حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۹ بهمن     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 ریشه خیالات سوء کجاست؟
ريشه‌ي همه‌ي خيالات سوء يك چيز است و آن اين كه جز خدا را منشأ اثر بدانيم و براي آن‌ها تأثير مستقل قائل شويم. البته معلوم است که براي رهايي از خيال سوء بايد از جهات مختلف برنامه‌ريزي کرد و مشکل به اين آساني حل ‌نمي‌شود اما اگر اصل و ریشه آن را بدانیم می توانیم در پی رفع آن برآییم.

 ريشه‌ي همه‌ي خيالات سوء يك چيز است و آن اين كه جز خدا را منشأ اثر بدانيم و براي آن‌ها تأثير مستقل قائل شويم. البته معلوم است که براي رهايي از خيال سوء بايد از جهات مختلف برنامه‌ريزي کرد و مشکل به اين آساني حل ‌نمي‌شود، اما اصل و ريشه‌ي آن را بدانيم تا إن‌شاءالله بتوانيم در تقويتِ توجه به خدا از يک جهت، و در دفع اطمينان به غير خدا از جهت ديگر، برنامه‌ريزي ‌كنيم.

به‌اندازه‌اي كه انسان در قوه‌ي واهمه‌ي خود به غير خدا اصالت داد، به همان اندازه صورت‌هاي كاذب به عنوان عوامل تأثيرگذار ظاهر مي‌شوند و فکر ما را متوجه خود مي‌کنند. طبيعي است که توجه به غير خدا و منشأ اثر دانستن آن‌ها ذهن و فکر ما را متوجه خود مي‌کند و موجب مي‌شود تا قوه‌ي واهمه، صورت‌هايي مطابق توجه ما در ذهن ما بسازد. حال توجه به غير خدا، چه توجه به خودمان باشد و خودمان را کاره‌اي بدانيم، يا ساير افراد را، و چه توجه به وسايل و ابزارها باشد. اگر فقط خدا وسط باشد، به خودمان نگاه ‌نمي‌كنيم تا خيالمان مشغول خودمان شود و هزاران صورت خياليه در رابطه با خودمان در ذهنمان ظاهر شوند.

حال اگر متوجه اين ضعف و نقيصه شديم، آن وقتي هم که اصالت را به خودمان مي‌دهيم از اين کار راضي نخواهيم بود و در عين توجه قوه‌ي واهمه به خود، آن را تصديق نمي‌کنيم و به دنبال آن راه نمي‌افتيم و لذا قوه‌ي واهمه در عيني که از بين نمي‌رود، تقويت هم نمي‌شود تا خيالات واهي به عنوان حقيقت، همه روح و روان و قلب ما را اشغال کنند

اگر از مشغوليات ديروز ناراحت شده باشيد و متوجه شويد علتش توجه به خود است، وقتي دوباره عامل غفلت آمد، دلي که متوجه اصالت حق است، به راحتي به دنبال آن راه نمي‌افتد، در اين حال نه تنها خيالات تقويت نمي‌شود، آرام‌آرام ضعيف هم مي‌گردند، از آن طرف معارف توحيدي و عرفاني و روايات اخلاقي و دعا و نماز و نيايش، همه و همه کمک مي‌کنند که خيالاتِ واهي نه تنها تقويت نشوند، ضعيف و ضعيف‌تر شوند و انسان بتواند خود را به کمک معارف قلبيه و اخلاق فاضله از دست خيالاتِ واهي آزاد کند. خيالات سوء پس از مدتي مي‌روند ولي دوباره مي‌آيند. حال اگر شما تمرين لازم را نسبت به دفع آن‌ها داشتيد کمي مي‌مانند و مي‌روند، بنا نيست شيطان دست از سرکشي بردارد، بنا است ما تحت تأثير وسوسه‌هاي او قرار نگيريم. همين که به دنبال وسوسه‌هاي او راه نيفتيم و با نور شريعت الهي خود را کنترل کنيم، به خودي خود يک نوع پيروزي است. به گفته مولوي:

درجهان جنگ اين شادي بس است

    که ببيني بر عدو هر دم شکست

کار روي روح، غير از كار روي جسم است؛ من اگر بخواهم اين ليوان را بردارم با يك اراده دستم را دراز مي‌کنم و برمي‌دارم، اما اگر كسي که معتاد به سيگار است بخواهد ميل خود را به سيگار از بين ببرد و سيگار نكشد نمي‌تواند با يک اراده آن کار را تمام کند، بايد مدت‌ها جهت ميل و ذهن خود را نسبت به آن تغيير دهد تا در نهايت به ترک آن موفق شود، روزها و ماه‌ها بايد با خودش كَلَنجار برود. كار‌هاي روحي، با جهت‌گيري روح و اراده‌هاي مستمر عملي مي‌شود و در همين راستا است که عرض ‌مي‌كنم؛ چيزهاي مهمِ واقعي بايد آرام‌آرام براي شما مهم ‌بشود، تا تصورات و تخيلاتِ امور وَهمي نتوانند شما را تا آخر به دنبال خود ببرند.

اگر شما نسبت به کسي کينه داشته باشيد بعد بفهميد دزدي هم ‌كرده ‌است، وقتي شيطان در نمازتان دزدي او را به يادتان ‌مي‌آورد، حسابي حال ‌مي‌آييد، مي‌گوييد: چشمش كور شود، آدم نبود، يک مرتبه متوجه مي‌شويد «السلام عليكم» نماز را هم گفتند و نماز تمام ‌شد، اما هنوز شما آن خيال را دنبال مي‌کنيد، چون آن خيال برايتان مهم بود، و طبيعي است که اگر چيزي براي انسان مهم باشد نمي‌تواند از آن دل بکند، اما اگر آنقدر ياد خدا برايتان مهم بود که هر مهم ديگري به حاشيه رفت، ديگر وقتي آن خيال آمد نمي‌تواند شما را به سوي خود ببرد، همين که ملائکه با الهام خود ما را متوجه نماز و ياد خدا کردند، به خود مي‌آييم، ولي اگر شدتِ توجه ما به آن خيال زياد بود اصلاً متوجه الهام ملائکه هم نمي‌شويم. به گفته مولوي:

عاشقانت در پس پرده‏ى كرم

بهر تو نعره زنان بين دم به دم‏

عاشق آن عاشقان غيب باش

عاشقان پنج روزه كم تراش‏

كه‌بخوردندت ز خدعه جذبه‏اى

سال‌ها ز يشان نديدى حبه‏اى

وقتي ياد خدا در درجه‌ي دوم قرار گيرد، هر فکر و خيالي ما را به دنبال خود مي‌برد و لذا وقتي تذكرات روحاني ملائکه آمد، آن قدرت را ندارند كه خيالِ آمده را عقب ‌بزنند.

پس بايد برنامه‌ريزي ‌كنيم و آرام‌آرام برسيم به اين‌كه همه کاره‌ي عالم خدا است. براي رسيدن به چنين حضوري معارف توحيدي و حکمت صدرايي و عرفان نظري کمک مي‌کنند تا عقل و قلب قانع شوند که موجودات عالم عين تعلق به حق‌اند، و چون وجودشان از خدا است، تأثيرشان نيز از خدا است، در آن حال با تمام وجود در مناجات با خدا مي‌گويي:

آب دريا جمله در فرمان تست

آب و آتش اى خداوند آن تست‏

گر تو خواهى، آتش آب خوش شود

ور نخواهى آب هم آتش شود

اين طلب در ما هم از ايجاد تست

رستن از بى‏داد يا رب داد تست‏

می رسیم به اینجا که دل می فهمد خدا محیی است، خدا رزاق است، خدا ممیت است، وقتی این معارف آرام آرام از طریق برنامه به دل رسید در ابتدا خیالات اگر هم مقاومتی بکنند نمی توانند پایدار بمانند و ضعیف و ضعیف تر می شوند تا جایی که براحتی می توانید آنها را به عقب برانید، بعد از مدتی کمتر سراغتان می آیند بعد دیگر نمی دانم چه می شود، فقط می دانم اگر انسان از خیالاتش آزاد بشود تمام بهشت در قلبش جا می شود. 

منبع: کتاب ادب خیال و عقل و قلب از دکتر اصغر طاهرزاده 
 
تاريخ: ۱۳۹۳/۶/۱۰
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal