حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۹ بهمن     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 سیره‌ی اخلاقی امام حسین علیه‌السلام
بر خلاف تصور، سیره با گذشت زمان کهنه نمی‌شود؛ زیرا هدف از بررسی سیره و الگوپذیری از آن، عمل مطابق شرایط موجود است؛ بدین معنی که تمامی رفتارهای ائمه علیهم‌ السلام، پیامی به همراه دارند و حکمی از احکام الهی را بیان می‌کنند که هیچ گاه کهنه نمی‌شوند.

اهمیت به حقالناس؛ پذیرش عذر با شرط

«عمرو بن قیس مشرقی» می‌گوید: من و پسرعمویم در محل «قصر بنی مقاتل» که در مسیر کربلا بود خدمت امام حسین علیه‌السلام رسیدیم و بر او سلام دادیم. پسرعمویم به حضرت گفت: این رنگ موی شما خَضاب است یا رنگ طبیعی خود موهایتان؟ حضرت فرمود: خضاب است، ما هاشمیان، زود پیر می‌شویم. سپس رو به ما کرد و فرمود: آیا به یاری من آمده‌اید؟ من گفتم: عیال بسیار دارم و امانت‌هایی از مردم پیش من است و سرانجام [کار شما] معلوم نیست و خوش ندارم که امانت‌ها از بین برود. پسرعمویم هم همین را گفت.

آن‌گاه حضرت به ما فرمود: پس بروید و این‌جا نمانید و فریاد مرا نشنوید و سیاهی [خیمه‌ی] مرا ننگرید، زیرا هر‌که فریاد مرا بشنود و سیاهی خیمه‌های [ما را ببیند و یاریمان نکند، بر خدای عزّ و جلّ حق است که او را در آتش سرنگون کند.(بحارالانوار، ج45، ص84)

 

وفای به عهد؛ عمل به وصیت برادر

هنگامی که امام حسن علیه‌السلام در بستر شهادت قرار گرفتند، به امام حسین علیه‌السلام وصیت کردند که آن حضرت را در کنار قبر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم به خاک بسپارند و اگر کسی مانع شد، از آن، منصرف شده و در قبرستان بقیع دفن کنند.

امام حسین علیه‌السلام نیز وصیت را پذیرفت و پس از شهادت برادر بزرگوارش، آن حضرت را برای به خاک سپاری، همراه شیعیان به سوی خانه‌ی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم تشییع کردند، ولی مروان بن حکم و عایشه مانع شده و نزدیک بود جنگی ما بین آنان درگیرد و حتی در اثر تیر اندازی‌ها، تیرهای زیادی نیز به تابوت حضرت اصابت کرد. در این هنگام امام حسین علیه‌السلام فرمود: به خدا، اگر سفارش برادرم حسن علیه‌السلام نبود که خون‌ها ریخته نشود و به اندازه‌ی شیشه‌ی حجامتی خون به خاطر او بر زمین نریزد، هر آینه می‌دانستید چگونه شمشیرهای خدا، جای خود را از شما می‌گرفتند (یعنی یارای مقاومت در برابر ما را نداشتید).(ارشاد شیخ مفید، ج2، ص20)

 

عفو و گذشت؛ آزادی به جای مجازات

غلام امام حسین علیه‌السلام مرتکب خطایی شد که باید مجازات می‌شد، پس حضرت دستور داد تا او را ادب کنند. غلام که آشنای با روحیه‌ی امام علیه‌السلام بود، گفت: ای مولای من، و الْکاظِمینَ الْغَیظ.(آل عمران، آیه134) یعنی خداوند، مؤمنان را به فرونشانی خشم و غضب معرفی فرموده است. حضرت فرمود: او را رها کنید. غلام فراز بعدش یعنی «و العافینَ عَنِ النّاس» را خواند که یعنی خداوند، مؤمنان را به حالت عفو و نشان دادن گذشت از خود، معرفی فرموده است. امام علیه‌السلام فرمود: تو را عفو کردم. غلام، فراز سوم آیه یعنی «و اللّه یحِبُّ المحْسِنین» را خواند که خداوند خبر از دوست داشتنِ نیکوکاران می‌دهد. پس حضرت فرمود: تو به خاطر خدا آزاد هستی و دو برابرِ آن‌چه پیش از این به تو عطا می‌کردم به تو بخشیدم.(بحارالانوار، ج44، ص195)

 

رفتار با کودکان؛ یتیم نوازی

حضرت مسلم دختری به نام «حمیده» داشت. او به همراه کاروان امام حسین علیه‌السلام به سوی کربلا در حرکت بود. هنگامی که خبر شهادت مسلم در میان راه، به امام علیه‌السلام رسید، آن حضرت به خیمه‌اش آمد و آن دختر یتیم را طلبیده و مورد نوازش و محبت قرار داد. حمیده به حضرت گفت: با من همانند یتیمان رفتار می‌کنی، آیا پدرم مسلم به شهادت رسیده است؟ با شنیدن این جملات قطرات اشک در چشمان حضرت حلقه زد و فرمود: دخترم اندوهگین مباش، اگر مسلم نباشد من به جای پدر تو، خواهرانم به جای مادر تو و دخترانم خواهران تو و پسرانم برادرانت خواهند بود.(ناسخ التواریخ، ج2، ص145)

 

سخاوت و بخشش؛ حفظ عزّت فقیر

فقیری از انصار برای تقاضای کمک، نزد امام حسین علیه‌السلام آمد. حضرت قبل از آن‌که او سخن بگوید فرمود: ای برادر انصاری! چهره‌ی خود را از ذلّتِ تقاضا کردن حفظ کن و تقاضای خود را در صفحه‌ای بنویس. من به خواست خدا، آن‌چه را که مایه‌ی شادمانی توست خواهم داد.

او در کاغذی نوشت: فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار می‌کند که آن را بپردازم. با او صحبت کن که مرا تا هنگام تمکن و داشتن مال، مهلت دهد.

امام حسین علیه‌السلام آن کاغذ را خواند و سپس به خانه رفت و کیسه‌ای محتوی هزار دینار آورد و فرمود: پانصد دینار از این مقدار را به طلبکارت بده و بقیه را در سایر نیازمندی‌هایت مصرف کن و هیچ‌گاه حاجت خود را جز نزد یکی از این سه شخص مبر: دین‌دار، جوانمرد یا انسان پاک سرشت. دین‌دار، دینش آبروی تو را حفظ می‌کند و جوانمرد به خاطر جوانمردی‌اش حیا می‌کند که ناامیدت سازد و امّا انسانِ پاک سرشت، شرافتش مانع می‌شود که تو را دست خالی رد کند و می‌داند که تو دوست نداری آبرویت ریخته شود.(تحف العقول، ص247)

منبع: کتاب «پیشوای آزادگی» نوشته‌ی مهدی عاصمی
 
 
تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۱۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal