حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۸ يکشنبه ۳۰ تير     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 غضب، اسباب و مفاسد آن از دیدگاه روایات
غضب از صفات خبیثه است و لوازم و آثاری چند نیز بر آن مترتب می‌شود که همه آن‌ها قبیح است، مانند دشنام و اظهار بدی مسلمین و شماتت ایشان و سرّ ایشان را فاش کردن و پرده ایشان را دریدن و استهزاء به ایشان کردن و غیر این‌ها از اموری که از عقلا صادر نمی‌گردد.

غضب و اسباب آن

غضب عبارت است از حالت نفسانیه که باعث حرکت روح حیوانی و از داخل به جانب خارج، از برای غلبه و انتقام می‌شود. هرگاه شدت نمود باعث حرکت شدیدی می‌شود که از آن حرکت، حرارتی مفرط حاصل و از آن حرارت، دود تیره‌ای برمی‌خیزد و دماغ و رگ‌ها را ممتلی (پُر) می‌سازد و نور عقل را می‌پوشاند و اثر قوه عاقله را ضعیف می‌کند.

و به این جهت در صاحب غضب، موعظه و نصیحت اثری نمی‌بخشد. بلکه پند و موعظه، درشتی و شدت را زیاد می‌کند و حرکت قوه‌ی غضبیه به این جهت امری است که هنوز واقع نشده است، بلکه محتمل الوقوع است و به جوش آمدن شعله غضب، به جهت دفع آن است، یا به سبب امری است که واقع شده و حرکت آن به جهت انتقام است.

پس اگر انتقام ممکن باشد و قدرت بر آن داشته باشد، چون غضب به حرکت آمد، خون از باطن به ظاهر میل می‌کند و رنگ آدمی سرخ می‌شود و اگر انتقام ممکن نباشد و از آن مأیوس باشد، خون میل به باطن می‌کند و به آن جهت رنگ آدمی زرد می‌شود. اگر غضب بر کسی باشد که نداند خواهد توانست انتقام از او بکشد یا نه، گاهی خون میل به باطن و گاهی میل به ظاهر می‌کند و به این جهت رنگ آدمی گاهی سرخ و گاهی زرد می‌شود.

و مخفی نماند که مردمان در قوه غضبیه بر سه قسم‌اند:

بعضی در طرف افراط هستند، که در وقت غضب، فکر و هوشی از برای ایشان باقی نمی‌ماند و از اطاعت عقل و شرع بیرون می‌روند.

و طایفه‌ای در طرف تفریط‌اند، که مطلقاً قوه غضبیه ندارند و در جائی که عقلاً و یا شرعاً غضب لازم است، مطلقاً از جا برنمی‌آیند.

و گروهی بر جاده اعتدال مستقیم‌اند، که غضب ایشان به موقع و غلظت ایشان به جاست و در هنگام غضب از حد شرع و عقل تجاوز نمی‌کنند.

و شکی نیست که حد اعتدال آن، مرغوب و مطلوب است. بلکه آن فی‌الحقیقه غضب نیست، بلکه شجاعت و قوّت نفس است. طرف تفریط آن نیز اگر چه غضب نباشد، اما مذموم و قبیح و نتیجه جبن و خواری است و بسا باشد که از غضب بدتر بوده باشد، زیرا کسی را که هیچ قوه غضبیه نباشد، بی‌غیرت و خالی از حمیّت است.

و از این جهت گفته‌اند: «کسی که در موضع غضب به غضب نیاید خر است.» (احیاء العلوم، ج 3، ص 145 و 156)

و از حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام روایت شده است که:

«حضرت پیغمبر صلی الله علیه وآله از برای دنیا هرگز به غضب نمی‌آمد، اما هرگاه از برای حق، غضبناک می‌شد، احدی را نمی‌شناخت و غضب او تسکین نمی‌یافت تا یاری حق را نمی‌کرد.» (محجة البیضاء، ج 5، ص 303)

و از آن‌چه گفتیم معلوم شد که غضب مذموم، آن است که در حد افراط باشد، زیرا که اعتدال آن، ممدوح است و تفریط آن غضب نیست، اگر چه از صفات ذمیمه است.

غضب مفرط و مفاسد آن

بدان که غضب مفرط، از مهلکات عظیمه و آفات جسمیه است و بسا باشد که به امری مؤدی شود که باعث هلاک ابد و شقاوت سرمد گردد، چون قتل نفس، یا قطع عضو.

و از این جهت است که گفته‌اند: «غضب جنونی است که دفعی عارض می‌گردد.» (بحار الانوار، ج 73، ص 266، ح 20) و بسا باشد که شدت غضب، موجب مرگ مفاجات گردد. بعضی از حکما گفته‌اند که: «کشتی که به گرداب افتاده باشد و موج‌های عظیم آن را فرو گرفته باشد و بادهای شدید آن را به هر طرف افکند، به خلاص و نجات نزدیک‌تر است از کسی که شعله‌ی غضبش به التهاب آمده باشد.»

و در اخبار و آثار، مذمت شدید در خصوص غضب وارد شده است. حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمودند که: «غضب ایمان را فاسد می‌گرداند، چنان‌که سرکه عسل را فاسد می‌کند.» (بحار الانوار، ج 73، ص 266، ح 19)

و از حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام مروی است که: «این غضب آتش پاره‌ای است از شیطان، که در باطن فرزند آدم است و چون کسی از شما غضبناک گردید، چشم‌های او سرخ می‌گردد و باد به رگ‌های او می‌افتد و شیطان داخل او می‌شود.» (بحار الانوار، ج 73، ص 267، حدیث 21)

و از حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام مروی است که: «غضب، کلید هر بدی و شری است.» (کافی، ج 2، ص 303، ح 3؛ بحار الانوار، ج 73، ص 274، ح 24)

و باز از آن حضرت مروی است که: «غضب، دل مرد دانا را هلاک می‌کند.» (بحار الانوار، ج 73، ص 278، ح 33)

و نیز آن حضرت فرموده است که: «کسی که قوه غضبیه خود را مالک نباشد، عقل خود را نیز مالک نیست.» (بحار الانوار، ج 73، ص 278، ح 33)

و مخفی نماند که: علاوه بر این‌که خود غضب از مهلکات عظیمه و از صفات خبیثه است، لوازم و آثاری چند نیز بر آن مترتب می‌شود که همه آن‌ها مهلک و قبیح است، مانند فحش و دشنام و اظهار بدی مسلمین و شماتت ایشان و سرّ ایشان را فاش کردن و پرده ایشان را دریدن و سخریه و استهزاء به ایشان کردن و غیر این‌ها از اموری که از عقلا صادر نمی‌گردد.

و از جمله لوازم غضب آن است که البته بعد از تسکین «نایره» (آتش برافروخته) آن، آدمی پشیمان و افسرده خاطر می‌گردد و غضبناک و غمناک و شکسته‌دل می‌شود و باعث دشمنی دوستان و شماتت دشمنان، شادی ایشان و سخریه و استهزای اراذل و اوباش، تألّم دل و تغییر مزاج و بیماری تن می‌گردد.

و عجب این است که: بعضی چنان توهم می‌کنند که شدت غضب از مردانگی است، با وجود این‌که افعالی که از غضبناک سر می‌زند، افعال اطفال و دیوانگان است، نه کردار عقلا و مردان. هم‌چنان که مشاهده می‌شود، کسی که شدت غضب بر او مستولی شد، حرکات قبیحه و افعال ناشایسته، از دشنام و هرزه‌گوئی و سخن‌های رکیک از او سر می‌زند و بسا باشد که دشنام به ماه و خورشید و ابر و باد و باران و درخت و جماد و حیوان می‌دهد و می‌رسد به جائی که کاسه و کوزه خود را می‌شکند و با حیوانات و جمادات به سخن درمی‌آید. چون دست او از همه جا کوتاه شود، جامه خود را می‌درد و بر سر و صورت خود می‌زند و خود و پدر و مادر خود را دشنام می‌دهد. گاهی چون مستان و مدهوشان به هر طرف دویدن می‌گیرد و بسا باشد که بیهوش می‌شود و به زمین می‌افتد. آری،

خشم و شهوت مرد را احول کند                      ز استقامت روح را مبدل کند

و چگونه امثال این افعال نشانه‌ی مردی و شیردلی است و حال این‌که پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: «شجاع، کسی است که در حالت غضب، خود را تواند نگاه داشت.» (صحیح بخاری، ج 8، ص 34)

منبع: کتاب «معراج‌السعادة» ملا احمد نراقی
تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۲۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
کارگاه مطالعات سینمایی
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal