حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۳ مهر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 آیا پیامبر اکرم (ص) با مرگ طبیعی از دنیا رفتند یا به شهادت رسیدند؟
معروف این است که پیامبر در کسالت خود فرمود: «این بیماری، از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح برای من آورد»؛ زیرا اگرچه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت، ولی آن زهر خطرناک، با آب دهان پیامبر مخلوط شد و روی بدن آن حضرت...

 
 
 
 
 

درباره چگونگی مرگ پیامبر و نیز تاریخ شهادت آن حضرت، در میان نویسندگان و مورخان اختلاف است. برخی نویسندگان، فقط به بیان این جمله اکتفا کرده اند که پیامبر بیمار شد و از دنیا رفت.

در کتاب های تاریخی، نقل شده است که یهودیان چندین مرتبه تصمیم گرفتند پیامبر اکرم(ص) را به شهادت برسانند، ولی هر بار جبرئیل پیامبر را از این توطئه آگاه می کرد و یهودیان به مقصود خود نمی رسیدند. در پایان جنگ خیبر نیز گروهی از بزرگان قوم یهود، زینب، دختر حارث را که از اشراف یهود بود و پدر، برادر و شوهرش را از دست داده بود، تحریک کردند تا شاید به مقصود خود که نابودی رسول خدا(ص) و در نتیجه، نابودی دین تازه تأسیس اسلام بود، برسند. اگر چه این عمل به شهادت فوری آن حضرت نینجامید، ولی موجب مسمومیت آن حضرت شد و سرانجام در درازمدت، به شهادت آن حضرت انجامید.

مورخ بزرگ، محمد بن عمر واقدی در کتاب مغازی، واقعه رحلت پیامبر را چنین نقل می کند: «چون رسول خدا(ص) خیبر را فتح کرد و آرام گرفت، زینب، دختر حارث، از افرادی پرسید: محمد کدام قسمت گوسفند را بیشتر دوست دارد؟ گفتند: شانه و سردست را. زینب گوسفندی را کشت و سپس زهر کشنده تب آوری را که با مشورت یهود فراهم آورده بود، به تمام گوشت و به ویژه شانه و سردست آن زد و آن را مسموم کرد. چون غروب شد و رسول خدا(ص) به خانه خود آمد، زینب را دید و از او پرسید: کاری داری؟ او گفت: ای ابوالقاسم! هدیه ای برایت آورده ام. هرگاه چیزی را به پیامبر هدیه می کردند، وی از آن می خورد و اگر صدقه بود، از آن نمی خورد. از این رو، پیامبر دستور داد هدیه او را گرفتند و در برابر آن حضرت نهادند. آنگاه حضرت فرمود: «نزدیک بیایید و شام بخورید!» یاران آن حضرت که حاضر بودند، نشستند و شروع به خوردن کردند. همین که آن حضرت از گوشت بازوی گوسفند خورد، به یاران خود فرمود: «از خوردن این گوشت دست بردارید که این بازو به من خبر می دهد که مسموم است.» بشر بن براء گفت: ای رسول خدا! به خدا سوگند! من نیز فقط با یک لقمه فهمیدم و علت آن که آن را از دهان بیرون نینداختم، این بود که خوراک شما را ناگوار نسازم و چون شما لقمه خود را خوردید، جان خود را عزیزتر از جان شما ندیدم و افزون بر این، امیدوار بودم که این لقمه کشنده نباشد. بشر هنوز از جای خود بلند نشده بود که رنگش مانند عبایی سیاه شد. او یک سال بیمار بود و نمی توانست حرکت کند و پس از یک سال به همین علت درگذشت. رسول خدا(ص) زینب را فرا خواند و پرسید: «شانه و بازوی گوسفند را مسموم کرده بودی؟» گفت: چه کسی به تو خبر داد؟ حضرت فرمود: «خود گوشت.» زن گفت: آری. پیامبر(ص) فرمود: «چه چیزی تو را به این کار واداشت؟» زن گفت: پدر، عمو و همسرم را کشتی و بر قوم من رساندی، آنچه رساندی. با خود گفتم اگر محمد(ص) پیامبر باشد که خودِ گوشت به او خبر می دهد که چه کرده ام و اگر پادشاه باشد، از او خلاص می شویم.

در مورد سرنوشت زینب، مطالب مختلفی نقل شده است. برخی راویان گفته اند: رسول خدا(ص) دستور فرمود تا او را کشتند و به دار آویختند و برخی راویان گفته اند: پیامبر او را عفو کرد.

گفته شده که مادر بشْر بن براء گفت: در مرضی که منجر به مرگ پیامبر(ص) شد، به دیدنش رفتم. آن حضرت که تب شدیدی داشت، فرمود: همان طور که اجر و پاداش ما دو برابر است، بلا و سختی ما هم دو چندان است. مردم می پندارند که من گرفتار ذات الجنب شده ام و حال آنکه چنین نیست و خداوند آن بیماری را بر من مسلط نکرده است و این ریشخندی شیطانی است. این، اثر لقمه ای است که من و پسرت خوردیم و از آن روز، بیماری در من ریشه دوانده است، تاکنون که پاره شدن رگ قلبم نزدیک شده است. بنابراین، رسول خدا(ص) از دنیا رفت، درحالی که شهید بود.» (1)

افزون بر واقدی، ابن هِشام، طبری و ابن اثیر نیز این واقعه را نقل کرده اند، ولی این سه تاریخ نگار بیان کرده اند که رسول خدا(ص) لقمه را بیرون انداخت و از آن گوشت تناول نکرد، ولی آن زهر خطرناک، با آب دهان آن حضرت مخلوط شد و همین، موجب شهادت آن حضرت شد. یعقوبی، تاریخ نگار بزرگ جهان اسلام نیز این ماجرا را در تاریخ خود بیان کرده، ولی فقط به مسمومیت آن حضرت اشاره کرده و از شهادت ایشان سخن نگفته است. (2)

مورخان و محدثان شیعه نیز بیشتر معتقدند علت مرگ رسول خدا(ص)، همان گوشت مسمومی بوده است که زینب، دختر حارث، به آن حضرت خورانید. علامه مجلسی در کتاب جلاء العیون چنین نقل می کند: «در احادیث معتبر، وارد شده است که آن حضرت، با شهادت از دنیا رفت، چنان که صفار، به سند معتبر، از حضرت صادق (ع) روایت کرده است.» (3) ثقةالاسلام کلینی نیز در کتاب اصول کافی، از قول امام باقر(ع) به اصل توطئه، اشاره کرده است.

در کتاب فروغ ابدیت نیز پس از نقل این واقعه، در پاورقی چنین آمده است: «معروف این است که پیامبر در کسالت خود فرمود: «این بیماری، از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح برای من آورد»؛ زیرا اگرچه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت، ولی آن زهر خطرناک، با آب دهان پیامبر مخلوط شد و روی دستگاه های بدن آن حضرت، اثر خود را گذاشت.» (4)

از مجموع آنچه بیان شد، می توان نتیجه گرفت که مرگ پیامبر اکرم(ص) طبیعی نبوده و آن حضرت، با شهادت از دنیا رفته است.

منابع:

1) محمد بن عمر واقدی، مغازی، ترجمه: دکتر مهدوی دامغانی، ج 2، صص، 517 ـ 519.

2) تاریخ یعقوبی، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، ج 1، ص 416.

3) محمدباقر مجلسی، جلاءُالعیون، صص 82 و 83.

4) جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج 2، ص 664.

 
تاريخ: ۱۳۹۵/۹/۶
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
تربیت مبلغ خواهران
کوثر هدایت 98
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal