حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۱۴ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 اوصیکم بقوی الله و نظم امرکم...
شاید تا حالا هزار مرتبه این جمله را شنیده باشیم ولی هربار بی‌تفاوت از کنار آن عبور کرده‌ایم غافل از اینکه بدانیم کلامی است که از جانب امام معصوم صادر شده و درّ و گوهری گرانبهاست که عمل کردن به آن موجبات سعادت و رسیدن به قله های بلند معرفت را به همراه دارد.

به اینجا رسیدیم که دو نوع دین‌شناسی داریم. دین شناسی تنوعی و دین‌شناسی اکتشافی. در دین شناسی تنوعی هر بار به جایی سر می‌زنیم و سراغ چیزهای نو می‌رویم و بعد برایمان تکراری می‌شود و درنتیجه تاثیرش را از دست داده و ما باز مرتکب گناه می‌شویم اما در دین شناسی اکتشافی به تکرار و تمرکز روی چیزهایی که یاد داریم می‌پردازیم و تا خوب ملکه‌ی ذهنمان نشود سراغ چیزهای دیگر نمی‌رویم. حالا در پی حل این سوال و مشکل هستیم که چکار کنیم بتوانیم دین‌شناسی اکتشافی داشته باشیم و در راهمان ثابت قدم باشیم نه اینکه دچار دین‌شناسی تنوعی باشیم و هربار با اینکه چیزهای خوبی یاد می‌گیریم اما نمی‌توانیم گناه هم نکنیم و باز مجبوریم توبه کنیم. اینجاست که سراغ کلام زیبای حضرت علی علیه السلام می‌رویم.

حضرت در واپسین لحظات عمرشریفشان می‌فرمایند: اوصیکم بقوی الله و نظم امرکم. شاید تا حالا هزار مرتبه این جمله را شنیده باشیم ولی هربار بی‌تفاوت از کنار آن عبور کرده‌ایم غافل از اینکه بدانیم کلامی است که از جانب امام معصوم صادر شده و درّ و گوهری گرانبهاست که برای هدایت ما بیان شده و اگر می‌خواهیم به جایی برسیم باید روی آن تعمق کرده وآن را بکار ببریم.

حضرت می‌فرمایند: تقوای الهی پیشه کنید و بلافاصله بعد از آن می‌فرمایند نظم را در کارهایتان رعایت کنید. معلوم می‌شود نظم وسیله‌ای است برای رسیدن به تقوای الهی. اما در نگاه اول ما نمی‌توانیم این جمله را هضم و درک کنیم. ما که نظم داریم و سر ساعت کارهایمان را انجام می‌دهیم، پس چرا تقوا نداریم؟ مشکل اینجاست که ما تعریف درستی از نظم نداریم.

بگذارید این‌گونه بگوییم: ما به خدا قول می‌دهیم که خوب باشیم. قول دادن در لفظ به تنهایی کافی نیست، باید به قولمان عمل هم بکنیم. اینجاست که برای عمل کردن، باید نظم داشته باشیم. حالا نظم چیست؟

نظم در لغت عرب به معنای بند یا همان نخ تسبیح است که دانه‌ها را کنار هم قرار می‌دهد. با بودن بند‌ هماهنگی و یکی بودن تمام دانه‌های تسبیح برقرار می‌شود. اینکه ما نظم را اینگونه تعریف می‌کنیم که در فلان ساعت مشخص فلان کارمشخص را انجام دهیم نظم به معنای همزمانی است اما تعریف اصلی نظم همزمانی نیست، بلکه هماهنگی و همراهی است. بین همزمانی و هماهنگی زمین تا آسمان فرق است. ما اگر می‌خواهیم با تقوا شویم باید هماهنگی در قول و لفظ و فکر و نیت و عمل و کردار و جسم و روح و همه چیز داشته باشیم نه این‌که تنها یک کار را در زمانی مشخص انجام دهیم. تعریف به معنای همزمانی تعریفی بسیار کوچک و محدود از نظم است. تعریف اصلی و ارزشمند نظم هماهنگی است.

حالا در وجود هریک ازما مصداق هماهنگی که تمام ابعاد وجودی‌مان را یکی می‌کند و به یک سمت خاص هدایت کرده و مثلا از گرایش به سمت گناه بازمی‌دارد چیست؟ داشتن هدف. هدف در وجود ما همان نخ تسبیح است. اگر نخ تسبیح کارش اینست که تمام دانه‌ها را کنار هم قرار می‌دهد و به آنها شکل خاصی داده و ازهم پاشیدگی‌شان جلوگیری می‌کند هدف نیز برای ما همین کار را می‌کند.

پس چه نتیجه‌ای می‌گیریم؛ نتیجه می‌گیریم که ما اگر تقوا نداریم علت اینست که هدف نداریم. ما می‌خواهیم خوب باشیم اما نمی‌دانیم می‌خواهیم به کجا برسیم. خوبی را دوست داریم اما تعریف درستی از خوب شدن نداریم. مثلا من باید برای خودم تعریف کنم که می‌خواهم در زندگی‌ام و درپایان شصت هفتاد سال عمرم علامه مجلسی بشوم یا ابوذربشوم یا مالک اشتر باشم یا مثل علامه طباطبایی شوم. تعریف درستی از اینها ندارم. متاسفانه همه ما برای امور دنیایی‌مان خوب هدف می‌گذاریم و دقیقا می‌دانیم که می‌خواهیم به کجا برسیم اما پای اسلام و دینمان که می‌رسد بی‌هدفی در وجود ما فریاد می‌زند.

مشکل ما این است که نظم نداریم و نظم نداشتن ما همان هدف نداشتن ماست. باید برای خودمان مانند تسبیح یک خط یا بندی داشته باشیم که همه کارهایمان حول محورهمان بند بگردد و در واقع این بند تمامی کارهای ما را هدایت کرده و به آن‌ها جهت بدهد. این بند برای ما همان هدف است.اگر چنین هدفی بوجود آید کارهای ما نظم می‌یابد. زیرا هدف اولا مسیر حرکت ما را مشخص می‌کند و در مرحله بعد رفتار متناسب با هدف را نیز برای ما معین می‌کند. یعنی می‌گوید اگر می‌خواهی به من برسی باید این کارها را انجام دهی و از انجام این کارها دوری کنی. هدف، اعمال و رفتار و کردار ما را هدایت می‌کند و مشخص می‌کند چه بکنیم و چه نکنیم؟ با چه کسی دوست باشیم و با چه کسی دوست نباشیم؟ کجا برویم و کجا نرویم؟ با چه کسی ازدواج کنیم و با چه کسی ازدواج نکنیم؟ به چه چیزی فکر کنیم و به چه چیز فکر نکنیم؟ این هدف داشتن و نگاه کردن به هدف است که ما را از کجی‌ها دور کرده و در مسیر درست قرار می‌دهد تا به آن برسیم.

اگر می‌‌خواهیم نظم داشته باشیم باید هدف تعریف شده‌ی دقیقی برای خودمان داشته باشیم. من وقتی بدانم می‌خواهم علامه مجلسی بشوم یا به مقام سید بحرالعلوم برسم می‌فهمم که پس دست به هرکاری نمی‌توانم بزنم. باید همان کارهایی را انجام بدهم که سید بحرالعلوم انجام داده است. با داشتن این هدف دیگر می‌فهمم که سراغ هر شغلی نمی‌توانم بروم. مثلا نمی‌توانم شهربازی راه بیندازم و صدای موسیقی و ترانه را درآن بلند کنم. می‌فهمم همسری باید بگیرم که مرا به هدفم نزدیک کند نه کسی که زیباست اما حجاب درستی ندارد. می‌فهمم در خیابان سرم را باید پایین بیندازم تا حتی احتمال کم خطر و گناه را هم دور کنم، چه برسد به اینکه بخواهم ببینم و در معرض جذب نامحرم قرار بگیرم.

 در مجموع می‌فهمم باید کارهای درست را انجام دهم و هراشتباهی را نمی‌توانم مرتکب شوم. آن وقت شیطان سراغم آمد که این کار را انجام بده گولش را نمی‌خورم و می‌فهمم باید چگونه از مکر و فریبش دور بمانم. اگر انسان به هدفش نگاه کند و خالصانه برای رسیدن به هدفش تلاش کند محال است خدا یاری‌اش نکند زیرا خودش در قرآن بر ما پیشی گرفته و فرموده است:« والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» یعنی کسانی که در راه ما تلاش و جهاد کنند قطعا راهها و مسیر هدایتمان را به آنان نشان می‌دهیم.  

منبع: جلسات تفسیر موضوعی نهج البلاغه ،جناب حجه الاسلام والمسلمین زرین 
تاريخ: ۱۳۹۳/۶/۲۷
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal