حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 بخش اول مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین نظری منفرد
ایشان در سال 1326 شمسی در شهر قم و در خانواده‌ای روحانی متولد شدند. در سال 1346 موفق به اخذ تصدیق مدرسی در رشته معقول و منقول از دارالفنون گردیدند و در طول تحصیل از درس بسیاری از حضرات استفاده کرده‌اند.

به عنوان اولین سؤال بفرمایید تبلیغ به چه معناست و ارکان اساسی تبلیغ چیست؟

واژه‌ی تبلیغ به معنای رساندن است، لیکن در لسان شرع و محدوده دین، معنای تبلیغ همان رساندن پیام‌های اسلام و دین است؛ بنابراین به کسی که پیام‌های دین را می‌رساند، مبلّغ می‌گویند. پیام نه تنها با قول است، بلکه ممکن است انسان پیام را با حرکات برساند و گاهی با نوشتن و کتابت؛ البته بیشتر همان تبلیغ قولی مطرح است.

به نظر می‌رسد که تبلیغ بر سه رکن استوار است؛ این سه رکن در حقیقت تبلیغ را تشکیل می‌دهند: رکن اول مبلّغ، رکن دوم مستَمِع، و رکن سوم خود تبلیغ و رساندن آن پیام به شنونده است. این سه از ارکان تبلیغ به حساب می‌آیند.

در مورد بیان احکام اسلام و مسائل شریعت، نقش و اهمیت تبلیغ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در مورد اهمیت تبلیغ، همین کافی است که بگوییم، یکی از رسالت‌های انبیاء تبلیغ است، بلکه می‌توان گفت، همه‌ی رسالت انبیاء تبلیغ است. «و ما علی الرسول الّا البلاغ» و «الذین یبلغون رسالات الله و یخشون و لا یخشون احدا الّا الله»، این آیات بیانگر اهمیت تبلیغ است.

در حقیقت مبلّغ، معدی رسالات الهی است و هر مقدار آن رسالت اهمیت داشته باشد، بالتّبع تبلیغ هم اهمیت می‌یابد و اگر به تبلیغ از زاویه‌ی دیگر نگاه کنیم، نظامی که ما در آن زندگی می‌کنیم، نظام تأثیر و تأثّر است. تأثیرگذاری و تأثیرپذیری. خدای متعال، نظام را بر این اساس بنا کرده و در حقیقت مبلّغ با تبلیغ تأثیر می‌گذارد و مستمع تأثیرپذیر است؛ این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از راه تبلیغ صورت می‌گیرد. این مسئله نیز نمایانگر اهمیت تبلیغ است.

البته میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری به شرایط و مقدماتی وابسته است و ممکن است دارای نوسان، شدت و ضعف باشد. ممکن است یک مبلّغ بسیار تأثیرگذار و موفق باشد. چون اصول تبلیغ را رعایت کرده و یک مبلّغ هم موفقیت نسبی داشته باشد و تأثیرگذاریش کم باشد.

ویژگی‌های لازم و ضروری برای یک مبلّغ را بیان بفرمایید.

البته این ویژگی‌ها بسیار زیاد است و در کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده، ویژگی‌های روحی، اخلاقی و دیگر ویژگی‌ها به صورت مبسوط بیان شده است که من به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنم.

یکی از ویژگی‌هایی که در امر تبلیغ نقش کلیدی و اساسی دارد، داشتن سرمایه‌ی لازم برای تبلیغ است. یک مبلّغ نمی‌تواند بدون پیام باشد. باید به پیامی که قصد دارد به مستمعین و شنوندگان برساند، آگاه باشد؛ از تاریخ، تفسیر حدیث و... آگاهی نسبی داشته باشد. اینکه عرض می‌کنم، آگاهی نسبی، به این دلیل است که شاید آگاهی کامل ممکن نباشد و یا ممکن است، در فرصت‌هایی، آگاهی‌های لازم را کسب کرده باشد و همه آن‌ها در ذهن او حاضر نباشد که پیش از آغاز سخن، باید دانستنی‌هایی که احیاناً آن‌ها را از پیش آماده کرده، مرور کند تا بتواند آن‌ها را ارائه دهد. این یکی از ویژگی‌های مبلّغ است که سرمایه‌ای اصلی است؛ مانند یک کارخانه که باید مواد اولیه داشته باشد تا آن را به کالای مورد نظر تبدیل و تولید کند؛ مبلّغ هم یک تولیدکننده است که سرمایه خود را به شکلی خاص، به سخنرانی یا کتاب تبدیل می‌کند و آن را به جامعه تحویل می‌دهد.

از ویژگی‌های بسیار مهم مبلّغ که به عزیزانی که در راستای تبلیغ تلاش و کار می‌کنند تا در این زمینه متخصص شوند، مکرراً گوشزد کرده‌ام، سلطه بر نفس و تسلّط بر خویش است. معمولاً شخص مبلّغ، ممکن است در انجام تبلیغ، با مسائلی روبرو شود که احساس کند، نمی‌تواند آن وظیفه را درست انجام دهد. تسلّط بر نفس و به تعبیر دیگر جسارت و شجاعت برای تبلیغ، یکی از اساسی‌ترین مسائل مرتبط با تبلیغ است که شخص باید با تمام توان در مورد آنچه که در باب انجام وظیفه تشخیص می‌دهد، تلاش کند. البته چیزهای دیگری هم در این راستا وجود دارد که از درجه‌ی دوم اهمیت برخوردار است؛ برای مثال این مسئله که مبلّغ، خود باید خود ساخته باشد؛

شی ء نایافته از هستی بخش            کی تواند که شود هستی بخش

و به قول آقایان «فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد». لذا در روایات هم آمده است که «کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا» و در حدیثی از حضرت امام هادی علیه‌السلام آمده است: «فان رجلاً اذا صدق فی حدیثه و ادی امانته قیل هذا جعفری سیرنی ذالک»؛ انسان با عمل تبلیغ می‌کند؛ این یکی از راهکارهای عملی تبلیغ است. افعال و حرکات مبلّغ باید گویای این امر باشد که من خود نیز به این پیام عامل هستم.

در مورد رکن دوم تبلیغ، یعنی مستمعین، راه جذب آنان به منبر و محراب چیست؟ به خصوص در مورد جوانان که از مستمعین مهم محسوب می‌شوند، چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟

سؤالی که حضرتعالی مطرح فرمودید، در مباحث مربوط به فن خطابه بیان شده است؛ یکی از مسائل بسیار مهم تبلیغ، روانشناسی تبلیغ است؛ یعنی مبلّغ باید پیش از تبلیغ، اطلاعات لازم در مورد مستمعین را در اختیار داشته باشد. گاهی انسان می‌داند که مستمعین افراد تحصیل کرده هستند، گاهی افرادی بی‌سواد مستمع هستند و گاهی هم معجونی از تحصیل کرده و بی‌سواد جمع مستمع را تشکیل می‌دهند. مبلّغ باید در راه انجام تبلیغ، تلاش کند، به گونه‌ای که تمام افراد از سخنان او استفاده کنند؛ رسول خدا می‌فرماید: «نحن معاشرالانبیاء یکلّم النّاس علی قدر عقولهم». این مسئله دقیقا در راستای روانشناسی مستمع است. راهکارهای بدست آوردن سطح علمی مستمعین نیز بیان شده است؛ به این ترتیب که وقتی وارد یک محیط تبلیغ می‌شود، پیشاپیش از طریق افرادی که با آن محیط آشنا هستند، می‌تواند در مورد آن محیط اطلاعاتی کسب کند. گاهی ممکن است هیچ راهی وجود نداشته باشد. آنگاه می‌تواند با یک جلسه سخنرانی و سؤال‌هایی که در آن مطرح می‌شود، سطح معلومات مستمعین را بدست آورد.

به نظر حضرتعالی، آیا درست است که در سخنرانی فقط یک گروه خاص را در نظر داشته باشیم یا به فرض چون جوان‌ها در جمع هستند، بیشتر به جذب جوانان و بیان مسائل آنان توجه نشان دهیم؟

در مورد این سؤال، باید به عرض برسانم که در مسائل دینی بحثی تحت عنوان رعایت ملاک‌ها و اهمیت آن‌ها وجود دارد. طبیعی است که باید به همین صورت باشد؛ یعنی متکلّم، مبلّغ و مروّج، وقتی می‌بینند که در میان مستمعین، قشر جوان و تحصیل کرده وجود دارد، چون از اهمیت بیشتری برخوردار است، به طور طبیعی باید به آن‌ها بیشتر توجه نمود. چون به هر حال کسانی که پیر شده‌اند، ساخته شده هستند؛ آن‌ها که سنی بر ایشان گذشته، ساخته شده هستند، ولی جوان در حال ساخته شدن است و روح جوان با خلوص و پاکی‌ای که دارد، بسیار بهتر جذب می‌شود. باید به اقشاری که قابل جذب هستند، توجه بیشتر داشت. این نکته را هم باید به عرض برسانم که به طور طبیعی همه افراد از نظر روحیه یکسان نیستند؛ بعضی زود می‌پذیرند. ما این مسئله را از قرآن مجید الهام گرفتیم؛ قرآن مجید در مورد اشخاصی که پیامبر مبلّغ آن‌ها بوده و در آن‌ها تأثیرگذار بوده، مثل اهل کتاب، می‌فرماید: برخی از اهل کتاب این چنین هستند که وقتی قرآن را می‌خوانی و تبلیغ دین می‌کنی، «ترا اعینهم تفیض من الدم مما عرفوا من الحق»، این‌ها اشک می‌ریزند و گریه می‌کنند و برخی از مردم این طور هستند که «سواء علیهم ءأنذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون»؛ ابداً تأثیرپذیر نیستند. قرآن مجید در مورد این افراد تعبیرات مختلفی دارد؛ از جمله «ختم الله علی قلوبهم»، «لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعینٌ لایبصرون». به هرحال، همه افراد یکسان نیستند، ولی جوان برای پذیرش مطالب آمادگی بیشتری دارد، چون دل او برای پذیرش پاک، صاف و آماده است، لذا باید به جوانان بیشتر توجه داشت.

چه توصیه‌ای برای جذب بیشتر مخاطبین، به خصوص اقشار جوان دارید؟

شخص مبلّغ، ابتدا باید آن اصلی که پیامبر خدا و قرآن بیان می‌فرمایند را در اختیار داشته باشد؛ یعنی آن نرمی و اخلاق خوب و پسندیده را دارا باشد. قرآن کریم می‌فرماید: «و لو کنت فطاً فظا القلب لانفضوّا من حولک». انسان بعد از انجام سخنرانی، خسته و کم حوصله می‌شود، اما باید با تمام توان، تحمل و صبر بر خستگی چیره شود و با چهره‌ای بشاش به سؤالاتی که احتمالاً مطرح می‌شود پاسخ دهد. زبر، خشن و بداخلاق نباشد. مرحوم آیت‌الله سید محمد فشارکی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در زمان مرحوم میرزای شیرازی، حوزه سامراء را (از نظر درسی) اداره می‌کرد. چون مرحوم میرزای شیرازی به خاطر مرجعیت و زعامتی که داشت نمی‌توانست به این مسائل رسیدگی کند؛ مشهور است که میرزا در طول سال، 3 ماه بیشتر تدریس نمی‌کرد. مرحوم آقای فشارکی، استاد مؤسس حوزه، آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری است. من هم این جریان را از فرزند ایشان نقل می‌کنم؛ گاهی ایشان بعد از یک ساعت، درس خود را تمام می‌کرد و از منبر پایین می‌آمد و شاگردان اطراف ایشان را می‌گرفتند. ایشان با صبر و حوصله، گاهی تا یک ساعت، در پای منبر به سوالات پاسخ می‌دادند. روزی یکی از شاگردان ایشان می‌گوید: آقا شما خسته شدید؛ یک درس روی منبر گفتید، یک درس هم پایین منبر. ایشان در پاسخ فرمودند: «من خودم را مسئول و موظف عند‌الله می‌دانم که وقتی کسی چیزی را نفهمیده، تفهیم کنم و مطمئن شوم، چیزی را که سؤال کرده، فهمیده است. لذا برای من مسئله‌ای نیست؛ من خستگی‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کنم».

بنابراین یکی از مسائل اساسی برای جذب، این است که انسان با چهره‌ای باز با مردم برخورد کند و به سؤال افراد کاملاً گوش کند. پیامبر خدا نیز همین طور بودند؛ اگر کسی پیش او می‌آمد، سؤال را کاملاً گوش می‌دادند، حال هر کسی باشد، سپس به فراخور حال شخص به سؤال او پاسخ می‌دادند. این یکی از مسائل مهم در جذب است.

مسئله دیگری که بسیار تأثیرگذار است و بزرگان هم این را بیان فرمودند، این است که در انجام مسئولیت و وظیفه‌ای که دارد، اخلاص داشته باشد. اخلاص در انسان حالتی ایجاد می‌کند که میزان تأثیرگذاری او در افراد بیشتر خواهد شد، تا اینکه به عنوان انجام یک حرفه، همین طور سطحی کاری بکند؛ مانند کسی که برای گرفتن مزد، ساعات مقرری کار می‌کند و بعد مزد می‌گیرند.

ادامه دارد... .

منبع: مجله «پگاه حوزه»، شماره‌ی 16

تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۱۶
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal