حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ دوشنبه ۱۸ آذر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 بخش اول مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین فلاح زاده
بخش عمده ی معارف دینی، «احکام» یا «فقه» است. در حوزه های علوم دینی، بخش عمده ای از وقت طلبه ها صرف فراگیری احکام دینی می شود. حال اگر می خواهیم مبلّغ دین باشیم، باید بخشی از وقتمان، صرف تبلیغ احکام به مردم باشد.

* لطفا در مورد اهمّیت بیان احکام در تبلیغ دین توضیح دهید؟

بخش عمده ای از معارف دینی، قوانین عملی است که «احکام» یا «فقه» نامیده می شود. در حوزه های علوم دینی، بخش عمده ای از وقت طلبه ها صرف فقه آموزی و فراگیری احکام دینی می شود. حال اگر ما می خواهیم مبلّغ دین باشیم، باید بخشی از وقتمان، صرف تبلیغ و ابلاغ احکام به مردم باشد؛ همان طور که وظیفه ما حوزویان را آیه «نفر» مشخص می کند:

«فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَـآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوآا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ »؛

طبق این آیه وظیفه اوّل، تفقّه و وظیفه دوم، ابلاغ و انذار می باشد که دو وظیفه اصلی حوزه های علمیّه است.

البته تفقّه یعنی تعمّق و فهم دقیق در تمامی اموری که مربوط به دین است و شامل احکام و فقه اصطلاحی هم می شود که حوزه های علوم دینی، الحمد للّه عنایت ویژه ای به احکام و فقه اصطلاحی دارند و بیشترین انرژی خود را صرف همین بخش می کنند. اگر شما تاریخ حوزه های علمیه را مطالعه کنید، می بینید زنده ترین درس در حوزه های علمیه، درس فقه بوده است و آثار بسیار ارزشمندی نیز در این زمینه به یادگار مانده است.

اما در بخش دوم یعنی ابلاغ و رساندن معارف دینی و به خصوص فقه و احکام دینی به دیگران، آیا موفّق هستیم یا نه؟ در رساندن این علوم به حوزویها، بله موفق می باشیم؛ امّا نسبت به دیگران بنده می خواهم بگویم که درکارمان به طور کامل موفّق نبوده ایم؛ یعنی کم کار می شود؛ زیرا اولاً، عنایت به این مسئله بسیار کم است و ثانیا، شیوه را هم خوب نمی دانیم و اگر بدانیم خوب به کار نمی گیریم. اگر به دیگران نگاه کنیم و ببینیم که چگونه و با چه وسائل پیشرفته و شیوه های نوینی، افکار و اندیشه های خود را منتشر می کنند، آن گاه به کم کاری خودمان پی می بریم.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «قَلْبُ الْحَدَثِ کَالاَْرْضِ الْخالِیَةِ ما اُلْقِیَ فِیها مِنْ شَی ءٍ قَبِلَتْهُ؛ قلب نوجوان مثل زمین موات است (زمین کاشته نشده)؛ هر چه (هر بذری) در این قلب قرار بگیرد، قبول می کند و می پذیرد.»

حال اگر ما کودکان و نوجوانانمان را در نیابیم و در این قلب پاک و صاف و این اراضی موات بذر دین نکاریم، دیگران در آن بذر بی دینی می کارند و اگر این اراضی موات را احیا نکنیم، دیگران از آن به نفع خودشان استفاده می کنند.

من نمونه هایی را عرض می کنم: برای آموزش بچه های پیش دبستانی در مورد گیاهان و گلها، جانوران، پایتخت های کشورها، پرچمهای کشورها، اعداد و حروف، چقدر کتاب وجود دارد؛ ولی متأسفانه شما حتی دو کتاب برای آموزش احکام دینی قبل از دبستان نمی توانید نام ببرید. ائمّه علیهم السلام فرموده اند که آموزش احکام را قبل از بلوغ شروع کنید؛ حتیّ عمل به احکامی مثل نماز و روزه را هم گفته اند شروع کنید تا اندازه ای که به آنها سخت نگذرد.

پس مسئولیت سنگینی بر عهده داریم و آن اینکه معارف دینی را به صورتی قابل قبول و جذّاب به مردم یاد بدهیم.

* یک مبلّغ جهت آمادگی برای بیان احکام چه مراحلی را باید بگذراند؟

کسی که می خواهد احکام شرعی بگوید، قطعا باید خودش آشنایی به احکام شرعی داشته باشد یا به تعبیر دیگر، مسئله گو باید مسئله دان باشد و جهت آمادگی برای بیان احکام باید مراحلی را بگذراند که عبارت اند از: 1. انتخاب بحث؛ 2. مطالعه دقیق و کامل بحث انتخابی؛ 3. انتخاب مسائل در بحث انتخاب شده؛ 4. تنظیم و دسته بندی مسائل؛ 5. خلاصه نویسی و یادداشت برداری.

در انتخاب بحث نیز باید ملاکهایی را مد نظر داشته باشد:

1. نیاز افراد :ا ینکه آیا مخاطبین و شاگردان، به این بحث نیاز دارند یا ندارند؟

2. فهم افراد: اینکه آیا این بحثی را که می خواهد مطرح کند، شاگردان می توانند بفهمند یا نه؟

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمُ بَلْ لا تَقُلْ کُلَّ ما تَعْلَمُ؛ آنچه را نمی دانی، مگو، بلکه هر آنچه را می دانی نیز مگو!» بنابراین، مطالعه برای کسب آگاهی لازم است تا انسان عالمانه حرف بزند؛ اما نه به این معنی که هر آنچه را می داند برای همه و در همه جا بگوید.

3. زمان در اختیار: به نحوی بحث خود را با زمانی که در اختیارش قرار داده اند تنظیم کند تا بتواند حق مطلب را ادا کند.

* عوامل مؤثر در تعیین نیاز افراد چیست؟

عوامل متعددی در تعیین و تغییر نیاز افراد مؤثر است که از جمله آنها این نکات است:

1. دانستن سن افراد، اعم از: کودکان، نوجوانان، بزرگسالان.

2. دانستن جنس افراد؛ چرا که مسائل مورد نیاز خانمها و آقایان، دخترها و پسرها متفاوت است.

3. دانستن موقعیت مکانی افراد که کجا زندگی می کنند؟ مثلاً نوجوانی که در شهر تهران زندگی می کند، احتیاج به بعضی از احکامی که مورد نیاز یک نوجوان روستایی است، ندارد و همچنین بالعکس.

4. دانستن موقعیت زمانی؛ مثلاً یک وقت مسائل شطرنج مثل حالا مطرح نبود و همه معتقد بودند که بازی با آن حرام است؛ اما زمان، آن را تغییر داده است. به نظر برخی این وسیله، دیگر وسیله قمار نیست و به نظر برخی از مراجع تقلید، بازی با آن بدون برد و باخت اشکال ندارد.

قبل از انقلاب اسلامی، افراد خیلی اهل اعتکاف نبودند و تعداد معدودی در برخی شهرها معتکف می شدند؛ ولی الآن هزاران نفر در مساجد معتکف می شوند و باید مسائل اعتکاف را بدانند. همچنین است مسئله پیوند اعضاء و شبیه سازی و امثال اینها.

5. دانستن موقعیت شغلی افراد؛ به عنوان مثال: اگر بخواهید روز معلّم برای عده ای از معلّمان صحبت کنید و احکام و مسائل شرعی را برای آنها بگویید، قطعا شغل آنها در تعیین نیازشان مؤثر است و به ذهن شما می آید مسائلی را بگویید که متناسب شغلشان باشد و یا در روز پرستار باید احکامی را برای پرستاران بیان کنید که متناسب شغل آنان باشد.

* برای تنظیم و دسته بندی احکام از چه شیوه هایی می توان استفاده کرد؟

امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: «أَحْسَنُ الکَلامِ ما زانَهُ حُسْنُ النِّظامِ وَفَهِمَهُ الْخاصُّ وَالْعامُّ؛ بهترین سخن آن است که حسن نظام، آن را زینت داده باشد و عام و خاص آن را بفهمند.»

مطالبی را که ما می خواهیم برای شنوندگان بیان کنیم، اگر منظّم و دسته بندی شده باشد، قطعا بهتر می فهمند. غرض از بیان احکام نیز در مرحله اوّل، فهم احکام است و در مرحله بعد، عمل به آنهاست و در صورت منظّم بودن، هم خودمان بهتر می توانیم مطالب را تبیین کنیم و هم مخاطبان و شنوندگان بهتر می فهمند.

برای دسته بندی احکام از این شیوه ها می شود، استفاده کرد: 1. خوشه ای یا نموداری؛ 2. پرسشی؛ 3. عنوانی؛ 4. تلفیقی یا ترکیبی.

1. شیوه خوشه ای (نموداری): همان شیوه متعارف و متداول است که یک بحثی را از کل به جزء می برند و این شیوه از بقیه شیوه ها راحت تر است: یک نمونه از احکام به شیوه نموداری، بحث خمس است که نمودار آن به این صورت است:

2. شیوه پرسشی: بدین ترتیب که پس از انتخاب مسائل در قالب چند سؤال دقیق و با ترتیب منطقی ومنظّم، سؤالها را مطرح می کنیم و به جواب آنها می پردازیم. برای نمونه، بحث موسیقی را به شیوه پرسشی مطرح می کنیم:

1. موسیقی و غنا چیست؟ 2. آیا موسیقی و غنا مطلقا حرام است؟ 3. ملاک تشخیص موسیقی حلال و حرام چیست؟ 4. نواختن و گوش دادن به موسیقی مشکوک چه حکمی دارد؟ 5. آیا موسیقی هایی که از رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش می شود یا مجوز ارشاد دارد، حلال است؟ و سؤالات دیگری که در همین زمینه می توان طرح کرد و جواب آنها را طبق فتاوای مراجع داد.

3. شیوه عنوانی: تعدادی عناوین مورد نیاز و جذاب را انتخاب می کنیم بعد در بین احکام و مسائل شرعی، مسائلی که مربوط به عنوان مورد نظر است، جمع آوری می کنیم. بعد همان عنوان را به عناوین دیگر تقسیم بندی می کنیم. به عنوان نمونه، احکام لباس را بدین شیوه تقسیم بندی می کنیم:

احکام لباس: 1. لباس نماز؛ 2. لباس پوشش (لباس حجاب)؛ 3. لباس احرام؛ 4. لباس آخرت، یعنی لباس میّت. بعد وارد شرایط لباسها می شویم که مثلاً لباس نماز چه شرایطی باید داشته باشد؟ اینکه مباح و پاک باشد، از اجزاء حیوان حرام گوشت نباشد و شرایط دیگر.

4. شیوه ترکیبی (تلفیقی): در این شیوه ممکن است از شیوه عنوانی و پرسشی شروع کنیم و خوشه ای و نموداری پیش برویم؛ یعنی تلفیقی از آن سه شیوه را استفاده کنیم.

ادامه دارد... 
 
منبع: سایت www.hawzah.net
تاريخ: ۱۳۹۳/۶/۱۲
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
دوره دانش افزایی خواهران
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal