حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۳ مهر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 مراحل دعوت، ابزارها و شیوه های فرهنگی-ارتباطی پیامبر اعظم (ص)-بخش دوم
آن حضرت با ایجاد تحول در برخی ابزارها و روش های موجود، آن ها را در خدمت اهداف دینی قرار داد که نمونه این ابزارها، مراسم حج، خطابه، شعر و قصه است. عرب از فنونی که مربوط به زبان است، یعنی شعر، خطابه و نویسندگی، شعر و خطابه را داشته...

 
 
 
 

ج- تحول محتوایی در ابزارها و روش های ارتباطی موجود

از دیگر نکات مهم درباره ابزارها و روش های ارتباطی پیامبر اعظم (ص) این است که آن حضرت با ایجاد تحول در برخی ابزارها و روش های موجود [قبل از آغاز عصر دعوت اسلام]، آن ها را در خدمت اهداف دینی قرار داد که نمونه این ابزارها، مراسم حج [حج ابراهیمی تحریف شده توسط مشرکان]، خطابه، شعر و قصه است (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۴).

عرب از فنونی که مربوط به زبان است، یعنی شعر، خطابه و نویسندگی، شعر و خطابه را داشته است که البته از لحاظ معنا محدود بوده است ولی عرب جاهلیت، اثر کتابت و نویسندگی نداشته است و یا اثری باقی نمانده است. اما وقتی که اسلام ظهور کرد، در هر سه قسمت تأثیر گذاشت؛ به طوری که، به معنای شعر وسعت داد، در خطابه تحول عظیم ایجاد کرد و کتابت و نویسندگی [را همان طور که قبلاً بیان شد] ابداع کرد و حضرت رسول اعظم (ص) و هم چنین امام علی (ع) اول خطیب بشمار می روند. البته ظاهراً پیامبر در ایام حضور در مکه از این روش کمتر استفاده می کردند و پس از هجرت به مدینه [استفاده از این روش گسترش یافت و حتی] پیش از استقرار [پیامبر] در این شهر، ایشان به ایراد خطبه و برپایی نماز جمعه پرداختند (مطهری، ۱۳۸۵: صص ۲۳۴ - ۲۳۵ و الویری، ۱۳۸۳: صص ۵۵ ۵۶).

البته ذکر این نکته مهم است که موسم های حج، در همان سال های نخست آغاز و گسترش دعوت پیامبر اعظم (ص) [که حج ابراهیمی دوباره احیا نشده بود]، همیشه فرصت مناسبی بود که ایشان از آن برای نشر دین و دعوت قبایل استفاده می کردند. زیرا طوایف مختلف در این موسم، در مکه و بازارهای اطراف آن جمع می شدند و حرمت ماه ها نیز هرگونه آسیب و آزاری را ممنوع می داشت و پیامبر با توجه به فضای به وجود آمده، افراد سرشناسی را که دارای نفوذ در میان قوم خود بودند، وقتی وارد مکه می شدند، شناسایی و با آنها ارتباط برقرار می کرد و به دین اسلام دعوت می نمود؛ به طوری که تماس با زائران شهر یثرب نیز که به انعقاد پیمان عقبه ی اول و دوم و سرانجام هجرت مسلمانان و پیامبر به شهر یثرب منجر شد، در ایام حج و از طریق عرضه ی دعوت پیامبر بر قبایل مختلف صورت گرفت (فیاض، ۱۳۸۴: ص ۶۶ و الویری، ۱۳۸۲: صص ۵۴ – ۵۵).

د- منش و شخصیت پیامبر اعظم (ص)

بدون تردید از جمله عوامل بسیار مهم در سرعت گسترش دعوت پیامبر اعظم (ص)، ارائه الگوی عملی از رفتار و منش و شخصیت خود ایشان بوده است. "اسوه حسنه ای" که بعدها، قرآن نیز بر آن تأکید کرد (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۶).

به طوری که بدون تردید نرم خویی پیامبر اعظم (ص) در برابر ایذاء و آزار قریش، تأثیر فرهنگی و تبلیغی فراوان داشت و به گسترش دعوت در مکه مدد رساند. قریش به طعنه نام مبارک پیامبر را به جای "محمد"، "مذمم" می خواندند و سپس آن بزرگوار را سب و هجو می کردند و پیامبر می فرمود: آیا در شگفت نیستند که خداوند چگونه مرا از آزار قریش در امان می دارد؟ آنها مذمم را سب و هجو می کنند و حال آن که من محمد هستم و یا ایشان را به جنون، ساحری و... متهم می کردند (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۸ و زرگری نژاد، ۱۳۸۴: صص ۲۵۳ و ۲۵۵).

هم چنین پیامبر اسلام همیشه عطوفت و بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم می داشته است و توصیه پیامبر به رعایت حال اسیران و اینکه مسلمانان موظفند رفاه حال اسیران را بر رفاه خود ترجیح دهند، نمونه ای بی سابقه در تاریخ بشریت بشمار می رود (شهیدی، ۱۳۶۷: ص ۸۹ و زرگری نژاد، ۱۳۸۴: ص ۳۸۵).

هـ - معرفی منطقی و استدلالی دین اسلام

یکی دیگر از روش های پیامبر اعظم (ص) برای تبلیغ دین، پیش گرفتن روش بحث منطقی در برخورد با مخاطبان بود. به عنوان مثال وقتی قریش از "حصین" درخواست کردند که با پیامبر صحبت کند تا آن حضرت از بت های آنها به بدی یاد نکند، وی به نزد پیامبر آمد و خطاب به ایشان گفت: چه می گویید؟ چرا بت های ما را به بدی یاد می کنی؟ پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: ای حصین چند خدا را می پرستی؟ وی گفت: هفت خدا را در زمین و یک خدا را در آسمان. حضرت پرسید: وقتی زیانی متوجه تو می شود کدام یک را می خوانی؟ حصین گفت: خدایی را که در آسمان است. حضرت فرمود: اگر اموال تو از بین برود، کدام یک را می خوانی؟ گفت: خدایی را که در آسمان است. حضرت فرمود: هموست که دعای تو را اجابت می کند و حال آنکه تو برای او شریک قائل می شوی. ای حصین اسلام بیاور تا در امان باشی و حصین نیز اسلام آورد. نمونه هایی دیگر از این گفت و گوها را به طور مثال با "عتبه بن ربیعه" به نمایندگی از قریش و یا با ابوطالب که حامل پیام های قریش بود در منابع می توان یافت (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۴).

و- هجرت

یکی از روش های تبلیغی پیامبر اعظم (ص)، توصیه ایشان به هجرت بوده است. اتخاذ و انجام این تصمیم چه در هجرت مسلمانان به حبشه و چه هجرت پیامبر اعظم (ص) و سایر مسلمانان به یثرب، ضمن اینکه فضایی مناسب برای آرامش و آسایش مسلمانان و امکان عمل به تکالیف اسلامی و استمرار تبلیغ در شرایط بن بست کامل دعوت در مکه را فراهم کرد همچنین این امر به نوعی موجبات گستراندن مرزهای دعوت اسلامی و انتشار اسلام شد (زرگری نژاد، ۱۳۸۴: صص ۲۷۲ - ۲۷۳ و الویری، ۱۳۸۳: صص ۵۶ – ۵۷).

ز- اعزام مُبلغ

یکی از شیوه های دعوت اسلام که از سوی پیامبر اعظم (ص) به کار گرفته می شد، اعزام مُبلغ بود. پیامبر به همراه بیعت کنندگان از شهر یثرب، "مصعب بن عمیر" را برای خواندن قرآن و بیان احکام و تعالیم دین اسلام روانه داشت. پیامبر بعدها از این روش، یعنی اعزام مبلغان برای شناساندن دین مبین اسلام به فراوانی استفاده کرد. به طوری که پس از غزوه تبوک و تسلیم طائف و در سال های نهم و دهم هجری، که نفوذ اسلام، به همه جای جزیره العرب گسترده شد و از آن پس، دائماً وفدهای قبائل و امرای عرب به مدینه می آمدند و به اسلام مشرف می شدند؛ غالباً پیامبر کسی را برای گرفتن صدقات و دیگری را برای تعلیم دین و قرآن همراه آنها می فرستاد (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۹ و فیاض، ۱۳۸۴: صص ۱۰۵ – ۱۰۶).

ح- مبارزه با خرافات

بی گمان اگر پیامبر اعظم (ص) در سیر حوادث زندگی، امت خود را به سوی پرهیز جدی از غُلّو درباره خویش نمی خواند، اگر نه در زمان حیات، لااقل در زمان مرگش، امت وی، او را بر مسندی غیر از مسند پیامبری از جنس بشر می نشاندند و از همین موضع غلو بود که آیین محمد، موجب گمراهی می گشت و نه فلاح و رستگاری و از سوی دیگر همین رفتار، به نوعی یک جهت گیری تبلیغی در شیوه های فرهنگی ارتباطی پیامبر بشمار می رود. چنان چه پس از آنکه یگانه پسر حضرت محمد (ص) که بیش از یک سال و ده ماه نداشت، در گذشت و خورشید در آن روز به مدت دو ساعت گرفت. وقتی عموم مردم علی رغم گرویدن به اسلام براساس تفکرهای خرافی و جاهلی، گرفتن خورشید را نشانه ای از همدردی کیهان با درد و غم پیامبر اعظم (ص) تفسیر کردند. ایشان بی تأمل و تردید به میان آنان رفت و با لحنی قاطع به آنان گفت که: «ماه و خورشید دو نشانه از نشانه های خدایند، برای مرگ یا زندگی کسی نمی گیرند. پس هر گاه چنین دیدید به مسجدهای خود پناه برید.» (زرگری نژاد، ۱۳۸۶: ص ۵۵۲).

ط- مبارزه با جنگ های روانی

انسان نمی تواند از آغاز خلقت تا به حال جامعه ای را تصور کند که خالی از شایعه (۶) باشد و حتی برخی آن را یک پدیده اجتماعی اجتناب ناپذیر می نامند. ولی شایعات مختلف هر چه باشند، چه عمری کوتاه داشته باشند یا دراز، خصمانه باشند یا ویران کننده، از مهم ترین سلاح های مهلک جنگ های روانی در جوامع بشری بشمار می روند (نصر، ۱۳۸۰: ص ۲۹۷).

یکی از شیوه های فرهنگی - ارتباطی پیامبر اعظم (ص) با مدد الهی، مبارزه با شایعات گوناگون بوده است. صلاح نصر در این زمینه نوشته (۱۳۸۰: ص ۲۹۸): «قرآن کریم به بسیاری از شایعات اشاره کرده است که با هدف نابود ساختن بنیان دعوت مقدس پیامبر و ایجاد شک و تردید در آن، توسط افراد ضعیف النفس و مغرض از یهودیان و کفار و منافقان در مورد حضرت رسول اعظم (ص) و اصحاب ایشان و سایر انبیا و پیامبران (۷) رواج داده می شد. می بینیم شایعاتی که در مورد پیامبر و صحابه ی وی در صدر اسلام بر سر زبان ها می افتاد، پیش از هجرت پیامبر به شهر مدینه، جوی مناسب نمی یافت ولی در مدینه، جو آماده و مناسب برای انتشار آنها پیدا شد؛ زیرا تعداد یهودیان در مدینه زیاد بود و طایفه های جدیدی نیز یافت می شدند که اسلام در اولین شهر دعوت به اسلام، یعنی مکه، با آنها برخورد نداشت؛ از جمله این طایفه ها، منافقان بودند که به ویژه وقتی تعداد مسلمانان و عظمت آنها فزونی یافت، به نفاق افکنی پرداختند (۸) و در این کار از مهارت [خاصی] برخوردار بودند».

ی- تلاش برای وحدت با اهل کتاب

برخلاف تعصبات علمای یهود و نصاری که همه پیامبران قبلی را به خود اختصاص می دادند و هم از اعتراف به وحدت مبانی عقاید انبیای توحیدی گریزان بودند؛ یکی از مبانی گفت و گوی پیامبر اعظم (ص) با اهل کتاب در مدینه، این بود که به ایشان، تفهیم کند که تمام پیامبران از جانب خدای واحد مبعوث شده اند و جز تفاوت شرایع که ضرورت تکامل اجتماعی در هر دوره است، در اصل و مبانی با یکدیگر وحدت داشتند و هرگز به راه تضاد و تفرقه نرفته اند. پس پیروان این پیامبران نیز باید راه های تفرقه را وانهند و به وحدت گرایند (آل عمران / ۸۳ و ۸۴). از این رو تفاوت قائل شدن میان مسیحیان و یهودیان درستکار و نادرست و انفاق و عدالت در قضاوت، نمونه هایی از شیوه های تبلیغی پیامبراعظم (ص) در قبال پیروان اهل کتاب بوده است (زرگری نژاد، ۱۳۸۴: صص - ۴۲۸ ۴۲۹).

ک- نامه نگاری با محتوای دعوت به اسلام

دکتر محمد حمیدالله (۱۳۷۷: ص ۴۲): نامه های (۹) پیامبر اسلام (ص) را از نظر محتوایی به ۷ گروه تقسیم کرده است که عبارتند از: ۱. اقطاع و بخشش ها؛ ۲. امان نامه ها؛ ۳. پناه نامه ها؛ ۴. دعوت به اسلام؛ ۵. بیان احکام اسلامی؛ ۶. پیمان صلح با مشرکان؛ ۷. نامه نگاری با دشمنان.

همچنین بر اساس بررسی های وی، این هفت گروه محتوایی نامه های پیامبر اعظم (ص) به طور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر چشمگیری در پویایی و اثربخشی دعوت اسلام بر جا گذاشته است و به نظر وی در مجموع اتخاذ این امر، یک راهبرد تبلیغی هوشمندانه بی نظیر در تبلیغ احکام الهی در تاریخ بشریت بشمار می رود. به طوری که اقطاع ملک و اعطای اموال که به عنوان بخشش هایی از سوی پیامبر نسبت به مسلمانان و گاه غیر مسلمانان انجام یافته است و شمار بسیاری از نامه های پیامبر را در بر می گیرد بیشتر با شرط پذیرفتن اسلام و انجام کارهای واجب اسلامی بوده است و یا امان نامه هایی که از سوی رسول اعظم (ص) به کسانی داده شده است، همراه با شرط پذیرش اسلام و انجام کارهای واجب اسلامی بوده است (حمید الله، ۱۳۷۷: صص ۴۲ – ۴۳).

در گروه دیگر از نامه های پیامبر اسلام (ص) که شمار آن ها نیز کم نیست و پناه نامه ها نامیده می شوند، شروطی نه چندان دشوار، یاد شده است و نیک اندیشی و پاکدلی نسبت به مسلمانان، یکی از آن ها است؛ ولی در بیشتر این گونه پیمان نامه ها، گرویدن به آیین اسلام یکی از شرط های بنیادین از سوی پناه دهنده است و یا نامه هایی که محتوای آنها بیان احکام اسلامی بوده است، رسول اعظم (ص) احکام عبادی و بیشتر احکام اقتصادی اسلام را نشر و اشاعه داده است (حمید الله، ۱۳۷۷: صص ۴۴ – ۴۷).

اما در پایان سال ششم هجری و پس از امضای پیمان صلح حدیبیه که پیامبر اکرم (ص) تلاش های تبلیغی و سیاسی خویش را بر ۴ محور ۱. عرضه محتوای کلی آیین اسلام به فرمانروایان مقتدر همسایه عرب؛ ۲. فراخوان قدرت های مسیحی منطقه به اتحاد سیاسی در پرتو اصول مشترک اعتقادی؛ ۳. پیشنهاد اتحاد و برخورداری از حمایت سیاسی و نظامی به مجامع کوچک اهل کتاب در مناطق مختلف شبه جزیره و ۴. دعوت قبایل مشرک به اسلام و یا به اتحاد سیاسی با حکومت مدینه و برخورداری از حمایت های مالی و نظامی مسلمین متمرکز نمودند، بخش مهمی از نامه های پیامبر اعظم (ص)، همان طور که قبلاً بیان شد، به موضوع دعوت مردم جهان (فرمانروایان امپراطوری غیر عرب و فرمانروایان محلی و قبایل عرب) و اهل کتاب به اسلام اختصاص پیدا کرد. به طوری که در نامه ها و پیمان نامه ها و امان نامه های پیامبر اعظم (ص)، ضمن فراخوان اهل کتاب (یهود و مسیحیان) به اسلام، در آنان از شعائر و آیین های آنها نیز یاد شده است. همچنین در همه نامه هایی که پیامبر برای فرمانروایان امپراطوری های وقت روم و ایران و فرمانروایان قبایل محلی و منطقه ای نوشته و با مأمور کردن سفیرانی، برایشان ارسال کرده است. فراخوان خواندن آشکار آنان به توحید و اسلام به چشم می خورد و در آنها به گیرنده نامه تأکید شده است که "چنانچه به اسلام نگروی، گناه مردم کشورت به گردن تو خواهد بود" (حمید الله، ۱۳۷۷: صص ۴۶ - ۴۷ و زرگری نژاد، ۱۳۸۴: صص ۵۱۹ – ۵۲۱).

نتیجه گیری

خداوند متعال، مشیت و اراده خود را به میانجی گری یک پیام رسان آسمانی بر حضرت محمد (ص) آشکار می سازد ولی خود آن حضرت، چون نقطه نهایی نیست و هدف الهی نجات و رستگاری تمامی بشریت می باشد، از این رو پیام های الهی بایستی توسط پیامبر اعظم (ص) به سایر مردم نیز انتقال پیدا کند، تا انعکاس و در نتیجه واکنش مردم نسبت به آن در دو چهره ایمان و کفر نمایان شود. بنابراین ارتباطات در اسلام جایگاه بسیار متعالی دارد و فرآیند ارتباط بین افراد، گروه ها، جوامع و... از دیدگاه اسلام، صرفاً یک جریان ساده و الگوی مکانیکی انتقال پیام بین پیام آفرین، فرستنده با مخاطب و گیرنده نمی باشد.

بنابراین پیامبر اعظم (ص) در بدو ظهور و تولد اسلام و آغاز عصر دعوت و ادامه آن، علاوه بر رسانه ها و شیوه های ارتباطی زمان جاهلیت که با تغییر محتوای پیام در خدمت ترویج و تبلیغ اسلام قرار گرفت، ابزارها، نهادها و شیوه های فرهنگی - ارتباطی کارآمد دیگری را برای اشاعه آموزه های الهی که توسط ایشان از منبع وحی دریافت می شده است، به جامعه معرفی کردند که استفاده از این میراث بزرگ، الگوی ارزشمندی برای سعادت دنیوی و اخروی بشریت بوده و خواهد بود و نیازمند است که از سوی اساتید و دست اندرکاران حوزه های مرتبط بیش از پیش مورد بررسی و بهره برداری برای فعالیت های فرهنگ سازی مورد نیاز جامعه قرار گیرد.

پی نوشت ها

۷) البته در این مورد می توان به داستان های حضرت مریم (س) که قوم یهود در مورد او شایعاتی منتشر کردند که شرف او را خدشه دار کنند و در مسیح (ع) ایجاد شک نمایند و یا حقه ی زن عزیز مصر و درگیری با حضرت یوسف (ع)، اشاره کرد (صلاح نصر، ۱۳۸۰: ص ۳۰۰).

۸) شایعه ای که منافقان در مورد "عایشه" در پایان غزوه بنی مصطلق رواج دادند (داستان افک - تهمت بزرگ) و نزول آیات ۱۱ الی ۲۶ سوره ی مبارکه ی نور در این باره، به روایت اهل تسنن و یا اینکه علل نزول آیات مذکور به دلیل این موضوع بوده که منافقان به "ماریه قبطیه" تهمتی بزرگ و نابخشودنی زده بودند، بنا بر روایت اهل تشیع (جبارلوی شبستری، ۱۳۸۵: ص ۱۱).

۹) در تعداد این مکتوبات بین اندیشمندان و مورخان اختلاف وجود دارد. صاحب "مکاتیب الرسول"، ۱۸۵ نامه و دکتر حمیدالله در «وثائق» ۲۴۶ نامه و پیمان نامه را ذکر می کنند.

بهرام جبارلوی شبستری

منبع: سایت راسخون

 
تاريخ: ۱۳۹۵/۶/۲۷
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
تربیت مبلغ خواهران
کوثر هدایت 98
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal