حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ چهارشنبه ۳۰ مهر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات :
 آداب و شروط تعلّم در اسلام
همان طور که برای معلم بودن و تعلیم دادن، احراز برخی ویژگی ها و رسیدن به برخی صلاحیت ها ضروری است، طالب علم نیز می بایست مجهز به آداب و شروطی باشد. از جمله ی این آداب می توان به دوری از هوا و هوس، عمل به آموخته ها، فروتنی نسبت به معلم و استاد و ... اشاره نمود.

بدان که برای هر یک از تعلیم و تعلّم، آداب و شروطی ست. اما آداب تعلّم چند چیز است:

اول آنکه: طالب علم احتراز کند از پیروی شهوات نفسانیه و هواهای جسمانیه و آمیزش با اهل دنیا و مصاحبت ارباب هوی و هوس؛ و بداند که، همچنان که چشم ظاهر هرگاه «مأوف» (آفت زده، کور)باشد، از شعاع خورشید محروم است، همچنین دیده‌ی باطن هرگاه مبتلا به متابعت هوا و هوس و مصاحبت اهل دنیا باشد از اشعه‌ی انوار قدسیه که محل افاضه‌ی علوم است، بینصیب می‌باشد.

دوم اینکه: باعث تعلّم محض، تقرب به خدا و رسیدن به سعادت بی‌منتها و ترقی از مرتبه‌ی «بهیمیّت» (خوی حیوانی) و دخول در عالم انسانیت می‌باشد؛ و مقصود او، مراء و جدال یا رسیدن به منصب و مال یا مفاخرت و تفوّق بر امثال و اقران نباشد.

از حضرت امام جعفر‌صادق‌علیه‌السلام  روایت شده که فرمودند:

«طلبه‌ی علم، سه طایفه هستند؛ پس بشناس ایشان را:

صنف اول کسانی هستند که طلب علم می‌کنند برای استخفاف به مردم و استهزای ایشان، که طریقه‌ی جهّال است و برای مراء و جدال با اقران و امثال.

صنف دوم کسانی هستند که آن را طلب می‌کنند برای مفاخرت نمودن و خدعه کردن.

صنف سوم کسانی هستند که آن را می‌طلبند به جهت تحصیل بصیرت در دین و تکمیل عقل و تحصیل یقین».

و علامت صنف اول آن است که در مقام جدال با اقران و امثال بر‌می‌آید و درصدد ایذای ایشان و غلبه بر آن‌هاست و در مجالس و محافل متعرض گفت‌وگوی با ایشان می‌شود تا فضل خود را ظاهر سازد و در مجامع، ذکر علم و بیان صفت حلم را می‌کند؛ خضوع و خشوع را بر خود می‌بندد. مثل اینکه سر به زیر می‌افکند و نفس‌های بلند می‌کشد و ناله‌های ضعیف بر‌می‌آورد و گاهی در راه رفتن پشت خود را خم می‌کند و گاهی سر می‌جنباند و دستی حرکت می‌دهد. دل از ورع خالی و باطن او از تقوی بری است. خدا او را ذلیل و خوار می‌کند و بینی او را بر خاک می‌مالد و او را هلاک و «مستأصل» می‌سازد.

علامت صنف دوم آن است که صاحب مکر و خدعه و نرمی و همواری است. به امثال خود، از اهل علم تکبر می‌نماید و از برای اغنیائی که پست‌رتبه هستند، تواضع و فروتنی می‌کند و حلواهای ایشان را می‌خورد و دینشان را ضایع می‌کند. خدا نام او رابرطرف می‌نماید و اثر او را از میان علما قطع می‌نماید.

علامت صنف سوم آن است که پیوسته شکسته و محزون بوده و بیداری را شعار خود ساخته، جامه‌ی عبادت پوشیده و در ظلمت‌های شب به عبادت پروردگار کوشیده. عبادت می‌کند برای خدا و از تقصیر خود خائف و ترسان و همیشه از اعمال خود مضطرب و لرزان است. خدا را می‌خواند و می‌ترسد که دعای او را نشنود. متوجه است به اصلاح نفس خود و بیناست به اوصاف اهل زمان و گریزان است از دوستان و برادران. خدا محکم می‌کند اعضا و جوارح او را بر عمل کردن و عطا می‌فرماید به او امان و آسایش در روز قیامت.

سوم آنکه: آنچه را فهمید و دانست به آن عمل کند، که هر کس به علم خود عمل نکرد، آن چه را دانسته فراموش می‌کند و هر که به علم خود عمل کند، خدا به او کرامت می‌فرماید علم آنچه را که نمی‌داند.

از حضرت امام زین‌العابدین‌ علیه السلام  روایت شده است که:

«علمی که به آن عمل نشود زیاد نمی‌کند برای صاحبش مگر کفر و دوری از خدا را»

و از حضرت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله روایت شده که فرمودند:

«اهل دوزخ متأذّی می‌شوند از بوی عالمی که به علم خود عمل نکرده باشد.» و فرمودند:«اشد مردم از جهت حسرت و پشیمانی کسی است که دیگری را به خدا خوانده باشد و او قبول نموده و به آن سبب داخل بهشت می‌شود و آن شخص خواننده، خود به جهت ترک عمل به آن چه دانسته بود، داخل دوزخ می‌گردد».

چهارم آنکه: حقوق معلم خود را بشناسد و ادب او را نگاه دارد و فروتنی و خشوع نسبت به وی بجا آورد. در برابرش سخنی را بر او رد نکند و به دل او رادوست دارد و اگر بد او مذکور شود، رد نماید و اگر نمی‌تواند برخیزد و حقوق او را فراموش نکند. زیرا که او پدر معنوی و والد روحانی اوست و حقوق او از سایر آباء بیشتراست. همچنین ملاحظه‌ی ادب و احترام سایر علما را بکند. خصوصاً کسانی که از علم آن‌ها منتفع شده و یا علم آن‌ها با واسطه به او رسیده که آن‌ها نیز پدران با واسطه‌ی وی هستند.

به مجرد اینکه چیزی از مطالب آن‌ها به فهم ناقص او نرسد، زبان اعراض و طعن نگشاید و نسبت غلط به ایشان ندهد و اگر بعد از سعی و جهد، مطلبی از ایشان در نظر او صحیح نباشد و خواهد اعتراض نماید، بر وجهی مستحسن و عبارتی مقرون به ادب آن را ادا نماید.

پنجم آنکه: نفس خود را از اخلاق رذیله و اوصاف ذمیمه پاک کند. زیرا مادامی که لوح نفس از نقوش باطله پاک نشود، انوار علوم بر آن نمی‌تابد و تا آئینه‌ی دل اززنگ صفات رذیله پرداخته و پاک نگردد، صور علمیه در آن عکس نمی‌اندازد.

 
 منبع: کتاب «معراج السعادة» ملااحمد نراقی 
تاريخ: ۱۳۹۳/۸/۱۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
تربیت مبلغ خواهران
کوثر هدایت 98
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal