حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۷ آبان     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 مردها حرف مي ‌زنند، زن ها كار مي ‌كنند!!
برای من بسیار عجیب بود که معمولاًَ هر روز عصر مردها در مسجد یا میدان اصلی روستا تجمع می ‌کردند و با یکدیگر مشغول صحبت می ‌شدند و در این شرایط بیشتر کارهای خانه را زن های روستا انجام می ‌دادند! در آن روستا لوله کشی آب وجود نداشت و مردم آب شرب خود را از قنات می آوردند. این...

 
 
 
 
 
 
 
 

اين خاطره مربوط است به محرم سال 1387. چند روز قبل از محرم برف بسیار شدیدی در استان آمده بود و یخبندان عجیبی شده بود، به طوری که رفت و آمد به شهرها و روستای اطراف خیلی سخت شده بود.

محل تبليغ من روستاي خونيك در 40 كيلومتري قائن بود. این روستا در بین کوه ‌ها قرار داشت و هوای آن بسیار سرد بود. روزی که می‌ خواستم به روستا بروم، به خاطر برف شدیدی که روی جاده وجود داشت، وسیله نقلیه ای پیدا نشد. ناچار شدم از موتورسيكلتم استفاده کنم. به لاستیک هایش زنجیر بستم و عازم محل شدم. با سختی ها و دردسرهای فراوانی به روستا رسیدم. مردم روستا با دیدن من تعجب کردند و سوال مي ‌كردند که در این هوای برفی و با وجود گرگ های گرسنه، چه طور جرأت کردم به آن جا بروم؟

چند روز اول مردم نگاه عجیبی به من داشتند و مدام سوال می‌ کردند که «شما طلبه ها برای رفتن به تبلیغ آزاد هستید؟ چرا در این سرما شما به تبلیغ آمدید؟». به آن ها جواب دادم که ما برای تبلیغ رفتن آزاد هستیم، اما به سوال دوم آن ها همان قدر جواب می ‌دادم که قانع شوند، زيرا نمی‌ توانستم علاقه‌ و احساس مسئولیتی که در مورد تبلیغ داشتم را بیان کنم.

برای من بسیار عجیب بود که معمولاًَ هر روز عصر مردها در مسجد یا میدان اصلی روستا تجمع می ‌کردند و با یکدیگر مشغول صحبت می ‌شدند و در این شرایط بیشتر کارهای خانه را زن های روستا انجام می ‌دادند! در آن روستا لوله کشی آب وجود نداشت و مردم آب شرب خود را از قنات می آوردند. این کار و رسیدگی به حیوانات و کارهای خانه را زن ها انجام می ‌دادند.

روز اولی که رفتم داخل روستا دیدم زنی در حالی که کیسه علوفه ‌اي بر پشت داشت به شدت روی برف ها به زمین ‌خورد. من در خانه شورای روستا مستقر و در حال استراحت بودم. دیدم همين خانم آمد و دبه آبی‌ که من از آب آن برای وضو گرفتن و چایی درست کردن استفاده می‌ کردم را برداشت و با آن وضعيت سخت آب کرد. از زمانی که متوجه شدم این زن مسئول انجام این کار است، خودم دبه را برداشته و به قنات می ‌رفتم و آب می آوردم. همه می ‌گفتند: شیخ، چرا شما این کار را انجام می ‌دهی؟

من می ‌خواستم به آن ها بفهمانم که نباید همه کارها را زن ها انجام دهند، در حالي كه مردها با همدیگر گروه بگیرند و احیاناً غیبت ديگران را بکنند. به همین دلیل تصمیم گرفتم که چند جلسه در مورد وظایف زن و شوهر مطالبي را بیان کنیم.

شب اول وظیفه زن ها نسبت به مردها را بیان کردم. مردها اكثراً آن شب خوشحال شدند و شب دوم استقبال بهتری کردند و شب دوم که بحث داغ ‌تر شد وظیفه مردها را نسبت به همسرانشان بیان کردم و از احادیث و روایات در اين زمينه استفاده کردم. گفتم که حضرت علی (ع) در کارهای خانه به حضرت فاطمه کمک می ‌کردند و به مردها فهماندم که این راه و روش حضرت علی(ع) بود و راه و روش آن ها را با ائمه اطهار مقایسه کردم و آن ها را متوجه اشتباه و تلقي نادرستشان کردم. وقتی مجلس تمام شد احساس كردم تا حدودي بحث برايشان مفيد بوده ‌است، زيرا اكثر مردها و زن ها همگی تشکر کردند که این مسئله را به آن ها متذکر شدم.

محمد رضا مردانی

منبع: گوهرهای تبلیغ

 
تاريخ: ۱۳۹۵/۱۰/۱۱
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
 کارگاه شناخت سینمای اخلاقی
دوره آموزشی پاسخگویی به پرسش های قرآنی
نجم الثاقب
ثبت نام جذب و گزینش
تربیت مبلغ خواهران
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal