حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۷ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 زهد و زاهد از دیدگاه آیات و روایات
ضد محبت دنیا و مال را زهد گویند و آن عبارت است از دل برداشتن از دنیا و اکتفا کردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن، و یا عبارت است از پشت کردن به دنیا و رو آوردن به آخرت. بلکه از غیر خدا قطع نظر کردن و رو آوردن به خدا و این، بالاترین درجات زهد است.

زهد و فضیلت آن

بدان که ضد محبت دنیا و مال را زهد گویند و آن عبارت است از دل برداشتن از دنیا و آستین فشاندن (پشت‌پا زدن و ترک کردن)بر آن و اکتفا کردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن، و یا عبارت است از پشت کردن به دنیا و رو آوردن به آخرت. بلکه از غیر خدا قطع نظر کردن و رو آوردن به خدا و این، بالاترین درجات زهد است. پس هر که دل بردارد از هر چیزی که غیر از خداست، حتی از بهشت و قصور و غلمان و حور، و بجز از خدا چیزی را نطلبد و نجوید، آن زاهد مطلق است. اگر دست از دنیا بردارد، به طمع بهشت و آن‌چه در آن است، از حور و غلمان و فواکه و بستان، و ترس آتش جهنم و مار و عقرب، آن نیز زاهد است، اما مرتبه‌ی او از اول پست‌تر است. کسی که از بعضی از لذّات دنیویه دست بردارد، مثل این‌که مال را ترک کند اما جاه را بطلبد، یا در خوراک به قدر قلیلی اکتفا کند، اما به لباس فاخر، تجمل و زینت نماید، او را مطلقاً از زهد نصیبی نیست و نام زاهد بر او روا نیست.

و از آن‌چه گفتیم معلوم شد که مرتبه‌ی زهد وقتی حاصل می‌شود که باعث ترک دنیا و پستی و حقارت آن باشد، در جنب آن‌چه می‌طلبد از آخرت، یا قرب به خدا.

پس کسی که دنیا را ترک کند، به جهت این‌که دستش به آن نرسد، به جهت غرضی دیگر از اغراض دنیویه مثل تحصیل نام نیک، یا بدست آوردن دل‌های مردم یا شهرت به جود و سخاوت و جوانمردی و کرامت، یا به جهت کم کردن تحمل بار زحمت و امثال این‌ها، زاهد نیست و اصلاً مرتبه زاهد از برای او نیست.

زهد و زاهد از دیدگاه آیات و روایات

مخفی نماند که صفت زهد، یکی از منازل راه دین و بالاترین مقامات سالکین است. پروردگار عالم جل شأنه در کتاب کریم خود می‌فرمایند:

«و لا تَمُدّنّ عَینَیکَ الی ما مَتّعنا بِهِ ازواجاً مِنهُم زَهرَةَ الحیوةِ الدّنیا لِنَفتِنَهُم فیه.»

خلاصه‌ی معنی آنکه: «چشم مدار به سوی آن‌چه ما داده‌ایم، از زینت‌های زندگانی دنیا به بعضی از اصناف مردم تا امتحان نمائیم ایشان را و آزمایش کنیم.»(طه/131)

و دیگر می فرماید:

«و مَن کان یُریدُ حَرثَ الدّنیا نُؤتِهِ مِنها وَ ما لَهُ فِی الآخِرَةِ مِن نَصیبٍ.»

یعنی: «هر که حاصل دنیا را بخواهد ما به او می‌دهیم و دیگر در خانه آخرت نصیبی از برای او نیست.»

و از رسول خدا(ص) روایت شده که: «هر که داخل صبح شود و فکر او کار دنیا و همت او مقصور بر دنیا باشد، خدا بر او کار را مضطرب و متفرق می سازد و شغل او را پراکنده می‌کند و فقر و احتیاجش او را در مقابل او می‌دارد و از دنیا زیادتر از آن‌چه از برای او مقدر شده است به او نمی‌رساند و هر که داخل صبح شود و فکر و همت او امر آخرت باشد، خدا امر او را جمع می‌سازد و شغل او را از برای او محافظت می‌کند و دل او را غنی و بی‌نیاز می‌گرداند و دنیا را ذلیل و خوار به نزد او می‌آورد.»(محجّة‌البیضاء، ج 7، ص 351)

و فرمود که: «هر بنده را دیدید که خدا به او خاموشی و زهد در دنیا عطا فرموده است به او تقرب جوئید که به او القای حکمت و دانائی از مبادی فیّاضه می‌شود.»(اتحاف السادة المتقین، ج 9، ص 325)

و نیز فرمود که: «هر که خواهد خدا علمی به او دهد، بی آنکه درس بخواند و هدایت کند بی آنکه راهنمائی با او باشد، پس در دنیا زهد کند و از دنیا قطع علاقه نماید.»(همان، ج 9، ص 333)

و نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود: «دل از دنیا بردار تا خدا ترا دوست دارد و دل از آن‌چه در دست مردم است بردار، تا تو را دوست دارند.»(کنزالعمّال، ج 3، ص 187)

و نیز از آن حضرت روایت شده که: «زود باشد که بعد از من طایفه‌ای بیایند که پادشاهی برای ایشان مستقر نباشد مگر به قتل و تجبّر و غنی برای ایشان حاصل نگردد مگر به بخل و دلتنگی و محبت به یکدیگر هم نرسانند مگر به متابعت هوا و هوس. آگاه باشید که هر که آن زمان را دریابد و به فقر صبر کند و حال آنکه قدرت بر فراهم آوردن مال داشته باشد و بر دشمنی مردم با او صبر کند با وجود آنکه قدرت بر محبت ایشان داشته باشد و بر ذلت و خواری صبر نماید با وجود اینکه بر اخذ کردن عزّت قادر باشد و این همه را به جهت خدا کرده باشد، خدای تعالی ثواب پنجاه صدّیق به او کرامت فرماید.»(همان، ص 209، ح 6195)

و فرمود که: «ایمان بنده کامل نیست تا آنکه گمنامی را دوست‌تر از شناسائی و شهرت داشته باشد و کم‌چیزی را دوست‌تر از بسیاری مال داشتن داشته باشد.»(محجّة‌البیضاء، ج 7، ص 355)

روزی آن حضرت با جمعی از اصحاب به شترچرانی گذشتند. شخصی به نزد او فرستادند و شیر طلبیدند. آن شخص گفت: شیری که در ظرف دارم از برای شام قبیله است و آن‌چه در پستان‌های شتر است به جهت صبح فردای ایشان است. حضرت فرمود: خداوندا مال و اولاد این مرد را زیاد کن. و گذشتند و به شبانی رسیدند. کسی را نزد او فرستاده، شیر خواستند. آن شبان آن‌چه شیر در پستان‌های گوسفندان بود دوشید و با آن‌چه در ظروف خود داشت جمع کرده با گوسفندی به خدمت حضرت فرستاد و گفت: این قلیلی بود که فرستادم، چنان‌چه بفرمائید از این بیش می‌فرستم. حضرت او را دعا کرد و فرمود: خداوندا به قدر کفاف و قناعت به او روزی کن. کسی عرض کرد: یا رسول الله! آن شخص که فرموده تو را رد نمود دعائی کردی که اکثر ما طالب آن هستیم و آن را که خدمت‌گذاری کرد، دعائی فرمودید که همه از آن کراهت داریم؟! حضرت فرمود: چیز کمی که با آن کفایت و قناعت باشد بهتر است از بسیاری که آدمی را مشغول و گرفتار سازد.(کافی، ج 2، ص 140 و 141)

منبع: معراج‌السعادة ملا احمد نراقی

 
تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۴
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal