حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ چهارشنبه ۳۰ مهر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 چرا حضرت موسی(ع) سه مرتبه عهد خود را با حضرت خضر (ع) شکست؟
اين‌كه مى ‏بينيم حضرت موسى (ع) تاب و تحمل كارهاى حضرت خضر (ع) را نداشت به خاطر اين بود كه خط ماموريت او از خط ماموريت خضر جدا بود، لذا هر بار مشاهده مى‏ كرد گامش بر خلاف ظواهر قانون شرع است اعتراضش بلند می‏شد.

صبر نکردن حضرت موسی علیه السلام صبر نکردن در مصیبت نبوده است، بلکه از آن‌جا که حضرت موسی مامور به شریعت ظاهر بود و نه باطن، برمبنای شریعت خودش باید بر حضرت خضر اعتراض می‌كرد چون اعمال جناب خضر منافی با شریعت ظاهری بود به همین جهت نکوهشی متوجه حضرت موسی نیست چون بر اساس شریعت خودش این گونه اعمال را خلاف دید وتذکر داد و صبر در برابر خلاف هر چند فی‌الواقع خلاف نباشد، صبر پسندیده نیست تا حضرت موسی بر ان نکوهش شود.

اين‌كه مى ‏بينيم موسى تاب تحمل كارهاى خضر را نداشت به خاطر اين بود كه خط ماموريت او از خط ماموريت خضر جدا بود، لذا هر بار مشاهده مى ‏كرد گامش بر خلاف ظواهر قانون شرع است فرياد اعتراضش بلند مى ‏شد، ولى خضر با خونسردى به راه خود ادامه مى‏ داد، و چون اين دو رهبر بزرگ الهى به خاطر ماموريت هاى متفاوت نمى ‏توانستند براى هميشه با هم زندگى كنند حضرت خضر هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ را گفت.

 مهمترين مساله‏اى كه دانشمندان بزرگ را در اين داستان به خود مشغول ساخته، ماجراهاى سه‏ گانه ‏اى است كه اين مرد عالم در برابر موسى انجام داد. موسى چون از باطن امر آگاه نبود زبان به اعتراض گشود، ولى بعدا كه توضيحات استاد را شنيد قانع شد.
ما دو نظام داريم و خداوند حاكم بر هر دو نظام است، هيچ مانعى ندارد كه خداوند گروهى را مامور پياده كردن نظام تشريع كند، و گروهى از فرشتگان يا بعضى از انسانها (همچون خضر) را مامور پياده كردن نظام تكوين نماید.

از نظر نظام تكوين الهى هيچ مانعى ندارد كه خداوند حتى كودك نابالغى را گرفتار حادثه ‏اى كند و در آن حادثه جان بسپارد، چرا كه وجودش در آينده ممكن است خطرات بزرگى به بار آورد، همان‌گونه كه گاهى ماندن اين اشخاص داراى مصالحى مانند آزمايش و امتحان و امثال اينها است.
و نيز هيچ مانعى ندارد خداوند مرا امروز به بيمارى سختى گرفتار كند به طورى كه نتوانم از خانه بيرون بروم چرا كه مى ‏داند اگر از خانه بيرون روم حادثه خطرناكى پيش خواهد آمد و مرا لايق اين مى ‏داند كه ازآن خطر برهاند ..
و به تعبير ديگر گروهى از ماموران خدا در اين عالم مامور به باطن‌اند و گروهى مامور به ظاهر، آن‌ها كه مامور به باطن هستند، ضوابط و اصول برنامه‏اى مخصوص به خود دارند همان‌گونه كه ماموران بظاهر براى خود اصول و ضوابط خاصى دارند.
درست است كه خط كلى اين دو برنامه، هر دو انسان را به سمت كمال مى‏ برد، و از اين نظر هماهنگ‌اند، ولى گاهى در جزئيات مانند مثال‌هاى بالا از هم جدا مى‏ شوند.
البته بدون شك در هيچ يك از دو خط هيچ‌كس نمى‏ تواند خودسرانه اقدامى كند، بلكه بايد از سوی مالك و حاكم حقيقى مجاز باشد، لذا خضر با صراحت حقيقت را بيان كرد و گفت ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي، من هرگز پيش خود اين كار را انجام ندادم بلكه درست طبق يك برنامه الهى و ضابطه و خطى كه به من داده شده است گام برمى ‏دارم و به اين ترتيب تضاد برطرف خواهد شد.

منبع: تفسیر نمونه ، جلد 12، صفحه 509


 

تاريخ: ۱۳۹۳/۶/۳۰
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
تربیت مبلغ خواهران
کوثر هدایت 98
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal