حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ جمعه ۱ شهريور     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 هفت پيشنهاد براي گفت وگوهاي راهبردي بين عالمان شيعه و سني
نويسنده: حجت الاسلام و المسلمين مرويان حسيني

 شرايط کنوني جهان اسلام، با اميدها و نويدهاي فراواني همراه است و نشانه هاي گوناگوني از بلوغ و رشد يک امت تاريخي را فرارويمان مي نهد. وحدت بر محور انديشه اسلامي يکي از اين نويدهاست.اين مسئله اساسي در تاريخ انقلاب اسلامي به عنوان اصل بنيادين تفکر و تدبير بنيان گذار فقيد انقلاب مطرح بوده است. ايشان در آغاز حرکت اسلامي، که نقطه اتصال به انقلاب اسلامي ايران بود، محور اصلي حرکت الهي خويش را، وحدت اجتماعي همه اقشار، انديشمندان و عالمان ديني بر محور وحدت کلمه ارزيابي مي کنند و در اولين بيانيه خويش خطاب به عالمان و انديشمندان چنين مي فرمايد که: قُل انّما اَعِظُکُم بواحده اَن تَقُوموالله مني و فُرادي.

 در ادامه هم پيوسته توصيه مي کردند که: در اين موقع که دشمنان اسلام مي کوشند به هر وسيله اي، ضربه اي به اسلام و احکام مقدس آن وارد کنند، بر علماي اعلام و مروجين شريعت اسلام دامت افاضاتهم لازم است اجتماعات خود را حفظ فرموده و با اتحاد کلمه و اتفاق کامل، از خطرات موجود جلوگيري فرمايند.

 امام وحدت را يک تکليف الهي و وظيفه اي شرعي براي آحاد ملت مي دانست و در اين ميان مسئوليتي مضاعف براي علماء و روشنفکران و مديران قائل بود و فصلي خاص از پيام هاي عمومي ايشان به همين مهم اختصاص داشت.

 از نظر مقام معظم رهبري نيز وحدت يک ضرورت ملي و اجتماعي به شمار مي رود. ايشان حفظ و نگه داري شاخصه هاي وحدت آفرين را تا آن جا مهم و داراي اولويت مي دانند که حتي بر تکاليف شرعي جزئي هم مقدم مي دانند.

 ايشان مي فرمايند: حفظ وحدت را اصل قرار بدهيم و اگر تکليف شرعي هم احساس کرديم، ولي ديديم عمل به اين تکليف ممکن است مقداري تشنّج به وجود آورد و وحدت را از بين ببرد، قطعاً انجام آن چه تصور مي کرديم تکليف شرعي است، حرام است و حفظ وحدت واجب خواهد بود. (مقام معظم رهبري. ۱۳۲۷، ج ۱، ۲۰۱)

 از نظر مقام معظم رهبري اتحاد اسلامي به عنوان مبناي همه افتخارات به اتحاد ملي مرتبط است و تلاش براي آن والاترين عمل صالح در عصر حاضر شمرده مي شود. اتحاد ملي مهمترين گفتمان جامعه اسلامي است. وحدت عالمان دين و اتحاد براي خدا و با هدف مقدس انجام وظيفه الهي، عمده ترين تکليف امت اسلامي و جامعه ماست.

 اساساً دين عزيز ما «اسلام»، با توجه، اهميت دادن و پاسخگويي به سه نياز اساسي انسان ها که عبارتند از: «امنيت، عدالت، فراواني نعمت و رفاه»، راهبردهاي اصلي و اساسي همگرايي و وحدت اجتماعي را در درون خود جاي داده است.در اين ميان، گر چه درباره واژه امنيت سخن به وفور گفته شده است، اما حداقل اين تفاهم در تعريف وجود دارد که، امنيت يعني پرهيز از خطراتي که منافع و ارزش هاي حياتي را مورد تهديد قرار مي دهد يا اين که بگوييم: امنيت جامعه يعني توانايي و انسجام نهادينه شده جامعه براي مقابله با تهديدات دروني و بيروني.

 امنيت شهروندان محصول و برآيند امنيت و مال، جان، فکر، عاطفه و فرهنگ آن هاست.

 در نظام هاي اجتماعي گوناگون، مسئوليت تأمين امنيت بر عهده حکومت ها و دولت هاست.

 دولت ها هم از طريق تشديد اعمال قوانين کيفري و تقويت اقدامات پليسي و سرمايه گذاري هاي امنيتي در اين باره تلاش هايي مي کنند اما با اين همه، انحرافات اجتماعي، بِزهکاري ها و احساس ناامني در سراسر جهان از مشکلات بر زمين مانده دولت ها شمرده مي شود.روان شناسان اجتماعي توصيه مي کنند که بايستي به دستورالعمل هايي دست يافت که موجب افزايش احساس مسئوليت اجتماعي و مشارکت آحاد مردم در مقوله هاي امنيت آفرين شود، اما مکاتب غربي و شرقي از اين گوهرهاي معرفتي محروم هستند.

 در اين ميان، دين اسلام با تأکيد بر اصلاح زندگي دنيوي و سعادت اُخروي مي فهماند که اين مکتب تنها به بيان رابطه انسان با خدا نمي پردازد، بلکه تنظيم روابط اجتماعي انسان ها نيز مورد توجه آن مي باشد.

 اسلام اخلاق را خميرمايه تعاملات اجتماعي مي داند و با تأکيد بر اخلاق اجتماعي به دنبال تأمين امنيت اجتماعي و ديگر نيازهاي جامعه مي باشد.

 از جمله آموزه هاي اصلي اسلام در اين باره تعاون و مشارکت است که در آيات و روايات فراواني بر آن تأکيد شده است و خداوند از مومنان درخواست تقيّد و پايبندي به آن را دارد: وَ تعاوَنوا علي البّرِ و التقوي و لا تَعاونُوا علي الاِثمِ و العُدوان. (مائده ۲)

 بي ترديد اگر اين اصل در جامعه نهادينه شود و انسان ها بدون توجه به روابط شخصي، مادي و خويشاوندي، در انجام کارهاي مفيد همکاري و همياري داشته باشند، بسياري از نابهنجاري هاي اجتماعي که سبب تفرقه و تشتّت و پراکندگي و دودستگي و تضعيف جامعه ديني مي شود از جامعه رخت بر خواهد بست.

 از ديگر آموزه هاي اجتماعي اسلام که ضمانت بخش وحدت و انسجام اسلامي است، مسئوليت پذيري مسلمين نسبت به يکديگر است. اين فرمايش پيامبر عظيم الشأن اسلام که «من اَصبَح و لم يتهَمّ بامور المسلمين فليس بمسلم» نشان از اهتمام و نقش آفريني جدي اين اصل دارد. برخي از مصاديق اين مسئله تأکيد بر اصلاح ذات البين، صلح و سازش دادن بين مومنين، توصيه به سود رساندن به ديگران (تا آن جا که با ايمان ترين افراد را سودمندترين معرفي کرده اند) مي باشد.آموزه ديگر اسلامي که در تأمين امنيت دروني و مشارکت آفريني مردم تأثير زيادي دارد؛ اصل وفاي به عهد و پيمان است.

 برخي از قرآن پژوهان مفاهيم اساسي بعضي سوره ها مانند سوره مائده و برخي مفهوم اساسي کل قرآن را پيمان و عهد دانسته اند. از نظر دين، شايسته است افراد مسئوليت هاي اجتماعي و حرفه اي شان را امانت هاي الهي تلقي کنند و از فرصت هاي به دست آمده براي ارائه خدمت و تقرّب حداکثر بهره را ببرند. بنابراين از نظر اسلام، عمل بر اساس احکام الهي در ارتباط با ديگران و امداد و انفاق به ديگران يکي از مصاديق وفاي به عهد مي باشد.همچنين مهرورزي و صداقت با مومنان، حُسن ظن به رفتارهاي کساني که در دايره ايماني مي گنجند، عفت و پاک چشمي و پاک دستي نسبت به حقوق ديگران، آموزه هاي اخلاقي هستند که با تأکيد و توصيه دين، مناسبات اجتماعي را سامان مي دهند و موجب يکپارچگي، انسجام و وحدت و هماهنگي خانواده بزرگ جامعه اسلامي مي شوند. اين انسجام و وحدت موجب امنيت دروني و اقتدار بيروني براي آحاد جامعه مي شود و اين گونه دين راهبردهاي امنيت آفرين را در سطوح و لايه هاي گوناگون جامعه فراهم مي کند. در کنار امنيت، عدالت و رفاه نيز از حاجت هاي اساسي مردم است. توسعه اقتصادي پايدار و امنيت ملي مکمل يکديگرند و هر يک مي تواند زمينه ساز ديگري باشد. امنيت ملي شرط ضروري و لازم براي توسعه پايدار و متوازن است و توسعه پايدار نيز زمينه ساز گسترش و تقويت و ارتقاي امنيت ملي و اجتماعي مي باشد. آن چه اين مباحث ما را به خود مي خواند، تأکيد بر گفتمان اتحاد ملي و انسجام اسلامي به عنوان دکترين موفق نظام جمهوري اسلامي است که مي تواند فراهم کننده توسعه و امنيت و عدالت و رفاه شود.

 هر تلاش و فعاليتي که به اين گفتمان مبنايي و برگرفته از آموزه هاي اسلامي پشت کند و ضربه بزند، تلاشي در مقابل اهداف و مصالح مردم اين مرز و بوم است. چه با ادبيات روشنفکري و غرب باورانه و خودباخته و چه با ادبيات تعصبات فقهي و اختلافات مذهبي. همبستگي اجتماعي يک اصل عمده در آموزه ها و فرهنگ اسلامي و سنت و سيره نبوي است و اين مهم جز در سايه شناخت صحيح و تبليغ کارآمد از اسلام، ميسر نمي شود. نقش و جايگاه حوزه هاي علميه تشيع و تسنن و عالمان زمان شناس و فرهيخته که عزت اسلام و پيشرفت مسلمانان را مد نظر داشته باشند، در اين راستا بسيار مهم ارزيابي مي شود و تشکيل چنين مجتمع هايي که در آن ها به بازشناسي مسئله وحدت و راهکارهاي عملي آن، پرداخته شود، تلاشي هوشمندانه و راهبردي است. دشمنان اسلام به خوبي دريافته اند که رمز پيروزي و بقاي اسلام از يک سو و قطع شدن سوء استفاده و غارت بيگانگان در سرزمين هاي اسلامي از سوي ديگر، وابسته به اتحاد مسلمين با يکديگر است. ريچارد نيکسون، رئيس جمهور سابق آمريکا در کتاب «فرصت را از دست ندهيد» مي نويسد:

 «جهان اسلام در قرن بيست و يکم يکي از مهمترين ميدان هاي زورآزمايي سياست خارجي آمريکاست».

 آنان در اين استراتژي خويش به هر عالم ساده انديش و يا فرقه دست ساخته که بتواند به اختلافات تاريخي دامن زند، روح بدبيني و تهمت را بين بزرگان مذاهب اسلامي ترويج کند، مباحث عالمانه خواص را دستمايه تشنّج بين عوام قرار دهد، تکفير و توهين را بين برادران مسلمان باب کند و يأس و نااميدي و بددلي را بپراکند، دل مي بندند. آنان در اين استراتژي خويش همه گونه هزينه مي کنند.

 از وعده و وعيد و تطميع و تهديد گرفته تا تبليغات در رسانه ها بهره مي گيرند. دانشجويان تازه کار را کارشناس و روشنفکر و طلاب کم سواد را علامه و مُفتي عنوان مي دهند تا در مسير اهداف سوء خويش مصرف کنند.انتظار آن است که عالمان اسلامي براي دستيابي جامعه ديني به انسجام و امنيت و فراهم شدن فضاي همدلي و اميد و خدمت، جريان هاي ضد وحدت را در ميان خويش منزوي کنند.

 روحاني ها و مفتي هايي را که در جهت مقابله با گفتمان وحدت سخن مي گويند و يا احياناً فتوا مي دهند، از خود برانند. در خلوت و جلوت از برکات و آثار مبارک وحدت اسلامي ملي سخن بگويند، همگرايي با نظام ولايت فقيه و واگرايي از دشمنان اين مرز و بوم را سرلوحه خويش قرار دهند و سايت ها و شبکه ها و روزنامه ها و بلندگوهايي که به تفرقه افکني ميان مسلمانان، جيره و مواجب دريافت مي کنند، تحريم کنند.

 پيشنهاد مي شود فرهيختگان و عالمان شيعه و سني در گردهمايي هايي که به اين منظور در هفته وحدت برگزار مي شود، در اين موارد گفت وگوهاي راهبردي را برقرار کنند:

 ۱ - اصول گفت وگوي سازنده و درک متقابل بين برادران مذاهب اسلامي بر اساس آموزه هاي قرآني و فرهنگ اهل بيت عليهم السلام و صحابه کرام.

 ۲ - جنبه هاي وحدت آفرين در قانون اساسي به عنوان سند ميثاق ملي.

 ۳ - ضرورت تبعيت نظري و عملي از مقام ولايت فقيه يا اولي الامر در نظام اسلامي.

 ۴ - دستاوردهاي اتحاد اسلامي در صحنه هاي داخلي و خارجي طي ۳۴ سال تشکيل حکومت اسلامي ايران.

 ۵ - تأثير وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي در عزت مسلمانان در خاورميانه و جهان اسلام و پديده مبارک بيداري اسلامي.

 ۶ - مشترکات شاخص بين مذاهب اسلامي که به مديريت جهان معاصر مرتبط خواهد شد مثل مسئله مهدويت.

 ۷ - فهرستي از راهبردهاي عملي تقريب بين مذاهب اسلامي که ميان عالمان و حوزه هاي علميه تشيع و تسنن قابليت تحقق و پياده شدن دارد.
 
منبع:خراسان
تاريخ: ۱۳۹۱/۱۱/۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal