حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ دوشنبه ۱۸ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 آیا پيش از خلقت آدم، آدم‌های دیگری بوده‌اند؟
دليلي ندارد كه ما بگوييم بشريت در روی كره‌ی زمين و دركائنات، به ما انسان‌های موجود افتتاح شده و به وسيله‌ی ما خاتمه پيدا خواهد كرد كه بگوييم درميليون‌ها سال پيش از خلقت آدم و حوّا انساني نبوده و درميليون‌ها سال بعد از اين انساني نخواهد بود.

برای اثبات اين‌كه مانع عقلی وجود ندارد كه پيش ازخلقت آدم و حوّا، پدر و مادر تاريخ، انسان‌هاي كاملي مربوط به دوره‌‌هاي قبل بوده و خداوند آدم ابوالبشر و نسل او را در ارتباط با آن انسان‌‌هاي كامل و تحت رهبري آن‌‌ها آفريده است، مي‌گوييم اولاً بر اساس روايت‌‌هاي ديني كه با دلايل عقلي تأييد مي‌‌شود، اين بشريّت و انسان موجود در روي كره‌ی زمين، از ده هزار سال بيشتر سابقه ندارد. يعني از زماني كه اولين انسان‌ها بنام آدم و حوّا، بدون وساطت پدر ومادر و يا حيوانات ديگر، در روي كره‌ی زمين خلق شده و مبداء توليد نسل شده‌اند، تا امروز كه اين همه انسان‌ها در حدود هفت ميليارد نفر از آن‌ها موجود است، از ده هزار سال بيشتر طول نكشيده است و با توجه به اين‌كه آفرينش زمين و كائنات، ميلياردها سال سابقه دارد و نمي‌توانيم عمر ابتدائي آن را پيداكنيم، لازمه‌اش اين است كه پيش از خلقت آدم و حوّا، تا ميليون‌ها سال كره‌ی زمين و يا كرات ديگر مانند آن، از موجودي به نام انسان خالي بوده است كه اين خلاء، مناسب حكمت و قدرت خداوند متعال نيست.

دليلي ندارد كه ما بگوييم بشريت در روی كره‌ی زمين و دركائنات، به ما انسان‌های موجود افتتاح شده و به وسيله‌ی ما خاتمه پيدا خواهد كرد كه بگوييم درميليون‌ها سال پيش از خلقت آدم و حوّا انساني نبوده و درميليون‌ها سال بعد از اين انساني نخواهد بود. اخبار و احاديث هم دلالت دارد بر اين‌كه پيش ازخلقت آدم، آدم‌هایی بوده‌اند كه حساب آن‌ها را نمي‌توان بدست آورد و شايد از آيه‌ی شريفه‌ی مربوط به خلقت آدم اين معني كشف مي‌شود. آن‌جا كه خداوند به فرشتگان مي‌گويد: «مي‌خواهم در روي كره‌ی زمين خليفه‌اي به نام انسان خلق كنم.» فرشتگان مي‌گويند: «چرا يك چنين موجودي را خلق كني كه اين همه فساد به پا كند و قتل وكشتار راه بيندازد؟» شايد فرشتگان يك سابقه‌ی ذهني از انسان‌هاي پيش از خلقت آدم داشته‌اند كه خلقت انسان جديد مورد ايراد آن‌ها واقع شده است.

اين‌كه در اين‌جا مي‌گوييم پيش از خلقت آدم ابوالبشر آدم‌هايي بوده‌اند، مربوط به تفكّرات و كشفيّات داروين و امثال او نيست كه مي‌گويند: ميليون‌ها سال پيش از اين، انسان‌ها ازحيوان‌ها و ميمون‌ها متولّد شده‌اند و نسل آن‌ها ادامه پيدا كرده تا بالاخره از آن انسان‌هاي تمام وحشي يا نيمه‌وحشي يك چنين انسان‌هاي متفكّر و متمدّنی پيدا شده‌اند. يا مربوط به بحث بعضي از علما و دانشمندان معاصر نيست كه ضمن تأييد گفته‌ها و نوشته‌هاي داروين گفته‌اند كه: پيش از آدم و حوّا و متّصل به آدم و حوّا، انسان‌هاي بسياري بوده‌اند كه اين دو نفر انسان به نام آدم و حوّا از ميان آن‌ها انتخاب شده‌اند . اين دانشمندان به آيات «ان الله اصطفي آدم و نوحاً» و امثال آن‌ها استدلال مي‌كنند كه آدم از ميان آدم‌ها اصطفا شده است.

بديهي است كه خلقت انسان بعد از تكميل خلقت جهان شروع مي‌شود، زيرا جهان محل زندگي انسان است و اگر جهان به همين كيفيتی كه الآن هست، نباشد، جاي زندگي براي انسان پيدا نمي‌شود. اگر يك نفر انسان بیشتر نباشد، همان يك نفر يك چنين زمين و آسمان و ستارگاني لازم دارد. لذا گوئيم خداوند متعال پيش از خلقت انسان، جهاني به همين كيفيت خلق كرده است. يك نمونه از خلقت و تربيت انسان در كره‌ی زمين را گزارش مي‌دهيم و شما  اين يك نمونه را در كل عالم آفرينش در عرض و طول آن مي‌توانيد گسترش دهيد.

بي شك هدف خدا از خلقت انسان، ظهور دانش و معرفت است. خدا باين منظور انسان را خلق كرده است تا در برابر انسان شناخته شود. اگر موجودي بنام انسان قابل ظهور نباشد، خدا راهي ندارد كه علم و هنرخود را ظاهر سازد، زيرا عارف بدون معروف شناخته نمي‌شود. پس عالم خلقت به جاي كتاب و مدرسه است و خدا به جاي استاد و انسان به جاي شاگرد و سواي انسان، خط و كتابت و كره‌ی زمين، به جاي دانشگاه و انسان‌ها كه شاگردند، از طريق توالد و تناسل به اين دانشگاه وارد مي‌شوند. ازحوادث مي‌آموزند تا به كمال مطلق برسند. براي تكامل انسان‌ها، خداوند دو دوره زندگي به نام زندگي دنيا و آخرت تقدير مي‌كند. در دوره‌ی اول كه تقريباً دوره‌ی كودكستان شناخته مي‌شود، انسان‌ها به دنيا مي‌آيند و در مدت عمر خود دوره مي‌بينند كه زندگي بايد چگونه و چطور باشد. بعد از  اين دوره‌ی ابتدائي كودكستاني، در دل خاك ذخيره مي‌شوند. زندگي را به نسل بعد مي‌سپارند و مي‌ميرند. نسل بعد چند قلم علم و دانش را پيشرفت مي‌دهند و به نسل بعد از خود مي‌سپارند و خودشان در دل خاك مي‌خوابند. همين‌طور نسل موجود، چند قدم علم و دانش را جلوتر مي‌برند، تا آخرين نسل كه براي ظهورحكومت الهي آماده مي‌شود. دوران ظهور حكومت الهي را قيامت و آخرت ناميده‌اند. در آن دوره كه حكومت خدا و اولياء خدا مي‌باشد، انسان‌ها پيشرفته هستند. با افتتاح دوره‌ی دوم كه آخرت است، انسان‌هایی كه رفته‌اند و مرده‌اند، دو مرتبه به زندگي برمي‌گردند تا اين‌كه در شعاع تعليمات خدا و اولياء خدا به كمال مطلق برسند و در آن دوره، ديگر مرگ و مرض ندارند و حيات ابدي پيدا مي‌كنند. دوره‌ی تكامل بشر تا كمال مطلق انسان‌ها در دوره‌ی دنيا و آخرت، پنجاه هزار سال است كه بعد از اين دوره، زندگي ابدي آن‌ها شروع مي‌شود و كل فضاي نامتناهي، ميدان زندگي آن‌ها خواهد بود و ديگر محبوس در كره‌ی زمين كه دانشگاه و مدرسه‌ی آن‌ها بود نيستند و بعد از آن‌كه در اين مدرسه فارغ‌التحصيل شدند، در فضاي خلقت كه براي آن‌ها ميدان زندگي است، آزاد مي‌شوند و باز به همان كيفيت كه گفته شد، خداوند از آدم و حوّاي ديگري شاگرد به وجود مي‌آورد و به كمال مطلق مي‌رساند و اين برنامه در طول كره‌ی زمين و عرض آن كه كرات آسمان است از نزديك به ازل تا ابد ادامه دارد.

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

منبع: کتاب «گلگشت معرفت»، گزیده‌ای از آثار استاد محمد علی صالح غفاری، انتشارات تابان 

تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۲۳
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal