حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ چهارشنبه ۳۰ مهر     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 اخلاق در قرآن
به دليل آنكه قرآن اخلاق را در وجود انسان شكوفا می‌كند و اخلاق زمينه‌ی تجلی نور قرآن را در قلب او پديد می‌آورد، می‌توان گفت كه جان آدميان تجلّيگاه زيباترين تأثير و ارتباط متقابل قرآن و اخلاق است. اصولاً زمانی انسان شایسته‌ی نام انسان است که دارای اخلاق انسانی و در واقع قرآنی باشد.

اخلاق، از مهم‌ترین مباحث قرآنی است و از یک نظر مهم‌ترین هدف انبیای الهی را تشکیل می‌دهد، زیرا بدون اخلاق، نه دین برای مردم مفهومی دارد و نه دنیای آن‌ها سامان می‌یابد؛ همان گونه که گفته‌اند:

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند، قومی که گشت فاقد اخلاق، مردنی‌ست!

اصولاً زمانی انسان شایسته‌ی نام انسان است که دارای اخلاق انسانی باشد و در غیر این صورت حیوان خطرناکی است که با استفاده از هوش سرشار انسانی، همه چیز را ویران می‌کند و به آتش می‌کشد؛ برای رسیدن به منافع نامشروع مادی جنگ به پا می‌کند و برای فروش جنگ‌افزارهای ویرانگر تخم تفرقه و نفاق می‌پاشد و بی‌گناهان را به خاک و خون می‌کشد!

آری! او ممکن است به ظاهر متمدن باشد، ولی در این حال حیوان خوش علفی است که نه حلال را می‌شناسد و نه حرام را! نه فرقی میان ظلم و عدالت قائل است و نه تفاوتی در میان ظالم و مظلوم!

با این اشاره به سراغ قرآن می‌رویم و این حقیقت را از زبان قرآن می‌شنویم؛ در آیات زیر دقت کنید:

(1) هو الّذی بعثَ فی الاُمییّن رسولاً مِنهم یَتلوا عَلَیهم آیاتِه و یُزکّیهِم و یُعلّمُهُم الکتابَ والحِکمة و ان کانوا من قبلُ لفی ضلالٍ مبین. (جمعه/2)

(2) لقد منّ الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفُسهم یَتلوا عَلیهم آیاتِه و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحِکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین. (آل عمران/164)

(3) کما ارسلنا فیکم رسولاً منکم یتلوا عَلَیکم آیاتِنا و یزکّیکُم و یعلّمُکُم الکتابَ و الحکمةَ و یعلّمُکُم ما لم تکونوا تعلَمون. (بقره/151)

(4) ربّنا و ابعَث فیهم رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاتِکَ و یعلّمهم الکتابَ و الحکمةَ و یزکّیهم انّک انت العزیز الحکیم. (بقره/129)

(5)  قد اَفلَحَ مَن زکّیها و قَد خابَ مَن دسّیها. (شمس/9 و 10)

(6) قد اَفلَحَ من تَزَکّی و ذَکَرَ اسمَ ربّهِ فَصلّی. (اعلی/14 و 15)

(7) و لقد آتینا لقمانَ الحکمةَ اَنِ اشکُر للهِ. (لقمان/12)

چهار آیه‌ی نخستین در واقع یک حقیقت را دنبال می‌کند و آن این که یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، تزکیه‌ی نفوس و تربیت انسان‌ها و پرورش اخلاق حسنه بوده است؛ حتی می‌توان گفت تلاوت آیات الهی و تعلیم کتاب و حکمت که در نخستین آیه آمده، مقدمه‌ای است برای مسأله‌ی تزکیه‌ی نفوس و تربیت انسان‌ها؛ همان چیزی که هدف اصلی علم اخلاق را تشکیل می‌دهد.

شاید به همین دلیل «تزکیه» در این آیه بر «تعلیم» پیشی گرفته است، چرا که هدف اصلی و نهائی «تزکیه» است، هرچند در عمل «تعلیم» مقدم بر آن می‌باشد و اگر در سه آیه‌ی دیگر (آیه دوم و سوم و چهارم از آیات مورد بحث) «تعلیم» بر «تزکیه اخلاق» پیشی گرفته، ناظر به ترتیب طبیعی و خارجی آن است، که معمولاً «تعلیم» مقدمه‌ای‌ست برای «تربیت و تزکیه»؛ بنابراین، آیه‌ی اول و آیات سه گانه‌ی اخیر هرکدام به یکی از ابعاد این مساله می‌نگرد. (دقت کنید)

این احتمال در تفسیر آیات چهارگانه‌ی فوق نیز دور نیست که منظور از این تقدیم و تأخیر این است که این دو (تعلیم و تربیت) در یکدیگر تأثیر متقابل دارند؛ یعنی، همان‌گونه که آموزش‌های صحیح سبب بالا بردن سطح اخلاق و تزکیه‌ی نفوس می‌شود، وجود فضائل اخلاقی در انسان نیز سبب بالابردن سطح علم و دانش اوست؛ چرا که انسان وقتی می‌تواند به حقیقت علم برسد که از «لجاجت» و «کبر» و «خودپرستی» و «تعصب کورکورانه» که سد راه پیشرفت‌های علمی است خالی باشد. در غیر این صورت این‌گونه مفاسد اخلاقی حجابی بر چشم و دل او می‌افکند که نتواند چهره‌ی حق را آن‌چنان که هست، مشاهده کند و طبعاً از قبول آن وا می‌ماند.

این نکات نیز در آیات چهارگانه‌ی فوق قابل دقت است:

در اولین آیه، قیام پیغمبری که معلّم اخلاق است، بعنوان یکی از نشانه‌های خداوند ذکر شده و نقطه‌ی مقابل «تعلیم و تربیت» را «ضلال مبین» و گمراهی آشکار شمرده است (و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) و این نهایت اهتمام قرآن را به اخلاق نشان می‌دهد.

در دومین آیه، بعثت پیامبری که مربی اخلاقی و معلّم کتاب و حکمت است، بعنوان منّتی بزرگ و نعمتی عظیم از ناحیه‌ی خداوند شمرده شده است؛ این نیز دلیل دیگری بر اهمیت اخلاق است.

در سومین آیه که بعد از آیات تغییر قبله (از بیت‌المقدس به کعبه) آمده و این تحول را یک نعمت بزرگ الهی می‌شمرد، می‌فرماید: این نعمت همانند اصل نعمت قیام پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است که با هدف تعلیم و تربیت و تهذیب نفوس و آموزش اموری که وصول انسان به آن از طرق عادی امکان‌پذیر نبود انجام گرفته است.

نکته‌ی دیگری که در چهارمین آیه قابل دقت است این است که در این‌جا با تقاضای ابراهیم و دعای او در پیشگاه خدا روبرو می‌شویم؛ او بعد از بنای کعبه و فراغت از این امر مهم الهی، دعاهایی می‌کند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها تقاضای بوجود آمدن امت مسلمانی از «ذریه» اوست و بعثت پیامبری که کار او تعلیم کتاب و حکمت و تربیت و تزکیه نفوس باشد.

این نکته نیز در پنجمین آیه جلب توجه می‌کند که قرآن پس از ذکر طولانی‌ترین سوگندها که مجموعه‌ای از یازده سوگند مهم به خالق و مخلوق و زمین و آسمان و ماه و خورشید و نفوس انسانی است، می‌گوید: «آن کس که نفس خویش را تزکیه کند رستگار شده، و آن کس که آن را آلوده سازد، مأیوس و ناامید گشته است!»

این تأکیدهای پی‌در‌پی و بی‌نظیر دلیل روشنی است بر اهمیتی که قرآن مجید برای پرورش اخلاق و تزکیه‌ی نفوس قائل است و گویی همه‌ی ارزش‌ها را در این ارزش بزرگ خلاصه می‌کند و فلاح و رستگاری و نجات را در آن می‌شمرد.

همین معنی با مختصر تفاوتی در آیه‌ی ششم آمده و جالب این‌که «تزکیه اخلاق» در آن مقدم بر نماز و یاد خدا ذکر شده که اگر تزکیه نفس و پاکی دل و صفای روح در پرتو فضائل اخلاقی نباشد، نه ذکر خدا به جا می‌رسد و نه نماز روحانیتی به بار می‌آورد.

و بالاخره در آخرین آیه، از معلّم بزرگ اخلاق یعنی لقمان سخن می‌گوید و از علم اخلاق به «حکمت» تعبیر می‌کند و می‌گوید: «ما (موهبت بزرگ) حکمت را به لقمان دادیم، سپس به او دستور دادیم که شکر خدا را در برابر این نعمت بزرگ بجا آورد!

با توجه به این‌که ویژگی «لقمان حکیم» آن‌چنان که از آیات سوره‌ی لقمان استفاده می‌شود تربیت نفوس و پرورش اخلاق بوده است، بخوبی روشن می‌شود که منظور از «حکمت» در این‌جا همان «حکمت عملی» و آموزش‌هایی است که منتهی به آن می‌شود، یعنی «تعلیم» برای «تربیت»!

باید توجه داشت که حکمت همان‌گونه که بارها گفته‌ایم، در اصل به معنی «لجام» اسب و مانند آن است؛ سپس به هر «امر بازدارنده» اطلاق شده است و از آن‌جا که علوم و دانش‌ها و هم‌چنین فضائل اخلاقی انسان را از بدی‌ها و کژی‌ها باز می‌دارد، این واژه بر آن اطلاق شده است.

نتیجه

آن‌چه از آیات بالا استفاده می‌شود اهتمام فوق‌العاده‌ی قرآن مجید به مسائل اخلاقی و تهذیب نفوس بعنوان یک مسأله‌ی اساسی و زیربنایی است که برنامه‌های دیگر از آن نشأت می‌گیرد و به تعبیر دیگر، بر تمام احکام و قوانین اسلامی سایه افکنده است.

آری! تکامل اخلاقی در فرد و جامعه، مهم‌ترین هدفی است که ادیان آسمانی بر آن تکیه می‌کنند و ریشه‌ی همه‌ی اصلاحات اجتماعی و وسیله‌ی مبارزه با مفاسد و پدیده‌های ناهنجار می‌شمرند.

منبع: کتاب «اخلاق در قرآن»، جلد 1، اصول مسائل اخلاقی، پدیدآورنده: آیت الله مکارم شیرازی.ناشر: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)

تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۳
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
تربیت مبلغ خواهران
کوثر هدایت 98
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد مسیحیت
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal