حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۲۱ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
در مورد ساده انگاری اقتصادی دولت:
 هشدار: جاده باريك مي شود
با وضعيت به وجود آمده فعلي در حداقل بخش قابل توجهي از سياستگذاران آمريكايي، نه تنها اين احتمال وجود دارد كه تحريم ها برداشته نشود بلكه در مواردي ممكن است به سمت تشديد تحريم ها نيز حركت كنيم.
به گزارش رسالات به نقل از يادداشتی در بخش اقتصادي الف:
شور و شوق زائدالوصف ايجاد شده در برخي گروه ها و جناح هاي سياسي و حتي بخشي از افكار عمومي در مورد بهبود قريب الوقوع وضعيت اقتصادي در اثر رابطه به آمريكا مي تواند طي ماه هاي آينده به خطري بزرگ براي اقتصاد ملي تبديل شود.

قضيه از اين قرار است كه طبق سابقه و رويه ايالات متحده در رفتار با كشورهاي تحت تحريمي كه به ديالوگ با آمريكا روي آورده اند و نيز وضعيت فعلي به وجود آمده در حداقل بخش قابل توجهي از سياستگذاران آمريكايي، نه تنها اين احتمال وجود دارد كه تحريم ها برداشته نشود بلكه در مواردي ممكن است به سمت تشديد تحريم ها نيز حركت كنيم.

مصوبه اخير كنگره در مورد اختيار تحريم يك ميليون بشكه نفت باقيمانده صادراتي ايران ظرف يك سال آينده و نيز اظهارات برخي چهره هاي متفند در انديشكده هاي ديپلماتيك امريكايي نشان مي دهد كه در صورت عدم كوتاه آمدن ايران از برخي خطوط قرمز تحريم ها تشديد خواهد شد (كه البته انتهاي اين عقب نشيني و گسترش حوزه آن حتي در صورت وقوع چنين اتفاقي مشخص نيست و در نهايت، توقف عقب نشيني را محتوم خواهد كرد).

به طور خلاصه مي توان گفت هم اكنون دو دسته ديدگاه در ميان هيات حاكمه آمريكا در رابطه با ايران و مساله تحريم ها وجود دارد. ديدگاه اول معتقد است كه اساسا انتخاب روحاني ناشي از موفقيت تحريم ها بوده است. در اين تحليل، نتيجه انتخابات ايران حاكي از وجود فشار داخلي به عقب نشيني هسته اي تلقي شده و اين چنين تشبيه مي شود كه توقف فشارها به نرسيدن و نچيدن ميوه درخت تحريم ها خواهد انجاميد. (كه البته در اين جا يادآوري رفتار انتخاباتي نادرست برخي جناح هاي سياسي داخلي در تبديل انتخابات به رفراندوم هسته اي بي مناسبت نيست). صاحبان اين عقيده معتقدند كه ايران هم اكنون بر لبه عقب نشيني ايستاده است و با فشار بيشتر و تنگ تر كردن مسير ارتباط بين المللي ايران، اهداف آمريكا محقق خواهد شد. دسته دوم اما معتقدند كه انتخاب روحاني و چرخش سياسي در ايران و اجماعي كه در اقشار متوسط به بالا پشت سر وي شكل گرفته است نيازمند پاسخ مناسب آمريكاست و در صورت عدم وجود چنين پاسخي كه مي تواند به صورت رفع قابل توجه تحريم ها و گشايش اقتصادي باشد، امكان سرخوردگي از آمريكا در ميان اين قشر و چرخش دوباره ايران دور از انتظار نخواهد بود.

رفتار گذشته آمريكا در مقابل ليبي نيز نشان مي دهد كه مشخص نيست كه صرف ديالوگ به رفع تحريم ها بيانجامد، كه برعكس، آمريكا در چنين مواقعي كه احساس مي كند طرف مقابل به اصطلاح كم آورده يا سيگنال هايي مبني بر كم آوردن ارسال مي كند، همانگونه كه در مورد ليبي رخ داد، به كمتر از “Stop, Shut and Ship” راضي نخواهد شد. مساله اي كه در مورد ليبي به بار زدن تجهيزات هسته اي به كشتي به مقصد آمريكا منجر شد و در مورد ايران نيز گونه هاي ديگر از آن در متون مختلف انديشكده هاي سياسي امريكايي مطرح مي شود.

از سوي ديگر، عدم وجود راهبرد مشخص در اقتصاد داخلي و نگاه حداكثري دولت به مسائل خارجي به نقطه خطر ديگري براي اقتصاد ايران تبديل شده است. تو گويي كه دولت هيچ راه حل ديگري براي مسائل اقتصادي غير از رابطه با آمريكا نمي شناسد و شاه كليد حل تمام مشكلات را در روابط خارجي مي بيند.

عدم وجود راهبرد اقتصاد داخلي، امكان عدم رفع تحريم ها و حتي امكان تشديد آنها و افسردگي رواني ناشي از جو رواني خوشبينانه فعلي، سه عاملي هستند كه احتمالا در ماه هاي آينده مشكل زا خواهند بود. روحاني براي جلوگيري از تبديل شدن به يك مرسي ديگر و نااميد شدن مردم از وي و كليدهايش به راه پيش رو دقت بيشتري كند.
 
نظر جالب یکی از مخاطبین این سایت
سوالی که مطرح می شود این است که مفهوم ارزش پول ملی چیست ؟ تفاوت آن با توان اقتصاد ملی چیست ؟ کدام یک مهمتر است ؟ کدام یک نشان دهنده سطح رفاه زندگی مردم است؟

برای من که ۳۴ سال سن دارم و فرایند افزایش قیمت دلار را از اواخر دهه ۶۰ بیاد می آورم این نکته ملموس است که قدرت خرید خانواده من که یک خانواده حقوق بگیر بوده است نسبت به آن سالها بهتر شده است هر چند قیمت دلار بیش از ۲۰ برابر شده است. این یعنی اینکه با اینکه پول ملی به علت تورم با کاهش ارزش مواجه بوده است سطح رفاه و امکانات بهبود یافته است.

مفهوم ارزش پول ملی نسبت به توان اقتصاد ملی که نشان دهنده سطح رفاه مردم است بسیار کم اهمیت تر است. چرا که پول ملی عملاً یک واحد قراردادی است که می توان آن را تغییر داد.مثل بحث هایی که برای کم کردن تعداد صفرهای ریال مطرح بود. مثلاً اگر بانک مرکزی تصمیم بگیرد از همین فردا سه صفر از پول ملی حذف کند آیا ارزش پول ملی ۱۰۰۰ برابر خواهد شد؟ آیا توان اقتصادی مردم هم ۱۰۰۰ برابر می شود ؟

نباید به مردم آدرس غلط داد. آنچه مهم است این است که توان اقتصاد ملی چقدر است. باید برای مردم تبیین کرد که:

کشور چگونه می تواند ثروتمند شود؟
جایگاه کار و تلاش در تولید و توان اقتصاد ملی کجاست؟
تاثیر قیمت غیر واقعی ارز در ترازهای کشور چگونه است؟
ارز با قیمت غیر واقعی چه تاثیری در مشکلات تولید و اشتغال کشور دارد؟

رسانه ها وظیفه دارند حساسیت مردم را به جای مفهوم کم اهمیت « ارزش پول ملی » روی مساله پراهمیت تولید ملی و توان اقتصاد ملی افزایش دهند. مردم ما باید نگران کاهش رشد اقتصادی که نتیجه اش افزایش بیکاری ، تورم و کاهش سطح رفاه است، باشند و برای آن مسوولین را مورد عتاب و پرسش قرار دهند.
 
تاريخ: ۱۳۹۲/۷/۹
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal