌ترين‌ حركتي‌ مي ‌كرد، آقا موسي‌ فوراً‌ متوجه‌ مي ‌شد و كاري‌ را كه‌ لازم‌ بود انجام‌ مي‌ داد.

سید علی صدر، برادر امام موسی صدر

منبع: گذارها و خاطره ها، ص 50 تا 52

 
تاريخ: ۱۳۹۵/۶/۹
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
تربیت مبلغ خواهران
کوثر هدایت 98
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal