حساب کاربری | عضویت    امروز: ۱۳۹۷ يکشنبه ۳۱ تير     
نتایج جستجو

  روضه علی اصغر علیه‌الاسلام
او سخنش را با خطبه‌‌ای آغاز كرد و سپس آیه‌‌ای را خواند و درباره‌ی مبارزه حق و باطل در طول تاریخ به اختصار سخن گفت و ضمناً گریزی به شهیدان جنگ تحمیلی زد و تصویرهای بر پا ایستاده‌شان را بر سر آرامگاه‌هایشان نشان داد و با آنان نیز سخن گفت. سپس به مناسبت روز عاشورا، روضه علی...
۱۳۹۵/۷/۱۸ :تاريخ

حجت الاسلام و المسلمین اختری:
  همراهی با امام (ره) در سفر به کربلا، بهترین خاطره من است
فردا صبح دیدم نمی شود و طاقت ندارم در مدرسه بنشینم و ببینم چه می شود. وقتی متوجه شدم یک اتوبوس دیگر در مدرسه در حال جمع کردن گروهی دیگر از طلاب برای رفتن پیش امام است من هم سوار شدم. پیش خودم گفتم اگر گرفتند که گرفتند و اگر نگرفتند...
۱۳۹۵/۷/۱۴ :تاريخ

  خود امام حسین علیه‌السلام کار را درست خواهد کرد!
من حاضر نشدم به راننده التماس کنم که ما را برساند. چون از ابتدای مسیر هم انگار راضی نبود و بلافاصله زمانی که گفت پیاده شوید، پیاده شدیم. دختران شعیب برای این‌که سربار مردم نباشند به چوپانی مشغول شدند. من هم گفتم خود امام حسین علیه‌السلام کار را درست خواهد کرد...
۱۳۹۵/۷/۱۱ :تاريخ

  انسان‌ وقتی‌ یك‌ پله‌ بالا می‌آید، فریب‌ می‌خورد
خود ایشان‌ هم چنان‌ مایل‌ بودند كه‌ مانند مسجد سلماسی‌ و محمدیه‌، روی‌ زمین‌ بنشینند. سرانجام‌ ایشان‌ پذیرفتند و روی‌ منبر رفتند و جالب‌ این‌ كه‌ از همین‌ قضیه‌ به‌ عنوان‌ یك‌ گریز مؤثر اخلاقی‌ استفاده‌ كردند و فرمودند: انسان‌ وقتی‌ یك‌ پله‌ بالا می ‌آید، فریب‌ می ‌خورد. باید حواس‌ انسان‌ ...
۱۳۹۵/۶/۲۳ :تاريخ

  پاسخي حكيمانه
پرسید: می خواهید نجس نشوید؟ ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند: بل لاحافظ علی طهارتک؛ بلکه بر عکس تو آن قدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس هایی حریم قدسی و زنانه تو را می آلاید... این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه نه تنها توطئه او را خنثی کرد، بلکه کار بر عکس شد...
۱۳۹۵/۶/۹ :تاريخ

  فقط‌ يك‌ نوع‌ غذا خورد...!
يك‌ بار همراه‌ پدرم‌ در يك‌ ميهماني‌ كه‌ به‌ تنوع‌ غذاهاي‌ سفره‌ مشهور بود، شركت‌ كرد. وقتي‌ برگشتند، مادرم‌ از او پرسيد كه‌ از كدام‌ نوع‌ غذا خورده‌ است‌ و آقا موسي‌ جواب‌ داد كه‌ فقط‌ يك‌ نوع‌ غذا خورده‌ است، زيرا يك‌ نوع‌ غذا، آدمي‌ را هم‌ سير مي‌ كند و هم‌ گواراتر است، در حالي‌ كه‌ تناول‌ غذاهاي‌ متنوع‌ باعث‌ سوءِ‌ هاضمه‌...
۱۳۹۵/۶/۹ :تاريخ

  نذر می‌کرد تا یک سال روزه بگیرد!
این طلبه چون قبلاً نیاز شخصی خود را با آیت الله العظمی بروجردی در میان نهاده بود، ایشان تصور کرده بود این بار نیز همان درخواست قبلی را مطرح کرده است و نمی ‌‌خواهد جلو مردم اظهار نیاز بکند. آقای بروجردی بعد از این که فهمید طلبه سؤال علمی داشته است، خیلی پریشان شد.
۱۳۹۵/۶/۳ :تاريخ

  من ساعت سه و نیم نیمه شب می آیم و منبر می روم!
من شب جمعه دلشوره داشتم که نکند کسی نیاید و آبرو ریزی شود. ساعت ۱۱ شب به مسجد جامع رفتم و دیدم مسجد و خیابان جلوی مسجد جامع پر است و در نهایت مرحوم کافی ساعت سه و نیم منبر رفت و تا اذان صبح ادامه دادند و سه شب این منبر برگزار شد و بعد منبر از سه ربعی...
۱۳۹۵/۵/۲۵ :تاريخ

  ما به دیدنش مى ‏رویم!
زمانى که آیت اللَّه العظمى بروجردى به قم آمدند و مرجعیت را عهده ‏دار شدند، شخص با نفوذى نسبت به ایشان اهانت زشتى کرد و نسبت ناروایى داد. آقاى بروجردى هیچ واکنشى نشان نداد، ولى طرف مقابل با این کار خود موقعیت اجتماعى بالایش را از دست داد و کارش به جایى رسید که در مدت کوتاهى...
۱۳۹۵/۵/۲۴ :تاريخ

  عمل به وظیفه در شدت ابتلا
آقا سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه برای نجات آن ها از نجف به رضاشاه تلگراف کرد، ولی از آن جا که در تلگراف کلمه حتماً ذکر شده بود، تلگراف از کرمانشاه برگشت و ایشان دوباره تلگراف زدند و از اعدام آن ها صرف نظر شد و ایشان آزاد شدند. یکی از علمای دستگیر شده می گفت: در بازداشتگاه همه...
۱۳۹۵/۵/۲۰ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  ماجرای عجیب غسل دادن آیت الله بروجردی
آقا! خدا مى‌ خواسته به شما نشان بدهد که این عالم ربانى چقدر بزرگوار است و چشم برزخى شما را باز کرده است و آن عالم برزخ ایشان بوده است، نه عالم ظاهر ایشان و شما چشم و لبخند زدن برزخى ایشان را مى‌ دیده ‌اید، زیرا انسان به مجرد این که روح از بدنش خارج مى ‌شود، در قالب ...
۱۳۹۵/۴/۲۷ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  رانی با طعم هلو!!
بعد که از آن‌‌ها خداحافظی کردم و برگشتم توی ماشین، راننده گفت: حاجی چیکار کردی؟ گفتم: هیچ‌چی. تنها کاری که من کردم این بود که رفتم جلو و با روی خوش به آن‌ها سلام کردم. خداوند که در قرآن فرموده است: «و اذا مرّوا بالغو مرّوا کراما» یعنی همین. یعنی اگر هم برخورد خوبی با تو نداشتند، تو با بزرگواری برخورد کن.
۱۳۹۵/۴/۲۷ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات :
  نامه عجیب و تغییر تصمیم
پس از ورود به ترکیه و استقرار در شهر استانبول، وضعیت نامناسب اجتماعی و وجود مفاسدی هم ‌چون بی‌ حجابی و کنترل شدیدی که کنسولگری ایران در استانبول در خصوص تبعید حضرت امام بر نمازگزاران مسجد اعمال می ‌کرد، مرا از این سفر پشیمان ساخت و تصمیم گرفتم به ایران برگردم، ‌اما قبل از ...
۱۳۹۵/۴/۲۰ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  الهام از قرآن در ماه قرآن
این مسأله فکر مرا مشغول کرده بود که عمده گرفتاری‌ های فردی و اجتماعی معمولاً ناشی از ضعف اعتقاد به معاد و روز جزا می‌ باشد. هم‌ چنين به سبب دور شدن از یاد خدا، دل‌ ها مرکز شیاطین شده و به سرگرمی‌ های دنیا مشغول می‌‌ گردد، لذا باید چاره‌‌ ای اندیشید و به درمان این دردها پرداخت. به سراغ قرآن رفتم و...
۱۳۹۵/۴/۱۰ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  اول عقيدتي بعداً نظامي...!
گفتم: این برنامه به درد من نمی‌خورد، چون اگر سربازها اول آموزش نظامی ببینند خسته می‌شوند. از آن‌ها خواستم ساعت کلاس را تغییر بدهند. ابتدا طفره رفتند ولی با اصرار من سرانجام قبول کردند. من هم کلاس را به سه دسته زیر دیپلم، دیپلم و بالاتر از دیپلم تقسیم کردم و توانستم سربازها را تا حدوی جذب کلاس کنم.
۱۳۹۵/۴/۵ :تاريخ

دو خاطره کوتاه تبلیغی:
  هم برای شما همسر تعیین کردند و هم خانه و هم زمین!
سال بعد در روز اول ماه مبارک رمضان خادم مسجد آن روستا تماس گرفت و گفت: حاج آقا از یک جهت بیایید و از یک جهت نیایید! سؤال کردم: یعنی چه؟ چه می‌گویی؟ پاسخ داد: از این جهت که مشتاق دیدار شما هستیم، بیایید و از این جهت که شما گفته بودید که قصد ازدواج نداريد، نیایید؛...
۱۳۹۵/۳/۲۶ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  ناهار عروسی در ماه رمضان!
احوال‌پرسی کردم و رفتم توی مجلس. توجه همه به من جلب شد. دو عدد پشتی روی هم گذاشتم و بالای آن‌ها ایستادم. شروع کردم به سخنرانی که اتفاقاً بسیار تأثیرگذار هم شد. خیلی از روستاها با این که نیاز هم دارند، تقاضای روحانی نمی‌‌کنند. این وظیفه ما است که به آن ها رسیدگی کنیم و احکام الهی ...
۱۳۹۵/۳/۱۷ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  خاطره‌ای از شهید بابایی در ماه مبارك رمضان
به یاد دارم روزی از روزهای ماه مبارك رمضان بود و طبق معمول عباس صبح قبل از رفتن به محل كار به خانه ما آمد. چهره‌اش را غم و اندوه پوشانده بود و ناراحت به نظر می‌رسید. وقتی دلیل آن را جویا شدم، با افسردگی گفت: - نمی‌دانم چه كار كنم؟ به من دستور داده‌اند كه امروز را روزه نگیرم.
۱۳۹۵/۳/۱۷ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  احداث پل روی رودخانه
پوتین ‌ها را به پا کردم و با مدیر مدرسه که میزبان ما بود، راهی مدرسه شدیم، هر جا که قدم می‌ گذاشتیم، تا مچ پا در گل فرو می ‌رفتیم. در مسیر جاده اهالی روستا را می دیدیم که یکی یکی به طرف روستا برمی‌‌گشتند و ناراحت از این که رودخانه را دوباره آب گرفته و نمی‌ شود از آن عبور کرد. بالاخره خود را به رودخانه رساندیم و...
۱۳۹۵/۳/۱۳ :تاريخ

پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
  برشی از خاطرات همسر امام
امام در مسائل خصوصی زندگی من دخالت نمی كردند. اوایل زندگیمان، یادم نیست هفته اول یا ماه اول به من گفتند: من كاری به كار تو ندارم. به هر صورت كه میل داری لباس بخر و بپوش؛ اما آن چه از تو می خواهم این است كه واجبات را انجام بدهی و محرمات را ترك بكنی ؛ یعنی گناه نكنی…
۱۳۹۵/۳/۱۳ :تاريخ

سامانه اعزام مبلغ دفتر تبلیغات سمتا
ثبت نام جذب و گزینش
زمانبندی امتحانات بینش مطهر
دوره مسیحیت
نقد فرق تصوف و دراویش
فراخوان جذب، گزینش و ارتقاء رتبه
پاتوق داستان
ایپرسش
دانلود نرم افزارهای مرکز ملی پاسخگویی
فرم ارسال اخبار شما
لینکستان سایت‌های مرتبط
آخرین اخبار سایر خبرگزاریها
  صفحه اصلی  |   گزارش از مطالب  |   درباره ما  |   اخبـــار  |   دانلود نرم افزار 
Copyright © 2010. All rights reserved.
Developed by WebBox Portal