حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۱۴ فروردين     
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
 ریا و اقسام آن
حضرت رسول فرمودند: «بدرستی که بدترین چیزی که بر شما می‌ترسم شرک اصغر است.» گفتند: «شرک اصغر چیست؟» فرمود: «ریا.» خدای عزّوجل در روز قیامت وقتی که جزای بندگان را دهد به ریا کاران می‌فرماید که: «شما بروید پیش کسانی که از برای ایشان ریا کردید و ببینید که آیا جزای شما در نزد ایشان هست یا نه.»

ریا عبارت است از طلب کردن اعتبار و منزلت در نزد مردم بوسیله‌ی افعال خیر و پسندیده، یا آثاری که دلالت بر صفت نیک کند. مراد از آثار دالّه بر خیر، افعالی است که خود آن فعل، خیر نباشد ولی از آن، پی به امور خیر توان برد. مثل اظهار ضعف و بی‌حالی به جهت فهمانیدن کم خوراکی و روزه بودن یا بیداری شب و مثل آه بی‌اختیار کشیدن به جهت اظهار این‌که به فکر خدا یا احوال روز جزا افتاده است و امثال این‌ها.

همه‌ی اقسام ریا شرعاً مذموم، بلکه از جمله مهلکات عظیمه و گناهان کبیره است و بر حرمت آن، اجماع امّت منعقد و آیات و اخبار یکدیگر را متعاضد است.

پروردگار عظیم در کتاب کریم می‌فرماید:

«فویل للمصلّین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذینهم یراؤن»؛ یعنی وای بر نمازگزارانی که در نماز خود مسامحه و سهل‌انگاری می‌کنند. آن‌چنان کسانی که ریا می‌کنند و طاعت خود را به جهت ثنا یا فایده‌ی دیگر از فواید دنیا به جا می‌آورند. (ماعون، آیه 6) و در مقام مذمت جمعی می‌فرماید: «یراؤن النّاس و لا یذکرون الله الّا قلیلا»؛ می‌نمایند اعمال خود را به مردم و یاد نمی‌کنند خدا را مگر اندک. (نساء، آیه 142)

از حضرت رسول صلی الله علیه و آله مروی است که فرمودند: «به درستی که بدترین چیزی که بر شما می‌ترسم شرک اصغر است.» عرض کردند که: «شرک اصغر چیست؟» فرمود: «ریا.» خدای عزّوجل در روز قیامت وقتی که جزای بندگان را دهد به ریا کاران می‌فرماید که: «شما بروید پیش کسانی که از برای ایشان ریا کردید و ببینید که آیا جزای شما در نزد ایشان هست یا نه.» (بحار الانوار، ج 72، ص 303) و نیز از آن حضرت منقول است که: «خدای تعالی فرمود: هر که عملی بجا آوردکه غیر مرا در آن شریک سازد، همه آن عمل از غیر است و من نیز از آن عمل بیزارم.» (محجة البیضاء، ج 6، ص 140 و احیاء العلوم، ج 3، ص 254) و نیز آن حضرت فرمود که: «خدا قبول نمی‌فرماید عملی را که در آن به قدر ذرّه‌ای از ریا باشد.» (بحار الانوار، ج 72، ص 304) و نیز فرمود که: «در روز قیامت، ریاکار را به چهار نام می‌خوانند و می‌گویند: ای کافر! ای فاجر! ای غادر! ای جابر! عمل تو فاسد، و اجر تو باطل شده. تو را امروز در پیش ما نصیبی نیست، برو امروز مزد خود را از آن‌کس بگیر که عمل از برای او می‌کردی.» (بحار الانوار، ج 72، ص 303)

روزی آن سرور گریست، گریستنی شدید. عرض کردند که: «چه چیز شما را گریانید؟» فرمود: «به درستی که بر امّت خود ترسیده‌ام از شرک، آگاه باشید که ایشان نخواهند پرستید بتی را و نه خورشید و ماه را و نه سنگی را ولی در اعمال خود ریا خواهند کرد.» (محجة البیضاء، ج 6، ص 141) و فرمود: «به زودی بیاید بر امّت من زمانی که باطن‌های ایشان خبیث و ظاهرهای خود را نیکو کنند به جهت طمع در دنیا و نمی‌خواهند از آن ثواب پروردگار را. دینشان ریاست و خوف خدا در دل ایشان جای ندارد و فرو می‌گیرد عقاب خدای تعالی ایشان را. پس خدای را می‌خوانند، خواندن کسی که غرق شده باشد. دعای ایشان به اجابت نمی‌رسد.» (کافی، ج 2، ص 296، ح 14) و در «عدة الداعی» از جناب نبوی مروی است که: «خدای تعالی پیش از آن‌که آسمان‌ها را خلق کند، هفت فرشته آفرید و بر هر آسمان فرشته‌ای موکّل فرمود که به عظمت خود آن آسمان را فرو گرفت و بر هر دری از درهای آسمان‌ها فرشته‌ای را دربان کرد. پس فرشتگانی که حافظان و ضابطان اعمالند، عمل بنده را می نویسند از صباح تا شب. بعد از آن، آن عمل را به بالا می‌برند. تا این‌که فرمود: فرشتگانی که حافظان اعمالند، عمل بنده را بالا می‌برند که مشتمل است به روزه و نماز و فقه و اجتهاد و ورع و آن را آوازی باشد چون آواز رعد و با آن درخشندگی و روشنی باشد مانند روشنی خورشید و با آن عمل، سه هزار فرشته باشند. پس حَفَظَه، با آن فرشتگان می‌روند و از آسمان‌ها می‌گذرند تا نزد فرشته‌ای که بر آسمان هفتم موکّل است، آن فرشته می‌گوید: بایستید و بزنید این عمل را به روی صاحبش و بزنید آن را بر جوارح و اعضای او و دل او را قفل کنید. من فرشته‌ی حجابم؛ منع می‌کنم هر عملی را که از برای خدا نباشد. به درستی که مراد صاحب این عمل، خدا نبوده و جز این منظور او نبوده که در نزد امرا بلندمرتبه شود و در مجالس، ذکر او را کنند و آوازه‌ی او در شهرها منتشرگردد و پروردگار من امر فرموده که نگذارم عمل او از من در گذرد به سوی غیر من.»

دیگر فرمود: «و نیز حفظه بالا می‌برند عمل بنده را مبتهج و مسرور به آن عمل، از نماز و روزه و زکات و حج و عمره و خلق‌ نیکو و خاموشی و ذکر بسیار و ملائکه‌ی آسمان‌ها و آن هفت ملکی که بر هفت آسمان موکّل‌اند، جملگی مشایعت آن عمل را می‌کنند تا آن‌که از همه‌ی حجاب‌ها در می‌گذرد و در نزد خدای عزّوجل می‌ایستند. پس گواهی می‌دهند از برای آن بنده که چنین عملی می‌کند. خدای تعالی می‌فرماید که: شما حافظان عمل بنده‌ی من هستید و من نگاهبانم بر آن‌چه در باطن اوست. به درستی که این بنده‌ی من مرا اراده نکرده به این عمل. یعنی مرادش از این عمل، تحصیل رضای من نبوده و غیر مرا در نظر داشته. پس بر او باد لعنت من. پس همه‌ی فرشتگان می‌گویند: بر او باد لعنت تو و لعنت ما و جمله آسمان‌ها و ساکنان آن‌ها بر او لعنت فرستند.» (محجة البیضاء، ج 6، ص 142 و احیاء العلوم، ج 3، ص 255)

از حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام مروی است که: «نگاهداری عمل، مشکل‌تر است از انجام دادن آن. عرض کردند که: چگونه است نگاهداری آن؟ فرمود که: مردی صله به جا می‌آورد و از برای خدا انفاق می‌کند و به غیر از خدا احدی را منظور ندارد. پس ثواب پنهانی آن عمل از برای او ثبت می‌شود و بعد از آن در نزد مردمان، آن عمل را ذکر می‌کند. ثوابی که نوشته شده بود محو می‌شود و ثواب عمل آشکارا که کمتر است از پنهانی به جهت او نوشته می‌شود. بار دوم که آن عمل را ذکر می‌کند، آن ثواب نیز محو می‌شود و ریا در نامه‌ی عمل او ثبت می‌گردد.» (کافی، ج 2، ص 296، ح 16)

از حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام مروی است که: در بیان قول خدای تعالی که: «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعبادة ربه احدا» فرمود: مردی عمل خیری می‌کند که خالص از برای خدا نیست، بلکه غرض او ستایش مردمان است و خواهش دارد که مردم آن را بشنوند. پس این است آن‌چنان کسی که شرک آورده است در بندگی پروردگار خود. پس فرمود: هیچ بنده‌ای نیست که عمل خیر خود را پنهان کند و روزگاری از آن بگذرد، مگر این‌که خدا آن را ظاهر می‌سازد و هیچ بنده‌ای نیست که عمل بد خود را پنهان گرداند و روزگاری از آن بگذرد، مگر این‌که خدا آن را آشکار می‌کند. (کافی، ج 2، ص 294، ح 4) و فرمود: «چه می‌کند یکی از شما که عمل خوب از برای خود ظاهر می‌سازد و فعل خود را پنهان می‌کند اما به باطن خود رجوع نمی‌کند تا بداند که چنین نیست.» (کافی، ج 2، ص 293) و فرمود: «هر که عمل اندکی از برای خدا بکند، خدا آن را بیش از آن‌چه کرده ظاهر می‌سازد و هر که عمل بسیار از برای ریا و مردمان کند و در آن بدن خود را به تعب اندازد و شب‌ها به بیداری به روز آورد، خدا نمی‌گذارد، مگر این‌که اندک نماید در نزد هر که بر آن مطلع می‌گردد.» (کافی، ج 2، ص 296، ح 13)

در مذمت ریا و بدی آن همین قدر کافی است که دلالت می‌کند بر این‌که: آن شخص مرائی، حضرت آفریدگار جلّ جلاله را پست‌تر و حقیرتر شمرده از بندگان ضعیف او که نه نفعی از ایشان متمشی می‌گردد و نه ضرری. چون شکّی نیست که هرکه در یکی از عبادات پروردگار قصد ستایش و پسندیدن بنده‌ای از بندگان او را کند، چنین گمان دارد که قدرت این بنده به بر آوردن مطالب او از خدا بیشتر است و رضاجوئی او از خوشنودی خدا بهتر است. کدام استخفاف به پروردگار عالم از این بالاتر است.

اقسام و انواع ریا

بدان که ریا بر چند قسم است، زیرا که یا در اصل ایمان است یا در عبادت است و یا در غیر این‌ها.

اما قسم اول عبارت است از: اظهار شهادتین به زبان با انکار در دل. این قسم کفر و نفاق است و در ابتدای اسلام شیوع داشت ولی در امثال این زمان کم یافت می‌شود. بلی در این زمان بسیار می‌شود که کسی در دل، معتقد به بعضی از ضروریات دین، مثل بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و معاد جسمانی و بقای تکلیف نباشد، ولی از خوف شمشیر شریعت، اظهار آن نکند و اظهار اعتقاد نماید. این نیز از جمله کفر و نفاق و صاحب آن از دایره دین و اسلام خارج و در آتش جهنم مخلد است و صاحب کفر و نفاق، خواه از قبیل اول باشد یا ثانی، از کافر آشکار بدتر است، زیرا آن، جمع میان نفاق و کفر هر دو کرده است.

اما قسم دوم که ریا در عبادات باشد بر چند نوع است:

اول؛ با وجود آن‌که اعتقاد به خدا جلّ‌جلاله و پیغمبر صلی الله علیه و آله داشته باشد، در اصل عبادات واجبه خود ریا کند. مثل این‌که در خلوت، تارک‌الصلوة و تارک‌الصّوم و تارک‌الزکوة باشد و چون در حضور مردم اتفاق افتد، نماز بخواند و اگر در ماه مبارک رمضان صبح تا شام در مجمعی بایدش بود، روزه بدارد و اگر کسی بر مال زکاتی او مطّلع گردد، از ترس مذمّت آن شخص، زکات بدهد. در حضور مردم با والدین خود حسن سلوک به جا آورد و در غیاب مردم با ایشان بی‌ادبی و بدسلوکی نماید. بر این قیاس این شخص اگرچه در زمره‌ی کفّار محسوب نباشد ولی بدترین اهل اسلام و نزدیک‌ترین ایشان به کفّار است.

دوم آن‌که در عبادات واجبه‌ی خود مرتکب ریا نگردد ولی در اصل عبادات مستحبه ریاکار باشد. مثل این‌که در خلوت نوافل شبانه‌روزی و نمازشب و روزه‌های سنّتی را بجا نیاورد، اما در حضور مردم رغبت به این افعال داشته باشد. مثل این است بلند گفتن تسبیح و تهلیل در مجالس و هم‌چنین در عیادت بیماران و مشایعت جنازه به قصد ریا. این شخص، اگرچه از شخص اول بهتر است ولی باز هالک و با اول در شرک شریک است.

سوم آن‌که ریا در وصف عبادات کند، نه در اصل آن‌ها. مثل این‌که رکوع و سجود و سایر افعال نماز را در حضور مردم به قصد حصول اعتبار بهتر بجا آورد و از آن‌چه در خلوت می‌کند و مثل این‌که در تعزیه یا ذکر حدیثی، گریه به او دست دهد و اشک خود را پاک نکند به قصد آن‌که مردم او را ببینند و امثال این‌ها. صاحب این مرتبه نیز هالک و به نوعی از شرک مبتلا است.

و اما قسم سوم، که ریا در غیر عبادت باشد، پس یا در مباحات است، مثل تنظیف لباس، از برای این‌که مردم او را پاکیزه دانند یا پوشانیدن عیبی از بدن خود تا مردم او را متصف به آن ندانند و امثال آن. یا در محرّمات است و آن پنهان داشتن گناهان و عیوب خود است تا مردم او را فاسق ندانند.

منبع: کتاب «معراج السّعادة» ملا احمد نراقی
 

 
تاريخ: ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:
سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
نقد مسیحیت
کوثر هدایت 98
نقد فرق تصوف و دراویش
تربیت مبلغ خواهران
کارگاه مطالعات سینمایی
نقد عرفان های نوظهور
پاسخگویی به شبهات مذهبی
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal